﻿1
00:00:01,545 --> 00:00:24,463
« برتر موويز – مرجع دانلود فيلم و سريال » 
[ bartarmoviz ]

2
00:00:25,383 --> 00:00:30,042
‫فیلمی از جوزپه تورناتوره

3
00:00:51,643 --> 00:00:58,179
<i>‫هنوزم از خودم می‌پرسم که رفتنم
‫از شهر شناورِ اون، کار درستی بود یا نه؛</i>

4
00:00:59,143 --> 00:01:02,799
<i>‫و منظورم فقط از نظر شرایط کاری نیست.</i>

5
00:01:03,510 --> 00:01:07,367
<i>‫از یه چیز اما مطمئنم؛ این که اگه یه روز آدم،</i>

6
00:01:07,372 --> 00:01:10,053
<i>‫ پاهای مأنوس به دریاش رو...</i>

7
00:01:10,058 --> 00:01:13,108
<i>‫ ترک عادت بده...</i>

8
00:01:13,113 --> 00:01:17,395
<i>‫ یا هوس راه رفتن روی یه جای سفت و سخت کنه،</i>

9
00:01:17,400 --> 00:01:22,488
<i>‫دیگه همچین دوستی رو، همچین دوست پاکی رو...</i>

10
00:01:23,125 --> 00:01:29,499
<i>‫ به چشمش نمی‌بینه و
‫صدای موسیقی ربانیش رو نمی‌شنوه.</i>

11
00:01:32,538 --> 00:01:36,666
<i>‫ولی خب... همونطور که خودش می‌گفت:</i>

12
00:01:37,606 --> 00:01:46,151
<i>‫«تا وقتی که یه داستان شنیدنی و چندتا گوشِ
‫شنوا داشته باشی، هنوز کارت ساخته نشده.»</i>

13
00:01:49,439 --> 00:01:56,544
<i>‫مسئله اینه که هیچکس یه کلمه هم
‫از داستان من رو باور نمی‌کنه.</i>

14
00:02:40,902 --> 00:02:43,861
<i>‫هر دفعه این اتفاق می‌افتاد؛</i>

15
00:02:44,316 --> 00:02:48,911
<i>‫یه کسی سرشو بالا می‌کرد و می‌دیدش.</i>

16
00:02:51,019 --> 00:02:53,743
<i>‫درکش آسون نیست.</i>

17
00:02:54,256 --> 00:03:00,956
<i>‫چیزی که می‌خوام بگم اینه که ‫ممکن بود
تعدادمون توی اون کشتی بیشتر از هزار نفر باشه؛</i>

18
00:03:00,961 --> 00:03:07,853
<i>‫از مسافرهای خرپول و مهاجرها بگیر
‫تا آدم‌های عجیب‌غریب و ما.</i>

19
00:03:07,982 --> 00:03:13,316
<i>‫ولی همیشه یه نفر بود،
‫فقط یه نفر...</i>

20
00:03:13,321 --> 00:03:16,466
<i>‫که زودتر از همه می‌دیدش.</i>

21
00:03:16,693 --> 00:03:21,536
<i>‫شاید یه گوشه‌ای داشت غذاشو می‌خورد،
‫یا شاید روی عرشه قدم می‌زد...</i>

22
00:03:21,541 --> 00:03:24,447
<i>‫یا شایدم داشت شلوارشو بالا می‌کشید...</i>

23
00:03:24,452 --> 00:03:29,229
<i>‫که یه لحظه نگاه می‌کرد،
‫یه نگاه گذرا به دریا...</i>

24
00:03:29,587 --> 00:03:32,007
<i>‫و می‌دیدش.</i>

25
00:03:32,366 --> 00:03:38,210
<i>‫بعد همونجا خشکش می‌زد،
‫میخکوب می‌شد، قلبش به تپش می‌افتاد...</i>

26
00:03:38,215 --> 00:03:43,336
<i>‫و هر دفعه، به خدا قسم که هر دفعه...</i>

27
00:03:43,969 --> 00:03:50,486
<i>‫برمی‌گشت به سمت ما، به سمت کشتی،
‫به سمت همه و داد می‌زد:</i>

28
00:03:50,491 --> 00:03:52,600
‫آمریکا!

29
00:04:10,321 --> 00:04:16,944
<i>‫منم یه عالمه پول سر این که کی اولین نفر
‫چشمش به اونجا می‌افته باختم؛</i>

30
00:04:16,949 --> 00:04:18,553
<i>‫به آمریکا.</i>

31
00:04:18,558 --> 00:04:25,499
‫«افسانۀ ۱۹۰۰»
‫(نام ایتالیایی: «افسانۀ پیانیستِ روی اقیانوس»)

32
00:05:06,530 --> 00:05:10,320
‫بر اساس تک‌گوییِ «نووه‌چنتو» از الساندرو باریکّو

33
00:05:15,926 --> 00:05:19,870
‫آهنگساز: انیو موریکونه

34
00:05:21,704 --> 00:05:25,422
‫مدیر فیلمبرداری: لایوش کولتای

35
00:05:53,799 --> 00:05:57,354
‫معجزه‌ست! رُزالیای مقدس!

36
00:05:57,359 --> 00:06:01,742
‫رزالیای مقدس کجا بود؟! مریم مقدسه، مریم مقدس!

37
00:06:35,011 --> 00:06:36,655
‫نیویورک!

38
00:06:44,155 --> 00:06:49,973
<i>‫توی هر کشتی‌‌ای یکی از این آدم‌ها هست،
‫کسی که اول از همه آمریکا رو می‌بینه...</i>

39
00:06:50,892 --> 00:06:56,285
<i>‫و فکر نکنید که شانسیه یا یه جور قدرت دیده.</i>

40
00:06:56,290 --> 00:06:58,533
<i>‫دست سرنوشته.</i>

41
00:06:59,177 --> 00:07:05,888
<i>‫این آدم‌ها کس‌هایی‌ان که
‫مهر این لحظه روی پیشونیشون خورده...</i>

42
00:07:06,136 --> 00:07:10,999
<i>‫و اگه وقتی بچه بودن توی چشم‌هاشون نگاه می‌کردی،</i>

43
00:07:11,004 --> 00:07:16,733
<i>‫اگه با دقت کافی نگاه می‌کردی،
‫می‌تونستی همون موقع ببینیش؛</i>

44
00:07:17,545 --> 00:07:19,330
<i>‫آمریکا رو.</i>

45
00:07:32,387 --> 00:07:35,193
<i>‫من خودم چندتایی آمریکا دیدم!</i>

46
00:07:35,700 --> 00:07:39,658
<i>‫در عرض ۶ سال روی اون کشتی،
‫سالی ۵ بار سفر،</i>

47
00:07:39,663 --> 00:07:45,276
<i>‫از اروپا به آمریکا، آمریکا به اروپا.
‫همیشۀ خدا خیسِ اقیانوس بودم!</i>

