﻿1
00:00:13,000 --> 00:00:15,750
‏‫<i>زندگی کوتاه خوزه ماریا رایان پایان یافت. جرمش؟‬

2
00:00:15,830 --> 00:00:18,410
‏‫<i>کار کردن برای شرکتی که نیروگاه لمونیز را می ساخت،‬

3
00:00:18,500 --> 00:00:21,910
‏‫<i>که با جو جدیدی از طرد شدن از طرف مردم باسک روبرو شده بود‬

4
00:00:22,000 --> 00:00:22,910
‏‫<i>نسبت به قاتلین.‬

5
00:00:23,000 --> 00:00:26,200
‏‫<i>ماریا دولورس گونزالس کاتارین، معروف به "یویِس"، به قتل رسید.‬

6
00:00:26,290 --> 00:00:29,250
‏‫<i>عضو سابق گروه شبه نظامی ای‌تی‌ای سعی داشت زندگی جدیدی را شروع کند.‬

7
00:00:29,330 --> 00:00:33,160
‏‫<i>هنگام قتل، او با پسر سه ساله اش بود.‬

8
00:00:33,250 --> 00:00:37,040
‏‫<i>حمله بارسلونا خونین ترین حمله ای است که علیه غیرنظامیان دیده ایم.‬

9
00:00:37,120 --> 00:00:39,750
‏‫<i>یکی از آنها خود را به عنوان عضو ای‌تی‌ای معرفی کرد‬

10
00:00:39,830 --> 00:00:43,330
‏‫<i>و گفت که بمبی را در سوپرمارکت هایپرکور در مریدیانا کار گذاشته است.‬

11
00:00:43,410 --> 00:00:45,540
‏‫<i>در آخر گفت: «زنده باد باسک‌ها».‬

12
00:00:45,620 --> 00:00:49,620
‏‫<i>همه جا در اطراف پاسگاه گارد مدنی در آرابال آرام بود.‬

13
00:00:49,700 --> 00:00:52,250
‏‫<i>سپس، یک سئات ۱۲۴ توقف کرد‬

14
00:00:52,330 --> 00:00:54,620
‏‫<i>و سرنشینان به سرعت از خودرو خارج شدند.‬

15
00:00:54,700 --> 00:00:56,790
‏‫<i>نگهبان گارد مدنی دم در متوجه شد‬

16
00:00:56,870 --> 00:01:00,200
‏‫<i>و همان موقع بود که صدای انفجار بمب را شنید.‬

17
00:01:00,290 --> 00:01:02,450
‏‫<i>وقتی توانستیم او را بیرون بیاوریم، به ما گفت‬

18
00:01:02,540 --> 00:01:04,000
‏‫<i>بچه هایش زیر آوار هستند.‬

19
00:01:04,080 --> 00:01:08,370
‏‫<i>یک بمب ماشین در تقاطع خواکین کاستا و لوپز ده هویوس منفجر شد.‬

20
00:01:08,450 --> 00:01:11,540
‏‫<i>طبق آخرین گزارش ها، ۶ نفر کشته شده اند،‬

21
00:01:11,620 --> 00:01:14,000
‏‫<i>اگرچه هنوز باید این تعداد را تأیید کنیم.‬

22
00:01:14,080 --> 00:01:15,120
‏‫<i>فعلاً همین.‬

23
00:01:15,200 --> 00:01:16,290
‏‫استراسبورگ، ۱۹۹۵‬

24
00:01:16,370 --> 00:01:17,450
‏‫<i>تمومه؟‬

25
00:01:17,830 --> 00:01:19,160
‏‫<i>- بله قربان.‬
‏‫- باشه.‬

26
00:01:19,250 --> 00:01:20,290
‏‫<i>خداحافظ.‬

27
00:01:20,370 --> 00:01:22,250
‏‫<i>- ممنون.‬
‏‫- خداحافظ، آقا.‬

28
00:01:31,580 --> 00:01:33,830
‏‫- خیلی ممنون.‬
‏‫- خواهش می کنم.‬

29
00:01:33,910 --> 00:01:36,000
‏‫دوستای جوزف همیشه خوش اومدن.‬

30
00:01:36,370 --> 00:01:39,160
‏‫شاید یه کم جاتون تنگ باشه. اینجا خیلی جا نیست.‬

31
00:01:39,250 --> 00:01:41,540
‏‫نگران نباش. جاهای خیلی بدتری هم خوابیدیم!‬

32
00:01:41,620 --> 00:01:44,410
‏‫فقط صبر کن این خورشت رو امتحان کنی.‬

33
00:01:44,500 --> 00:01:45,910
‏‫جوزف همیشه همینو میگه.‬

34
00:01:46,000 --> 00:01:47,290
‏‫خوش شانسیم که داریم امتحانش می کنیم.‬

35
00:01:47,370 --> 00:01:48,250
‏‫زوریون.‬

36
00:01:48,330 --> 00:01:50,000
‏‫مادرم معمولاً چربی خوک اضافه می کنه.‬

37
00:01:50,080 --> 00:01:51,120
‏‫<i>اون یه خوکِ.‬

38
00:01:51,200 --> 00:01:52,160
‏‫<i>چی؟‬

39
00:01:52,250 --> 00:01:53,500
‏‫<i>- اون یه خوکِ.‬
‏‫- کی؟‬

40
00:01:57,160 --> 00:01:58,450
‏‫<i>به اون عکس نگاه کن.‬

41
00:02:01,250 --> 00:02:02,950
‏‫شما دو تا اهل کجایید؟‬

42
00:02:07,160 --> 00:02:08,410
‏‫راه دوری اومدید؟‬

43
00:02:10,620 --> 00:02:12,700
‏‫<i>- بزن بریم بیرون.‬
‏‫- آره.‬

44
00:02:14,790 --> 00:02:16,450
‏‫همه چی مرتبه؟‬

45
00:02:19,830 --> 00:02:21,000
‏‫اتفاقی افتاده؟‬

46
00:02:22,750 --> 00:02:24,290
‏‫چه آدمای عجیبی.‬

47
00:02:25,540 --> 00:02:26,790
‏‫ماری، پسره رو صدا کن.‬

48
00:02:26,870 --> 00:02:31,040
‏‫بایون، فرانسه‬

49
00:02:31,120 --> 00:02:32,040
‏‫سلام مامان.‬

50
00:02:32,120 --> 00:02:34,290
‏‫دیر زنگ زدی. حالت خوبه؟‬

51
00:02:38,540 --> 00:02:39,660
‏‫چه دوستایی؟‬

52
00:02:41,700 --> 00:02:44,620
‏‫باسکی حرف میزدن؟ کی رفتن؟‬

53
00:03:23,750 --> 00:03:24,660
‏‫کشف جاسوس توسط اِ تِ آ‬

54
00:03:24,750 --> 00:03:27,000
‏‫- یه خوک کثیف، تو بایون.‬
‏‫- چی؟‬

55
00:03:27,080 --> 00:03:29,790
‏‫- یه گارد غیرنظامی کثیف.‬
‏‫- نگرفتنش؟‬

56
00:03:29,870 --> 00:03:31,040
‏‫اون عوضی فرار کرد.‬

57
00:03:31,120 --> 00:03:32,830
‏‫خب، قیافه‌اش رو که می‌دونیم.‬

58
00:03:32,910 --> 00:03:34,910
‏‫یه روزی سزای کارش رو می‌بینه.‬

59
00:03:35,000 --> 00:03:39,330
‏‫دقیقا. اون و همه‌ی جاسوسای کثیف یه روزی‬
‏‫یه گلوله تو سرشون خالی میشه.‬

60
00:03:39,410 --> 00:03:40,660
‏‫<i>- به سلامتی!‬
‏‫- به سلامتی!‬

61
00:03:40,750 --> 00:03:43,290
‏‫<i>- زنده باد آزادی باسک!‬
‏‫- زنده باد.‬

62
00:03:57,080 --> 00:04:00,080
‏‫استقلال‬

63
00:04:00,160 --> 00:04:03,250
‏‫سوسیالیسم‬

64
00:04:03,330 --> 00:04:07,250
‏‫نفوذی‬

65
00:04:10,250 --> 00:04:11,620
‏‫کجا داری میری؟‬

66
00:04:11,700 --> 00:04:13,160
‏‫گمشو بیرون! زود باش!‬

67
00:04:16,160 --> 00:04:18,330
‏‫- خوسبا!‬
‏‫- زنده باد سرزمین باسک!‬

68
00:04:18,410 --> 00:04:19,290
‏‫عوضی‌ها!‬

69
00:04:20,580 --> 00:04:21,580
‏‫زنده باد اِ تِ آ!‬

70
00:04:23,500 --> 00:04:25,250
‏‫- هی!‬
‏‫- حرومزاده!‬

71
00:04:26,870 --> 00:04:28,870
‏‫خوسبا! خوسبا!‬

72
00:04:28,950 --> 00:04:31,080
‏‫مزدورهای کثیف!‬

73
00:04:31,160 --> 00:04:32,500
‏‫عوضی!‬

74
00:04:32,580 --> 00:04:33,410
‏‫احمق‌ها!‬

75
00:04:33,500 --> 00:04:35,450
‏‫<i>همه‌تون یه مشت خوکید!‬

76
00:04:35,540 --> 00:04:37,040
‏‫این یارو عجب رویی داره!‬

77
00:04:37,120 --> 00:04:39,160
‏‫- داریم میریم.‬
‏‫- دوست پسرت رو ببر خونه.‬

78
00:04:39,250 --> 00:04:40,410
‏‫- جنده!‬
‏‫- داریم میریم.‬

79
00:04:40,910 --> 00:04:42,410
‏‫- لعنتی!‬
‏‫- بازم می‌خوای؟‬

80
00:04:51,660 --> 00:04:54,830
‏‫لعنت، بازم زود شروع کردم.‬

81
00:04:55,500 --> 00:04:56,870
‏‫همیشه همین کارو می‌کنم.‬

82
00:04:58,160 --> 00:04:59,830
‏‫<i>صدای اولین زنگ میاد!‬

83
00:05:22,410 --> 00:05:24,330
‏‫<i>- اینم از اون!‬
‏‫- سال نو مبارک!‬

84
00:05:24,410 --> 00:05:27,000
‏‫<i>- سال ۱۹۹۶ مبارک!‬
‏‫- سال نو مبارک، اسپانیا!‬

85
00:05:27,080 --> 00:05:28,290
‏‫<i>سال نو مبارک!‬

86
00:05:29,000 --> 00:05:31,620
‏‫<i>- سال نو به همه مبارک!‬
‏‫- عجب فضایی!‬

87
00:05:32,080 --> 00:05:33,290
‏‫<i>چه جشنیه اون پایین!‬

88
00:05:33,370 --> 00:05:36,290
‏‫<i>ما همین الان به صورت زنده‬
‏‫به سال ۱۹۹۶ خوش‌آمد گفتیم.‬

89
00:05:36,370 --> 00:05:40,250
‏‫<i>امیدوارم تو سال ۱۹۹۶ به همه‌ی آرزوهاتون‬

90
00:05:40,580 --> 00:05:42,700
‏‫<i>و رویاهاتون برسید.‬

91
00:05:42,790 --> 00:05:45,620
‏‫<i>و امیدوارم همه‌ی اسپانیایی‌ها‬
‏‫بیشتر و بیشتر همدیگه رو دوست داشته باشن.‬

92
00:05:47,660 --> 00:05:48,580
‏‫الو؟‬

93
00:05:48,660 --> 00:05:50,250
‏‫<i>سال نو مبارک، عزیزم!‬

94
00:05:50,330 --> 00:05:53,160
‏‫سال نو مبارک!‬
‏‫حال همگی چطوره؟‬

95
00:05:53,250 --> 00:05:54,790
‏‫<i>حالت چطوره، شیرینم؟‬

96
00:05:54,870 --> 00:05:56,950
‏‫عالی، عالی.‬
‏‫حال شماها چطوره؟‬

97
00:05:57,040 --> 00:05:59,790
‏‫<i>اگه تو هم اینجا بودی‬
‏‫پیش ما، بهتر بودم.‬

98
00:05:59,870 --> 00:06:00,830
‏‫آره...‬

99
00:06:01,160 --> 00:06:03,700
‏‫می‌دونم، واسه منم سخته، ولی...‬

100
00:06:03,790 --> 00:06:05,620
‏‫خوبم. خوش میگذرونم.‬

101
00:06:05,700 --> 00:06:09,120
‏‫باید برم. دارم دوستامو میبینم و دیرم میشه.‬

102
00:06:09,200 --> 00:06:11,410
‏‫<i>- مراقب خودت باش.‬
‏‫- حتماً. یه بوس گنده واسه همه.‬

103
00:06:11,500 --> 00:06:13,200
‏‫و یه گنده ترش هم واسه تو، مامان.‬

104
00:06:13,290 --> 00:06:15,540
‏‫<i>عاشقتم عزیزم. خداحافظ، عسلم.‬

105
00:06:15,620 --> 00:06:16,830
‏‫خداحافظ.‬

106
00:06:19,250 --> 00:06:23,370
‏‫<i>برای این چند ساعت اول سال ۱۹۹۶، ما آماده کردیم‬

107
00:06:23,450 --> 00:06:25,540
‏‫<i>یه مهمونی فوق العاده براتون.‬

108
00:06:25,620 --> 00:06:28,290
‏‫<i>تفریح برای کل خانواده‬
‏‫و یه چیزی برای همه.‬

109
00:06:28,370 --> 00:06:30,620
‏‫<i>موزیک داریم، کمدی داریم...‬
‏‫و اسمش هست:‬

110
00:06:30,700 --> 00:06:33,330
‏‫<i>"اول سال".‬
‏‫قراره محشر باشه.‬

111
00:06:36,080 --> 00:06:39,160
‏‫<i>دکتر اتکسباریا، لطفاً به رادیوگرافی.‬

112
00:06:44,910 --> 00:06:46,540
‏‫چرا صدام کردی؟‬

113
00:06:49,620 --> 00:06:50,620
‏‫هیچی.‬

114
00:06:51,750 --> 00:06:54,500
‏‫لازم داشتم ۱۵ دقیقه تظاهر‬
‏‫کردن رو متوقف کنم.‬

115
00:06:54,580 --> 00:06:56,660
‏‫فقط برای یه مدت، نمیدونم.‬

116
00:06:57,700 --> 00:06:59,290
‏‫این خیلی خطرناکه.‬

117
00:06:59,370 --> 00:07:01,500
‏‫الان همدیگه رو دیدن کار عاقلانه ای نیست.‬

118
00:07:01,580 --> 00:07:03,540
‏‫- خانواده داری؟‬
‏‫- لازم نیست بدونی.‬

119
00:07:03,620 --> 00:07:05,250
‏‫بچه؟ مادرت چی؟‬

120
00:07:05,330 --> 00:07:06,950
‏‫لازم نیست اینا رو بدونی.‬

121
00:07:07,370 --> 00:07:09,750
‏‫یه خواهرزاده سه ساله دارم، ولی...‬

122
00:07:09,830 --> 00:07:12,500
‏‫- نمیتونم...‬
‏‫- آرانچا، گندشو در نیار.‬

123
00:07:14,700 --> 00:07:15,790
‏‫نه الان.‬

124
00:07:59,580 --> 00:08:01,200
‏‫این آهنگ تقدیم میشه به...‬

125
00:08:01,620 --> 00:08:04,370
‏‫همه زن های زیبای زندگی،‬

126
00:08:06,410 --> 00:08:10,160
‏‫همونطور که توی زندگیمون‬
‏‫و تجربه هامون پیش میریم‬

127
00:08:10,620 --> 00:08:13,370
‏‫و پشیمونی هامون.‬
‏‫"شادی زندگی".‬

128
00:08:13,790 --> 00:08:15,040
‏‫چیزی که من ندارم.‬

129
00:08:15,120 --> 00:08:19,080
‏‫جهنم شکوه تو‬

130
00:08:19,160 --> 00:08:22,410
‏‫منو عمیقاً زخمی کرده.‬

131
00:08:23,080 --> 00:08:27,250
‏‫حالا، میشینم و عمیقاً فکر میکنم‬

132
00:08:27,330 --> 00:08:30,410
‏‫درباره شادی زندگی.‬

133
00:08:31,040 --> 00:08:34,580
‏‫روش من برای حس کردن.‬

134
00:08:34,660 --> 00:08:38,040
‏‫میگردم، ولی نمیتونم پیداش کنم.‬

135
00:08:38,370 --> 00:08:40,910
‏‫شادی زندگی.‬

136
00:08:41,000 --> 00:08:44,750
‏‫شادی حس کردن.‬

137
00:08:44,830 --> 00:08:48,410
‏‫شادی زندگی.‬

138
00:08:48,500 --> 00:08:52,410
‏‫میگردم، ولی نمیتونم پیداش کنم.‬

139
00:08:53,830 --> 00:08:54,750
‏‫<i>چرا اونا؟‬

140
00:08:54,830 --> 00:08:58,250
‏‫مهمترین چیز اینه که‬
‏‫به سادگی همین میز هستن.‬

141
00:08:58,620 --> 00:09:00,040
‏‫جلب توجه نمیکنن.‬

142
00:09:00,500 --> 00:09:03,370
‏‫نه خیلی خوشگلن،‬
‏‫نه خیلی زشت.‬

143
00:09:03,450 --> 00:09:05,870
‏‫میتونن تعامل کنن‬
‏‫بدون اینکه تابلو بشن.‬

144
00:09:05,950 --> 00:09:07,370
‏‫و شکل پذیرن.‬

145
00:09:07,950 --> 00:09:10,910
‏‫آنجل، ما هیچوقت یه همچین‬
‏‫کاری نکردیم.‬

146
00:09:11,000 --> 00:09:12,870
‏‫داری درباره وارد کردن ۵ تا بچه‬

147
00:09:12,950 --> 00:09:14,700
‏‫که تازه از آکادمی اومدن بیرون حرف میزنی.‬

148
00:09:14,790 --> 00:09:18,250
‏‫خوزه، میدونم فقط ۲ نفر از این ۵ نفر‬
‏‫میتونن تحمل کنن.‬

149
00:09:18,330 --> 00:09:22,370
‏‫حداکثر ۳ نفر، ولی باید یه کاری کنیم.‬
‏‫گارد مدنی همه افتخارات رو میگیره،‬

150
00:09:22,450 --> 00:09:24,080
‏‫درحالی که ما به هیچ جا نمیرسیم.‬

151
00:09:24,160 --> 00:09:27,200
‏‫اگه امکانات گارد مدنی رو داشتیم، فرق میکرد.‬

152
00:09:27,290 --> 00:09:30,040
‏‫یا میتونیم غر بزنیم، یا یه کاری دربارش انجام بدیم.‬

153
00:09:30,120 --> 00:09:31,290
‏‫سال ها طول میکشه،‬

154
00:09:31,370 --> 00:09:35,000
‏‫ولی حداقل، برای یه بارم که شده، یه شانسی برای رسیدن به جایی داریم.‬

155
00:09:35,080 --> 00:09:37,870
‏‫و وقتی که یه گلوله تو پشت سرشون خالی شه چی؟‬

156
00:09:42,410 --> 00:09:45,330
‏‫بعضی وقتا فداکاری ها ضروریه.‬

157
00:09:50,620 --> 00:09:52,660
‏‫درباره دخترا که شوخی میکنی، درسته؟‬

158
00:09:53,290 --> 00:09:54,580
‏‫اگه یه نفر بهت بگه‬

159
00:09:54,660 --> 00:09:57,660
‏‫اون پیشخدمت یه جاسوس از گروه ETAست، باور میکنی؟‬

160
00:09:58,910 --> 00:10:00,410
‏‫خب، ETA هم باور نمیکنه.‬

161
00:10:00,500 --> 00:10:02,250
‏‫اونا هیچوقت به یه زن شک نمیکنن.‬

162
00:10:02,330 --> 00:10:03,660
‏‫یه زن تو ETA، نه.‬

163
00:10:03,750 --> 00:10:06,290
‏‫تهش قراره یکیشون فاحشه بشه.‬

164
00:10:06,790 --> 00:10:08,580
‏‫اگه بتونن فشار رو تحمل کنن.‬

165
00:10:09,500 --> 00:10:10,750
‏‫فقط پسرا رو بفرست.‬

166
00:10:11,540 --> 00:10:13,000
‏‫و منو در جریان بذار.‬

167
00:10:14,000 --> 00:10:17,080
‏‫شنیدی رومرو چی شد؟ با پارتی بازی کار رو گرفت.‬

168
00:10:21,910 --> 00:10:23,290
‏‫اینجا چیکار میکنی؟‬

169
00:10:23,370 --> 00:10:27,620
‏‫تمرین تیراندازی کنسل شد، واسه همین اومدم به دخترم یه سلامی بکنم.‬

170
00:10:27,700 --> 00:10:30,160
‏‫خوانخو، اگه کسی ما رو ببینه، به دردسر میفتیم.‬

171
00:10:30,250 --> 00:10:32,120
‏‫- درباره آپارتمان فکر کردی؟‬
‏‫- آره.‬

172
00:10:32,200 --> 00:10:33,290
‏‫خب؟‬

173
00:10:36,080 --> 00:10:37,160
‏‫با من بازی نکن...‬

174
00:10:38,330 --> 00:10:41,450
‏‫- یعنی آره!‬
‏‫- پس من میرم دنبال آگهی ها.‬

175
00:10:41,540 --> 00:10:43,410
‏‫- همین الان؟‬
‏‫- همین الان.‬

176
00:10:43,870 --> 00:10:46,660
‏‫- خیلی عجله داری.‬
‏‫- یه جورایی، آره.‬

177
00:10:46,750 --> 00:10:47,950
‏‫باشه.‬

178
00:10:49,120 --> 00:10:52,160
‏‫آکادمی ملی پلیس، آویلا‬

179
00:10:52,250 --> 00:10:53,790
‏‫منطقه ورزشی‬

180
00:11:18,870 --> 00:11:20,290
‏‫مونیکا مارین؟‬

181
00:11:21,000 --> 00:11:22,200
‏‫آره، منم.‬

182
00:11:29,750 --> 00:11:31,700
‏‫بازرس ارشد، آنخل سالسدو.‬

183
00:11:32,660 --> 00:11:33,870
‏‫میدونم شما کی هستید.‬

184
00:11:40,500 --> 00:11:43,040
‏‫- از ملاقاتت خوشبختم.‬
‏‫- با من بیا.‬

185
00:11:54,910 --> 00:11:57,700
‏‫تو خانوادت پلیس یا نظامی هم دارین؟‬

186
00:11:59,200 --> 00:12:01,250
‏‫نه، مگه تو پرونده ام ننوشته؟‬

187
00:12:01,330 --> 00:12:03,000
‏‫دوست دارم بپرسم.‬

188
00:12:05,290 --> 00:12:07,250
‏‫خب، چطور سر از اینجا درآوردی؟‬

189
00:12:07,790 --> 00:12:10,290
‏‫از اینکه به جامعه خدمت کنم خوشم میاد.‬

190
00:12:10,370 --> 00:12:12,250
‏‫خدمت و محافظت و این چیزا.‬

191
00:12:13,160 --> 00:12:14,870
‏‫ولی باید یه چیز دیگه ای هم باشه.‬

192
00:12:15,540 --> 00:12:17,200
‏‫یه چیزی که بهت انگیزه داده‬

193
00:12:17,290 --> 00:12:20,370
‏‫که دکتر یا پرستار نشی...‬

194
00:12:21,700 --> 00:12:23,790
‏‫میخواستم از لوگروینو برم.‬

195
00:12:24,580 --> 00:12:25,700
‏‫درسته...‬

196
00:12:26,160 --> 00:12:29,750
‏‫میخواستی از لوگروینو بری، واسه همین برای کار تو اطلاعات درخواست دادی.‬