48
00:07:46,334 --> 00:07:51,149
<i>‫وقتی آدم پیاده می‌شد،
‫نمی‌تونست توی مستراح راست بشاشه.</i>

49
00:07:51,154 --> 00:07:54,335
<i>‫مستراح سر جاش بود؛</i>

50
00:07:54,340 --> 00:07:57,770
<i>‫ولی آدم مثل احمق‌ها تاب می‌خورد.</i>

51
00:07:58,393 --> 00:08:02,795
<i>‫پیاده شدن از کشتی کاری نداره،
‫ولی از اقیانوس...</i>

52
00:08:02,800 --> 00:08:07,021
‫می‌خواستم دیگه ببندم.
‫چه کمکی از دستم بر میاد؟

53
00:08:08,244 --> 00:08:11,776
<i>‫وقتی سوار کشتی شدم، ۲۴ سالم بود...</i>

54
00:08:12,135 --> 00:08:16,671
<i>‫و تموم فکر و ذکر زندگیم یه چیز بود؛</i>

55
00:08:17,202 --> 00:08:19,746
<i>‫ترومپت بزنم!</i>

56
00:08:24,460 --> 00:08:26,177
‫می‌خوام بفروشمش.

57
00:08:30,840 --> 00:08:32,950
‫مدل کانه.

58
00:08:32,955 --> 00:08:34,739
‫بدک نیست.

59
00:08:40,281 --> 00:08:43,262
‫بین سازهای بادی، بهترینه!

60
00:08:43,267 --> 00:08:46,717
‫تو دورۀ خودش، آره.

61
00:08:52,422 --> 00:08:55,896
‫ خیلی وقته ازش کار نکشیدی، درسته؟

62
00:08:57,213 --> 00:09:00,570
‫اگه منظورت واسه پوله، چند سالیه نزدم.

63
00:09:01,133 --> 00:09:06,048
‫ولی اگه واسه دل خودم میگی،
‫هر کاری کردم عشق موسیقی نذاشت ازش دل بکنم.

64
00:09:06,053 --> 00:09:07,444
‫اشتباه برداشت نکن...

65
00:09:07,449 --> 00:09:10,481
‫بهترین نوازنده‌های سبک جَز توی همچین سازی دمیدن.

66
00:09:10,486 --> 00:09:15,210
‫مطمئناً همینطوره.
‫ولی مردم بعد از جنگ دنبال شادی‌ان.

67
00:09:15,215 --> 00:09:18,330
‫موسیقی شاد، نه جَز!

68
00:09:18,335 --> 00:09:22,549
‫این ترومپت دیگه به درد کلکسیونرها می‌خوره.

69
00:09:25,504 --> 00:09:29,340
‫۶ پوند و ۱۰ شیلینگ، آخرین پیشنهادمه.

70
00:09:30,405 --> 00:09:34,607
‫همینقدر؟! این که فقط ۲۰ و خُردی دلار میشه.

71
00:09:36,404 --> 00:09:39,542
‫این ساز تموم زندگیمه آقا!

72
00:09:39,547 --> 00:09:44,282
‫می‌دونم، کسی منو مثل بادی بولدن
‫یا لویی آرمسترانگ یادش نمی‌مونه، ولی...

73
00:09:44,287 --> 00:09:50,379
‫حتی همین نوازندۀ بی‌نام و نشون بودنم
‫باید بیشتر از ۲۰ دلار ناقابل ارزش داشته باشه!

74
00:09:54,646 --> 00:09:59,969
‫خب حالا که اینطوریه،
‫پس نیم شاهی هم نمی‌ارزه.

75
00:10:00,874 --> 00:10:03,584
‫لطفاً وقتی میری، درو ببند.

76
00:10:08,731 --> 00:10:10,580
‫باشه پدر جون،

77
00:10:11,090 --> 00:10:12,868
‫برنده شدی.

78
00:10:15,605 --> 00:10:20,293
‫همین الان یه تیکه از تاریخ موسیقی رو خریدی.

79
00:10:25,681 --> 00:10:28,394
‫از من اگه می‌شنوی،

80
00:10:29,878 --> 00:10:33,537
‫برو یه جایی از خودت خوب پذیرایی کن.

81
00:10:55,478 --> 00:10:58,741
‫اقلاً بذار یه بار دیگه واسه دفعه آخر بزنم...

82
00:10:58,746 --> 00:11:02,371
‫ول کن پسر جون، وقت این کارها رو ندارم!

83
00:11:04,885 --> 00:11:06,563
‫باشه...

84
00:11:08,469 --> 00:11:10,507
‫ولی سریع بزن،

85
00:11:10,512 --> 00:11:12,333
‫می‌خوام ببندم.

86
00:11:12,338 --> 00:11:13,797
‫ممنون.

87
00:12:56,023 --> 00:12:58,977
‫با هم مو نمی‌زنن، مگه نه؟

88
00:13:02,370 --> 00:13:07,327
‫حالت خوبه؟
‫نمی‌خوای که کف مغازه‌م غش کنی، ها؟

89
00:13:09,403 --> 00:13:11,973
‫همین آهنگیه که الان داشتی می‌زدی.

90
00:13:12,648 --> 00:13:14,770
‫حتماً می‌دونی چه آهنگیه.

91
00:13:14,775 --> 00:13:16,610
‫اسمش چیه؟

92
00:13:21,193 --> 00:13:23,398
‫اسمی نداره.

93
00:13:26,015 --> 00:13:30,203
‫آدم‌های انگشت‌شماری افتخار شنیدنش رو داشتن.

94
00:13:39,362 --> 00:13:41,301
‫چه سبکی داره!

95
00:13:41,306 --> 00:13:44,993
‫از صبح دارم با خودم کلنجار میرم...

96
00:13:44,998 --> 00:13:50,742
‫ولی هر چی فکر می‌زنم،
‫نمی‌تونم بفهمم این پیانیست خارق‌العاده کیه.

97
00:13:51,291 --> 00:13:53,948
‫فکر نکنم تا حالا اسمشو شنیده باشی.

98
00:13:53,953 --> 00:13:55,454
‫کیه؟

99
00:13:55,459 --> 00:14:02,482
‫اگه بهت بگم این پیانیست اصلاً
‫وجود خارجی نداشته، دروغ نگفتم!

100
00:14:02,487 --> 00:14:07,246
‫از مخفی‌کاری خوشم نمیاد.
‫همیشه آخر کار گندش در میاد!

101
00:14:07,251 --> 00:14:12,251
‫بگو دیگه جوون.
‫این کیه داره پیانو می‌زنه؟!

102
00:14:20,671 --> 00:14:23,927
‫رازیه که خودم می‌دونم.