197
00:12:30,950 --> 00:12:32,910
‏‫هیچ اتفاقی تو لوگروینو نمیفته.‬

198
00:12:36,830 --> 00:12:38,830
‏‫حمله تروریستی به هایپرکور.‬

199
00:12:39,870 --> 00:12:42,290
‏‫از چسب و پودر صابون استفاده کردن.‬

200
00:12:43,370 --> 00:12:46,250
‏‫به پوست قربانیا می‌چسبید و زنده زنده می‌سوزوندشون.‬

201
00:12:48,700 --> 00:12:50,160
‏‫تا حالا اسم ناپالم رو شنیدی؟‬

202
00:12:51,250 --> 00:12:53,500
‏‫خب، اثرش تقریباً همونه.‬

203
00:12:53,580 --> 00:12:56,540
‏‫می‌خوام آخرش رو ببینم و ردیف جلو باشم.‬

204
00:13:00,620 --> 00:13:01,790
‏‫دوست پسر داری؟‬

205
00:13:02,540 --> 00:13:03,450
‏‫نه.‬

206
00:13:09,120 --> 00:13:10,450
‏‫پدر مادرت حالشون خوبه؟‬

207
00:13:12,000 --> 00:13:15,290
‏‫- فامیلی داری که بهت وابسته باشن؟‬
‏‫- نه.‬

208
00:13:17,950 --> 00:13:19,410
‏‫تا کجا حاضرهستی‬

209
00:13:19,870 --> 00:13:22,410
‏‫تو مبارزه با اِتا پیش بری؟‬

210
00:13:26,580 --> 00:13:29,950
‏‫- نمی‌خوام عضو جوخه مرگ بشم.‬
‏‫- نه، این اون نیست.‬

211
00:13:31,250 --> 00:13:33,000
‏‫پس هر کاری لازم باشه انجام می‌دم.‬

212
00:13:35,120 --> 00:13:37,620
‏‫حاضرهستی تو اِتا نفوذ کنی؟‬

213
00:13:39,450 --> 00:13:41,580
‏‫یعنی باید سال‌ها وقت بذاری.‬

214
00:13:43,080 --> 00:13:45,830
‏‫معلومه که هیچ‌کس نباید‬
‏‫بدونه داری چیکار می‌کنی.‬

215
00:13:46,950 --> 00:13:50,500
‏‫باید از خانواده، دوستات، از همه چی‬
‏‫فاصله بگیری.‬

216
00:13:51,500 --> 00:13:54,370
‏‫و همیشه ممکنه یه گلوله‬
‏‫پشت سرت بخوری.‬

217
00:13:57,040 --> 00:14:00,370
‏‫فرق بین مامور مخفی و‬
‏‫مامور پنهان رو می‌دونی؟‬

218
00:14:01,910 --> 00:14:04,160
‏‫آره. مامورهای پنهان‬
‏‫پشتشون به قاضی گرمه.‬

219
00:14:04,250 --> 00:14:07,040
‏‫دقیقا. تو مامور مخفی میشی،‬

220
00:14:07,910 --> 00:14:11,830
‏‫یعنی اگه خراب کنی، ممکنه‬
‏‫کارت به زندون بیفته،‬

221
00:14:11,910 --> 00:14:15,080
‏‫یا بدتر. و خبری از‬
‏‫مراسم تدفین دولتی نیست.‬

222
00:14:16,160 --> 00:14:18,660
‏‫هیچ‌کس از فداکاریت خبردار نمیشه.‬

223
00:14:19,910 --> 00:14:24,410
‏‫حتی اگه همه چی خوب پیش بره،‬
‏‫هیچ تقدیری ازت نمیشه.‬

224
00:14:26,750 --> 00:14:28,700
‏‫تو برای دنیا وجود نداری.‬

225
00:14:31,330 --> 00:14:33,580
‏‫فقط برای من وجود خواهی داشت.‬

226
00:14:37,200 --> 00:14:38,620
‏‫باشه، انجامش می‌دم.‬

227
00:14:40,000 --> 00:14:41,870
‏‫انجامش می‌دم، ولی گربه‌مو می‌برم.‬

228
00:14:45,080 --> 00:14:46,410
‏‫گربه‌ت؟‬

229
00:14:49,040 --> 00:14:51,200
‏‫صبر کن. هنوز باید امتحانات رو بگذرونی.‬

230
00:14:51,290 --> 00:14:52,290
‏‫بعدش چی؟‬

231
00:14:53,830 --> 00:14:56,830
‏‫و بعدش، اگه قبول شدی...‬

232
00:14:57,250 --> 00:14:59,370
‏‫یه سال رو تو شهر خودت می‌گذرونی،‬

233
00:14:59,450 --> 00:15:02,870
‏‫با یه اسم جدید، کاری می‌کنی که گروه‌های‬
‏‫ضد میلیتاری تو رو ببینن.‬

234
00:15:02,950 --> 00:15:05,830
‏‫ارتباط برقرار می‌کنی،‬
‏‫به داستانت اعتبار می‌دی...‬

235
00:15:06,660 --> 00:15:08,160
‏‫و بعدش،‬

236
00:15:08,540 --> 00:15:10,580
‏‫لحظه حقیقت فرا می‌رسه.‬

237
00:15:12,040 --> 00:15:13,330
‏‫<i>وقتی زمانش برسه،‬

238
00:15:13,410 --> 00:15:15,290
‏‫سان سباستین، ۱۹۹۲‬
‏‫۲ سال ماموریت مخفی‬

239
00:15:15,370 --> 00:15:18,830
‏‫<i>می‌تونی وارد شهر قدیمی‬
‏‫سان سباستین بشی...‬

240
00:15:20,200 --> 00:15:22,160
‏‫<i>و تظاهر کنی که یکی از اونایی.‬

241
00:15:28,330 --> 00:15:30,580
‏‫<i>قتل‌ها رو باهاشون جشن بگیری.‬

242
00:15:35,620 --> 00:15:38,660
‏‫<i>تظاهر کنی از یه سری‬
‏‫آدم واقعاً نفرت‌انگیز خوشت میاد.‬

243
00:15:44,160 --> 00:15:47,700
‏‫<i>با ترس از اینکه هر لحظه‬
‏‫هویتت فاش بشه زندگی کنی.‬

244
00:16:10,120 --> 00:16:12,410
‏‫<i>آماده‌ای خونمون رو‬

245
00:16:12,500 --> 00:16:15,450
‏‫<i>به نامش بریزیم.‬

246
00:16:16,450 --> 00:16:21,410
‏‫<i>وقتی فریاد رو‬
‏‫بالای کوه می‌شنویم،‬

247
00:16:22,200 --> 00:16:26,830
‏‫<i>همه سربازها پشت پرچم باسک‬
‏‫رژه خواهند رفت.‬

248
00:16:27,250 --> 00:16:30,290
‏‫<i>- زنده‌باد و آزادی برای باسک‌ها!‬
‏‫- زنده‌باد!‬

249
00:16:30,370 --> 00:16:31,950
‏‫<i>زنده‌باد اِتا!‬

250
00:16:32,040 --> 00:16:33,410
‏‫<i>زنده‌باد!‬

251
00:16:33,910 --> 00:16:36,290
‏‫<i>همیشه به سوی پیروزی!‬

252
00:16:36,370 --> 00:16:37,950
‏‫بزن بریم یه پیک دیگه.‬

253
00:16:38,040 --> 00:16:41,580
‏‫شنبه میریم راهپیمایی؟‬
‏‫یه مهمونی هم تو باشگاه هست.‬

254
00:16:41,660 --> 00:16:44,080
‏‫نمیتونم. صبحش نمایش‬
‏‫عروسکی دارم.‬

255
00:16:44,160 --> 00:16:46,830
‏‫تو اونجا چیکار میکنی؟‬
‏‫آتیش میسوزونی یا چی؟‬

256
00:16:47,330 --> 00:16:48,410
‏‫بذار ببینیم!‬

257
00:16:48,500 --> 00:16:50,700
‏‫- چه حال به هم زنه!‬
‏‫- لعنتی!‬

258
00:16:50,790 --> 00:16:51,660
‏‫جنده کثیف!‬

259
00:16:51,750 --> 00:16:54,290
‏‫ولی، شنبه دیگه...‬
‏‫لعنتی، خیس آب شدی!‬

260
00:16:54,370 --> 00:16:56,870
‏‫- ببخشید!‬
‏‫- ولی هنوز خوشتیپی.‬

261
00:16:56,950 --> 00:17:00,540
‏‫شنبه دیگه،‬
‏‫می‌خوایم بریم غواصی.‬

262
00:17:00,620 --> 00:17:03,410
‏‫- ناگوره واقعاً...‬
‏‫- آره، واقعاً!‬

263
00:17:03,500 --> 00:17:05,910
‏‫خیلی براش هیجان داره!‬

264
00:17:06,000 --> 00:17:09,000
‏‫- دمت گرم!‬
‏‫- بزن بریم، حساب نکردم.‬

265
00:17:09,080 --> 00:17:11,200
‏‫- یه لحظه صبر کن.‬
‏‫- حساب نکردم.‬

266
00:17:11,290 --> 00:17:14,830
‏‫سن سباستین، ۱۹۹۵‬
‏‫۴ سال مامور مخفی‬

267
00:17:14,910 --> 00:17:17,910
‏‫روز سرباز باسک‬

268
00:17:18,000 --> 00:17:19,870
‏‫- داری چیکار میکنی، آران؟‬
‏‫- چی شده؟‬

269
00:17:19,950 --> 00:17:22,290
‏‫- کجه، همینه.‬
‏‫- "کجه."‬

270
00:17:22,870 --> 00:17:24,040
‏‫اینجوری.‬

271
00:17:24,540 --> 00:17:26,410
‏‫باید یاد بگیری، آرانچا.‬

272
00:17:26,500 --> 00:17:28,330
‏‫هی، من ۱۷ تا زدم، تو چی؟‬

273
00:17:28,410 --> 00:17:30,700
‏‫تو ۱۷ تا زدی؟‬

274
00:17:30,790 --> 00:17:32,830
‏‫- الان؟‬
‏‫- خیلی بهتر شد.‬

275
00:17:32,910 --> 00:17:34,250
‏‫- هی.‬
‏‫<i>- چیه؟‬

276
00:17:34,330 --> 00:17:35,450
‏‫اون چاپوته نیست؟‬

277
00:17:58,080 --> 00:18:00,540
‏‫میدونی کی داره پولشو میده، درسته؟‬
‏‫حزب.‬

278
00:18:01,540 --> 00:18:02,790
‏‫درست حدس زدی!‬

279
00:18:21,870 --> 00:18:23,410
‏‫اوردونیز رو کشتن!‬

280
00:19:20,200 --> 00:19:23,750
‏‫میشه لطفاً دو تا سینه مرغ‬
‏‫خیلی نازک برام ببرید؟‬

281
00:19:23,830 --> 00:19:26,040
‏‫نوه‌هام دارن برای ناهار میان.‬

282
00:19:26,120 --> 00:19:28,540
‏‫میخوام مثل چیزی که دوست دارن‬
‏‫تو آرد سوخاری سرخشون کنم.‬

283
00:19:28,620 --> 00:19:31,410
‏‫شنیدی؟ گارد مدنی اورتگا لارا‬
‏‫رو پیدا کرده.‬

284
00:19:31,500 --> 00:19:32,410
‏‫واقعاً؟‬

285
00:19:32,870 --> 00:19:34,370
‏‫مثل یه چوب خشک لاغر شده،‬

286
00:19:34,450 --> 00:19:36,620
‏‫با یه ریش خیلی بلند، ولی زنده است.‬

287
00:19:36,700 --> 00:19:37,830
‏‫کجا بود؟‬

288
00:19:37,910 --> 00:19:39,910
‏‫تو موندراگون، تو یه سوراخ سنبه‬

289
00:19:40,000 --> 00:19:42,250
‏‫- فکر کنم داخل یه کارخونه.‬
‏‫- اونا خوشحال نمیشن.‬

290
00:19:42,330 --> 00:19:43,830
‏‫ببینیم تلافی میکنن یا نه.‬

291
00:19:44,250 --> 00:19:47,660
‏‫آره، ولی نباید اینجا‬
‏‫درباره این چیزا حرف بزنیم.‬

292
00:19:48,080 --> 00:19:49,580
‏‫این برات کافیه؟‬

293
00:19:49,660 --> 00:19:50,790
‏‫- آره.‬
‏‫- مرغ من چی؟‬

294
00:19:50,870 --> 00:19:52,040
‏‫من عجله دارم.‬

295
00:19:52,120 --> 00:19:54,450
‏‫- دوباره داری خورشت درست میکنی؟‬
‏‫- آره.‬

296
00:19:54,540 --> 00:20:00,330
‏‫سن سباستین، ۱۹۹۸‬
‏‫۷ سال مامور مخفی‬

297
00:20:02,370 --> 00:20:04,950
‏‫- بفرمایید.‬
‏‫- سلام! ممنون.‬

298
00:20:09,870 --> 00:20:10,830
‏‫<i>آرانچا، بیا اینجا.‬

299
00:20:14,910 --> 00:20:16,910
‏‫- شاید دارم ترفیع میگیرم!‬
‏‫- خبرشو بده.‬

300
00:20:18,580 --> 00:20:19,700
‏‫<i>در رو ببند.‬

301
00:20:26,160 --> 00:20:27,120
‏‫<i>بیا.‬

302
00:20:28,250 --> 00:20:30,200
‏‫وقتی خونه تنهایی بازش کن، باشه؟‬

303
00:20:30,870 --> 00:20:32,540
‏‫اسمت رو به رئیس‌ها دادم.‬

304
00:20:33,200 --> 00:20:36,620
‏‫گند بزنی، اونا هم منو به فاک میدن، پس نباید اینطوری بشه.‬

305
00:20:36,700 --> 00:20:38,120
‏‫فهمیدم.‬

306
00:20:38,200 --> 00:20:39,450
‏‫- باشه.‬
‏‫- باشه.‬

307
00:20:46,580 --> 00:20:47,870
‏‫من فردا باید کار کنم.‬

308
00:20:47,950 --> 00:20:51,250
‏‫<i>- میخواستیم بریم رقص!‬
‏‫- امشب خبری از رقص نیست.‬

309
00:20:55,620 --> 00:20:56,910
‏‫لعنتی!‬

310
00:21:10,750 --> 00:21:11,870
‏‫کانتائوری.‬

311
00:21:13,290 --> 00:21:14,450
‏‫کانتائوری.‬

312
00:21:18,500 --> 00:21:19,500
‏‫بله!‬

313
00:21:32,410 --> 00:21:33,700
‏‫<i>شنبه آینده،‬

314
00:21:33,790 --> 00:21:34,950
‏‫<i>ساعت ۱۲ ظهر،‬

315
00:21:35,040 --> 00:21:37,370
‏‫<i>کنار ساعت توی پاسئو دلا کنچا.‬

316
00:21:37,910 --> 00:21:40,870
‏‫<i>اگه نیومدن،‬
‏‫هر روز همون موقع برگرد.‬

317
00:21:41,700 --> 00:21:45,500
‏‫<i>شنبه آینده، ساعت ۱۲ ظهر،‬
‏‫کنار ساعت توی پاسئو دلا کنچا.‬

318
00:21:45,580 --> 00:21:48,040
‏‫<i>اگه نیومدن،‬
‏‫هر روز همون موقع برگرد.‬

319
00:21:48,120 --> 00:21:49,660
‏‫<i>هر روز همون موقع.‬

320
00:21:52,700 --> 00:21:54,950
‏‫زنده باد ای‌تی‌ای‬
‏‫کانتائوری‬

321
00:22:04,450 --> 00:22:05,620
‏‫صبح بخیر.‬

322
00:23:40,790 --> 00:23:41,790
‏‫آندره‌آ!‬

323
00:23:42,250 --> 00:23:45,700
‏‫آقای بی‌رحم میخواد ما رو‬
‏‫توی اتاق جلسه ببینه.‬

324
00:23:45,790 --> 00:23:48,290
‏‫آنتونیو، توماس.‬
‏‫اتاق جلسه.‬

325
00:23:49,870 --> 00:23:51,290
‏‫- صبح بخیر.‬
‏‫- سلام...‬

326
00:23:51,370 --> 00:23:52,250
‏‫سلام.‬

327
00:23:52,330 --> 00:23:54,160
‏‫تو اینجا چیکار میکنی، تروئل؟‬

328
00:23:54,250 --> 00:23:56,250
‏‫- مگه بچه‌ت تازه به دنیا نیومده؟‬
‏‫- آره...‬

329
00:23:56,330 --> 00:23:59,370
‏‫ولی اگه آقای بی‌رحم صدا کنه،‬
‏‫سریع میام.‬

330
00:23:59,450 --> 00:24:02,040
‏‫این بهترین راهه‬
‏‫که از عوض کردن پوشک در برم.‬

331
00:24:02,120 --> 00:24:03,540
‏‫دقیقا، تروئل، کارت درسته!‬

332
00:24:03,620 --> 00:24:04,790
‏‫من دیروز لولس رو دیدم.‬

333
00:24:06,120 --> 00:24:08,660
‏‫اون اونو توی گشت دید.‬
‏‫حالش چطوره؟‬

334
00:24:08,750 --> 00:24:09,700
‏‫خب...‬

335
00:24:10,120 --> 00:24:12,540
‏‫با توجه به اینکه شوهرش تیر خورد...‬

336
00:24:12,620 --> 00:24:14,830
‏‫- به نظر من که خوب بود.‬
‏‫- انقدر بی‌ادب نباش.‬

337
00:24:14,910 --> 00:24:16,870
‏‫توی مراسم خاکسپاریش کسی نبود.‬

338
00:24:16,950 --> 00:24:19,500
‏‫اعتراضات برای میگل آنخل بلانکو‬
‏‫و بقیه،‬

339
00:24:19,580 --> 00:24:22,500
‏‫- ولی بازم از مراسم ما دوری میکنن.‬
‏‫- هنوز میترسن.‬

340
00:24:22,580 --> 00:24:24,410
‏‫نه، اون فکر رو از سرت بیرون کن، آندره‌آ.‬

341
00:24:24,500 --> 00:24:26,330
‏‫باسکی‌ها ترسو هستن‬
‏‫و همیشه ترسو خواهند بود.‬

342
00:24:26,410 --> 00:24:27,290
‏‫درسته.‬

343
00:24:27,370 --> 00:24:29,000
‏‫من با بودن اینجا اینو دیدم.‬

344
00:24:29,080 --> 00:24:31,160
‏‫و نمیدونم‬
‏‫بخندم یا گریه کنم.‬

345
00:24:31,250 --> 00:24:33,370
‏‫- حدس بزن دخترم چی بهم گفت.‬
‏‫- چی؟‬

346
00:24:34,620 --> 00:24:35,700
‏‫لعنت بهش...‬

347
00:24:36,330 --> 00:24:39,330
‏‫اینکه میخواد همه‬
‏‫زبون‌های رسمی اسپانیا رو یاد بگیره.‬

348
00:24:39,410 --> 00:24:41,330
‏‫خاک بر سرم!‬

349
00:24:41,410 --> 00:24:43,830
‏‫حالا میتونی ببریش‬
‏‫مدرسه باسک. خوش به حالت!‬

350
00:24:43,910 --> 00:24:46,200
‏‫بهتره ببرمش به درّه‌یِ فنا!‬

351
00:24:46,290 --> 00:24:47,660
‏‫صبح بخیر...‬

352
00:24:47,750 --> 00:24:49,080
‏‫نه، نه، بشینید.‬

353
00:24:50,290 --> 00:24:53,200
‏‫خب، چیزی که الان میخوام بهتون بگم‬

354
00:24:53,290 --> 00:24:55,250
‏‫نباید از این اتاق بیرون بره، فهمیدین؟‬

355
00:24:57,080 --> 00:24:59,950
‏‫من یه مامور مخفی تو گروه چپ‌گرایان ناسیونالیست باسک دارم،‬

356
00:25:00,040 --> 00:25:04,080
‏‫که ازش خواستن با یه عضو آزاد شده ملاقات کنه.‬

357
00:25:04,160 --> 00:25:05,790
‏‫چه عجب، یه همکار پلیس؟‬

358
00:25:05,870 --> 00:25:07,870
‏‫دقیقا. قرارشون شنبه‌ست.‬

359
00:25:07,950 --> 00:25:09,540
‏‫یه عملیات ترتیب میدیم.‬

360
00:25:09,620 --> 00:25:11,120
‏‫چند وقته اون توئه؟‬

361
00:25:11,200 --> 00:25:11,910
‏‫۶ سال.‬

362
00:25:12,000 --> 00:25:13,580
‏‫- یا حضرت مسیح!‬
‏‫- عمراً!‬

363
00:25:14,040 --> 00:25:16,000
‏‫اینکه بهش اعتماد کردن...‬

364
00:25:16,080 --> 00:25:17,450
‏‫و اون یه مرد نیست.‬

365
00:25:18,120 --> 00:25:19,120
‏‫یه زنه.‬

366
00:25:20,250 --> 00:25:21,330
‏‫جدی میگی؟‬

367
00:25:22,330 --> 00:25:24,370
‏‫- چیه؟‬
‏‫- اون قیافه رو واسه من نیا.‬

368
00:25:24,450 --> 00:25:26,500
‏‫- تو جاسوس خوبی نمیشی.‬
‏‫- اوه، نه؟‬

369
00:25:26,580 --> 00:25:28,700
‏‫- تو مخفی میشی؟‬
‏‫- چی؟‬

370
00:25:28,790 --> 00:25:30,700
‏‫تو از ۱۹ سالگی دوست پسر داشتی.‬

371
00:25:30,790 --> 00:25:31,580
‏‫خب که چی؟‬

372
00:25:31,660 --> 00:25:33,330
‏‫و تو خیلی...‬

373
00:25:33,410 --> 00:25:34,700
‏‫خیلی چی؟‬

374
00:25:35,500 --> 00:25:36,750
‏‫اوه، رئیس...‬

375
00:25:37,120 --> 00:25:40,040
‏‫خفه شید. شماها ۳ روز هم تو نفوذ دووم نمیارید.‬

376
00:25:40,120 --> 00:25:41,500
‏‫- دقیقا.‬
‏‫- قرار‬

377
00:25:41,580 --> 00:25:44,910
‏‫ساعت ۱۲، کنار ساعتی که تو <i>پاسئو دِ لا کنچا</i>ست.‬