103
00:14:58,806 --> 00:15:03,181
<i>‫«اولین سالِ این قرنِ نکبتی بود.»</i>

104
00:15:03,186 --> 00:15:08,386
<i>‫به قول کارگر رنگین‌پوست گمنام کورۀ کشتی ویرجینیَن.</i>

105
00:15:09,601 --> 00:15:16,560
‫خرپول‌های بی‌پدرمادر!
‫هیچی نریختن به جز یه مشت ته سیگار و دستمال کثیف!

106
00:15:18,861 --> 00:15:24,194
‫عمراً ساعتشونو گم کنن،
‫یه دکمۀ سرآستین کج و کوله هم نمی‌ندازن!

107
00:15:24,199 --> 00:15:28,649
‫چقدر دلم خوشه‌‌ها...
‫از یه حلقۀ بدل زپرتی هم نمی‌گذرن!

108
00:15:28,654 --> 00:15:31,166
‫بَه، اینجا رو نیگا!

109
00:15:31,171 --> 00:15:33,442
‫یه سیگار سالم!

110
00:15:33,447 --> 00:15:36,631
‫حتماً آدم فقیرم وسط این خرپول‌ها بوده.

111
00:15:36,636 --> 00:15:41,700
‫اوق! این کثافت‌کاری رو نیگا!
‫پدرسگ‌های ریغو!

112
00:15:43,102 --> 00:15:48,382
‫پولدارهای بی‌شرف!
‫حساب همه چی دستشونه، مگه این که بهت بدهکار باشن!

113
00:15:53,342 --> 00:15:56,654
‫تو دیگه اینجا چی کار می‌کنی؟

114
00:16:03,152 --> 00:16:05,737
‫تی. دی. لمونز.

115
00:16:15,396 --> 00:16:17,271
‫چه خبرا لمون؟

116
00:16:17,721 --> 00:16:20,681
‫کار مهاجرهاست!

117
00:16:21,240 --> 00:16:27,448
‫دقیقاً! یواشکی بچه می‌زان،
‫بعد تو کشتی می‌ذارن که نونخورشون زیاد نشه!

118
00:16:27,453 --> 00:16:31,192
‫دردسرهای ادارۀ مهاجرت رو هم که نگو!

119
00:16:31,197 --> 00:16:35,671
‫همچین بچه‌ای وقتی بزرگ بشه،
‫چی از توش در میاد؟ یه مهاجر دیگه!

120
00:16:35,676 --> 00:16:41,681
‫به حرف این پدرسوخته‌ها گوش نکن، لمون.
‫یالا! بخور پسر جون!

121
00:16:42,761 --> 00:16:47,352
‫به نرمی پستون‌های مامانت نیست،
‫ولی شیرش واقعیه. بخور...

122
00:16:49,776 --> 00:16:53,245
‫این بچه رو تو قسمت درجه یک، روی پیانو گذاشتن...

123
00:16:53,250 --> 00:16:57,940
‫به امید این که یه بابای پولداری بیاد و
‫توی ناز و نعمت بزرگش کنه.

124
00:16:57,945 --> 00:17:01,549
‫مگه همینجور نیست دنی؟
‫چی فکر می‌کنی، ها؟

125
00:17:02,763 --> 00:17:07,595
‫ولی این تخم جن تو دست کی می‌افته؟
‫یه بدبخت بی‌پول سیاه‌سوخته!

126
00:17:07,600 --> 00:17:11,573
‫پدر و مادرش دارن به ریشت می‌خندن دنی!

127
00:17:11,882 --> 00:17:15,656
‫حال و حولشو اون‌ها کردن، بدبختی‌هاش واسه تو مونده!

128
00:17:15,661 --> 00:17:20,938
‫گور بابای بدبختی و بی‌پولی!
‫موش‌های ته فاضلاب!

129
00:17:24,755 --> 00:17:29,735
‫روی جعبه نوشته بود تی. دی.
کسی از بین شما مشنگ‌ها معنیشو می‌دونه؟ ها؟

130
00:17:29,740 --> 00:17:32,555
‫اوه، یادم رفته بود! شما که سواد ندارین!

131
00:17:32,560 --> 00:17:36,709
‫خودم بهتون میگم معنیش چیه.
‫یعنی: «تشکر دنی!» «تشکر دنی!»

132
00:17:36,714 --> 00:17:40,781
‫اون بچه رو واسه من گذاشتن،
‫منم می‌خوام نگهش دارم. گور پدر تک‌تکتون!

133
00:17:40,786 --> 00:17:45,329
‫میگم دنی، می‌خوای اسم بچه رو چی بذاری، ها؟

134
00:17:45,984 --> 00:17:48,816
‫راست میگی، بهش فکر نکرده بودم.

135
00:17:50,408 --> 00:17:54,859
‫واسه شروع اسم خودمو روش می‌ذارم؛ دنی بودمن.

136
00:17:54,864 --> 00:18:00,498
‫آره! تی. دی. رو هم وسط اسمش می‌ذارم.
‫مثل این پولدارها که اسمشونو روی دکمۀ سرآستین می‌نویسن.

137
00:18:00,503 --> 00:18:03,441
‫اینجوری اسمش باکلاس میشه، مگه نه؟

138
00:18:03,446 --> 00:18:07,454
‫این وکیل‌های لامصب همه‌شون از اینجور اسم‌ها دارن.

139
00:18:07,459 --> 00:18:10,823
‫یکی از وکیل‌های من اسمش
‫«جاناتان پی. تی. کِی. واندر» بود.

140
00:18:10,828 --> 00:18:16,730
‫- همونی که فرستادت ۱۰ سال آب‌خنک بخوری؟
‫- حافظه‌ت خوب کار می‌کنه چینی لعاب‌نشده!

141
00:18:16,735 --> 00:18:20,455
‫اگه پسرم یه روز وکیل بشه،
‫به خدا قسم خودم می‌کشمش!

142
00:18:20,460 --> 00:18:25,521
‫پس اسم پسرم «دنی بودمن تی. دی. لمون» میشه.

143
00:18:26,350 --> 00:18:30,303
‫- نظرت چیه؟
‫- دست من که نیست. تو مامانشی!

144
00:18:31,388 --> 00:18:35,392
‫خوبه ولی یه چیزی کم داره.
‫پایان درست‌حسابی نداره.

145
00:18:35,397 --> 00:18:38,372
‫پسر شاهزاده که نیست دنی!

146
00:18:38,377 --> 00:18:42,139
‫سه‌شنبه پیداش کردی، پس اسمشو بذار سه‌شنبه.

147
00:18:44,287 --> 00:18:47,168
‫اونقدرها هم خنگ نیستی، سیاه‌سوخته!

148
00:18:47,173 --> 00:18:52,323
‫اولین ماه این قرن جدید نکبتی پیداش کردم،

149
00:18:52,328 --> 00:18:56,719
‫واسه همین اسمشو می‌ذارم «هزار و نهصد»!

150
00:18:57,100 --> 00:19:02,300
‫- هزار و نهصد؟ این که عدده!
‫- عدد بود، الان اسمه.

151
00:19:02,305 --> 00:19:03,547
‫«دنی بودمن...

152
00:19:03,552 --> 00:19:04,918
‫تی. دی. لمون...

153
00:19:04,923 --> 00:19:07,537
‫هزار و نهصد»

154
00:19:09,746 --> 00:19:13,887
‫دنی، نی‌نی کوچولوت حالش خوش نیست.

155
00:19:14,987 --> 00:19:18,106
‫گریه نکن. مامانت رسید!

156
00:19:22,556 --> 00:19:27,624
‫جل‌الخالق! چطور این همه گه تو این فسقلی جا میشه؟!

157
00:19:35,106 --> 00:19:38,856
‫همه چیز روی رواله

158
00:19:38,861 --> 00:19:42,245
‫هوا دائم پر بخاره

159
00:19:42,250 --> 00:19:47,031
‫خدایا نور رحمتت رو بتابون

160
00:19:47,036 --> 00:19:49,718
‫تشکر دنی

161
00:19:50,157 --> 00:19:52,556
‫تشکر دنی

162
00:19:52,692 --> 00:19:56,290
‫گریه‌های یه شیرخواره

163
00:19:56,295 --> 00:19:59,727
‫میگه زندگی تو راهه

164
00:19:59,732 --> 00:20:04,898
‫خدایا همیشه پیشمون بمون

165
00:20:04,903 --> 00:20:07,530
‫تشکر دنی

166
00:20:07,872 --> 00:20:10,324
‫تشکر دنی

167
00:20:10,329 --> 00:20:16,876
‫یه روزی این پسر میشه «یکی بود یکی نبود»

168
00:20:17,273 --> 00:20:21,992
‫تا اون موقع خدا خودت مواظبش بمون

169
00:20:21,997 --> 00:20:24,763
‫تشکر دنی

170
00:20:25,254 --> 00:20:27,515
‫تشکر دنی

171
00:20:27,520 --> 00:20:30,620
<i>‫آدم فکر می‌کرد ظهور دوبارۀ مسیحه.</i>

172
00:20:31,171 --> 00:20:36,334
<i>‫شایدم بود؛ با توجه به اون همه
‫جادو جمبلی که پسربچه توی آستینش داشت.</i>

173
00:20:36,339 --> 00:20:42,845
<i>‫هر کاری بخواید روی آب کرد، به جز این که روش راه بره!
‫اونم تازه از بقیه شنیدم که کرده!</i>

174
00:20:42,850 --> 00:20:45,501
‫تشکر دنی

175
00:20:47,493 --> 00:20:53,817
<i>‫و اینجوری بود که هزار و نهصدِ کوچولو،
‫توی گهواره‌ای به بزرگی یه کشتی، قد کشید و بزرگ شد؛</i>

176
00:20:53,822 --> 00:21:00,529
<i>‫اما از اونجایی که دنی می‌ترسید که پسرش رو
‫به خاطر مشکلات مدارک شناسایی و گذرنامه ازش بگیرن،</i>

177
00:21:00,534 --> 00:21:07,513
<i>‫دوران بچگی هزار و نهصد، صرف قایم‌موشک‌بازی‌ای
‫همیشگی توی شکم ویرجینین شد.</i>

178
00:21:39,493 --> 00:21:41,786
‫خب، این یکی رو خودت بخون.

179
00:21:41,791 --> 00:21:47,032
‫ببین. انگشتتو روی کلمه‌ها بذار
‫که یه وقت حروفشون از دستت در نرن!

180
00:21:47,037 --> 00:21:50,709
‫- «وای...
‫- خب، بقیه‌شو بگو.

181
00:21:51,134 --> 00:21:54,199
‫- ما‍...
‫- آفرین.

182
00:21:54,204 --> 00:21:57,075
‫- مانم...
‫- یه کم دیگه.

183
00:21:57,080 --> 00:21:59,189
‫اینا».

184
00:21:59,698 --> 00:22:05,380
‫لمون، خوندن توی خونِته!
‫حالا پشت هم بذارشون، مثل صدای موتور بخار.

185
00:22:05,385 --> 00:22:09,102
‫تلق و تلوق، تلق و تلوق، تلق و تلوق!
‫بخون.

186
00:22:11,078 --> 00:22:12,673
‫«وای...

187
00:22:12,678 --> 00:22:14,680
‫مامانم...

188
00:22:14,685 --> 00:22:16,228
‫اینا».

189
00:22:18,219 --> 00:22:21,426
‫وای مامانم‌اینا! حالا بقیه‌شو بخون.

190
00:22:21,886 --> 00:22:23,744
‫«خَر...

191
00:22:23,749 --> 00:22:25,563
‫خو...

192
00:22:25,568 --> 00:22:27,595
‫دِتی»

193
00:22:28,637 --> 00:22:31,722
‫دنی، واسه چی اینقدر می‌خندی؟

194
00:22:31,727 --> 00:22:34,648
‫چون این‌ها اسم اسبه. تو خنده‌ت نمی‌گیره؟

195
00:22:34,653 --> 00:22:39,127
‫عاشق اسم این اسب‌هام.
‫این یکی رو ببین، دیروز تو کلیولند مسابقه داده.

196
00:22:39,132 --> 00:22:41,072
‫«رقاصِ...

197
00:22:41,077 --> 00:22:42,784
‫تیزپا».

198
00:22:45,112 --> 00:22:47,298
‫این یکی رو گوش کن.

199
00:22:47,303 --> 00:22:51,611
‫- «دماغ سربالا».
‫- دماغ سربالا!

200
00:22:52,126 --> 00:22:55,912
‫این یکی: «دُخیِ مامانی».

201
00:23:00,407 --> 00:23:03,057
‫مامان چیه دنی؟

202
00:23:04,111 --> 00:23:06,314
‫- مامان؟
‫- اوهوم.

203
00:23:06,481 --> 00:23:09,625
‫خب... مامان یه نوع اسبه.

204
00:23:09,630 --> 00:23:12,120
‫- اسبه؟
‫- اسب مسابقه‌ایه.

205
00:23:12,125 --> 00:23:16,805
‫می‌دونی چیه... راستشو بخوای،
‫مامان بهترین اسب دنیاست. از اون اصیل‌هاشه.

206
00:23:16,810 --> 00:23:19,326
‫اگه رو مامان شرط ببندی، همیشه برنده میشی.

207
00:23:24,375 --> 00:23:28,461
‫تانو د‌اماتو.

208
00:23:28,771 --> 00:23:32,316
‫سلطان تجارت لیمو.

209
00:23:32,321 --> 00:23:35,356
‫بابا، انگشتتو بذار اینجا و بخون.