378
00:25:45,000 --> 00:25:47,500
‏‫۵ نفر دیگه هم تو این عملیات داریم،‬

379
00:25:47,580 --> 00:25:50,750
‏‫ولی تا جایی که به اونا مربوطه، دختره فقط یه همدله.‬

380
00:25:50,830 --> 00:25:53,410
‏‫اونا نباید هیچوقت حقیقت رو بفهمن، فهمیدین؟‬

381
00:26:03,410 --> 00:26:05,410
‏‫اون اینجاست. دو دقیقه زودتر.‬

382
00:26:15,580 --> 00:26:16,870
‏‫دختر خوشگلیه.‬

383
00:26:17,790 --> 00:26:19,950
‏‫اون درباره‌ی عملیات چی میدونه؟‬

384
00:26:20,040 --> 00:26:21,250
‏‫هیچی.‬

385
00:26:22,290 --> 00:26:23,250
‏‫کیه؟‬

386
00:26:25,040 --> 00:26:26,370
‏‫فقط زنم.‬

387
00:26:26,450 --> 00:26:27,370
‏‫میتونه صبر کنه.‬

388
00:26:32,790 --> 00:26:34,540
‏‫<i>موقعیت ثابته. منتظر دستوریم.‬

389
00:26:39,330 --> 00:26:40,950
‏‫<i>خیلی خب، همه حواس‌هاتون رو جمع کنید.‬

390
00:26:51,000 --> 00:26:52,450
‏‫حواستون باشه، یه نفر داره میاد.‬

391
00:26:53,580 --> 00:26:57,160
‏‫<i>توجه، یه مرد با پیراهن شطرنجی داره نزدیک میشه.‬

392
00:26:58,620 --> 00:27:01,120
‏‫نه، نه، اشتباه بود.‬

393
00:27:01,200 --> 00:27:02,580
‏‫<i>اشتباه بود.‬

394
00:27:52,500 --> 00:27:54,040
‏‫- آرانچا؟‬
‏‫<i>- بله.‬

395
00:27:55,120 --> 00:27:56,290
‏‫<i>بیا با من.‬

396
00:27:56,370 --> 00:27:57,700
‏‫اون خودشه.‬

397
00:27:57,790 --> 00:27:59,200
‏‫<i>تماس چشمی برقرار شد.‬

398
00:27:59,290 --> 00:28:01,370
‏‫گوش کنید. دارن میرن سمت ساحل.‬

399
00:28:01,450 --> 00:28:03,790
‏‫فقط ارنستو و اون زوج رو بفرستید پایین.‬

400
00:28:04,500 --> 00:28:06,540
‏‫ارنستو و اون زوج رو تعقیب کنید.‬

401
00:28:09,330 --> 00:28:11,250
‏‫فکر کنم اون کپا اچباریاست.‬

402
00:28:11,950 --> 00:28:13,160
‏‫اسمش آشنا نیست؟‬

403
00:28:13,700 --> 00:28:16,580
‏‫آره، همونیه که خراب کرد‬

404
00:28:16,660 --> 00:28:18,500
‏‫قتل اون افسر زندان رو.‬

405
00:28:19,830 --> 00:28:20,870
‏‫لبخند بزن.‬

406
00:28:29,910 --> 00:28:32,750
‏‫- گفتن چرا میخوام باهات حرف بزنم؟‬
‏‫- نه.‬

407
00:28:33,370 --> 00:28:35,120
‏‫فقط گفتن به کمک نیاز داری.‬

408
00:28:35,540 --> 00:28:36,750
‏‫از خودت بگو.‬

409
00:28:37,660 --> 00:28:39,410
‏‫نمیدونم...‬

410
00:28:39,500 --> 00:28:40,910
‏‫من یه گربه دارم.‬

411
00:28:41,700 --> 00:28:43,080
‏‫غواصی رو دوست دارم.‬

412
00:28:44,160 --> 00:28:46,120
‏‫بعضی وقتا تو بار ملی‌گراها کار می‌کنم...‬

413
00:28:46,200 --> 00:28:49,660
‏‫با اینکه 3 ساله اینجام، هنوز نمیتونم باسکی حرف بزنم.‬

414
00:28:52,040 --> 00:28:54,040
‏‫نمیدونم، هرچی دوست داری بپرس.‬

415
00:28:54,450 --> 00:28:55,580
‏‫تو خیلی حرف میزنی.‬

416
00:28:57,540 --> 00:28:59,870
‏‫- از این به بعد محتاط تر باش، باشه؟‬
‏‫- باشه.‬

417
00:29:01,410 --> 00:29:02,370
‏‫گوش کن...‬

418
00:29:02,790 --> 00:29:04,750
‏‫دنبال یه جا برای موندن میگردم،‬

419
00:29:04,830 --> 00:29:07,790
‏‫یه جای امن، و یه نفر با ماشین که منو اینور اونور ببره.‬

420
00:29:07,870 --> 00:29:08,660
‏‫من ماشین دارم.‬

421
00:29:08,750 --> 00:29:10,160
‏‫- باشه.‬
‏‫- و تنها زندگی میکنم.‬

422
00:29:11,250 --> 00:29:13,160
‏‫ولی فقط یه اتاق خواب دارم.‬

423
00:29:13,250 --> 00:29:14,200
‏‫لعنتی!‬

424
00:29:14,580 --> 00:29:15,500
‏‫گوش کن!‬

425
00:29:15,580 --> 00:29:18,620
‏‫چند روز بهم فرصت بده تا سعی کنم یه جای بزرگتر پیدا کنم.‬

426
00:29:21,290 --> 00:29:23,120
‏‫کجای دیگه میخوای جا پیدا کنی؟‬

427
00:29:26,160 --> 00:29:27,950
‏‫4 روز دیگه همینجا میبینمت. همینجا.‬

428
00:29:28,790 --> 00:29:30,000
‏‫همون موقع.‬

429
00:29:46,620 --> 00:29:48,160
‏‫و مهمونی هم خبری نباشه، باشه؟‬

430
00:29:48,250 --> 00:29:50,910
‏‫من از مهمونی خوشم نمیاد. اصلا مشروب نمیخورم.‬

431
00:29:51,000 --> 00:29:53,620
‏‫ممنون، نگران نباش. خودم درستش میکنم.‬

432
00:29:53,700 --> 00:29:54,750
‏‫خیلی خب.‬

433
00:30:03,620 --> 00:30:05,620
‏‫- ما بچه میخوایم.‬
‏‫- آره، داریم تلاش میکنیم.‬

434
00:30:06,500 --> 00:30:07,370
‏‫خب،‬

435
00:30:07,450 --> 00:30:08,410
‏‫نظرت چیه؟‬

436
00:30:08,500 --> 00:30:11,330
‏‫آپارتمان رو دیدی. دارم درستش میکنم،‬

437
00:30:11,410 --> 00:30:12,910
‏‫دیوارها رو دارم خراب میکنم...‬

438
00:30:13,000 --> 00:30:15,580
‏‫ببین، این اجاره 5 ماه اول، پیش پیش.‬

439
00:30:15,660 --> 00:30:18,830
‏‫خب، شما آدمای خوبی به نظر میرسید.‬

440
00:30:20,250 --> 00:30:22,330
‏‫از اینجا تا اینجا.‬

441
00:30:22,910 --> 00:30:24,290
‏‫بین 3 تا 4 دقیقه.‬

442
00:30:24,370 --> 00:30:25,830
‏‫نمیتونیم سریعتر از این برسیم.‬

443
00:30:25,910 --> 00:30:27,910
‏‫- خیلی طولانیه.‬
‏‫- کافیه.‬

444
00:30:28,000 --> 00:30:31,120
‏‫و به اون خانم گفتی پسرخالم اینجا رو درست میکنه.‬

445
00:30:31,200 --> 00:30:33,120
‏‫من از کجا پسرخاله پیدا کنم؟‬

446
00:30:33,200 --> 00:30:35,000
‏‫اینجا داره خراب میشه.‬

447
00:30:35,700 --> 00:30:38,950
‏‫گوش کن، هیچکس دیگه نمیدونه، ولی دختره ماموره.‬

448
00:30:40,040 --> 00:30:41,580
‏‫امکان نداره، آنخل.‬

449
00:30:41,660 --> 00:30:45,450
‏‫بین خودمون بمونه. برای تیم سوات، اون یه همدله. بذار ازش متنفر باشن.‬

450
00:30:45,540 --> 00:30:48,120
‏‫ولی محافظت از اون اولویت ماست، فهمیدی؟‬

451
00:30:49,250 --> 00:30:50,370
‏‫فهمیدم.‬

452
00:30:50,750 --> 00:30:53,120
‏‫یه تیم ثابت 6 نفره اینجا خواهیم داشت.‬

453
00:30:53,200 --> 00:30:54,660
‏‫شیفت‌های 15 روزه.‬

454
00:30:54,750 --> 00:30:58,330
‏‫برای اینکه همسایه‌ها متوجه نشن، آخر شب شیفت عوض می‌کنیم.‬

455
00:30:58,410 --> 00:30:59,580
‏‫عالیه.‬

456
00:31:05,080 --> 00:31:06,540
‏‫ببین، داشتم فکر می‌کردم...‬

457
00:31:06,620 --> 00:31:09,330
‏‫بهتره دختره از میکروفون‌ها خبر نداشته باشه، درسته؟‬

458
00:31:09,410 --> 00:31:11,910
‏‫اگه بدونه داریم گوش می‌کنیم، راحت رفتار نمی‌کنه.‬

459
00:31:12,000 --> 00:31:16,080
‏‫من تصمیم می‌گیرم اون چی باید بدونه. تو میکروفون‌های لعنتی رو نصب می‌کنی یا نه؟‬

460
00:31:16,160 --> 00:31:20,250
‏‫باشه، باشه، غلط کردم! فقط می‌خواستم کمک کنم.‬

461
00:31:40,580 --> 00:31:42,250
‏‫این یکی تقریباً تموم شد.‬

462
00:31:42,330 --> 00:31:44,580
‏‫- چطوری پیش می‌ری؟‬
‏‫- این همه...‬

463
00:31:45,040 --> 00:31:46,540
‏‫این همه حشره‌ی لعنتی...‬

464
00:31:46,950 --> 00:31:49,410
‏‫یه کتک حسابی، اونوقت زبون باز می‌کنن.‬

465
00:31:52,410 --> 00:31:55,410
‏‫همیشه دلم می‌خواست یه گربه داشته باشم، ولی مانوئلا ازشون بدش میاد.‬

466
00:31:56,790 --> 00:31:58,950
‏‫می‌گه حیوونا حالش رو بهم می‌زنن.‬

467
00:31:59,040 --> 00:32:01,200
‏‫کی تو رو دوست نداره، خوشگل کوچولو؟‬

468
00:32:09,370 --> 00:32:10,580
‏‫بچه‌ها...‬

469
00:32:10,660 --> 00:32:11,750
‏‫<i>باید برید.‬

470
00:32:12,500 --> 00:32:13,790
‏‫بله؟‬

471
00:32:15,290 --> 00:32:17,160
‏‫هیچی نمی‌شنوم.‬

472
00:32:18,160 --> 00:32:20,790
‏‫روی خط نویز هست. صدات رو نمی‌شنوم.‬

473
00:32:24,450 --> 00:32:26,160
‏‫یا حضرت فیل!‬

474
00:32:26,620 --> 00:32:28,410
‏‫احتمالاً می‌خواد بره ناهار.‬

475
00:32:28,500 --> 00:32:30,500
‏‫این کار حداقل یه ساعت دیگه طول می‌کشه.‬

476
00:32:59,120 --> 00:33:00,330
‏‫آرانچا!‬

477
00:34:05,830 --> 00:34:07,500
‏‫باز کن، ماریو هستم!‬

478
00:34:09,160 --> 00:34:10,540
‏‫لعنتی!‬

479
00:34:13,160 --> 00:34:15,790
‏‫خدا رو شکر اون عوضی کلید نداشت!‬

480
00:34:15,870 --> 00:34:18,160
‏‫لعنت به من! چرا بهمون خبر ندادی؟‬

481
00:34:18,250 --> 00:34:19,370
‏‫داشتم سعی می‌کردم!‬

482
00:34:19,450 --> 00:34:20,750
‏‫هیچی نمی‌شنیدم!‬

483
00:34:20,830 --> 00:34:22,540
‏‫باشه، آروم باش، الان رفت.‬

484
00:34:22,950 --> 00:34:25,410
‏‫هر 3 هفته یه بار باید برگردیم برای عوض کردن باتری‌ها.‬

485
00:34:25,500 --> 00:34:26,370
‏‫کارمون اینجا تموم شد.‬

486
00:34:26,450 --> 00:34:27,830
‏‫بریم آشپزخونه.‬

487
00:34:31,080 --> 00:34:32,500
‏‫چرا همیشه اینجا همدیگه رو می‌بینیم؟‬

488
00:34:32,910 --> 00:34:35,910
‏‫چون تو بیمارستان‌ها کسی به بقیه توجه نمی‌کنه.‬

489
00:34:36,000 --> 00:34:39,330
‏‫آدما همیشه متفاوتن و مشکلات خودشون رو دارن.‬

490
00:34:41,660 --> 00:34:43,540
‏‫- ممنون.‬
‏‫- ممنون.‬

491
00:34:56,200 --> 00:34:58,870
‏‫ما نمی‌خوایم میکروفون نصب کنیم.‬

492
00:35:00,040 --> 00:35:02,410
‏‫تو خونه نمی‌تونیم، خیلی خطرناکه.‬

493
00:35:03,910 --> 00:35:07,200
‏‫پس فقط رفت و آمدت از خونه رو زیر نظر می‌گیریم.‬

494
00:35:07,290 --> 00:35:10,160
‏‫باید بقیه اطلاعات رو به ما بدی.‬

495
00:35:10,250 --> 00:35:11,290
‏‫باشه.‬

496
00:35:11,870 --> 00:35:14,000
‏‫فقط باید کاری کنی کپا بهت اعتماد کنه.‬

497
00:35:14,080 --> 00:35:16,200
‏‫دوست پیدا نکن، فقط کاری کن اعتماد کنه.‬

498
00:35:16,290 --> 00:35:18,750
‏‫کارت، روتینت، ملاقات با دوستات...‬

499
00:35:18,830 --> 00:35:20,910
‏‫هر دلیلی برای خطر، از خونه بزن بیرون.‬

500
00:35:22,040 --> 00:35:23,160
‏‫باشه.‬

501
00:35:29,830 --> 00:35:31,370
‏‫بعداً نگهش می‌دارم.‬

502
00:35:32,620 --> 00:35:34,080
‏‫یه چیزی برات دارم.‬

503
00:35:35,910 --> 00:35:39,000
‏‫از طرف مادرتونه. به اون یکی آپارتمان فرستاده شده بود.‬

504
00:35:43,700 --> 00:35:45,040
‏‫اوه، ببینشون.‬

505
00:35:46,000 --> 00:35:47,580
‏‫اونا رفتن بیرون برای جشن سال نو‬

506
00:35:47,660 --> 00:35:50,000
‏‫و مادرت لباس بابانوئل پوشیده.‬

507
00:36:01,080 --> 00:36:03,620
‏‫مامانم از دست پسر همسایه کلافه شده،‬

508
00:36:03,700 --> 00:36:06,160
‏‫چون همش زنگ در خونه‌شون رو می‌زنه...‬

509
00:36:06,790 --> 00:36:09,500
‏‫آخرش یه لنگه دمپایی پرت می‌کنه طرفش!‬

510
00:36:23,160 --> 00:36:24,450
‏‫میشه اینو برام نگه داری؟‬

511
00:36:26,450 --> 00:36:27,700
‏‫البته.‬

512
00:36:33,500 --> 00:36:34,580
‏‫بفرمایید تو.‬

513
00:36:35,080 --> 00:36:36,540
‏‫اون اتاق منه.‬

514
00:36:38,160 --> 00:36:40,910
‏‫کفش یکم قدیمیه، ولی...‬

515
00:36:41,000 --> 00:36:44,950
‏‫خوشگله، دوستش دارم. سقفش بلنده، نورگیره.‬

516
00:36:45,500 --> 00:36:47,450
‏‫- چند روز پیش اینجا بودم.‬
‏‫- آهان.‬

517
00:36:47,540 --> 00:36:49,500
‏‫که خونه رو ببینم، ولی شما نبودید.‬

518
00:36:49,580 --> 00:36:51,540
‏‫احتمالا سر کار بودم.‬

519
00:36:51,620 --> 00:36:54,000
‏‫اونجا هم آشپزخونه و حمومه.‬

520
00:36:54,080 --> 00:36:56,290
‏‫فقط یکیه، ولی میشه باهاش کنار اومد.‬

521
00:36:56,750 --> 00:36:57,830
‏‫نظرت چیه؟‬

522
00:36:59,410 --> 00:37:00,580
‏‫خوبه.‬

523
00:37:00,660 --> 00:37:03,120
‏‫محله‌ش خیلی خوب نیست. خیلی مرکز شهره.‬

524
00:37:03,450 --> 00:37:04,660
‏‫آره، درسته.‬

525
00:37:04,750 --> 00:37:06,790
‏‫- اتاق من کدومه؟‬
‏‫- اون یکی.‬

526
00:37:07,950 --> 00:37:10,200
‏‫اگه چیزی لازم داشتی، بهم بگو، باشه؟‬

527
00:37:24,450 --> 00:37:25,540
‏‫<i>سلام.‬

528
00:37:27,660 --> 00:37:28,790
‏‫<i>سلام، کوچولو.‬

529
00:37:29,660 --> 00:37:30,910
‏‫<i>اسمت چیه؟‬

530
00:37:31,000 --> 00:37:32,200
‏‫اسمش چیه؟‬

531
00:37:32,750 --> 00:37:33,620
‏‫سوا.‬

532
00:37:36,290 --> 00:37:38,870
‏‫- میز رو بچینم؟‬
‏‫- آره. کارد و چنگال اونجاست.‬

533
00:37:38,950 --> 00:37:39,870
‏‫باشه.‬

534
00:37:45,000 --> 00:37:47,370
‏‫- فردا منو می‌بری دونیبانه.‬
‏‫<i>- باشه.‬

535
00:37:55,200 --> 00:37:56,450
‏‫سوا...‬

536
00:37:57,450 --> 00:37:58,950
‏‫نظرت راجع بهش چیه؟‬

537
00:38:00,540 --> 00:38:02,450
‏‫فکر کنم بهش گفت...‬

538
00:38:02,540 --> 00:38:05,200
‏‫که فردا باهاش بره دونیبانه، ولی...‬

539
00:38:05,290 --> 00:38:07,040
‏‫مطمئن نیستم، خیلی سر و صدا هست.‬

540
00:38:07,120 --> 00:38:08,910
‏‫یعنی چی مطمئن نیستی؟‬

541
00:38:09,000 --> 00:38:11,370
‏‫باید بدونم اون تو چه خبره.‬

542
00:38:11,450 --> 00:38:13,290
‏‫کار سختی نیست، فقط گوش کن!‬

543
00:38:13,370 --> 00:38:16,910
‏‫- خیلی سر و صدا هست.‬
‏‫- برام مهم نیست! درستش کن!‬

544
00:38:17,000 --> 00:38:20,370
‏‫می‌خوام صداشون رو جوری بشنوم که انگار اونجا دارم باهاشون شام می‌خورم.‬

545
00:38:20,450 --> 00:38:21,950
‏‫چشم قربان.‬

546
00:39:00,910 --> 00:39:02,950
‏‫تازه وارد میدون شدن.‬

547
00:39:05,330 --> 00:39:07,000
‏‫دختره و کپا رو می‌بینم.‬

548
00:39:18,120 --> 00:39:20,200
‏‫- برگردم دنبالت؟‬
‏‫- نه.‬

549
00:39:22,000 --> 00:39:24,910
‏‫<i>کپا داره از ماشین پیاده میشه. زوج، اون پشت سرته.‬

550
00:39:28,000 --> 00:39:29,580
‏‫<i>دختره داره میره.‬

551
00:39:30,080 --> 00:39:31,330
‏‫<i>هیچکس دنبالش نره.‬

552
00:39:44,660 --> 00:39:46,290
‏‫<i>کپا داره میره سمت بار.‬

553
00:39:48,370 --> 00:39:50,160
‏‫<i>بودهی، دنبالش برو.‬

554
00:39:50,250 --> 00:39:51,750
‏‫<i>اون زوج میتونن برن.‬

555
00:40:18,000 --> 00:40:19,080
‏‫کپا!‬

556
00:40:22,290 --> 00:40:23,290
‏‫کپا!‬

557
00:41:24,410 --> 00:41:25,700
‏‫<i>- هی.‬
‏‫- هی.‬

558
00:41:40,750 --> 00:41:42,040
‏‫لعنتی کشو.‬

559
00:42:04,330 --> 00:42:07,500
‏‫دوباره برگشتیم اریو، واسه هیچی.‬

560
00:42:07,580 --> 00:42:10,450
‏‫مثل یه صفحه گرامافون داریم‬
‏‫دور خودمون میچرخیم.‬

561
00:42:13,450 --> 00:42:14,910
‏‫لعنت!‬

562
00:42:15,000 --> 00:42:16,160
‏‫- لعنت به این پلیسا!‬
‏‫- گندش بزنن!‬

563
00:42:16,250 --> 00:42:17,950
‏‫- من حرف میزنم، باشه؟‬
‏‫- باشه.‬

564
00:42:18,040 --> 00:42:20,290
‏‫فقط آروم باش،‬
‏‫هیچ اتفاقی نمی افته.‬

565
00:42:20,370 --> 00:42:23,330
‏‫عالیه! گارد مدنی لعنتی.‬

566
00:42:23,410 --> 00:42:27,620
‏‫بله، یه ماشین از جاده منحرف شد. میتونید برید.‬

567
00:42:35,700 --> 00:42:36,620
‏‫کپا!‬

568
00:42:42,830 --> 00:42:43,950
‏‫<i>ممنون.‬

569
00:42:45,950 --> 00:42:48,620
‏‫- دوستانه، دوستانه، دوستانه.‬
‏‫- تو میتونی.‬

570
00:43:03,040 --> 00:43:06,290
‏‫خانم، از ماشین پیاده شید‬
‏‫با مدارکتون.‬

571
00:43:06,370 --> 00:43:07,250
‏‫البته.‬

572
00:43:09,330 --> 00:43:10,950
‏‫گندش در اومد! بدبخت شدیم!‬

573
00:43:23,790 --> 00:43:25,330
‏‫بفرمایید.‬

574
00:43:28,580 --> 00:43:29,950
‏‫مونیکا مارین؟‬

575
00:43:37,450 --> 00:43:38,700
‏‫بله.‬

576
00:43:47,790 --> 00:43:49,790
‏‫- بیمه...‬
‏‫- تصادفی شده؟‬

577
00:43:49,870 --> 00:43:52,040
‏‫بله، یه ماشین از جاده منحرف شد.‬

578
00:43:52,120 --> 00:43:53,160
‏‫- حتماً.‬
‏‫- بفرمایید.‬

579
00:43:53,250 --> 00:43:55,450
‏‫با این پیچ ها جای تعجب نداره...‬

580
00:43:55,540 --> 00:43:57,660
‏‫- حتماً زیاد اتفاق می افته.‬
‏‫- روز خوبی داشته باشید.‬