210
00:23:35,361 --> 00:23:40,018
‫تی. دی. مخفف «تشکر دنی» نیست!

211
00:23:41,628 --> 00:23:43,838
‫این ژیگولو دیگه کیه؟

212
00:23:43,843 --> 00:23:48,614
‫امشب هر چی خوندی دیگه بسه.
‫زیادی خوندن واسه‌ت بده.

213
00:23:50,096 --> 00:23:53,022
‫دیگه چی بده دنی؟

214
00:23:53,445 --> 00:23:56,850
‫هر چی بیرونِ کشتی ویرجینینه، بده.

215
00:23:58,465 --> 00:24:00,173
‫هر چیزی!

216
00:24:00,178 --> 00:24:05,771
‫روی خشکی کوسه‌هایی هست که زنده‌زنده می‌خورنت!
‫یه وقت نزدیکشون نشی! فهمیدی؟

217
00:24:06,898 --> 00:24:11,627
‫این‌ها رو می‌بینی؟ کار کوسه‌های سفیده.
‫از همه‌شون خطرناک‌ترن.

218
00:24:11,632 --> 00:24:14,395
‫دنی، پرورشگاه کجاست؟

219
00:24:15,132 --> 00:24:16,333
‫خب...

220
00:24:16,338 --> 00:24:21,636
‫پرورشگاه یه جور زندونی خیلی بزرگه که
‫آدم‌های بدون بچه رو اونجا می‌ندازن.

221
00:24:21,641 --> 00:24:27,303
‫یعنی اگه من پیشت نبودم،
‫تو رو هم توی پرورشگاه می‌نداختن؟

222
00:24:28,166 --> 00:24:32,030
‫درست فهمیدی لمون کوچولو.
‫شب بخیر.

223
00:24:34,039 --> 00:24:42,307
<i>‫هزار و نهصد روی اون شهر شناور شگفت‌انگیز به اسم ویرجینین،
‫گذشته از یه پدر، خونواده‌ای نصیبش شد که تک‌تک اعضاش رو...</i>

224
00:24:42,312 --> 00:24:46,608
<i>‫ آدم‌های خارق‌العاده‌ای تشکیل می‌دادن؛ مثل دکترِ کشتی.</i>

225
00:24:46,613 --> 00:24:49,404
‫دهنتو باز کن. اینجوری:

226
00:24:52,759 --> 00:24:58,113
‫خدا خفه‌ت نکنه دکتر!
‫این چیه ته حلقت آویزونه؟ مریض شدی؟

227
00:24:58,793 --> 00:25:01,503
‫اسمت چیه دکتر؟

228
00:25:02,474 --> 00:25:06,282
‫دکتر کلاوزِرمِنزْپیتزوِیگِندورفِنتاگ.

229
00:25:06,287 --> 00:25:10,187
‫عجب اسمی!
‫اگه مورد اورژانسی باشه، کار مریض ساخته‌ست!

230
00:25:11,094 --> 00:25:19,366
<i>‫اون همه آدم روی کشتی، شامل آشپز و ملوان و
‫متصدی رادیو و پیشخدمت، به خوبی ازش مراقبت می‌کردن...</i>

231
00:25:19,371 --> 00:25:26,999
<i>‫و همگی به نوبۀ خودشون، سعی می‌کردن هر کاری که
‫به نظرشون خوبه رو بهش آموزش بدن.</i>

232
00:25:29,364 --> 00:25:36,016
<i>‫ناخدای کشتی هم به طرز کاملاً عجیبی،
‫به عضویت این خونوادۀ قاطی‌پاطی در اومد.</i>

233
00:25:36,021 --> 00:25:40,524
<i>‫ناخدا اسمیت، انسانی خردمند که فقط سه تا نقص نداشت:</i>

234
00:25:40,529 --> 00:25:45,144
<i>‫از بیماری تنگناهراسی رنج می‌برد،
‫به شدت از غرق شدن می‌ترسید...</i>

235
00:25:45,149 --> 00:25:47,657
<i>‫و از شیرینی متنفر بود.</i>

236
00:25:47,662 --> 00:25:49,843
‫هزار و نهصد!

237
00:25:49,848 --> 00:25:56,203
‫چند دفعه بهت گفتم که این بالا نیای؟
‫مخصوصاً اگه هدفت دزدیه!

238
00:25:56,208 --> 00:25:59,452
‫از هر جایی برداشتیش، همونجا بذار!

239
00:25:59,457 --> 00:26:02,945
‫زود برگرد به همون سوراخت،
‫وگرنه می‌فرستمت پرورشگاه! یالا!

240
00:26:05,722 --> 00:26:11,522
‫آقای دنی بودمن، درِ این یتیم‌خونه‌ت دیگه باید تخته بشه!

241
00:26:11,527 --> 00:26:15,459
‫گذشته از این‌ها، خلاف قوانین هم هست.

242
00:26:15,816 --> 00:26:18,205
‫قوانین به یه ورم!

243
00:26:53,901 --> 00:26:56,607
‫- هی رفیق...
‫- چیه؟

244
00:26:56,612 --> 00:26:59,510
‫وسط این طوفان به چی فکر می‌کنی؟

245
00:26:59,515 --> 00:27:05,401
‫چی؟ نطفۀ وکیلم نباید کاشته می‌شد؟

246
00:27:05,406 --> 00:27:08,415
‫آره، آره. طوفان.

247
00:27:08,420 --> 00:27:13,528
‫معلومه که می‌دونست،
‫بعد ماشه رو چکوندم و مرد!

248
00:27:13,533 --> 00:27:16,499
‫دلت لک زده واسه نون ترد؟

249
00:27:16,504 --> 00:27:17,844
‫آره!

250
00:27:17,849 --> 00:27:22,335
‫می‌دونی من چی فکر می‌کنم رفیق؟
‫به نظرم به سرت زده رسماً!

251
00:27:22,340 --> 00:27:24,773
‫سرم داغه یه چیزی میگم؟

252
00:27:24,778 --> 00:27:31,929
‫هی دنی! به پدرو بگو چجوری کلک اون وکیله رو کندم!

253
00:27:31,934 --> 00:27:35,440
‫هتل والدورف رفتم؟
‫آره، تا دلت بخواد!

254
00:27:35,445 --> 00:27:40,749
ولی نمی‌ذاشتن برم تو، مگه این که
‫واسه دستشویی سابیدن می‌رفتم!

255
00:27:42,804 --> 00:27:44,978
‫مواظب باش دنی!

256
00:27:50,115 --> 00:27:52,033
‫دنی؟ دنی؟

257
00:27:53,391 --> 00:27:56,083
‫- دنی؟
‫- دنی؟

258
00:28:00,501 --> 00:28:03,910
‫دکتر! بگو دکتر بیاد! بگو دکتر بیاد!

259
00:28:03,915 --> 00:28:07,180
‫- دکترو صدا کن!
‫- برو! دکتر!

260
00:28:07,185 --> 00:28:10,121
‫دنی، مرتیکۀ هفت‌جون! یه چیزی بگو.

261
00:28:10,735 --> 00:28:14,990
‫یه خراش ساده‌ست بچه‌ها.

262
00:28:14,995 --> 00:28:18,037
‫دووم بیار. دکتر تو راهه.

263
00:28:18,042 --> 00:28:21,362
‫دکتر، دکتر کلا... کلا... کلا...

264
00:28:21,367 --> 00:28:23,494
‫کلاوز... کلاوزر...

265
00:28:25,954 --> 00:28:28,677
‫کلاوز... کلاوزرمن!

266
00:28:30,602 --> 00:28:36,271
‫دکتر کلاوزرمنپیتژواگن...
‫فریشکر... کمنشون...

267
00:28:36,664 --> 00:28:41,290
‫«خاک به پا کن»...

268
00:28:42,092 --> 00:28:49,599
‫از «خاک به سرم» جلو زد و...

269
00:28:49,604 --> 00:28:54,701
‫«یادش به خیر»...

270
00:28:54,883 --> 00:28:59,892
‫از مسابقه خارج شد.

271
00:29:03,111 --> 00:29:07,016
‫...«شیطون بلا»؛

272
00:29:07,401 --> 00:29:13,727
‫و در شهر ساراتوگا...

273
00:29:14,859 --> 00:29:19,208
‫«پیروزی شکوهمندانه» حضور داشت...

274
00:29:19,213 --> 00:29:23,996
<i>‫سه روز طول کشید تا دنیِ سالخورده،
‫دار فانی رو وداع کنه.</i>

275
00:29:24,001 --> 00:29:27,800
<i>‫وسط ششمین مسابقۀ اسبدوونی توی شیکاگو از دنیا رفت؛</i>

276
00:29:27,805 --> 00:29:34,433
<i>‫جایی که «آب آشامیدنی» به اندازۀ دو اسب از
‫«سوپ سبزیجات» و پنج اسب از «ته‌رنگ آبی» جلوتر بود.</i>

277
00:29:35,511 --> 00:29:40,592
‫حتی اگر در وادی سایۀ موت راه روم،
‫از هیچ اهریمن نخواهم ترسید.

278
00:29:40,597 --> 00:29:49,579
<i>‫دکتر کلاوزِرمِنزْپیتزوِیگِندورفِنتاگ گفت که شاید اگه دنی
‫اینقدر زیاد نخندیده بود، حالش خوب می‌شد.</i>

279
00:29:49,584 --> 00:29:52,822
<i>‫اما شایدها تعیین‌کنندۀ حقایق نیستند...</i>

280
00:29:52,827 --> 00:30:02,837
<i>‫و تنها حرفی که میشه با اطمینان زد اینه که به یکباره
‫«لمون هزار و نهصد»، برای بار دوم یتیم شد.</i>

281
00:30:02,842 --> 00:30:05,908
‫[تشکر دن‍   ]

282
00:30:05,913 --> 00:30:08,820
‫[تشکر دنی]

283
00:30:10,251 --> 00:30:16,527
‫- به نام خداوند و پسرش و روح‌القدس.
‫- آمین.

284
00:30:29,148 --> 00:30:30,827
‫خنیا.

285
00:30:31,883 --> 00:30:33,573
‫موسیقی.

286
00:30:45,794 --> 00:30:49,793
‫اون موقع هزار و نهصد، ۸ سالش بود.

287
00:30:50,820 --> 00:30:56,368
‫فکر کنم ۵۰ باری از آمریکا به اروپا سفر کرده بود.

288
00:30:57,726 --> 00:31:00,425
‫اقیانوس خونه‌ش بود.

289
00:31:00,870 --> 00:31:05,247
‫که اینطور! حتماً پوستش هم از پولک بوده،

290
00:31:05,252 --> 00:31:09,609
‫- به جای دست هم باله داشته!
‫- حرف‌هام عین حقیقته پدر جون.

291
00:31:10,320 --> 00:31:13,488
‫- به جونم قسم می‌خورم.
‫- یه مشت حرفه.

292
00:31:13,493 --> 00:31:18,687
‫حقیقت محضه.
‫هیچوقت پاشو روی خشکی نذاشت؛ هیچوقت.

293
00:31:18,692 --> 00:31:22,319
‫تا دلت بخواد از روی لنگرگاه خشکی رو دیده بود،

294
00:31:22,324 --> 00:31:25,269
‫ولی یه بارم از کشتی پیاده نشد.

295
00:31:25,274 --> 00:31:30,489
<i>‫مشکل اینجا بود که از نظر دنیا،
‫اون حتی وجود نداشت.</i>

296
00:31:30,494 --> 00:31:38,502
<i>‫هیچ شهر و کلیسا و بیمارستان و زندان و
‫تیم ورزشی‌ای نبود که اسمی از هزار و نهصد توش باشه.</i>

297
00:31:38,507 --> 00:31:44,129
<i>‫نه ملیتی داشت، نه خونواده‌ای.
‫حتی تاریخ تولد هم نداشت.</i>

298
00:31:44,134 --> 00:31:50,376
<i>‫۸ سالش شده بود،
‫ولی روی کاغذ هنوز پا به دنیا نذاشته بود.</i>

299
00:32:14,978 --> 00:32:17,139
‫[ورود ممنوع]

300
00:33:44,407 --> 00:33:48,133
‫آمریکا! آمریکا!

301
00:34:05,809 --> 00:34:07,384
‫بچه‌دزدیه!

302
00:34:08,154 --> 00:34:14,443
‫اگه یه روزی یکی از بستگان بچه پیداش بشه،
‫ممکنه بهتون اتهام آدمربایی بزنن!

303
00:34:14,448 --> 00:34:17,701
‫خیلی بعید می‌دونم بعد از ۸ سال پیداشون بشه.

304
00:34:17,706 --> 00:34:23,490
‫هر چند به نظرم دیگه وقتش رسیده که
‫این بچه یه زندگی عادی داشته باشه.

305
00:34:23,495 --> 00:34:30,679
یه سفارشنامه نوشتم که ازت می‌خوام
‫به دست رئیس یتیم‌خانۀ ایالتی برسونی.

306
00:34:30,814 --> 00:34:34,706
‫باشه ناخدا.
این ‫پسربچه رو از کجا میشه پیدا کرد؟

307
00:34:34,711 --> 00:34:37,927
‫سرملوان، آقایون رو راهنمایی کن.

308
00:34:46,315 --> 00:34:48,920
‫آروم. بکش بالا.

309
00:35:01,443 --> 00:35:05,239
‫- لطفاً راه رو باز کنین.
‫- هی تو! اون جعبه رو جایی نبر.

310
00:35:05,244 --> 00:35:06,934
‫می‌خوام همه جا رو بگردم.