581
00:43:57,750 --> 00:43:59,080
‏‫ممنون، روز شما هم بخیر.‬

582
00:44:00,250 --> 00:44:01,290
‏‫خداحافظ.‬

583
00:44:18,750 --> 00:44:20,790
‏‫پلیسای لعنتی!‬
‏‫حالمو بهم میزنن.‬

584
00:44:29,370 --> 00:44:31,040
‏‫خدا رو شکر بخیر گذشت!‬

585
00:44:31,120 --> 00:44:32,500
‏‫دختر خوبیه.‬

586
00:44:33,040 --> 00:44:34,410
‏‫خیلی خوب.‬

587
00:44:40,330 --> 00:44:41,830
‏‫من خیلی خوب بودم، نه؟‬

588
00:44:42,450 --> 00:44:44,160
‏‫مونیکا مارین کیه؟‬

589
00:44:48,950 --> 00:44:50,950
‏‫مونیکا مارین کیه؟‬

590
00:44:51,660 --> 00:44:52,870
‏‫خالمه.‬

591
00:44:54,120 --> 00:44:56,660
‏‫مجبور شدم ماشینشو قرض بگیرم چون‬

592
00:44:56,750 --> 00:44:58,870
‏‫پول نداشتم یکی بخرم.‬

593
00:44:58,950 --> 00:45:03,370
‏‫یه آهن پاره اس. مجبورم هر هفته‬
‏‫ببرمش تعمیرگاه.‬

594
00:45:03,450 --> 00:45:06,540
‏‫خیلی برام گرون تموم میشه،‬
‏‫ایده آل نیست،‬

595
00:45:06,620 --> 00:45:08,790
‏‫ولی حداقل میتونم باهاش اینور اونورت ببرم.‬

596
00:45:09,330 --> 00:45:12,450
‏‫قول میدم فردا برم مدارکشو‬
‏‫عوض کنم، باشه؟‬

597
00:45:12,540 --> 00:45:14,250
‏‫اسمی که تو مدارکه.‬

598
00:45:14,330 --> 00:45:16,080
‏‫دیگه نمیخوام گندی بالا بیاد.‬

599
00:45:16,790 --> 00:45:19,410
‏‫فردا میری اون مدارک لعنتی رو عوض میکنی.‬

600
00:45:19,500 --> 00:45:20,450
‏‫<i>بله، باشه.‬

601
00:45:38,000 --> 00:45:39,500
‏‫تولدت مبارک.‬

602
00:45:40,700 --> 00:45:41,620
‏‫چه خبر؟‬

603
00:45:41,700 --> 00:45:43,500
‏‫ما عملیات رو لغو می‌کنیم.‬

604
00:45:48,120 --> 00:45:49,290
‏‫چرا؟‬

605
00:45:49,870 --> 00:45:51,540
‏‫چون عاقبت خوشی نداره، آنخل.‬

606
00:45:51,620 --> 00:45:54,000
‏‫قاطی شدن با چپ‌های ناسیونالیست یه چیزه.‬

607
00:45:54,080 --> 00:45:58,580
‏‫- با یه تروریست زندگی کردن فرق داره.‬
‏‫- بابا، کیک حاضره!‬

608
00:45:59,450 --> 00:46:01,580
‏‫الان میام.‬
‏‫دو دقیقه.‬

609
00:46:03,700 --> 00:46:07,410
‏‫اون خبرچین گارد مدنی ماه‌ها با‬
‏‫زاماکولا زندگی کرد و گیر نیفتاد.‬

610
00:46:07,500 --> 00:46:09,200
‏‫چرا این باید فرق داشته باشه؟‬

611
00:46:09,290 --> 00:46:10,700
‏‫چون اون یه زن نبود.‬

612
00:46:10,790 --> 00:46:13,750
‏‫- فکر می‌کنی داری با کی حرف می‌زنی؟‬
‏‫- از کجا می‌دونی زنه؟‬

613
00:46:13,830 --> 00:46:16,290
‏‫فکر می‌کنی فقط تویی که همه چی رو می‌دونی؟‬

614
00:46:16,370 --> 00:46:18,410
‏‫دروغ گفتی، اطلاعات رو پنهون کردی‬

615
00:46:18,500 --> 00:46:19,580
‏‫و حالا هم این.‬

616
00:46:19,660 --> 00:46:22,290
‏‫فکر می‌کنی می‌تونی منو مثل اون دختره‬
‏‫بازی بدی؟‬

617
00:46:22,370 --> 00:46:23,540
‏‫آقای بی‌احساس.‬

618
00:46:25,910 --> 00:46:28,160
‏‫از بین اون ۵ تا ماموری که نفوذی رفتن،‬

619
00:46:28,250 --> 00:46:30,040
‏‫اون تنها کسیه که دووم آورده.‬

620
00:46:30,120 --> 00:46:31,700
‏‫به لطف اون اطلاعاتی رو فهمیدیم‬

621
00:46:31,790 --> 00:46:34,910
‏‫که هیچ جوره نمی‌تونستیم‬
‏‫به دست بیاریم.‬

622
00:46:35,540 --> 00:46:38,410
‏‫حالا می‌خوای بکشیش بیرون چون‬
‏‫نگرانش شدی؟‬

623
00:46:38,500 --> 00:46:39,580
‏‫من نگران وجهه‌مونم.‬

624
00:46:39,660 --> 00:46:42,540
‏‫وقتی همه‌چی به گند کشیده شه،‬
‏‫مضحکه عالم می‌شیم.‬

625
00:46:42,620 --> 00:46:43,830
‏‫مرگ اون به پای تو نوشته می‌شه.‬

626
00:46:43,910 --> 00:46:44,790
‏‫آره...‬

627
00:46:45,450 --> 00:46:48,660
‏‫یا شایدم نمی‌تونی ببینی یکی دیگه داره‬
‏‫افتخارشو می‌بره.‬

628
00:46:53,290 --> 00:46:55,830
‏‫یه راه امن پیدا کن مامورت رو بکشی بیرون.‬

629
00:46:56,870 --> 00:46:59,450
‏‫- خوزه، این کارو با من نکن.‬
‏‫- ۱۵ روز وقت داری.‬

630
00:47:26,700 --> 00:47:29,410
‏‫چرا هیچ عکس خانوادگی‬
‏‫تو خونه نیست؟‬

631
00:47:29,830 --> 00:47:32,330
‏‫چون تازه اسباب‌کشی کردم.‬
‏‫تو کارتونا هستن.‬

632
00:47:35,290 --> 00:47:36,330
‏‫درسته.‬

633
00:47:40,330 --> 00:47:42,500
‏‫ولی یه چیزی هست که‬
‏‫برام سواله، آرانچا.‬

634
00:47:43,830 --> 00:47:44,750
‏‫به من نگاه کن.‬

635
00:47:46,580 --> 00:47:49,500
‏‫تو که اهل لوگروینو هستی، چطوری‬
‏‫سرت از این ماجراها دراومد؟‬

636
00:47:50,500 --> 00:47:52,290
‏‫چون پدر مادرم باسک هستن.‬

637
00:47:52,370 --> 00:47:54,950
‏‫شاید باسک باشن،‬
‏‫ولی کشورشون رو ترک کردن.‬

638
00:47:55,370 --> 00:47:56,580
‏‫بعضی از باسک‌ها...‬

639
00:47:58,660 --> 00:48:00,120
‏‫چرا داری به ما کمک می‌کنی؟‬

640
00:48:02,250 --> 00:48:05,370
‏‫من طرفدار صحرای غربی هم هستم،‬
‏‫ولی یکم دور بود.‬

641
00:48:12,950 --> 00:48:14,620
‏‫لعنتی، متاسفم، آرانچا.‬

642
00:48:16,200 --> 00:48:18,450
‏‫اتفاقی که دیروز تو ماشین افتاد‬
‏‫باعث شد که من...‬

643
00:48:20,830 --> 00:48:21,950
‏‫<i>متاسفم.‬

644
00:48:23,200 --> 00:48:25,660
‏‫بهتره برم. دیرم شده برای کلاس.‬

645
00:48:25,750 --> 00:48:27,700
‏‫- کلاس باسکی؟‬
‏‫- نه، تانگو.‬

646
00:48:27,790 --> 00:48:29,580
‏‫تانگو؟ امکان نداره!‬

647
00:48:29,660 --> 00:48:33,160
‏‫- آره، خب که چی؟ مشکلیه؟‬
‏‫- نه. پدرم تانگو می‌رقصه!‬

648
00:48:33,250 --> 00:48:36,160
‏‫- تانگو یه هنره.‬
‏‫- آره. پس یادم بده.‬

649
00:48:36,250 --> 00:48:37,790
‏‫- نه، دیرم شده.‬
‏‫- ۵ دقیقه.‬

650
00:48:37,870 --> 00:48:39,540
‏‫نه، پاهامو لگد میکنی.‬

651
00:48:50,830 --> 00:48:52,700
‏‫یه چیزی باید بهت بگم.‬

652
00:48:52,790 --> 00:48:54,450
‏‫خوشت نمیاد.‬

653
00:48:55,790 --> 00:48:57,410
‏‫عملیات کنسل شده.‬

654
00:49:01,410 --> 00:49:03,250
‏‫آره جون خودت، آنخل! بگو دیگه.‬

655
00:49:05,160 --> 00:49:07,290
‏‫مافوق‌های من عملیات رو کنسل کردن.‬

656
00:49:08,950 --> 00:49:10,910
‏‫اینم یه امتحان دیگه‌ست؟ الان؟ جدی؟‬

657
00:49:11,000 --> 00:49:13,120
‏‫نه، کاش بود. متاسفم.‬

658
00:49:13,950 --> 00:49:15,500
‏‫باید برای خروجت آماده بشیم.‬

659
00:49:15,580 --> 00:49:17,500
‏‫نه، نه.‬

660
00:49:18,330 --> 00:49:19,620
‏‫- همینه که هست.‬
‏‫- نه.‬

661
00:49:21,250 --> 00:49:23,450
‏‫آنخل، با من بازی نکن.‬

662
00:49:25,660 --> 00:49:26,790
‏‫خانواده‌مو نمی‌بینم.‬

663
00:49:27,580 --> 00:49:31,200
‏‫6 ساله از سن سباستین بیرون نرفتم. چه خبره؟‬

664
00:49:31,290 --> 00:49:34,500
‏‫میدونی چی دیدم، درسته؟ میدونی چیکار کردم.‬

665
00:49:34,580 --> 00:49:38,160
‏‫حالا یه عضو درست و حسابی گیر آوردم که بهم اعتماد کنه. الان؟ جدی؟‬

666
00:49:41,450 --> 00:49:42,750
‏‫بودجه‌مون رو قطع کردن.‬

667
00:49:42,830 --> 00:49:45,290
‏‫اوه، آره! حتماً! من خنگ نیستم!‬

668
00:49:45,660 --> 00:49:48,870
‏‫یه ذره هم باور نمی‌کنم مشکل بودجه باشه.‬

669
00:49:49,870 --> 00:49:52,580
‏‫با این اجتماعی کردن بدبختی، دارن جون میدن‬

670
00:49:52,660 --> 00:49:54,330
‏‫تا کار اِتا رو تموم کنن. شرط می‌بندم الان پول بیشتری دارید.‬

671
00:49:54,410 --> 00:49:56,120
‏‫به هر حال، خیلی خطرناکه.‬

672
00:49:56,200 --> 00:49:58,700
‏‫حالا فکر می‌کنی خطرناکه؟ یه هفته پیش که اینطور فکر نمی‌کردی.‬

673
00:49:58,790 --> 00:50:01,200
‏‫خب، الان فکر می‌کنم، مخصوصاً بعد از گندی که با ماشین زدیم.‬

674
00:50:01,290 --> 00:50:02,700
‏‫گندی که با ماشین زدیم‬

675
00:50:02,790 --> 00:50:04,040
‏‫تقصیر تو بود.‬

676
00:50:09,580 --> 00:50:12,620
‏‫- مونیکا.‬
‏‫- منو مونیکا صدا نکن.‬

677
00:50:12,700 --> 00:50:14,080
‏‫اسمم چیه؟‬

678
00:50:14,500 --> 00:50:16,580
‏‫آرانچا. من آرانچا هستم.‬

679
00:50:16,660 --> 00:50:18,080
‏‫تو اسم آرانچا رو برام گذاشتی!‬

680
00:50:18,450 --> 00:50:20,120
‏‫الان دیگه با من کل‌کل نکن.‬

681
00:50:20,870 --> 00:50:23,660
‏‫6 ساله دارم با این احمق‌ها خوب تا می‌کنم.‬

682
00:50:23,750 --> 00:50:26,950
‏‫حتی نتونستم تو امتحان ترفیع داخلی شرکت کنم!‬

683
00:50:30,120 --> 00:50:34,040
‏‫می‌دونم فکر کردن به اینکه زندگیت رو پس بگیری چقدر سخته.‬

684
00:50:36,250 --> 00:50:38,000
‏‫- می‌دونم قبول کردنش سخته.‬
‏‫- زندگیم؟‬

685
00:50:38,330 --> 00:50:41,450
‏‫چه زندگی‌ای؟ این زندگی منه. این زندگی منه.‬

686
00:50:48,330 --> 00:50:51,120
‏‫تمام این مدت کورکورانه بهت اعتماد کردم‬

687
00:50:51,200 --> 00:50:54,750
‏‫یه ذره هم شک نکردم. یه ذره هم شک نکردم.‬

688
00:50:56,790 --> 00:51:01,290
‏‫آنخل، میری بهشون میگی که ما داریم ادامه میدیم.‬

689
00:51:01,790 --> 00:51:03,370
‏‫این کارو برام میکنی.‬

690
00:51:03,450 --> 00:51:04,830
‏‫دستام بسته‌ست.‬

691
00:51:04,910 --> 00:51:07,580
‏‫دستات بسته نیست. با من بازی نکن!‬

692
00:51:08,080 --> 00:51:09,040
‏‫به من نگاه کن.‬

693
00:51:10,750 --> 00:51:12,200
‏‫این کارو برام میکنی.‬

694
00:51:12,700 --> 00:51:14,160
‏‫نمیتونی یه... رو همینجوری ول کنی.‬

695
00:51:15,660 --> 00:51:17,040
‏‫هرچی که هستم.‬

696
00:51:18,450 --> 00:51:21,160
‏‫هرچی که برات هستم. من برات چی هستم؟‬

697
00:51:23,080 --> 00:51:25,160
‏‫به من نگاه کن! به من نگاه کن!‬

698
00:51:34,830 --> 00:51:36,000
‏‫هیچی.‬

699
00:51:51,660 --> 00:51:53,540
‏‫لعنت، لعنت، لعنت!‬

700
00:52:27,750 --> 00:52:29,790
‏‫اینجا توی سرزمین باسک، من نمیترسم.‬

701
00:52:29,870 --> 00:52:33,660
‏‫کسایی هستن که ازمون محافظت میکنن و کسایی که جرات ندارن گزارش بدن.‬

702
00:52:34,080 --> 00:52:36,660
‏‫تازه، من بعضی وقتا باید برم بیرون دیگه!‬

703
00:52:38,080 --> 00:52:40,120
‏‫- دارم ور میزنم، نه؟‬
‏‫- نه.‬

704
00:52:40,910 --> 00:52:43,950
‏‫تو کلی دوست داری و کلی برنامه میریزی.‬

705
00:52:45,540 --> 00:52:49,080
‏‫حتما برات سخته بفهمی تنها بودن یعنی چی.‬

706
00:53:06,080 --> 00:53:09,330
‏‫من خیلی وقته اینجام و هیچکس باهام تماس نگرفته.‬

707
00:53:09,410 --> 00:53:10,870
‏‫صبر داشته باش.‬

708
00:53:10,950 --> 00:53:14,120
‏‫آره، ولی دیگه خسته شدم...‬

709
00:53:20,080 --> 00:53:21,750
‏‫چی شده عزیزم؟‬

710
00:53:22,870 --> 00:53:24,000
‏‫ناگوره.‬

711
00:53:24,830 --> 00:53:26,580
‏‫چی شده؟‬

712
00:53:27,410 --> 00:53:29,000
‏‫به من نگاه کن. چی شده؟‬

713
00:53:30,620 --> 00:53:36,000
‏‫چند روزه از خواهرم و دوست پسرش خبر نداشتم،‬

714
00:53:36,080 --> 00:53:38,950
‏‫ولی خب میدونی که زیاد با هم حرف نمیزنیم.‬

715
00:53:42,870 --> 00:53:46,500
‏‫چندتا گارد غیرنظامی اونارو بردن‬
‏‫به پاسگاه پلیس اینتکسائوروندو.‬

716
00:53:48,120 --> 00:53:51,330
‏‫اونا رو با یه چیزی گرفتن، نمیدونم...‬

717
00:53:52,540 --> 00:53:54,200
‏‫من بیمارستان بودم.‬

718
00:54:00,500 --> 00:54:03,540
‏‫کُلدو رو تا سر حد مرگ کتک زدن و...‬

719
00:54:07,580 --> 00:54:09,080
‏‫و خواهرم...‬

720
00:54:11,500 --> 00:54:13,080
‏‫خواهرم بهم نگاه نمیکنه.‬

721
00:54:18,040 --> 00:54:20,750
‏‫فکر کنم بهش تجاوز کردن، آرانچا.‬

722
00:54:30,450 --> 00:54:32,080
‏‫اون حرومزاده ها.‬

723
00:54:41,830 --> 00:54:43,250
‏‫<i>باید یه کاری بکنم.‬

724
00:54:43,330 --> 00:54:45,080
‏‫ازت میخوام یه پیغام برسونی.‬

725
00:54:45,160 --> 00:54:46,910
‏‫- به کجا؟‬
‏‫- به ایپارالد.‬

726
00:54:47,620 --> 00:54:49,910
‏‫تو فرانسه؟‬
‏‫به کی پیغام برسونم؟‬

727
00:54:50,000 --> 00:54:52,120
‏‫خیلی سوال میپرسی، آرانچا.‬

728
00:54:52,200 --> 00:54:53,580
‏‫ولی، الان؟ تنهایی؟‬

729
00:54:54,370 --> 00:54:57,000
‏‫آره. فقط باید تا اونجا رانندگی کنی،‬

730
00:54:57,080 --> 00:54:59,370
‏‫- یادداشت رو برسونی و برگردی.‬
‏‫- همین؟‬

731
00:54:59,450 --> 00:55:00,790
‏‫به دردسر نمیفتی.‬

732
00:55:00,870 --> 00:55:03,160
‏‫اگه متوقفم کنن و یادداشت رو پیدا کنن چی؟‬

733
00:55:03,250 --> 00:55:05,700
‏‫- من قایمش میکنم. حالت خوب میشه.‬
‏‫- از کجا میدونی؟‬

734
00:55:05,790 --> 00:55:06,830
‏‫آرانچا.‬

735
00:55:07,830 --> 00:55:09,120
‏‫متوقف نمیشی.‬

736
00:56:49,700 --> 00:56:51,450
‏‫<i>- سلام.‬
‏‫- سلام.‬

737
00:56:52,410 --> 00:56:54,410
‏‫<i>یه لیوان سیدر لطفا.‬

738
00:56:59,620 --> 00:57:00,830
‏‫<i>روزنامه اِگین رو دارید؟‬

739
00:57:11,870 --> 00:57:13,330
‏‫<i>دنبال خوزه لوئیس میگردم.‬

740
00:57:19,040 --> 00:57:20,330
‏‫<i>اونجا بشین.‬

741
00:57:43,410 --> 00:57:44,500
‏‫<i>تو کی هستی؟‬

742
00:57:46,080 --> 00:57:47,620
‏‫<i>اسمم آرانچاست.‬

743
00:57:47,700 --> 00:57:49,790
‏‫<i>- خوزه لوئیس؟‬
‏‫- چی میخوای؟‬

744
00:57:51,120 --> 00:57:52,790
‏‫<i>یه پیغام برات دارم.‬

745
00:58:09,540 --> 00:58:11,000
‏‫دو هفته دیگه برگرد.‬

746
00:58:58,580 --> 00:59:00,750
‏‫<i>داری شوخی میکنی؟‬

747
00:59:00,830 --> 00:59:02,000
‏‫لعنت بهش.‬

748
00:59:02,410 --> 00:59:04,120
‏‫باشه، ممنون. خداحافظ.‬

749
00:59:05,200 --> 00:59:07,250
‏‫- چی شده؟‬
‏‫- بعدا بهت میگم.‬

750
00:59:07,580 --> 00:59:08,870
‏‫اوه، خدای من...‬

751
00:59:16,450 --> 00:59:20,080
‏‫رئیس، گارد مدنی‬
‏‫سلول "آرابا"ی ETA رو متلاشی کرد.‬

752
00:59:20,160 --> 00:59:21,830
‏‫بازم گارد مدنی؟‬

753
00:59:21,910 --> 00:59:23,790
‏‫- لعنتی!‬
‏‫- صبر کن، یه چیز دیگه هم هست.‬

754
00:59:23,870 --> 00:59:27,450
‏‫دوستت شهردار اورخا‬
‏‫تو تلویزیون از کارشون تعریف کرده.‬

755
00:59:27,540 --> 00:59:30,790
‏‫لعنت بهش!‬
‏‫چه مزخرفاتیه!‬

756
00:59:30,870 --> 00:59:34,330
‏‫باشه، آروم باش.‬
‏‫من فقط خبر رسونم، باشه؟‬

757
00:59:34,410 --> 00:59:36,790
‏‫آره، آره، میدونم. لعنت!‬

758
00:59:37,580 --> 00:59:39,620
‏‫تف به این زندگی!‬

759
00:59:48,870 --> 00:59:52,660
‏‫زندانیان باسک‬
‏‫به میهن باسک برگردند‬

760
00:59:56,080 --> 00:59:59,290
‏‫<i>- بله، آنخل؟‬
‏‫- عملیات داره انجام میشه.‬

761
00:59:59,370 --> 01:00:00,580
‏‫<i>برو بابا، آنخل.‬

762
01:00:00,660 --> 01:00:02,790
‏‫<i>من به وزیر امور خارجه دسترسی دارم.‬

763
01:00:02,870 --> 01:00:05,290
‏‫<i>با دو تا زنگ‬
‏‫میتونم با رئیس جمهور حرف بزنم.‬

764
01:00:05,370 --> 01:00:06,950
‏‫<i>برو بابا!‬
‏‫تو زنگ نمی زنی.‬

765
01:00:07,040 --> 01:00:09,910
‏‫<i>نه؟ امتحان کن!‬
‏‫زنگ بزنم بهشون بگم‬

766
01:00:10,000 --> 01:00:14,330
‏‫<i>پلیس سال ها پیش یه جاسوس‬
‏‫تو ETA گذاشته و اونا خبر ندارن؟‬