311
00:35:13,359 --> 00:35:17,512
‫- یه پسربچۀ کوچیک ندیدین؟
‫- نه، ندیدیم.

312
00:35:18,512 --> 00:35:22,852
<i>‫۲۲ روز بعد که ویرجینین عازم ریودوژانیرو شد،</i>

313
00:35:22,857 --> 00:35:28,183
<i>‫هنوز که هنوز کسی نمی‌دونست هزار و نهصد کجاست
‫یا چه بلایی سرش اومده.</i>

314
00:35:28,188 --> 00:35:30,799
<i>‫از گلوی هیچکی آب خوش پایین نمی‌رفت،</i>

315
00:35:30,804 --> 00:35:36,543
<i>‫چون همه به اون پسرۀ فضول وابسته شده بودن؛
‫هر چند کسی صداشو در نمی‌اورد.</i>

316
00:35:39,637 --> 00:35:43,672
‫- ناخدا! بلند شو ناخدا!
‫- خوابیدم. خودت ترتیبشو بده.

317
00:35:43,677 --> 00:35:48,397
‫- ناخدا، موقعیت اضطراریه!
‫- یا خدا! داریم غرق میشیم!

318
00:35:48,402 --> 00:35:51,173
‫بدتر! خیلی بدتر!

319
00:36:39,676 --> 00:36:43,696
‫- اسمش چیه؟
‫- هزار و نهصد.

320
00:36:43,992 --> 00:36:48,333
‫- اسم آهنگو نمیگم. اسم پسره.
‫- هزار و نهصد.

321
00:36:48,338 --> 00:36:50,871
‫دقیقاً مثل آهنگ!

322
00:36:54,295 --> 00:36:59,269
‫توی اون لحظه یه عالمه سؤال بود که
‫ناخدا اسمیت دلش می‌خواست بپرسه.

323
00:36:59,274 --> 00:37:05,731
‫مثلاً: «از کدوم جهنم‌دره‌ای پیانو زدن یاد گرفتی؟»
‫یا: «کدوم قبرستونی قایم شده بودی؟»

324
00:37:05,736 --> 00:37:13,930
‫یا: «این موسیقی دیگه از کدوم سوراخ‌سنبه‌ای اومده؟
‫انگار بدون این که بفهمی، داره توی انگشت‌هات سرازیر میشه.»

325
00:37:13,935 --> 00:37:16,505
‫اما ناخدا آدم رسمی‌ای بود...

326
00:37:16,510 --> 00:37:19,902
‫و تنها چیزی که به زبون اورد این بود:

327
00:37:19,907 --> 00:37:25,451
‫هزار و نهصد، این کارها کاملاً خلاف مقرراته!

328
00:37:27,573 --> 00:37:30,180
‫مقررات به یه ورم!

329
00:37:31,582 --> 00:37:35,408
‫دقیقاً همین کلماتو گفت: «مقررات به یه ورم!»

330
00:37:38,905 --> 00:37:41,886
‫ولی یه چیزی رو هنوز نمی‌فهمم.

331
00:37:42,056 --> 00:37:45,737
‫این صفحه چه ربطی به این قضایا داره؟

332
00:37:46,574 --> 00:37:49,911
‫دوزاریت به این آسونی‌ها نمی‌افته، مگه نه؟!

333
00:37:49,916 --> 00:37:52,261
‫این آهنگ کار اونه؛

334
00:37:52,266 --> 00:37:58,065
‫کار دنی بودمن تی. دی. لمون هزار و نهصده،

335
00:37:58,569 --> 00:38:02,603
‫بزرگترین نوازندۀ پیانو روی هفت دریا.

336
00:38:04,910 --> 00:38:07,054
‫خارق‌العاده‌ست!

337
00:38:07,884 --> 00:38:12,965
‫پس یعنی اگه حرف‌هات راسته،
‫این صفحه یه عالمه می‌ارزه.

338
00:38:13,882 --> 00:38:17,927
‫این صفحه می‌تونه هر دوتامونو پولدار کنه.

339
00:38:19,853 --> 00:38:27,910
‫این صفحه نباید منطقاً وجود داشته باشه.
‫تنها صفحۀ مادری که وجود داشت، درست بعد از ضبط نابود شد.

340
00:38:29,264 --> 00:38:31,499
‫خب...

341
00:38:32,037 --> 00:38:35,510
‫اینم یه صفحۀ مادره.

342
00:38:37,894 --> 00:38:41,512
‫از اون صفحه‌های مخصوص ضبط سریع و فوریه.

343
00:38:47,666 --> 00:38:50,220
‫از کجا پیداش کردی؟

344
00:38:51,275 --> 00:38:52,927
‫خب...

345
00:38:52,932 --> 00:38:58,063
‫یه روز کامل وقت گذاشتم که تیکه‌هاشو به هم بچسبونم.

346
00:38:58,587 --> 00:39:00,620
‫اتفاقی پیداش کردم.

347
00:39:00,625 --> 00:39:05,041
‫توی دل یکی از اون پیانوها گذاشته شده بود.

348
00:39:20,692 --> 00:39:23,637
‫از یه فروشندۀ اجناس دسته دوم خریدمش.

349
00:39:23,642 --> 00:39:28,593
‫می‌گفت پیانو رو توی بیمارستان یه کشتی قدیمی،
‫لب بندر پلیموث گیر اورده.

350
00:39:46,457 --> 00:39:49,850
‫چند روز دیگه کشتی رو امحاء می‌کنن.

351
00:39:54,694 --> 00:39:58,114
‫یعنی چی «امحاء می‌کنن»؟

352
00:40:09,920 --> 00:40:12,302
‫آره، اونجاست.

353
00:40:54,892 --> 00:40:56,892
‫سریع‌تر.

354
00:40:58,010 --> 00:40:59,769
‫دست بجنبونین.

355
00:41:12,853 --> 00:41:16,884
‫آروم‌تر، آروم‌تر! اینقدر سریع ولش نکن!

356
00:41:17,681 --> 00:41:20,973
‫مواظب باش. جعبۀ موز که دستت نیست!

357
00:41:20,978 --> 00:41:23,410
‫مواظب باش.

358
00:41:23,415 --> 00:41:25,756
‫یواش‌تر، یواش‌تر.

359
00:41:49,874 --> 00:41:51,837
‫- اهل کجایی؟
‫- لیورپول.

360
00:41:51,842 --> 00:41:53,594
‫- کارت چیه؟
‫- سلمونی.

361
00:41:53,599 --> 00:41:55,687
‫- اسمشو بنویس.
‫- خیلی ممنون.

362
00:41:55,692 --> 00:41:58,654
‫بعدی! کار تو چیه؟

363
00:41:58,659 --> 00:42:04,252
‫- نجاری می‌کنم، آشپزی، سلمونی.
‫- این همه کار با هم به دردمون نمی‌خوره، برو بیرون!