767
01:00:14,410 --> 01:00:15,950
‏‫<i>منو تهدید نکن.‬

768
01:00:16,040 --> 01:00:17,700
‏‫<i>من مافوق تو هستم، یادت نره.‬

769
01:00:17,790 --> 01:00:19,540
‏‫ببین، این داره انجام میشه،‬

770
01:00:19,620 --> 01:00:23,620
‏‫وگرنه مطبوعات میفهمن‬
‏‫یه بخش زیادی از پول ها کجا رفته. فهمیدی؟‬

771
01:00:23,950 --> 01:00:27,950
‏‫<i>بابا، آنخل.‬
‏‫ما 20 ساله همدیگه رو میشناسیم!‬

772
01:00:28,040 --> 01:00:30,250
‏‫- آره، حتماً.‬
‏‫<i>- لعنت بهش! ما دوستیم!‬

773
01:00:30,330 --> 01:00:32,290
‏‫ولی من چرا باید دوستی مثل تو داشته باشم؟‬

774
01:00:37,040 --> 01:00:37,870
‏‫الو؟‬

775
01:00:37,950 --> 01:00:40,750
‏‫<i>آرانچا، عملیات داره انجام میشه.‬

776
01:00:40,830 --> 01:00:42,250
‏‫آنخل، من رفتم فرانسه.‬

777
01:00:42,330 --> 01:00:44,870
‏‫<i>تو رفتی فرانسه؟‬
‏‫چطوری این اتفاق افتاد؟‬

778
01:00:45,700 --> 01:00:47,750
‏‫من با خوزه لوئیس کائو تماس گرفتم.‬

779
01:00:50,120 --> 01:00:52,830
‏‫دو هفته؟ لعنت بهش!‬

780
01:00:53,250 --> 01:00:55,120
‏‫و اونا نگفتن باهات تماس میگیرن؟‬

781
01:00:56,250 --> 01:00:57,040
‏‫نه.‬

782
01:00:57,120 --> 01:00:58,250
‏‫لعنتی.‬

783
01:01:01,910 --> 01:01:03,790
‏‫مگه نمیخواستی تانگو یاد بگیری؟‬

784
01:01:05,750 --> 01:01:06,870
‏‫بیا اینجا.‬

785
01:01:09,950 --> 01:01:12,500
‏‫- کمک کن یکم اینجا رو خلوت کنیم.‬
‏‫- باشه.‬

786
01:01:15,120 --> 01:01:17,580
‏‫حالا میخوام این آهنگ رو پخش کنم...‬

787
01:01:18,620 --> 01:01:20,000
‏‫خیلی قشنگه، میبینی.‬

788
01:01:21,830 --> 01:01:24,330
‏‫- خب، حالا اینجا وایسا.‬
‏‫- باشه.‬

789
01:01:25,200 --> 01:01:26,370
‏‫خب...‬

790
01:01:26,450 --> 01:01:31,290
‏‫یه چیزی که باید بدونی‬
‏‫اینه که تانگو کلاً به ژستشه.‬

791
01:01:31,370 --> 01:01:34,250
‏‫دست راستتو بذار دور کمرم.‬

792
01:01:34,910 --> 01:01:36,080
‏‫باشه.‬

793
01:01:36,830 --> 01:01:41,250
‏‫یکم بالاتر. همینه.‬
‏‫حالا دستمو بگیر.‬

794
01:01:41,330 --> 01:01:42,580
‏‫- خوبه.‬
‏‫- باشه.‬

795
01:01:42,660 --> 01:01:46,830
‏‫میخوایم چهار قدم به عقب برداریم،‬
‏‫با پای راستت شروع کن.‬

796
01:01:46,910 --> 01:01:49,000
‏‫- راست؟‬
‏‫- آره. بریم.‬

797
01:01:49,450 --> 01:01:51,910
‏‫<i>یک، دو،‬

798
01:01:52,750 --> 01:01:53,700
‏‫<i>سه...‬

799
01:01:53,790 --> 01:01:55,370
‏‫- باشه.‬
‏‫- چهار. و حالا،‬

800
01:01:55,450 --> 01:01:57,410
‏‫- به سمت چپ باز کن. یه قدم.‬
‏‫- باشه.‬

801
01:01:57,500 --> 01:02:00,330
‏‫<i>- یک، دو،‬
‏‫- باشه.‬

802
01:02:00,410 --> 01:02:02,450
‏‫<i>...سه...‬
‏‫حالا یه قدم برو بیرون.‬

803
01:02:02,540 --> 01:02:04,250
‏‫<i>چهار.‬
‏‫حالا همون طرف دیگه.‬

804
01:02:04,330 --> 01:02:05,450
‏‫به چشمام نگاه کن.‬

805
01:02:05,540 --> 01:02:08,910
‏‫<i>یک، دو، سه،‬

806
01:02:09,410 --> 01:02:10,370
‏‫<i>چهار...‬

807
01:02:10,450 --> 01:02:13,160
‏‫<i>- دوباره بریم.‬
‏‫- یک...‬

808
01:02:13,870 --> 01:02:15,410
‏‫امروز روزِ خوش گذرونیه.‬

809
01:02:16,290 --> 01:02:17,660
‏‫با جریان پیش برو، دختر!‬

810
01:02:17,750 --> 01:02:20,040
‏‫- رقصت بد نیست!‬
‏‫- داری پاهامو له میکنی.‬

811
01:02:20,120 --> 01:02:21,290
‏‫- برو بخواب.‬
‏‫- نه.‬

812
01:02:21,370 --> 01:02:24,910
‏‫از تخیلت استفاده کن.‬
‏‫خودتو رها کن. همینه.‬

813
01:02:25,000 --> 01:02:27,790
‏‫- وایسا، وایسا!‬
‏‫- چیه؟‬

814
01:02:28,660 --> 01:02:29,750
‏‫حالت خوب نیست؟‬

815
01:02:31,330 --> 01:02:32,750
‏‫مانولو، با من برقص.‬

816
01:02:32,830 --> 01:02:34,910
‏‫اینجوری باید رقصید.‬

817
01:02:35,000 --> 01:02:37,330
‏‫هی، مانولو انقدر نزدیک نیا.‬

818
01:02:46,660 --> 01:02:48,870
‏‫- حالت چطوره؟‬
‏‫- من حامله ام.‬

819
01:02:49,410 --> 01:02:51,080
‏‫لعنت بهت آندره‌آ.‬

820
01:02:51,160 --> 01:02:53,660
‏‫- بهت گفتم. به چی فکر میکردی؟‬
‏‫- خفه شو.‬

821
01:02:55,040 --> 01:02:56,450
‏‫منو خر فرض نکن.‬

822
01:03:02,750 --> 01:03:05,870
‏‫ناراحت نیستم،‬
‏‫ولی چرا باید الان اتفاق میفتاد؟‬

823
01:03:13,250 --> 01:03:16,370
‏‫اگه آقای بی رحم بفهمه،‬
‏‫منو میفرسته بازداشتگاه.‬

824
01:03:17,370 --> 01:03:19,660
‏‫دیگه عملیاتی‬
‏‫مثل این یکی نخواهد بود.‬

825
01:03:20,790 --> 01:03:22,080
‏‫ببین، نمیدونم...‬

826
01:03:22,160 --> 01:03:24,870
‏‫نمیدونم، آندره‌آ.‬
‏‫فکر کنم...‬

827
01:03:24,950 --> 01:03:25,870
‏‫چی؟‬

828
01:03:25,950 --> 01:03:28,120
‏‫مجبوری لباسای گشاد بخری تا بتونی‬

829
01:03:28,200 --> 01:03:29,080
‏‫پنهونش کنی.‬

830
01:03:30,250 --> 01:03:33,410
‏‫ولی اگه شوهرت بودم،‬
‏‫مجبور بودی خونه بمونی.‬

831
01:03:33,500 --> 01:03:35,370
‏‫- برو بیرون دیگه.‬
‏‫- باشه.‬

832
01:03:36,660 --> 01:03:39,660
‏‫تو رو با تانگو‬
‏‫و مهاجمان فضایی تنها میذارم.‬

833
01:03:40,120 --> 01:03:41,200
‏‫ممنون.‬

834
01:03:45,500 --> 01:03:48,120
‏‫<i>من رفتم آرایشگاه و...‬

835
01:03:49,410 --> 01:03:51,290
‏‫<i>خیلی خوب شدی، لئونور!‬

836
01:03:51,370 --> 01:03:52,660
‏‫اوه، مرد!‬

837
01:03:55,450 --> 01:03:56,700
‏‫<i>مگه نمیفهمی؟‬

838
01:03:57,620 --> 01:04:00,330
‏‫هی! من خیلی وقته اینجام‬
‏‫که نفهمم.‬

839
01:04:00,410 --> 01:04:02,160
‏‫باشه، منظور خاصی نداشتم.‬

840
01:04:02,250 --> 01:04:03,620
‏‫اصلا خنده دار نیست.‬

841
01:04:03,700 --> 01:04:06,580
‏‫خنده دار نیست؟‬
‏‫این برات خنده دار نیست؟‬

842
01:04:07,080 --> 01:04:09,330
‏‫نه، این شوخیه...‬

843
01:04:09,410 --> 01:04:12,620
‏‫داری میگی باسک ها خنده دار نیستن؟‬

844
01:04:12,700 --> 01:04:14,500
‏‫من چیزی درباره باسک ها نگفتم.‬

845
01:04:15,200 --> 01:04:16,950
‏‫- من چی؟‬
‏‫- تو چی؟‬

846
01:04:17,040 --> 01:04:18,370
‏‫من برات خنده دار نیستم؟‬

847
01:04:20,120 --> 01:04:21,410
‏‫نه.‬

848
01:04:22,370 --> 01:04:23,830
‏‫خبر فوری‬

849
01:04:24,620 --> 01:04:27,120
‏‫<i>با توجه به شرایط فعلی‬
‏‫در سرزمین باسک‬

850
01:04:27,200 --> 01:04:31,660
‏‫<i>و تمایل به‬
‏‫دنبال کردن مسیری به سوی حاکمیت،‬

851
01:04:32,160 --> 01:04:33,620
‏‫اینا دارن راجع به چی حرف می‌زنن؟‬

852
01:04:34,870 --> 01:04:40,000
‏‫<i>گروه اتا اعلام می‌کنه که قصد داره‬
‏‫فعالیت‌های مسلحانه‌اش رو متوقف کنه.‬

853
01:04:40,080 --> 01:04:41,250
‏‫آتش‌بس نامحدود.‬

854
01:04:41,330 --> 01:04:43,200
‏‫<i>گروه اتا در بیانیه‌اش اعلام کرد‬

855
01:04:43,290 --> 01:04:45,870
‏‫<i>که از فردا‬
‏‫آتش‌بس بدون قید و شرط برقرار می‌کنه.‬

856
01:04:45,950 --> 01:04:49,160
‏‫<i>گفته شده این آتش‌بس‬
‏‫عمومی و دائمی خواهد بود‬

857
01:04:49,250 --> 01:04:51,160
‏‫<i>و اضافه کرده که وظایفش...‬

858
01:05:46,580 --> 01:05:48,830
‏‫نمی‌دونم، انگار نمی‌تونم...‬

859
01:05:49,660 --> 01:05:51,370
‏‫انگار نمی‌تونم خوشحال باشم.‬

860
01:05:53,620 --> 01:05:57,000
‏‫چون دوست داری کارِ گروهِ اتا تموم شه،‬
‏‫چون همه‌شون رو گرفتیم،‬

861
01:05:57,080 --> 01:05:59,620
‏‫نه اینکه داریم بهشون‬
‏‫باج می‌دیم.‬

862
01:06:01,080 --> 01:06:02,910
‏‫هفت ساله اینجام‬

863
01:06:03,410 --> 01:06:05,450
‏‫و هیچ غلطی نکردم.‬

864
01:06:08,250 --> 01:06:11,540
‏‫لازمه همه‌ی کارایی که به لطف تو‬
‏‫انجام دادیم رو مرور کنیم؟‬

865
01:06:11,620 --> 01:06:13,790
‏‫- اگه لازمه، می‌تونیم.‬
‏‫- نه.‬

866
01:06:16,870 --> 01:06:18,870
‏‫اصلاً نمی‌شه به گروه اتا اعتماد کرد.‬

867
01:06:19,950 --> 01:06:21,540
‏‫فعلاً همه‌چی روال قبل.‬

868
01:06:21,620 --> 01:06:25,370
‏‫کپا هنوز می‌خواد بری فرانسه‬
‏‫تا جواب پیامش رو بگیری.‬

869
01:06:25,450 --> 01:06:27,950
‏‫هوشیار باشیم‬
‏‫و ببینیم چی پیش میاد.‬

870
01:06:59,000 --> 01:07:00,120
‏‫بیا.‬

871
01:07:00,500 --> 01:07:01,410
‏‫ممنون.‬

872
01:07:01,500 --> 01:07:03,160
‏‫بازم مرغ برای شام؟‬

873
01:07:04,410 --> 01:07:06,330
‏‫- چته؟‬
‏‫- شوخی کردم.‬

874
01:07:06,410 --> 01:07:07,870
‏‫مجانیه، گیرم میاد.‬

875
01:07:09,620 --> 01:07:12,910
‏‫هی، تو...؟‬
‏‫فکر می‌کنی اگه...؟‬

876
01:07:13,000 --> 01:07:15,750
‏‫اگه این آتش‌بس عملی شه...‬

877
01:07:16,500 --> 01:07:18,950
‏‫فکر می‌کنی دیگه این خوک‌ها‬
‏‫دنبال من نیفتن؟‬

878
01:07:21,330 --> 01:07:22,410
‏‫نمی‌دونم.‬

879
01:07:23,160 --> 01:07:26,910
‏‫نمی‌دونم چجوریه. فکر کنم یه‬
‏‫بخشودگی یا همچین چیزی بدن.‬

880
01:07:28,000 --> 01:07:30,200
‏‫شاید بتونی زندگی قبلیت رو پس بگیری.‬

881
01:07:30,750 --> 01:07:32,330
‏‫زندگی قبلیم...‬

882
01:07:32,410 --> 01:07:35,160
‏‫زندگی قبلیم خیلی دوره،‬
‏‫انگار مال یه آدم دیگه بوده.‬

883
01:07:41,620 --> 01:07:43,330
‏‫و ما؟‬

884
01:07:46,410 --> 01:07:47,750
‏‫ما چی؟‬

885
01:07:49,370 --> 01:07:52,160
‏‫اگه تو شرایط‬
‏‫دیگه‌ای با هم آشنا می‌شدیم،‬

886
01:07:53,160 --> 01:07:54,540
‏‫چه اتفاقی بین ما می‌افتاد؟‬

887
01:08:01,500 --> 01:08:03,700
‏‫نمی‌دونم. نمی‌دونم...‬

888
01:08:05,000 --> 01:08:09,450
‏‫یعنی، فکر می‌کنم آدم خوبی هستی.‬
‏‫آره، آدم خوبی هستی.‬

889
01:08:10,870 --> 01:08:12,040
‏‫آدم خوب؟‬

890
01:08:24,290 --> 01:08:25,830
‏‫تو برای من بیشتر از اینا هستی.‬

891
01:09:44,120 --> 01:09:46,410
‏‫- همه‌چی مرتبه؟‬
‏‫- آره، همه‌چی خوبه.‬

892
01:09:49,870 --> 01:09:51,000
‏‫پاس...‬

893
01:09:51,620 --> 01:09:52,580
‏‫لعنتی...‬

894
01:09:53,950 --> 01:09:55,120
‏‫لعنت بهش!‬

895
01:10:03,040 --> 01:10:04,290
‏‫بد نیست.‬

896
01:10:05,500 --> 01:10:07,830
‏‫برای غذای بیمارستان خوبه.‬
‏‫خیلی گرسنه بودم.‬

897
01:10:10,830 --> 01:10:12,290
‏‫اوضاع با کپا چطوره؟‬

898
01:10:12,700 --> 01:10:13,750
‏‫خوبه.‬

899
01:10:14,750 --> 01:10:17,120
‏‫یکم از این قضیهٔ آتش‌بس‬
‏‫گرفته‌ست،‬

900
01:10:17,200 --> 01:10:20,120
‏‫چون نمیدونه چی میشه، ولی حالش خوبه.‬

901
01:10:33,620 --> 01:10:34,750
‏‫تسلیم شده؟‬

902
01:10:35,580 --> 01:10:36,950
‏‫حالا دلت براش میسوزه؟‬

903
01:10:37,580 --> 01:10:39,870
‏‫باید یادت بیارم کپا کیه؟‬

904
01:10:39,950 --> 01:10:42,620
‏‫اون یه حرومزاده‌ی عوضی و یه قاتله.‬

905
01:10:43,200 --> 01:10:47,080
‏‫"کشور آزاد باسک"؟ نمیدونن واسه چی میجنگن.‬

906
01:10:47,160 --> 01:10:50,160
‏‫فقط هیجانشو دوست دارن، دوست دارن حس قهرمان بودن کنن،‬

907
01:10:50,250 --> 01:10:52,790
‏‫درحالی که حقیقت اینه که یه مشت گوسفند بی عقلن!‬

908
01:10:52,870 --> 01:10:55,830
‏‫و اون گوسفند حاضره چندتا پلیس رو بکشه،‬

909
01:10:55,910 --> 01:10:57,500
‏‫از جمله تو، خانم.‬

910
01:10:57,910 --> 01:10:59,160
‏‫این رو یادت نره.‬

911
01:11:14,080 --> 01:11:15,410
‏‫خیله خب، <i>شش.‬

912
01:11:15,500 --> 01:11:18,410
‏‫نمیتونی مهره منو بگیری. "میخورمت" به زبون باسکی چی میشه؟‬

913
01:11:18,500 --> 01:11:19,580
‏‫به زبون باسکی؟‬

914
01:11:20,540 --> 01:11:22,160
‏‫<i>- Jaten zaitut.‬
‏‫- Jaten zaitut.‬

915
01:11:22,250 --> 01:11:23,330
‏‫یا <i>jango dizut.‬

916
01:11:24,950 --> 01:11:25,950
‏‫دوست دارم بخورمت.‬

917
01:11:28,950 --> 01:11:30,080
‏‫و "خوشتیپ" چی؟‬

918
01:11:30,160 --> 01:11:31,250
‏‫کپا!‬

919
01:11:33,410 --> 01:11:35,160
‏‫- پس بجنب، خوشتیپ.‬
‏‫- باشه...‬

920
01:11:36,120 --> 01:11:37,080
‏‫دوباره تلاش کن.‬

921
01:11:37,160 --> 01:11:41,000
‏‫لعنتی<i>... یک، دو، سه، چهار، پنج، شش.‬

922
01:11:41,410 --> 01:11:42,950
‏‫شش.‬

923
01:11:43,330 --> 01:11:44,200
‏‫لعنت!‬

924
01:11:45,080 --> 01:11:46,000
‏‫<i>من اومدم خونه!‬

925
01:11:47,080 --> 01:11:49,040
‏‫لعنت! <i>تو اومدی خونه!‬

926
01:11:49,120 --> 01:11:50,700
‏‫<i>آزادی برای کشور باسک!‬

927
01:11:51,410 --> 01:11:54,410
‏‫یه کشور آزاد باسک رو چجوری تصور میکنی؟‬

928
01:11:57,040 --> 01:11:58,580
‏‫من یه جای شاد تصور میکنم.‬

929
01:12:01,080 --> 01:12:04,200
‏‫بدون شکنجه، یا آدمای گمشده.‬

930
01:12:05,370 --> 01:12:10,790
‏‫بدون پسر، برادر، یا پدری که تو زندان باشن، یا تبعید شده باشن.‬

931
01:12:14,250 --> 01:12:17,120
‏‫همیشه یه تصویر تو ذهنم میاد.‬

932
01:12:17,500 --> 01:12:18,540
‏‫از مادرم.‬

933
01:12:19,450 --> 01:12:22,040
‏‫و اون خوشحاله.‬

934
01:12:23,080 --> 01:12:26,750
‏‫چون من میتونم آزادانه تو خیابون راه برم و برم خونش.‬

935
01:12:27,330 --> 01:12:28,330
‏‫برای ناهار.‬

936
01:12:28,910 --> 01:12:30,950
‏‫خورشت.‬
‏‫مادرم یه خورشت عدس درست میکنه...‬

937
01:12:31,410 --> 01:12:32,870
‏‫خیلی خوشمزه!‬

938
01:12:33,580 --> 01:12:35,950
‏‫حاضرم هرکاری بکنم تا یکم از خورشت عدس مادرم بخورم.‬

939
01:12:38,660 --> 01:12:39,620
‏‫نمیدونم.‬

940
01:12:40,370 --> 01:12:41,450
‏‫تو صلح زندگی کنیم.‬

941
01:12:44,250 --> 01:12:46,000
‏‫دیگه قربانی نباشیم.‬

942
01:12:46,580 --> 01:12:47,700
‏‫یا جلاد.‬

943
01:12:49,410 --> 01:12:52,250
‏‫و هیچ فاشیستی هم نباشه، که مواد بیاره و...‬

944
01:12:52,750 --> 01:12:54,790
‏‫یه نسل کامل از بچه ها رو به فنا بده.‬

945
01:12:56,200 --> 01:12:58,580
‏‫هیچ دولت اسپانیایی هم نباشه که بخواد با ما بازی کنه.‬

946
01:12:58,660 --> 01:13:02,660
‏‫زبونمون، فرهنگمون رو سرکوب کنه...‬

947
01:13:06,950 --> 01:13:08,120
‏‫آزاد.‬

948
01:13:10,660 --> 01:13:12,410
‏‫برای اون کشور آزاد باسک،‬

949
01:13:12,500 --> 01:13:13,910
‏‫برای خورشت مادرم...‬

950
01:13:14,830 --> 01:13:15,950
‏‫هر کاری می‌کنم.‬

951
01:13:16,040 --> 01:13:17,620
‏‫- هر کاری؟‬
‏‫<i>- آره.‬

952
01:13:20,120 --> 01:13:21,200
‏‫مثلاً چی؟‬

953
01:13:23,540 --> 01:13:25,040
‏‫سوء قصد.‬

954
01:13:26,790 --> 01:13:28,040
‏‫چی شد؟‬

955
01:13:28,120 --> 01:13:30,700
‏‫- اگه می‌خوای بگی.‬
‏‫- آره، بهت میگم.‬

956
01:13:30,790 --> 01:13:32,500
‏‫خب...‬

957
01:13:33,000 --> 01:13:36,620
‏‫می‌دونستم یه افسر زندان تو شهرمه،‬
‏‫می‌دونستم کجا زندگی می‌کنه.‬

958
01:13:37,950 --> 01:13:39,000
‏‫خب، منم انجامش دادم.‬

959
01:13:39,910 --> 01:13:41,450
‏‫هیچ‌کس از کشتن خوشش نمیاد،‬

960
01:13:41,790 --> 01:13:43,500
‏‫ولی اون عوضی یه شکنجه‌گره.‬

961
01:13:44,200 --> 01:13:45,950
‏‫<i>دو نفری با موتور بودیم‬

962
01:13:46,040 --> 01:13:49,410
‏‫<i>و وقتی اومد بیرون،‬
‏‫آروم و بی‌صدا دنبالش کردیم...‬

963
01:13:50,370 --> 01:13:51,500
‏‫ولی اون ما رو دید.‬

964
01:13:55,580 --> 01:13:57,370
‏‫شروع کرد به دویدن‬
‏‫و بعد از یه لحظه،‬

965
01:13:57,450 --> 01:13:59,200
‏‫<i>دوستم وایستاد و "بنگ".‬

966
01:13:59,290 --> 01:14:00,540
‏‫<i>خون زیادی ریخته شد.‬

967
01:14:00,620 --> 01:14:01,870
‏‫افتاد رو زمین‬

968
01:14:02,450 --> 01:14:05,330
‏‫و دیدم هنوز داره تکون می‌خوره.‬
‏‫از موتور پیاده شدم.‬

969
01:14:06,120 --> 01:14:08,450
‏‫<i>دیدم اون عوضی چه جوری‬
‏‫به من نگاه می‌کرد.‬

970
01:14:09,040 --> 01:14:11,250
‏‫<i>شکنجه‌گر لعنتی، می‌گفت: "نه، نه، نه!"‬

971
01:14:11,330 --> 01:14:14,160
‏‫"نه، نه، نه!"‬
‏‫تفنگمو برداشتم.‬

972
01:14:14,250 --> 01:14:15,540
‏‫- نه، خواهش می‌کنم!‬
‏‫<i>- کلیک...‬

973
01:14:15,950 --> 01:14:17,450
‏‫<i>تفنگم گیر کرد.‬

974
01:14:18,410 --> 01:14:21,750
‏‫لعنت بهش!‬
‏‫اون حرومزاده شکنجه‌گر... کلیک.‬

975
01:14:21,830 --> 01:14:23,660
‏‫دوباره تفنگم گیر کرد.‬

976
01:14:24,160 --> 01:14:27,160
‏‫اون عوضی زهره ترک شده بود،‬
‏‫فقط می‌گفت: "نه، نه، نه!".‬

977
01:14:27,250 --> 01:14:28,080
‏‫یه لگد بهش زدم.‬

978
01:14:28,160 --> 01:14:29,200
‏‫<i>بعد یکی دیگه.‬

979
01:14:30,160 --> 01:14:31,830
‏‫<i>- بریم!‬
‏‫- ولی دیگه وقت نبود.‬

980
01:14:31,910 --> 01:14:33,410
‏‫<i>یه لگد دیگه هم زدم...‬

981
01:14:34,410 --> 01:14:36,580
‏‫دویدم سمت موتور.‬
‏‫"زود باش، برو، برو!".‬

982
01:14:36,660 --> 01:14:37,870
‏‫<i>ولی روشن نشد.‬

983
01:14:38,450 --> 01:14:40,950
‏‫<i>فرار کردیم و موتور‬
‏‫و همه‌چیو همونجا گذاشتیم.‬

984
01:14:46,000 --> 01:14:49,330
‏‫گند زدم،‬
‏‫چون موتور به اسم من بود‬

985
01:14:50,000 --> 01:14:51,450
‏‫و همونجا ولش کردم.‬

986
01:14:55,450 --> 01:14:57,040
‏‫و فکر کنم این کارو هم کردیم‬

987
01:14:57,120 --> 01:15:00,410
‏‫که به رهبران نشون بدیم‬
‏‫یه مشت دست و پا چلفتی نیستیم.‬

988
01:15:42,660 --> 01:15:44,370
‏‫<i>- صبح بخیر.‬
‏‫- صبح بخیر.‬

989
01:15:46,830 --> 01:15:47,950
‏‫<i>حالت چطوره؟‬

990
01:15:48,540 --> 01:15:49,660
‏‫<i>خوبم.‬

991
01:15:53,160 --> 01:15:56,160
‏‫<i>- چیزی میل داری؟‬
‏‫- آره، یه آبجو.‬

992
01:15:56,500 --> 01:15:58,330
‏‫<i>یه آبجو این‌جا.‬

993
01:16:01,160 --> 01:16:02,200
‏‫خب...‬

994
01:16:02,910 --> 01:16:05,160
‏‫اوضاع سن سباستین چطوره؟‬

995
01:16:05,250 --> 01:16:06,450
‏‫خوبه.‬

996
01:16:06,540 --> 01:16:07,910
‏‫جو اونجا چطوریه؟‬

997
01:16:08,660 --> 01:16:10,080
‏‫- راکد.‬
‏‫- راکد.‬

998
01:16:11,200 --> 01:16:13,080
‏‫خب، این داره تغییر می‌کنه.‬

999
01:16:20,830 --> 01:16:22,370
‏‫به باز کردنش فکر نکن.‬

1000
01:16:23,750 --> 01:16:24,620
‏‫نه.‬

1001
01:16:25,000 --> 01:16:26,410
‏‫تروئل.‬

1002
01:16:30,750 --> 01:16:31,910
‏‫چی گیرمون اومده؟‬

1003
01:16:42,410 --> 01:16:44,580
‏‫داری با بخار بازش میکنی؟‬
‏‫جدی؟‬

1004
01:16:44,660 --> 01:16:45,870
‏‫باشه، باشه...‬

1005
01:16:49,410 --> 01:16:51,040
‏‫فقط نندازیش.‬

1006
01:17:03,450 --> 01:17:06,200
‏‫باید یکی رو از گویزوئتا بیارن.‬

1007
01:17:06,290 --> 01:17:09,580
‏‫چرا باید تو دوره آتش‌بس یکی رو‬
‏‫بفرستن سن سباستین؟‬

1008
01:17:11,040 --> 01:17:12,200
‏‫یه ماشین داره میاد.‬

1009
01:17:15,200 --> 01:17:16,870
‏‫ماشین با پلاک فرانسوی.‬

1010
01:17:35,250 --> 01:17:36,750
‏‫اون سرجیو پولوئه.‬

1011
01:17:39,660 --> 01:17:40,950
‏‫مطمئنی؟‬

1012
01:18:30,000 --> 01:18:31,200
‏‫لعنتی.‬

1013
01:18:47,370 --> 01:18:48,410
‏‫تو مسلح هستی؟‬

1014
01:18:51,200 --> 01:18:54,250
‏‫یه لحظه بزنم کنار، قایمش کنیم تو صندوق،‬
‏‫باشه؟‬

1015
01:18:54,330 --> 01:18:55,200
‏‫امن نیست‬

1016
01:18:55,290 --> 01:18:56,540
‏‫که اسلحه حمل کنی.‬

1017
01:18:56,620 --> 01:18:58,870
‏‫برام مهم نیست فکر میکنی چی امنه.‬

1018
01:18:59,790 --> 01:19:00,870
‏‫فهمیدی؟‬

1019
01:19:02,330 --> 01:19:03,450
‏‫به رانندگی ادامه بده.‬

1020
01:19:07,250 --> 01:19:08,790
‏‫داری چه غلطی میکنی؟‬

1021
01:19:10,250 --> 01:19:11,370
‏‫چه خبرته؟‬

1022
01:19:11,450 --> 01:19:13,330
‏‫- برگرد سر راه!‬
‏‫- نه.‬

1023
01:19:13,410 --> 01:19:15,120
‏‫- گفتم برگرد سر راه!‬
‏‫- نه.‬

1024
01:19:15,200 --> 01:19:17,000
‏‫- لعنتی!‬
‏‫- اگه گارد مدنی نگهمون داره‬

1025
01:19:17,080 --> 01:19:19,000
‏‫- و اسلحه رو پیدا کنه...‬
‏‫- تکون بخور لعنتی!‬

1026
01:19:19,080 --> 01:19:21,000
‏‫- گفتم نه!‬
‏‫- احمق عوضی!‬

1027
01:19:21,080 --> 01:19:22,830
‏‫میدونی من کی‌ام؟‬

1028
01:19:24,950 --> 01:19:26,540
‏‫این پیش من میمونه.‬

1029
01:19:29,410 --> 01:19:31,410
‏‫اون اسلحه کوفتی رو بذار تو صندوق.‬

1030
01:19:38,750 --> 01:19:40,500
‏‫کلید رو بده.‬

1031
01:19:49,500 --> 01:19:50,700
‏‫از ماشین پیاده شو.‬

1032
01:20:39,080 --> 01:20:41,000
‏‫صندوق کوفتی رو باز کن.‬

1033
01:20:57,790 --> 01:20:58,950
‏‫تو کپا هستی؟‬

1034
01:20:59,040 --> 01:21:00,120
‏‫- سلام.‬
‏‫- من سرجیو هستم.‬

1035
01:21:00,200 --> 01:21:02,080
‏‫سلام. باید صحبت کنیم.‬

1036
01:21:02,540 --> 01:21:03,580
‏‫کجا؟‬

1037
01:21:03,660 --> 01:21:05,290
‏‫- تو اتاق من.‬
‏‫- باشه، بریم.‬

1038
01:21:05,370 --> 01:21:07,250
‏‫از این طرف.‬

1039
01:21:15,160 --> 01:21:16,250
‏‫در رو ببند.‬

1040
01:21:21,870 --> 01:21:22,950
‏‫خب؟‬

1041
01:21:23,830 --> 01:21:25,500
‏‫هیچی نمیشنوم.‬

1042
01:21:25,580 --> 01:21:27,790
‏‫تنها هستن، چرا دارن پچ پچ میکنن؟‬

1043
01:21:28,790 --> 01:21:31,160
‏‫- صدا رو زیاد کن.‬
‏‫- چند وقته اینجایی؟‬

1044
01:21:31,250 --> 01:21:32,250
‏‫هشت ماه.‬

1045
01:21:32,330 --> 01:21:34,000
‏‫بهش اعتماد داری؟‬

1046
01:21:34,330 --> 01:21:35,660
‏‫من به مامانمم اعتماد ندارم.‬

1047
01:21:35,750 --> 01:21:38,870
‏‫همیشه اسلحه‌ات رو همراهت داشته باش.‬
‏‫کجاست؟‬

1048
01:21:38,950 --> 01:21:40,620
‏‫- تو کشوئه.‬
‏‫- بیارش.‬

1049
01:21:41,330 --> 01:21:43,200
‏‫- قراره دوتایی اینجا بخوابیم؟‬
‏‫- آره.‬

1050
01:21:43,290 --> 01:21:44,200
‏‫تخت رو من برمی‌دارم.‬

1051
01:21:44,750 --> 01:21:46,830
‏‫فقط... من اونجا می‌خوابم.‬

1052
01:21:46,910 --> 01:21:48,950
‏‫خب، دیگه نه. نشونه بگیر.‬

1053
01:21:49,040 --> 01:21:51,500
‏‫- چی؟‬
‏‫- نشونه بگیر!‬

1054
01:21:54,250 --> 01:21:56,500
‏‫داری چیکار می‌کنی؟ طرف من بگیرش.‬

1055
01:22:02,200 --> 01:22:03,580
‏‫ضامن اسلحه رو بستی؟‬

1056
01:22:03,660 --> 01:22:04,200
‏‫معلومه.‬

1057
01:22:05,200 --> 01:22:06,080
‏‫ترسو!‬

1058
01:22:06,580 --> 01:22:07,620
‏‫بشین.‬

1059
01:22:12,200 --> 01:22:13,290
‏‫بفرمایید.‬

1060
01:22:13,830 --> 01:22:17,790
‏‫یه لیست از اهداف و رابط‌هاست. بلافاصله شروع می‌کنیم به مراقبت.‬

1061
01:22:18,160 --> 01:22:20,830
‏‫اینطوری، وقتی سلاح‌ها رسید، آماده‌ایم.‬

1062
01:22:20,910 --> 01:22:23,830
‏‫- باشه.‬
‏‫- همه‌شون قاضی و سیاستمدارن.‬

1063
01:22:24,500 --> 01:22:26,700
‏‫داریم گروه سن سباستین رو دوباره فعال می‌کنیم.‬

1064
01:22:27,200 --> 01:22:29,410
‏‫- اون گفت گروه سن سباستین؟‬
‏‫- آره.‬

1065
01:22:31,160 --> 01:22:33,950
‏‫یه خوک پیدا می‌کنیم که روش تمرین کنی.‬

1066
01:22:36,250 --> 01:22:37,950
‏‫باید با وزیر صحبت کنم.‬

1067
01:22:39,200 --> 01:22:40,410
‏‫خیلی فوریه.‬

1068
01:22:44,160 --> 01:22:47,500
‏‫در حال حاضر، دو تا گزینه داریم.‬

1069
01:22:48,200 --> 01:22:50,910
‏‫یک، سرجیو و کپا رو همین الان دستگیر کنیم.‬

1070
01:22:51,830 --> 01:22:53,540
‏‫و دومی اینه که صبر کنیم.‬

1071
01:22:53,620 --> 01:22:57,040
‏‫اینطوری اطلاعاتی درباره‌ی ساختار گروه سن سباستین به دست میاریم‬

1072
01:22:57,120 --> 01:22:59,080
‏‫و مسیر ورود سلاح‌ها.‬

1073
01:22:59,160 --> 01:23:00,700
‏‫و اون مسیر ورود...‬

1074
01:23:01,120 --> 01:23:03,040
‏‫می‌تونه ما رو به رده‌های بالاتر برسونه.‬

1075
01:23:03,120 --> 01:23:04,830
‏‫پس چرا تردید داری؟‬

1076
01:23:04,910 --> 01:23:06,330
‏‫نمی‌دونم، تو بگو.‬

1077
01:23:06,410 --> 01:23:07,450
‏‫بزن بریم.‬

1078
01:23:09,620 --> 01:23:10,540
‏‫باشه.‬

1079
01:23:11,250 --> 01:23:13,750
‏‫پس باید بتونی از پس سرجیو بربیای.‬

1080
01:23:14,160 --> 01:23:17,410
‏‫کاری نکن بهت مشکوک شه، ولی زیادی هم کوتاه نیا.‬

1081
01:23:18,700 --> 01:23:22,120
‏‫به لیست کامل اهداف نیاز داریم تا تحت حفاظت قرارشون بدیم.‬

1082
01:23:22,540 --> 01:23:26,500
‏‫نمی‌تونیم ریسک کنیم کسی بدون اینکه ما بفهمیم کاری بکنه. فهمیدی؟‬

1083
01:23:27,790 --> 01:23:28,910
‏‫فهمیدم.‬

1084
01:23:29,620 --> 01:23:31,160
‏‫تکون بخور، بچه سگ!‬

1085
01:23:34,040 --> 01:23:36,000
‏‫گمشو، حرومزاده!‬

1086
01:23:37,080 --> 01:23:41,000
‏‫...اطمینان داده که ما در آستانه دوره جدیدی از صلح هستیم.‬

1087
01:23:42,750 --> 01:23:45,620
‏‫من معتقدم که ما در آستانه یک دوره جدید هستیم،‬

1088
01:23:45,700 --> 01:23:49,000
‏‫که فکر می‌کنم، ظرف یک سال، باید به واقعیت تبدیل بشه.‬

1089
01:23:49,080 --> 01:23:53,330
‏‫من همچنین معتقدم که ما در آستانه صلح هستیم.‬

1090
01:23:53,410 --> 01:23:55,500
‏‫PNV معتقده که حداقل...‬

1091
01:23:55,580 --> 01:23:56,750
‏‫خب؟‬

1092
01:23:56,830 --> 01:24:00,160
‏‫اینجا هر کی باید کار خودشو بکنه.‬

1093
01:24:00,250 --> 01:24:02,580
‏‫من هر غلطی دلم بخواد می‌کنم. یه نون برام بیار.‬

1094
01:24:02,660 --> 01:24:05,250
‏‫ما این احتمال رو رد نمی‌کنیم که تصمیم ETA ممکنه...‬

1095
01:24:06,000 --> 01:24:08,000
‏‫ببین، سرجیو، محافظ شخصیه.‬

1096
01:24:08,080 --> 01:24:10,580
‏‫...در طول آتش‌بس.‬

1097
01:24:10,660 --> 01:24:12,830
‏‫یا چیزی که اونا اسمشو میذارن آتش‌بس.‬

1098
01:24:12,910 --> 01:24:14,790
‏‫- داره چی میگه؟‬
‏‫- چی فکر می‌کنی؟‬

1099
01:24:14,870 --> 01:24:17,250
‏‫- داره خودشو تبرئه می‌کنه.‬
‏‫- گور باباش!‬

1100
01:24:17,330 --> 01:24:20,330
‏‫در واقع، یعنی یه تله‌ی بزرگ.‬

1101
01:24:20,410 --> 01:24:23,370
‏‫گورتو گم کن با این آتیش‌بس الکیت، پرفسور!‬

1102
01:24:23,790 --> 01:24:27,540
‏‫روش رو برگردون، دیگه نمیتونم نگاش کنم. شبیه یکیه از اون مجوس‌هاست.‬

1103
01:24:27,620 --> 01:24:30,040
‏‫شبیه یکی از اون مجوس‌های لعنتیه!‬

1104
01:24:35,160 --> 01:24:36,410
‏‫سالاد سس داره؟‬

1105
01:24:39,250 --> 01:24:40,410
‏‫خوشت اومد؟‬

1106
01:24:46,120 --> 01:24:48,870
‏‫- پس اهل لوگروینو هستی؟‬
‏‫- بله، اهل لوگروینو.‬

1107
01:24:51,160 --> 01:24:53,750
‏‫- تو فرانسه بودی، درسته؟‬
‏‫- تمام مدت.‬

1108
01:24:55,750 --> 01:24:57,950
‏‫خیلی‌ها از گالیسیا اونجا میرن...‬

1109
01:24:58,620 --> 01:25:01,080
‏‫آدم‌هایی از ارتش چریکی گالیسیا.‬

1110
01:25:02,000 --> 01:25:03,200
‏‫برای آموزش.‬

1111
01:25:04,080 --> 01:25:06,080
‏‫این رو دوست دارم. از این آدما خوشم میاد.‬

1112
01:25:07,950 --> 01:25:11,540
‏‫من اینجا درس خوندم، ولی پدر مادرم اهل اونجان.‬

1113
01:25:11,620 --> 01:25:12,660
‏‫آهان، باشه.‬

1114
01:25:16,370 --> 01:25:17,830
‏‫خیلی وقته اینجایی؟‬

1115
01:25:18,950 --> 01:25:20,120
‏‫کی اومدی؟‬

1116
01:25:20,750 --> 01:25:22,500
‏‫سال ۱۹۹۱.‬

1117
01:25:24,410 --> 01:25:25,870
‏‫اینجا خیلی احساس خونه بودن دارم.‬

1118
01:25:26,330 --> 01:25:27,620
‏‫من سن سباستین رو دوست دارم.‬

1119
01:25:34,410 --> 01:25:36,080
‏‫- سلام.‬
‏‫- سلام.‬

1120
01:25:37,700 --> 01:25:40,540
‏‫- ما فردا به یه ماشین احتیاج داریم، باشه؟‬
‏‫- باشه، کجا؟‬

1121
01:25:40,620 --> 01:25:42,410
‏‫نمیدونم، سرجیو بهت میگه.‬

1122
01:25:42,500 --> 01:25:44,870
‏‫- نمیخوام با اون اینجا باشم.‬
‏‫- چرا که نه؟‬

1123
01:25:44,950 --> 01:25:46,870
‏‫ازش خوشم نمیاد. خیلی خوک صفته.‬

1124
01:25:47,370 --> 01:25:50,160
‏‫- باید اتاق خواب رو ببینی.‬
‏‫- چندش.‬

1125
01:25:51,160 --> 01:25:52,870
‏‫باشه، آره، یکم تندخوئه.‬

1126
01:25:53,830 --> 01:25:54,910
‏‫تندخو؟‬

1127
01:25:56,000 --> 01:25:57,160
‏‫- منظورم اینه که...‬
‏‫- تندخو؟‬

1128
01:25:57,250 --> 01:25:59,750
‏‫آره. میدونی اون یارو چه کارایی کرده؟‬

1129
01:26:00,700 --> 01:26:02,160
‏‫میدونی چطوری حرف میزنه؟‬

1130
01:26:02,950 --> 01:26:04,580
‏‫اون یارو یه قهرمانه.‬

1131
01:26:04,660 --> 01:26:06,580
‏‫آرانچا، با اون، ما تو جنگ پیروز میشیم.‬

1132
01:26:07,950 --> 01:26:09,580
‏‫این برای من خیلی مهمه.‬

1133
01:26:10,160 --> 01:26:11,540
‏‫- باشه؟‬
‏‫- باشه.‬

1134
01:26:12,000 --> 01:26:12,910
‏‫باشه؟‬

1135
01:26:13,580 --> 01:26:14,620
‏‫زود باش!‬

1136
01:26:15,080 --> 01:26:16,620
‏‫منظورت از "زود باش" چیه؟‬

1137
01:26:17,500 --> 01:26:18,790
‏‫لعنتی...‬

1138
01:26:27,330 --> 01:26:29,410
‏‫حالمو بهم میزنه، حالمو بهم میزنه...‬

1139
01:27:01,370 --> 01:27:02,580
‏‫تماس برقرار شد.‬

1140
01:27:09,160 --> 01:27:11,580
‏‫حالا همه‌ی ارتباطاتشون رو‬

1141
01:27:11,660 --> 01:27:12,750
‏‫تحت کنترل داریم، درسته؟‬

1142
01:27:13,620 --> 01:27:15,870
‏‫خیلی خب، وقت ناهاره.‬

1143
01:27:15,950 --> 01:27:19,080
‏‫هیچ‌کس از اینجا تکون نمیخوره تا وقتی که جلسه‌شون تموم بشه.‬

1144
01:27:20,660 --> 01:27:21,870
‏‫فقط اینکه...‬

1145
01:27:22,660 --> 01:27:25,080
‏‫- آندریا باید غذا بخوره، همین.‬
‏‫- من؟‬

1146
01:27:25,410 --> 01:27:26,830
‏‫داری چی میگی؟‬

1147
01:27:27,200 --> 01:27:28,620
‏‫خب، منظورم اینه که...‬

1148
01:27:28,700 --> 01:27:31,580
‏‫- تو باید زود به زود غذا بخوری، مگه نه؟‬
‏‫- نه.‬

1149
01:27:32,040 --> 01:27:33,120
‏‫چت شده؟‬

1150
01:27:33,200 --> 01:27:34,290
‏‫- تروئل.‬
‏‫- اون حامله‌ست.‬

1151
01:27:34,370 --> 01:27:36,200
‏‫- باید غذا بخوره!‬
‏‫- تروئل!‬

1152
01:27:36,750 --> 01:27:38,790
‏‫خیلی ممنون.‬
‏‫جدی میگم، خیلی ممنون.‬

1153
01:27:38,870 --> 01:27:39,910
‏‫من شوهر کاریتم.‬

1154
01:27:40,000 --> 01:27:41,040
‏‫آره، متاسفانه.‬

1155
01:27:41,120 --> 01:27:42,200
‏‫فقط نگرانم.‬

1156
01:27:42,290 --> 01:27:43,160
‏‫نگران؟‬

1157
01:27:43,250 --> 01:27:46,120
‏‫از بس دونات برام میاری‬
‏‫دیابت میگیرم!‬

1158
01:27:46,200 --> 01:27:47,870
‏‫ولی خودت می‌خوری‌شون!‬

1159
01:27:47,950 --> 01:27:49,290
‏‫- باورنکردنیه!‬
‏‫- جدی؟‬

1160
01:27:50,040 --> 01:27:51,500
‏‫باورنکردنیه.‬

1161
01:27:55,620 --> 01:27:57,910
‏‫آنجل، خواهش می‌کنم منو‬
‏‫برنگردون به اداره.‬

1162
01:27:58,950 --> 01:28:00,750
‏‫منو از این عملیات برندار.‬

1163
01:28:01,200 --> 01:28:02,410
‏‫من میتونم انجامش بدم.‬

1164
01:28:03,870 --> 01:28:05,040
‏‫من میخوام انجامش بدم.‬

1165
01:28:10,410 --> 01:28:11,330
‏‫باشه.‬

1166
01:28:13,410 --> 01:28:16,250
‏‫- ولی کاری کن به چشم بیاد.‬
‏‫- باشه.‬

1167
01:28:16,330 --> 01:28:19,410
‏‫اگه انقدر خنگی که وسط‬
‏‫عملیات حامله شدی،‬

1168
01:28:19,500 --> 01:28:21,830
‏‫- بذار ازش به نفع خودمون استفاده کنیم.‬
‏‫- باشه.‬

1169
01:28:22,250 --> 01:28:24,080
‏‫<i>سانتاندر 0، رئال سوسیداد 1.‬

1170
01:28:24,160 --> 01:28:26,830
‏‫<i>اکسترامادورا 1، اسپانیول 0...‬

1171
01:28:26,910 --> 01:28:29,790
‏‫آندره‌آ، شیفتت تموم شده.‬
‏‫چرا نمیری خونه؟‬

1172
01:28:29,870 --> 01:28:33,830
‏‫<i>با وجود شکست امروز در سن مامس،‬
‏‫مایورکا همچنان صدر جدوله.‬

1173
01:28:56,830 --> 01:28:58,700
‏‫یه پس گردنی دیگه بزن بهش!‬

1174
01:29:00,750 --> 01:29:04,040
‏‫اسم اون یارو ریشو چیه؟‬
‏‫برام آشنا میزنه.‬

1175
01:29:06,160 --> 01:29:08,410
‏‫یه سیلی میخوری، احمق.‬

1176
01:29:09,870 --> 01:29:11,620
‏‫ببین، ببین.‬

1177
01:29:11,700 --> 01:29:13,540
‏‫داری شوخی می‌کنی؟‬
‏‫لعنتی!‬

1178
01:29:13,620 --> 01:29:14,830
‏‫کتاب زبان باسکیم!‬

1179
01:29:14,910 --> 01:29:16,410
‏‫وضعیت اینجا رو ببین!‬

1180
01:29:16,500 --> 01:29:18,580
‏‫- قیافه‌شو ببین!‬
‏‫- سلام؟‬

1181
01:29:19,540 --> 01:29:21,120
‏‫از سر راه گمشو.‬

1182
01:29:21,200 --> 01:29:22,410
‏‫چه خبر، آرانچا؟‬

1183
01:29:22,500 --> 01:29:23,540
‏‫داری چیکار می‌کنی؟‬

1184
01:29:24,500 --> 01:29:26,290
‏‫- حالا صدامو می‌شنوی؟‬
‏‫- روشنش کن!‬

1185
01:29:26,370 --> 01:29:27,660
‏‫نه، باید تمیز کنیم.‬

1186
01:29:27,750 --> 01:29:28,750
‏‫هر وقت دلم بخواد تمیز می‌کنم‬

1187
01:29:28,830 --> 01:29:30,410
‏‫- لعنتی.‬
‏‫- الان.‬

1188
01:29:30,500 --> 01:29:31,500
‏‫الان وقتشه‬

1189
01:29:31,580 --> 01:29:32,290
‏‫که تمیز کنیم.‬

1190
01:29:32,370 --> 01:29:33,500
‏‫پس اول گربه‌تو تکون بده.‬

1191
01:29:33,580 --> 01:29:35,540
‏‫هی! جرئت نداری بهش دست بزنی!‬

1192
01:29:35,620 --> 01:29:37,580
‏‫بهش دست نزن،‬
‏‫مهاجر عوضی!‬

1193
01:29:37,660 --> 01:29:40,080
‏‫- چی صدام کردی؟‬
‏‫- مهاجر عوضی!‬

1194
01:29:40,160 --> 01:29:41,660
‏‫<i>چی صدام کردی؟‬

1195
01:29:43,750 --> 01:29:45,080
‏‫<i>بیا اینجا!‬

1196
01:29:45,160 --> 01:29:46,410
‏‫<i>چی صدام کردی؟‬

1197
01:29:47,950 --> 01:29:50,370
‏‫تیم، همگی بیاید اینجا!‬

1198
01:29:50,450 --> 01:29:51,790
‏‫<i>من کلفتت نیستم.‬

1199
01:29:51,870 --> 01:29:52,950
‏‫<i>میدونی من کی‌ام؟‬

1200
01:29:53,040 --> 01:29:55,120
‏‫تو یه بچه تخسی!‬
‏‫میدونی من چیکارا کردم؟‬

1201
01:29:55,200 --> 01:29:58,080
‏‫- میدونی چند سال دیگه کجا خواهم بود؟‬
‏‫- آره، تو یه خوکدونی!‬

1202
01:29:58,160 --> 01:30:00,160
‏‫- گمشو!‬
‏‫- باشه، سرجیو، آروم باش.‬

1203
01:30:00,250 --> 01:30:01,450
‏‫به من دست نزن!‬

1204
01:30:01,910 --> 01:30:03,330
‏‫تروئل، بریم تو؟‬

1205
01:30:03,410 --> 01:30:04,580
‏‫نه، هنوز نه. صبر کن.‬

1206
01:30:04,660 --> 01:30:05,830
‏‫<i>پلیس ها میان!‬

1207
01:30:05,910 --> 01:30:08,330
‏‫مثل یه مگس لعنتی‬
‏‫داری وز وز میکنی.‬

1208
01:30:09,160 --> 01:30:11,660
‏‫چند سال دیگه،‬
‏‫ما این کشور رو اداره میکنیم،‬

1209
01:30:11,750 --> 01:30:13,790
‏‫پس بهتره منو تو تیم خودت نگه داری.‬

1210
01:30:13,870 --> 01:30:16,120
‏‫- باشه، سرجیو، داداش.‬
‏‫- تو دخالت نکن.‬

1211
01:30:16,620 --> 01:30:17,540
‏‫پشه.‬

1212
01:30:17,620 --> 01:30:20,870
‏‫هی، من دارم با اجازه دادنت اینجا بمونی‬
‏‫جونتو نجات میدم.‬

1213
01:30:22,040 --> 01:30:24,000
‏‫من یه سری قوانین دارم، همین.‬

1214
01:30:25,410 --> 01:30:27,540
‏‫مجبور شدیم خنگ ترین‬
‏‫دختر تو Logroño رو بیاریم.‬

1215
01:30:27,620 --> 01:30:29,870
‏‫- و تو باهوش ترین گالیسیایی هستی؟‬
‏‫- آرانچا!‬

1216
01:30:32,410 --> 01:30:35,700
‏‫این رو تو کله پوکت فرو کن.‬
‏‫اینجا تو سن سباستین،‬

1217
01:30:35,790 --> 01:30:39,160
‏‫صد تا دختر هستن که آرزو میکنن‬
‏‫من برم پیش اونا بخوابم!‬

1218
01:30:39,250 --> 01:30:41,250
‏‫سرجیو، پلیس های لعنتی الان میرسن!‬

1219
01:30:42,200 --> 01:30:44,250
‏‫جونمو نجات میدم، اینو میگه!‬

1220
01:30:44,330 --> 01:30:46,370
‏‫چه رویی داری...‬

1221
01:30:52,700 --> 01:30:53,950
‏‫از اینجا برو بیرون!‬

1222
01:30:54,040 --> 01:30:55,200
‏‫دارم سعی میکنم تلویزیون تماشا کنم.‬

1223
01:30:58,160 --> 01:30:59,500
‏‫لعنتی، خیلی ترسناک بود.‬

1224
01:30:59,580 --> 01:31:01,370
‏‫- سیگار کشیدن رو تموم کن!‬
‏‫- یه لحظه صبر کن.‬

1225
01:31:01,450 --> 01:31:04,910
‏‫درهاشو به روی یه تروریست باز میکنه‬
‏‫بعد ازش توقع هم داره.‬

1226
01:31:05,000 --> 01:31:06,540
‏‫دنبال دردسره.‬

1227
01:31:07,910 --> 01:31:09,040
‏‫<i>کپا، بشین.‬

1228
01:31:11,950 --> 01:31:13,500
‏‫مطمئنی میتونیم بهش اعتماد کنیم؟‬

1229
01:31:13,870 --> 01:31:15,120
‏‫آره، لعنتی مطمئنم.‬

1230
01:31:16,870 --> 01:31:18,910
‏‫چیه؟ داری باهاش لاس میزنی؟‬

1231
01:31:49,790 --> 01:31:53,250
‏‫این یارو یه دلقکه.‬
‏‫همش از دموکراسی حرف میزنه،‬

1232
01:31:53,330 --> 01:31:54,790
‏‫ولی وقتی کار به عمل میرسه...‬

1233
01:31:54,870 --> 01:31:57,250
‏‫- الان دیگه تعجب میکنی؟‬
‏‫- گوش کن.‬

1234
01:31:57,330 --> 01:31:59,790
‏‫درسته که تو یه نفر تو ETA داری‬

1235
01:31:59,870 --> 01:32:02,620
‏‫و به همین دلیله که شهردار اورخا‬
‏‫میگه آتش بس یه تله ست؟‬

1236
01:32:03,950 --> 01:32:05,450
‏‫ای کاش!‬

1237
01:32:05,910 --> 01:32:07,120
‏‫کی اینو گفت؟ رومرو؟‬

1238
01:32:08,500 --> 01:32:10,660
‏‫نمیشه به حرفاش اعتماد کرد.‬

1239
01:32:10,750 --> 01:32:13,620
‏‫- اون فقط یه فرصت طلبه.‬
‏‫- درسته...‬

1240
01:32:13,950 --> 01:32:16,120
‏‫داری دستتو رو نمیکنی؟‬

1241
01:32:16,200 --> 01:32:18,040
‏‫ببخشید، باید اینو جواب بدم.‬

1242
01:32:28,040 --> 01:32:29,290
‏‫الو؟‬

1243
01:32:29,370 --> 01:32:31,540
‏‫<i>الو. شما؟‬

1244
01:32:34,000 --> 01:32:35,160
‏‫من آنخل هستم.‬

1245
01:32:37,000 --> 01:32:39,750
‏‫- سلام، آنخل، چطوری؟‬
‏‫<i>- خوبم.‬

1246
01:32:41,290 --> 01:32:45,870
‏‫<i>فقط این گوشی رو پیدا کردم‬
‏‫و دارم سعی میکنم صاحبش رو پیدا کنم.‬

1247
01:32:46,790 --> 01:32:48,410
‏‫آها، باشه. چه خوب ازت.‬

1248
01:32:49,410 --> 01:32:51,580
‏‫مال خواهرزاده ام، آرانچاست.‬

1249
01:32:54,250 --> 01:32:56,700
‏‫میدونی کجا میتونم پیداش کنم؟‬

1250
01:32:59,200 --> 01:33:00,870
‏‫نه، متاسفم که اینطور نیست.‬

1251
01:33:00,950 --> 01:33:04,750
‏‫من فقط این شماره رو ازش دارم و اگه گوشیشو گم کرده باشه، خب...‬

1252
01:33:05,200 --> 01:33:08,250
‏‫اون تو سن سباستین زندگی میکنه، ولی آدرسشو نمیدونم.‬

1253
01:33:13,620 --> 01:33:18,200
‏‫<i>خیله خب، پس من به بقیه مخاطب هاش زنگ میزنم، ببینم کسی رو پیدا میکنم.‬

1254
01:33:18,580 --> 01:33:19,620
‏‫باشه.‬

1255
01:33:20,250 --> 01:33:23,200
‏‫<i>خیله خب، ممنون. خیلی لطف کردید.‬

1256
01:33:23,290 --> 01:33:25,370
‏‫از نگرانیتون ممنونم.‬

1257
01:33:25,450 --> 01:33:27,700
‏‫<i>خواهش میکنم. خداحافظ.‬

1258
01:33:37,910 --> 01:33:39,410
‏‫حرومزاده.‬

1259
01:33:42,040 --> 01:33:43,750
‏‫لعنتی حرومزاده!‬

1260
01:34:13,160 --> 01:34:14,410
‏‫اسم داییت چیه؟‬

1261
01:34:15,040 --> 01:34:16,410
‏‫به تو چه؟‬

1262
01:34:17,450 --> 01:34:19,450
‏‫آخرین فرصت. اسم داییت چیه؟‬

1263
01:34:24,200 --> 01:34:25,830
‏‫آنجل، واسه چی؟‬

1264
01:34:53,500 --> 01:34:55,120
‏‫بهت نگفتم بعد از تماس ها باید چیکار کنی؟‬

1265
01:34:55,200 --> 01:34:56,700
‏‫- خب؟‬
‏‫- پاکشون کنم.‬

1266
01:34:56,790 --> 01:34:58,160
‏‫پاکشون کن!‬
‏‫پس چرا لعنتی‬

1267
01:34:58,250 --> 01:35:00,700
‏‫- این کارو نکردی؟‬
‏‫- چون دیگه نمیتونم تحمل کنم!‬

1268
01:35:01,500 --> 01:35:02,830
‏‫دیگه نمیتونم تحمل کنم.‬

1269
01:35:02,910 --> 01:35:04,750
‏‫هر لحظه ممکنه کنترلشو از دست بده‬

1270
01:35:04,830 --> 01:35:06,330
‏‫و بهم شلیک کنه. نمیتونم تحمل کنم!‬

1271
01:35:06,700 --> 01:35:08,450
‏‫هر وقت خونه ام حالم بد میشه.‬

1272
01:35:08,540 --> 01:35:10,250
‏‫برام مهم نیست!‬

1273
01:35:10,330 --> 01:35:11,790
‏‫تو یه افسر پلیسی!‬

1274
01:35:11,870 --> 01:35:13,000
‏‫این وظیفه ی لعنتی توئه!‬

1275
01:35:25,620 --> 01:35:27,700
‏‫تو حسابی منو ترسوندی.‬

1276
01:35:28,540 --> 01:35:30,450
‏‫فکر نمیکردم دیگه ببینمت.‬

1277
01:35:41,580 --> 01:35:42,950
‏‫به حرفم گوش کن.‬

1278
01:35:45,000 --> 01:35:47,620
‏‫سرجیو بعد از اون تماس آروم شد، باشه؟‬

1279
01:35:48,040 --> 01:35:49,790
‏‫وگرنه الان اینجا نبودی.‬

1280
01:35:50,450 --> 01:35:53,250
‏‫ولی یادت نره که بهت نیاز داره.‬
‏‫اون قلمروش رو مشخص میکنه،‬

1281
01:35:53,330 --> 01:35:55,250
‏‫ولی به نفعش نیست‬

1282
01:35:55,330 --> 01:35:57,120
‏‫که توجه کسی رو به خودش جلب کنه.‬

1283
01:35:57,200 --> 01:35:58,330
‏‫نمیتونم برش دارم.‬

1284
01:35:58,410 --> 01:36:01,160
‏‫غیر ممکنه. اون همیشه پوشه رو همراهش داره.‬

1285
01:36:11,120 --> 01:36:12,790
‏‫خب، وقتمون داره تموم میشه.‬

1286
01:36:17,540 --> 01:36:19,540
‏‫اون به زودی اسلحه ها رو دریافت میکنه.‬

1287
01:36:24,870 --> 01:36:26,080
‏‫من میرم.‬

1288
01:36:44,040 --> 01:36:45,080
‏‫الو؟‬

1289
01:36:48,000 --> 01:36:49,080
‏‫الو؟‬

1290
01:36:51,120 --> 01:36:52,410
‏‫<i>الو، شما؟‬

1291
01:36:55,000 --> 01:36:58,540
‏‫<i>من دیگه از این مزاحمت ها خسته شدم!‬
‏‫میگوئلین، تویی، مگه نه؟‬

1292
01:36:59,250 --> 01:37:02,000
‏‫<i>صدای خنده هات رو میشنوم.‬

1293
01:37:02,080 --> 01:37:05,160
‏‫<i>ببینم وقتی به بابات بگم، بازم خنده داره؟‬

1294
01:37:05,250 --> 01:37:09,250
‏‫<i>فکر نمیکنی یکم برای این کارا بزرگ شدی؟ خدا مرگم بده!‬

1295
01:37:58,080 --> 01:37:59,080
‏‫اوه، نگاه کن.‬

1296
01:38:01,870 --> 01:38:02,910
‏‫درسته.‬

1297
01:38:05,000 --> 01:38:06,540
‏‫فکر کردی سرد باشه؟‬

1298
01:38:08,410 --> 01:38:09,660
‏‫میدونی چرا گرمه؟‬

1299
01:38:10,620 --> 01:38:12,500
‏‫چون تمام روز تنم بوده.‬

1300
01:38:16,620 --> 01:38:18,450
‏‫به هیچکس جز چاپوته اعتماد ندارم.‬

1301
01:38:18,950 --> 01:38:21,950
‏‫اون تازه کار و تو، برام پشیزی ارزش ندارین.‬

1302
01:38:25,370 --> 01:38:28,660
‏‫دیگه منو عصبانی نکن.‬

1303
01:38:47,330 --> 01:38:49,250
‏‫- گمشو!‬
‏‫- اِ...‬

1304
01:38:51,450 --> 01:38:52,450
‏‫آروم باش.‬

1305
01:38:55,580 --> 01:38:57,120
‏‫میخوای فردا رو ببینی؟‬

1306
01:38:58,370 --> 01:38:59,580
‏‫پس ریلکس کن.‬

1307
01:39:15,540 --> 01:39:17,870
‏‫<i>- یه اسلحه میخوام.‬
‏‫- واسه چی؟‬

1308
01:39:17,950 --> 01:39:19,370
‏‫<i>یعنی چی واسه چی؟‬

1309
01:39:19,450 --> 01:39:21,330
‏‫<i>یه روانیِ عوضی تو خونمه.‬

1310
01:39:21,410 --> 01:39:22,620
‏‫<i>- نه.‬
‏‫- برات مهم نیست؟‬

1311
01:39:22,700 --> 01:39:24,450
‏‫<i>داشتن اسلحه تو خونه مثل اینه که‬

1312
01:39:24,540 --> 01:39:26,160
‏‫<i>نشان پلیس داشته باشی. نه.‬

1313
01:39:26,250 --> 01:39:29,000
‏‫<i>سعی هم نکن خودت گیر بیاری، فهمیدی؟‬

1314
01:39:30,410 --> 01:39:32,250
‏‫<i>اون پوشه چی شد؟‬

1315
01:39:40,370 --> 01:39:41,540
‏‫آرانچا!‬

1316
01:39:42,160 --> 01:39:44,250
‏‫چی شده؟‬
‏‫خیلی تو فکری.‬

1317
01:39:44,330 --> 01:39:46,330
‏‫نه، فقط خستم، همین.‬

1318
01:39:46,410 --> 01:39:48,700
‏‫تعجبی نداره.‬
‏‫از دست این خسته شدی!‬

1319
01:39:48,790 --> 01:39:49,870
‏‫<i>ولش کن!‬

1320
01:39:49,950 --> 01:39:52,330
‏‫<i>بحث رو عوض نکن!‬

1321
01:39:52,410 --> 01:39:53,870
‏‫من تو رو خوب میشناسم.‬

1322
01:39:53,950 --> 01:39:55,040
‏‫حواسشو پرت نکن!‬

1323
01:39:55,120 --> 01:39:56,950
‏‫دختر قبلی چقدر دووم آورد؟‬

1324
01:39:57,040 --> 01:39:58,950
‏‫دختر قبلی رفت وایادولید.‬

1325
01:40:02,910 --> 01:40:03,910
‏‫سوا.‬

1326
01:40:06,410 --> 01:40:07,790
‏‫چیه؟‬

1327
01:40:07,870 --> 01:40:09,950
‏‫- گربه کجاست؟‬
‏‫- گربه؟‬

1328
01:40:10,830 --> 01:40:11,790
‏‫نمیدونم.‬

1329
01:40:16,160 --> 01:40:17,410
‏‫سوا؟‬

1330
01:40:20,080 --> 01:40:21,700
‏‫- بریم؟‬
‏‫- ساکت.‬

1331
01:40:22,250 --> 01:40:23,790
‏‫- چرا؟‬
‏‫- یه دقیقه صبر کن.‬

1332
01:40:26,700 --> 01:40:28,080
‏‫سوا.‬

1333
01:40:30,700 --> 01:40:32,000
‏‫بیا اینجا.‬

1334
01:40:39,540 --> 01:40:40,910
‏‫تلویزیون رو نمیبینم.‬

1335
01:40:43,330 --> 01:40:44,370
‏‫اگه یه بار دیگه ببینم داره‬

1336
01:40:44,450 --> 01:40:47,040
‏‫رو وسایلم جیش میکنه، میندازمش‬
‏‫تو سطل آشغال، بدون سر.‬

1337
01:40:47,450 --> 01:40:48,910
‏‫بابا گربه است.‬

1338
01:40:50,540 --> 01:40:51,700
‏‫بیا بریم.‬

1339
01:40:58,790 --> 01:41:02,580
‏‫خب؟ میریم یا میخوای تانگو برقصی؟‬

1340
01:41:37,120 --> 01:41:38,000
‏‫ریلکس.‬

1341
01:41:38,580 --> 01:41:39,910
‏‫من ریلکسم.‬

1342
01:41:40,700 --> 01:41:41,870
‏‫تو آپارتمان منتظر بمون.‬

1343
01:41:55,160 --> 01:41:56,870
‏‫چارلی، اینجا پیش من.‬

1344
01:41:56,950 --> 01:41:58,120
‏‫صبر کن، باید منتظر بمونیم.‬

1345
01:41:58,200 --> 01:41:59,700
‏‫خب؟ اوضاع چطوره؟‬

1346
01:41:59,790 --> 01:42:01,000
‏‫هیچ ایده ای ندارم.‬

1347
01:42:09,450 --> 01:42:10,290
‏‫برو کنار.‬

1348
01:42:32,500 --> 01:42:33,370
‏‫رفتن‬

1349
01:42:33,450 --> 01:42:34,160
‏‫دارن میان.‬

1350
01:42:34,250 --> 01:42:35,580
‏‫- باید عجله کنیم.‬
‏‫- لعنتی.‬

1351
01:42:35,660 --> 01:42:37,250
‏‫- مدارک چی؟‬
‏‫- پیشِ آنخل.‬

1352
01:42:37,330 --> 01:42:38,500
‏‫من برش می گردونم.‬

1353
01:42:38,580 --> 01:42:39,750
‏‫نه، من میرم.‬

1354
01:42:39,830 --> 01:42:40,700
‏‫عمراً.‬

1355
01:42:40,790 --> 01:42:42,950
‏‫حضور من بیشتر حواسشونو پرت میکنه تا تو.‬

1356
01:42:43,450 --> 01:42:45,620
‏‫زود باش، زود باش، زود باش!‬

1357
01:43:11,200 --> 01:43:14,200
‏‫- داری چیکار میکنی؟‬
‏‫- پوشه رو، دارن میرسن.‬

1358
01:43:15,330 --> 01:43:16,330
‏‫از این خوشم نمیاد.‬

1359
01:43:16,410 --> 01:43:18,040
‏‫برو تو صف، رئیس.‬

1360
01:43:39,500 --> 01:43:41,000
‏‫تو حامله ای؟‬

1361
01:43:45,200 --> 01:43:46,290
‏‫دارن میان بالا.‬

1362
01:43:48,120 --> 01:43:49,160
‏‫لعنت!‬

1363
01:43:50,120 --> 01:43:52,370
‏‫- صبح بخیر.‬
‏‫- سلام، چطوری؟‬

1364
01:43:52,450 --> 01:43:55,120
‏‫ببخشید، امروز یکم دست و پا چلفتی شدم!‬
‏‫بفرمایید.‬

1365
01:43:55,200 --> 01:43:58,160
‏‫- اشکالی نداره.‬
‏‫- ببخشید! خداحافظ.‬

1366
01:43:59,370 --> 01:44:00,500
‏‫لعنتی...‬

1367
01:44:02,660 --> 01:44:03,660
‏‫لعنت!‬

1368
01:44:15,870 --> 01:44:17,580
‏‫چرا قیافه هاتون اینجوریه؟‬
‏‫مگه از‬

1369
01:44:17,660 --> 01:44:18,580
‏‫یه درگیری مسلحانه اومدم!‬

1370
01:44:20,250 --> 01:44:23,290
‏‫- اطلاعات چی شد؟‬
‏‫- داره میره مادرید.‬

1371
01:44:26,080 --> 01:44:28,330
‏‫شب بخیر.‬
‏‫پلیس فرانسه دستگیر کرد...‬

1372
01:44:28,410 --> 01:44:29,410
‏‫لعنتی! صداشو زیاد کن.‬

1373
01:44:29,500 --> 01:44:30,830
‏‫- سرجیو!‬
‏‫- چیه؟‬

1374
01:44:30,910 --> 01:44:31,870
‏‫سرجیو، بیا اینجا.‬

1375
01:44:31,950 --> 01:44:34,790
‏‫خوزه خاویر آریزکورن،‬
‏‫معروف به "کانتائوری"، گمان میره‬

1376
01:44:34,870 --> 01:44:37,290
‏‫یکی از 3 رهبر‬
‏‫گروه تروریستی ETA است.‬

1377
01:44:37,370 --> 01:44:39,450
‏‫باورم نمیشه. لعنت بهش!‬

1378
01:44:39,540 --> 01:44:41,250
‏‫لعنت بهش!‬

1379
01:44:41,330 --> 01:44:42,200
‏‫حرف زدی؟‬

1380
01:44:42,290 --> 01:44:44,000
‏‫از ایپارالده تعقیبت کردن؟‬

1381
01:44:44,080 --> 01:44:46,200
‏‫هی! گوش کن، سریع!‬

1382
01:44:46,290 --> 01:44:48,000
‏‫- عوضی های لعنتی!‬
‏‫- باشه، آروم باش.‬

1383
01:44:48,080 --> 01:44:49,500
‏‫من هیچوقت مستقیم با‬

1384
01:44:49,580 --> 01:44:50,450
‏‫کانتائوری حرف نزدم!‬

1385
01:44:50,540 --> 01:44:52,120
‏‫- اون عوضی های لعنتی!‬
‏‫- آروم باش.‬

1386
01:44:52,200 --> 01:44:53,120
‏‫آروم باش و فکر کن.‬

1387
01:44:53,200 --> 01:44:55,200
‏‫آروم باشم؟‬
‏‫مگه خلی؟‬

1388
01:44:55,290 --> 01:44:57,080
‏‫میدونی کانتائوری کیه؟‬

1389
01:44:57,160 --> 01:44:59,620
‏‫- اون همه چیزو میدونه!‬
‏‫- اون میدونه ما کجاییم؟‬

1390
01:44:59,700 --> 01:45:00,830
‏‫میدونه؟ آره یا نه؟‬

1391
01:45:00,910 --> 01:45:01,870
‏‫اون نمیدونه!‬

1392
01:45:01,950 --> 01:45:03,160
‏‫پس آروم باش، سرجیو.‬

1393
01:45:04,120 --> 01:45:05,080
‏‫باشه، آقای باهوش.‬

1394
01:45:05,160 --> 01:45:06,500
‏‫باشه، باشه، فقط آروم باش!‬

1395
01:45:06,580 --> 01:45:09,000
‏‫- لعنت!‬
‏‫- فرانسوی های لعنتی!‬

1396
01:45:09,080 --> 01:45:10,000
‏‫همشونو میکشم!‬

1397
01:45:10,080 --> 01:45:14,120
‏‫...4 بمب ماشین کار گذاشت و قصد‬
‏‫ترور ایرنه ویلا رو داشت.‬

1398
01:45:15,950 --> 01:45:17,410
‏‫داری چیکار میکنی؟‬

1399
01:45:17,500 --> 01:45:20,120
‏‫داریم میریم.‬
‏‫سرجیو، دیگه اینجا امن نیستیم.‬

1400
01:45:20,200 --> 01:45:22,040
‏‫<i>- باشه، منم باهاتون میام.‬
‏‫- عمراً.‬

1401
01:45:22,120 --> 01:45:25,080
‏‫اگه من باهاتون باشم، جلب توجه کمتری میکنید.‬

1402
01:45:25,160 --> 01:45:26,410
‏‫درسته.‬

1403
01:45:28,910 --> 01:45:30,580
‏‫باشه، سوییچ رو بردار.‬

1404
01:45:32,660 --> 01:45:34,040
‏‫<i>خیلی خب، شنیدین چی گفت.‬

1405
01:45:34,120 --> 01:45:35,790
‏‫همتون می خوام بیرون باشین.‬

1406
01:45:35,870 --> 01:45:38,500
‏‫حواستون به بیسیم باشه. نمیدونیم کجا میرن.‬

1407
01:45:38,580 --> 01:45:40,250
‏‫- آندریا، تو همینجا میمونی.‬
‏‫- رئیس!‬

1408
01:45:40,330 --> 01:45:41,500
‏‫تو میمونی.‬

1409
01:45:41,580 --> 01:45:43,330
‏‫جلیقه، اسلحه.‬

1410
01:45:44,330 --> 01:45:45,910
‏‫مستقیم به سمت ون، بدویین.‬

1411
01:45:47,080 --> 01:45:48,120
‏‫زود باشین، زود باشین، زود باشین!‬

1412
01:45:55,620 --> 01:45:57,540
‏‫در حال خروج‬

1413
01:46:02,370 --> 01:46:05,160
‏‫لعنتی، اگه برن فرانسه، بدبختیم.‬

1414
01:46:11,950 --> 01:46:13,580
‏‫من یکم عقب تر میام.‬

1415
01:46:15,160 --> 01:46:18,250
‏‫همینجا بپیچ به راست. راهنما نزن. همینجا، همینجا!‬

1416
01:46:25,450 --> 01:46:26,500
‏‫لعنتی!‬

1417
01:46:26,580 --> 01:46:27,700
‏‫توجه، توجه!‬

1418
01:46:27,790 --> 01:46:29,290
‏‫از خروجی رنتریا رفتیم.‬

1419
01:46:29,370 --> 01:46:30,540
‏‫همه به رنتریا.‬

1420
01:46:30,620 --> 01:46:32,250
‏‫دارن با قطار میرن هندایا.‬

1421
01:46:32,330 --> 01:46:35,080
‏‫نذارین وارد ایستگاه بشن. اگه اونجا دستگیرشون کنیم،‬

1422
01:46:35,160 --> 01:46:36,620
‏‫یه قتل عام میشه.‬

1423
01:46:36,700 --> 01:46:38,080
‏‫لعنتی، رئیس.‬

1424
01:46:38,160 --> 01:46:39,250
‏‫برو کنار!‬

1425
01:46:39,330 --> 01:46:42,000
‏‫لعنت بهش، دارن میرسن به ایستگاه.‬

1426
01:46:43,620 --> 01:46:45,330
‏‫لعنتی! داریم تعقیب میشیم!‬

1427
01:46:46,620 --> 01:46:48,290
‏‫- از ریل رد شید!‬
‏‫- قرمزه!‬

1428
01:46:48,370 --> 01:46:49,200
‏‫رد شید!‬

1429
01:46:51,660 --> 01:46:52,830
‏‫- تندتر برو!‬
‏‫- باشه، باشه!‬

1430
01:46:54,620 --> 01:46:56,080
‏‫دنده عقب.‬

1431
01:46:56,160 --> 01:46:57,580
‏‫عقب، عقب!‬

1432
01:46:57,910 --> 01:46:59,540
‏‫یا حضرت فیل!‬

1433
01:46:59,620 --> 01:47:01,160
‏‫شلیک نکنید، آرانچا تو ماشینه!‬

1434
01:47:01,250 --> 01:47:02,540
‏‫شلیک نکنید!‬

1435
01:47:02,620 --> 01:47:04,370
‏‫لعنتی!‬

1436
01:47:04,450 --> 01:47:05,160
‏‫لعنتی!‬

1437
01:47:05,870 --> 01:47:08,370
‏‫- موفق باشی.‬
‏‫- همتون رو میکشم حرومزاده ها!‬

1438
01:47:08,450 --> 01:47:10,620
‏‫- گمشو!‬
‏‫- بریم، بریم!‬

1439
01:47:13,410 --> 01:47:14,700
‏‫ایست! پلیس!‬

1440
01:47:14,790 --> 01:47:16,580
‏‫وایسید، وایسید!‬

1441
01:47:17,830 --> 01:47:19,330
‏‫تو! همونجا وایسا!‬

1442
01:47:20,290 --> 01:47:22,330
‏‫- نه، من بی گناهم!‬
‏‫- گروگان گرفته!‬

1443
01:47:22,410 --> 01:47:23,250
‏‫وایسا!‬

1444
01:47:23,330 --> 01:47:24,450
‏‫فرار کن.‬

1445
01:47:24,870 --> 01:47:26,330
‏‫پلیس! وایسا!‬

1446
01:47:26,410 --> 01:47:27,790
‏‫احمق ها!‬

1447
01:47:27,870 --> 01:47:29,370
‏‫احمق های لعنتی!‬

1448
01:47:30,120 --> 01:47:31,160
‏‫لعنتی!‬

1449
01:47:32,750 --> 01:47:33,580
‏‫وایسا!‬

1450
01:47:34,870 --> 01:47:35,700
‏‫ایست!‬

1451
01:47:35,790 --> 01:47:37,500
‏‫زود باش، تروئل. زود باش.‬

1452
01:47:38,910 --> 01:47:39,950
‏‫میکشمش!‬

1453
01:47:40,040 --> 01:47:41,250
‏‫شلیک نکنید!‬

1454
01:47:41,330 --> 01:47:43,620
‏‫اون گروگان داره، شلیک نکنید!‬

1455
01:47:43,700 --> 01:47:45,000
‏‫همه‌تون رو میکشم، حرومزاده‌ها!‬

1456
01:47:46,750 --> 01:47:48,700
‏‫خم شو، دلقک عوضی! خم شو!‬

1457
01:47:49,870 --> 01:47:51,540
‏‫<i>زنده‌باد ای‌تی‌ای!‬

1458
01:47:53,080 --> 01:47:55,040
‏‫تکون نخور، عوضی!‬
‏‫تکون نخور!‬

1459
01:47:59,790 --> 01:48:01,500
‏‫ایست! پلیس!‬

1460
01:48:02,200 --> 01:48:03,000
‏‫لعنتی!‬

1461
01:48:03,910 --> 01:48:05,660
‏‫لعنتی وایسا!‬

1462
01:48:08,120 --> 01:48:09,830
‏‫<i>زنده‌باد ای‌تی‌ای! لعنت بهش!‬

1463
01:48:09,910 --> 01:48:11,330
‏‫خفه شو!‬

1464
01:48:11,410 --> 01:48:13,080
‏‫<i>آزادی برای سرزمین باسک.‬

1465
01:48:13,160 --> 01:48:15,160
‏‫<i>زنده‌باد ای‌تی‌ای، حرومزاده‌ها!‬

1466
01:48:15,250 --> 01:48:16,540
‏‫گمشو!‬

1467
01:48:16,620 --> 01:48:17,750
‏‫اسلحت رو بنداز!‬

1468
01:48:19,830 --> 01:48:20,950
‏‫آروم باش!‬

1469
01:48:21,040 --> 01:48:22,410
‏‫عوضی‌های لعنتی!‬

1470
01:48:22,500 --> 01:48:23,080
‏‫پولو!‬

1471
01:48:23,160 --> 01:48:24,370
‏‫پولو، اسلحت رو بنداز!‬

1472
01:48:24,450 --> 01:48:26,040
‏‫خواهش میکنم...‬

1473
01:48:26,950 --> 01:48:28,660
‏‫اسلحه رو بنداز، عوضی!‬

1474
01:48:28,750 --> 01:48:30,200
‏‫- بندازش!‬
‏‫- داریم میریم تو!‬

1475
01:48:30,290 --> 01:48:32,000
‏‫- بندازش!‬
‏‫- داریم میریم تو!‬

1476
01:48:32,080 --> 01:48:33,120
‏‫اون دروازه رو باز کن.‬

1477
01:48:37,250 --> 01:48:39,250
‏‫<i>زنده‌باد ای‌تی‌ای، عوضی!‬

1478
01:48:39,330 --> 01:48:40,870
‏‫شلیک کن، مادر جنده! شلیک کن!‬

1479
01:48:40,950 --> 01:48:42,950
‏‫نگهش دار!‬
‏‫گرفتمش.‬

1480
01:48:45,000 --> 01:48:45,870
‏‫ببرینش.‬

1481
01:48:49,160 --> 01:48:50,410
‏‫<i>آندره‌آ، گرفتیمشون.‬

1482
01:48:52,040 --> 01:48:53,200
‏‫دریافت شد.‬

1483
01:49:12,910 --> 01:49:14,580
‏‫حداقل کسی آسیب ندید.‬

1484
01:49:45,580 --> 01:49:46,700
‏‫داری چیکار میکنی؟‬

1485
01:49:47,750 --> 01:49:49,160
‏‫دارم میرم هندایا.‬

1486
01:49:49,830 --> 01:49:51,000
‏‫نه.‬

1487
01:49:51,080 --> 01:49:52,160
‏‫آره.‬

1488
01:49:52,250 --> 01:49:55,120
‏‫از اونجا به بایون،‬
‏‫میدونم با کی تماس بگیرم.‬

1489
01:49:55,200 --> 01:49:57,410
‏‫از دستت میدیم.‬
‏‫این یه گزینه نیست.‬

1490
01:49:57,500 --> 01:49:59,870
‏‫ولی من ماموریتم رو تموم نکردم.‬

1491
01:50:00,410 --> 01:50:04,250
‏‫فوری نخواهد بود.‬
‏‫هنوزم آسیب بیشتری میزنن،‬

1492
01:50:04,330 --> 01:50:05,830
‏‫ولی ما کارشون رو تموم میکنیم.‬

1493
01:50:07,120 --> 01:50:10,080
‏‫بهت گفتم میخوام تو‬
‏‫ردیف جلو باشم برای اون.‬

1494
01:50:11,250 --> 01:50:12,580
‏‫بهت گفتم که.‬

1495
01:50:13,080 --> 01:50:15,580
‏‫تو تو بزرگترین عملیاتی‬
‏‫شرکت کردی‬

1496
01:50:15,660 --> 01:50:16,950
‏‫که ما علیه‌شون انجام دادیم.‬

1497
01:50:17,040 --> 01:50:19,540
‏‫تو حداقل جون ۸ نفر رو نجات دادی.‬
‏‫این کافی نیست؟‬

1498
01:50:19,620 --> 01:50:21,040
‏‫کافی نیست. من میرم.‬

1499
01:50:21,120 --> 01:50:22,000
‏‫نه.‬

1500
01:50:22,500 --> 01:50:23,790
‏‫کافی نیست؟‬

1501
01:50:24,580 --> 01:50:26,120
‏‫یا میترسی متوقف شی؟‬

1502
01:50:32,660 --> 01:50:33,830
‏‫تموم شد.‬

1503
01:50:45,250 --> 01:50:46,120
‏‫نه.‬

1504
01:50:46,660 --> 01:50:47,580
‏‫وقت استراحته.‬

1505
01:50:48,410 --> 01:50:49,500
‏‫نه.‬

1506
01:50:52,410 --> 01:50:53,450
‏‫مونیکا.‬

1507
01:51:24,370 --> 01:51:27,910
‏‫ما قبلاً آشپزخونه و اتاق خواب رو گشتیم، باشه؟‬

1508
01:51:28,000 --> 01:51:30,120
‏‫خیلی دور نرو. همین دور و بر بمون.‬

1509
01:51:32,660 --> 01:51:33,870
‏‫به به، عجب!‬

1510
01:51:34,910 --> 01:51:36,040
‏‫چرا انقدر گرفته‌اید؟‬

1511
01:51:38,080 --> 01:51:39,950
‏‫میدونید چه بلایی سرتون میاد، درسته؟‬

1512
01:51:40,870 --> 01:51:43,200
‏‫پس چرا زجر بکشید؟‬

1513
01:51:44,790 --> 01:51:47,000
‏‫- بسه دیگه! لعنتی!‬
‏‫- من گفتم حرف بزنی؟‬

1514
01:51:48,200 --> 01:51:50,250
‏‫رئیس، گربه رو ندیدین؟‬

1515
01:51:51,080 --> 01:51:53,120
‏‫نه.‬
‏‫حالا خوشگل تر شدی.‬

1516
01:51:53,200 --> 01:51:54,500
‏‫سوا.‬

1517
01:51:56,620 --> 01:51:57,790
‏‫سوا.‬

1518
01:52:01,330 --> 01:52:03,160
‏‫سوا، پیشی.‬

1519
01:53:04,250 --> 01:53:05,580
‏‫<i>تو مامور مخفی میشی،‬

1520
01:53:07,160 --> 01:53:10,580
‏‫<i>یعنی اگه خراب کنی، ممکنه‬
‏‫تهش سر از زندان در بیاری.‬

1521
01:53:11,370 --> 01:53:12,540
‏‫<i>یا بدتر.‬

1522
01:53:12,620 --> 01:53:13,500
‏‫آپارتمان نوارهای اوربیتا‬

1523
01:53:13,580 --> 01:53:15,580
‏‫<i>هیچکس از فداکاریت خبردار نمیشه.‬

1524
01:53:15,660 --> 01:53:18,040
‏‫<i>حتی اگه همه چی خوب پیش بره،‬

1525
01:53:18,120 --> 01:53:20,410
‏‫<i>هیچ تقدیری ازت نمیشه.‬

1526
01:53:21,660 --> 01:53:23,790
‏‫<i>تو برای دنیا وجود نداری.‬

1527
01:53:25,950 --> 01:53:27,410
‏‫<i>تو فقط برای من وجود خواهی داشت.‬

1528
01:53:28,620 --> 01:53:32,410
‏‫آرانچا برادره، مامور مخفی،‬

1529
01:53:32,500 --> 01:53:37,450
‏‫هنوز در پلیس فعاله‬
‏‫و خارج از اسپانیا کار میکنه.‬

1530
01:53:37,540 --> 01:53:41,250
‏‫آرانچا دیگه هیچوقت مامور مخفی نشد.‬

1531
01:53:41,870 --> 01:53:43,830
‏‫آنجل، اسم مستعار آقای بی‌رحم،‬

1532
01:53:43,910 --> 01:53:46,950
‏‫پست های بسیار مهمی‬
‏‫در مبارزه با تروریسم داشت.‬

1533
01:53:47,040 --> 01:53:48,950
‏‫امروز، او بازنشسته شده است.‬

1534
01:53:49,370 --> 01:53:52,830
‏‫آندره‌آ، اسم واقعیش نیست،‬
‏‫الان یک افسر ارشد پلیسه.‬

1535
01:53:52,910 --> 01:53:55,250
‏‫برای حفظ امنیت بچه هاش،‬
‏‫تا وقتی که 16 ساله شدن‬

1536
01:53:55,330 --> 01:53:57,200
‏‫فکر میکردن مادرشون وکیله.‬

1537
01:53:57,290 --> 01:53:58,750
‏‫تروئل، اسم واقعیش نیست،‬

1538
01:53:58,830 --> 01:54:00,910
‏‫رئیس پلیس باسک شد.‬

1539
01:54:01,000 --> 01:54:03,950
‏‫او یک خبرچین کلیدی‬
‏‫در مبارزه با ETA به دست آورد.‬

1540
01:54:04,830 --> 01:54:07,830
‏‫کپا اتکباریا ساگارزازو‬
‏‫در مارس 2019 آزاد شد،‬

1541
01:54:07,910 --> 01:54:09,700
‏‫پس از گذراندن 20 سال در زندان.‬

1542
01:54:09,790 --> 01:54:12,700
‏‫او در حال حاضر‬
‏‫تصویرگر داستان های کودکان است.‬

1543
01:54:12,790 --> 01:54:16,200
‏‫سرجیو پولو هنوز در زندانه.‬
‏‫اون سال 2029 آزاد میشه.‬

1544
01:54:17,000 --> 01:54:19,200
‏‫نیروهای امنیتی دولت اسپانیا،‬

1545
01:54:19,290 --> 01:54:22,080
‏‫به همراه کل جامعه‬
‏‫اسپانیا، ETA را شکست دادند.‬

1546
01:54:22,160 --> 01:54:25,500
‏‫در 3 می 2018، این سازمان‬
‏‫انحلال قطعی خود را اعلام کرد‬

1547
01:54:25,580 --> 01:54:28,870
‏‫پس از 59 سال تاریخ، که در طی آن‬
‏‫بیش از 850 نفر را به قتل رساند.‬

1548
01:54:29,330 --> 01:54:31,950
‏‫تقدیم به سیمون و ژنوورا‬

1549
01:58:13,750 --> 01:58:16,870
ناين مووي مرجع دانلود فيلم و سريال با لينک مستقيم
.::9Movie.Org::.
.:: @ninemovieOfficial ::.