364
00:42:04,257 --> 00:42:07,134
‫- تعمیرکاری هم بلدم.
‫- برو بیرون. بعدی!

365
00:42:07,874 --> 00:42:09,891
‫تو چی کار می‌کنی؟

366
00:42:10,553 --> 00:42:12,136
‫ترومپت می‌زنم.

367
00:42:12,141 --> 00:42:15,711
‫گروه موسیقی‌مون تکمیله. بعدی!

368
00:42:16,595 --> 00:42:18,262
‫برو بیرون!

369
00:42:44,175 --> 00:42:46,926
‫کجا سرشو انداخته میره؟

370
00:43:33,933 --> 00:43:36,635
‫- این چی بود؟
‫- نمی‌دونم.

371
00:43:36,640 --> 00:43:41,272
‫وقتی نمی‌دونی چیه، یعنی جَزه!

372
00:43:41,775 --> 00:43:42,763
‫جَزه!

373
00:43:42,768 --> 00:43:46,536
‫- اسمت چیه؟
‫- مکس تونی هستم، آقا.

374
00:43:46,541 --> 00:43:48,417
‫صحیح!

375
00:44:00,880 --> 00:44:03,630
<i>‫اون روز شادترین روز زندگیم بود.</i>

376
00:44:03,635 --> 00:44:09,246
<i>‫سیل آدم‌هایی که امید توی چشم‌هاشون برق می‌زد،
‫دست تکون دادن‌ها، صدای بوق ممتد...</i>

377
00:44:09,251 --> 00:44:12,749
<i>‫و اون شهر بزرگ شناور که داشت راه می‌افتاد.</i>

378
00:44:12,754 --> 00:44:18,076
<i>‫مثل یه جشن بزرگ بود،
‫یه محفل مجلل، فقط و فقط واسه من.</i>

379
00:44:18,081 --> 00:44:22,669
<i>‫ولی سه روز بعد، اقیانوس از دست پایکوبی‌های ما عاصی شد.</i>

380
00:44:22,674 --> 00:44:29,362
<i>‫یهو بی‌مقدمه، وسط شب،
‫به سرش زد و زمین و زمان رو به هم ریخت.</i>

381
00:44:31,585 --> 00:44:37,307
<i>‫چیزی که هست اینه که یه ترومپتزن
‫روی یه کشتیِ طوفان‌زده، کار خاصی از دستش بر نمیاد.</i>

382
00:44:37,312 --> 00:44:42,404
<i>‫در واقع تنها کاری که می‌تونه انجام بده، ترومپت نزدنه؛
‫تا حداقل وضعیتو از اینی که هست بدتر نکنه.</i>

383
00:44:42,409 --> 00:44:47,364
<i>‫ولی من اصلاً تحمل اونجا رو نداشتم.
‫یه جمله همه‌ش توی ذهنم تکرار می‌شد:</i>

384
00:44:47,369 --> 00:44:51,286
<i>‫«مرتیکه مثل موش تو سوراخش مرد!»</i>

385
00:44:52,455 --> 00:44:57,674
<i>‫و اصلاً دلم نمی‌خواست که
‫مثل یه موش توی سوراخم بمیرم.</i>

386
00:45:19,278 --> 00:45:21,549
‫ای بابا، گم شدم.

387
00:45:54,005 --> 00:45:56,152
‫سلام ترومپتزن!

388
00:45:56,157 --> 00:45:57,983
‫چی شده؟

389
00:45:57,988 --> 00:46:00,279
‫پاهات به دریا عادت ندارن؟

390
00:46:01,259 --> 00:46:04,312
‫تو همون تازه‌واردی که ترومپت می‌زنه، مگه نه؟

391
00:46:07,848 --> 00:46:09,726
‫دنبالم بیا.

392
00:46:09,731 --> 00:46:12,059
‫واسه دردت دوا دارم.

393
00:46:12,970 --> 00:46:14,262
‫بیا.

394
00:46:51,519 --> 00:46:55,717
‫- لطفاً پایه‌هاش رو آزاد کن.
‫- چی؟ دیوونگیه!

395
00:46:55,992 --> 00:46:57,583
‫بهم اعتماد کن.

396
00:46:58,041 --> 00:47:00,670
‫لطفاً پایه‌ها رو آزاد کن.

397
00:47:14,660 --> 00:47:17,486
‫بپر کنارم بشین.

398
00:47:17,491 --> 00:47:23,335
‫- مگه خل و چلی چیزی هستی؟
‫- بهتره زودتر بیای، وگرنه دیگه نمیشه.

399
00:47:54,589 --> 00:47:57,950
‫- بگو ببینم، بچه‌مچه نداری؟
‫- نه.

400
00:47:57,955 --> 00:48:01,839
‫زِکّی! یه روزی از همین روز‌ها می‌ندازنت یتیم‌خونه!

401
00:48:01,844 --> 00:48:03,554
‫خل و چله.

402
00:48:08,627 --> 00:48:12,260
‫- مامان جون!
‫- می‌بینم که اسم اسب‌ها رو هم خوب بلدی!

403
00:48:12,265 --> 00:48:15,226
‫- چندتایی بلدم.
‫- آفرین!

404
00:48:26,694 --> 00:48:30,336
<i>‫انگار دریا داشت ما رو تاب می‌داد.</i>

405
00:48:30,341 --> 00:48:35,440
<i>‫همینجور که ما بین ستون‌ها می‌لغزیدیم
‫و به چراغ‌ها و اثاثیۀ کشتی تنه می‌زدیم،</i>

406
00:48:35,445 --> 00:48:40,412
<i>‫فهمیدم که این کار ما در واقع،
‫پابه‌پا رقصیدن با اقیانوسه.</i>

407
00:48:40,417 --> 00:48:48,344
<i>‫ما و اون، رقاص‌هایی مجنون که روی کفپوش طلاییِ شب،
‫وسط والسی گوشنواز به هم گره می‌خوردیم.</i>

408
00:48:48,349 --> 00:48:50,424
<i>‫ایول!</i>

409
00:49:47,883 --> 00:49:49,759
‫شب بخیر ناخدا.

410
00:49:51,229 --> 00:49:54,045
‫- سوار نمی‌شین؟
‫- هزار و نهصد!

411
00:49:54,050 --> 00:49:56,267
‫باید می‌دونستم کار توئه.

412
00:49:56,272 --> 00:50:01,449
‫کی به جز تو توی این کشتی می‌تونه
‫همچین کار احمقانه‌ای بکنه، هزار و نهصد؟

413
00:50:01,454 --> 00:50:04,634
‫داشتم همینجوری یه چیزی رو امتحان می‌کردم، آقا.

414
00:50:04,639 --> 00:50:08,969
‫مطمئن باشین وقتی به نتیجه برسم،
‫دیگه همچین اتفاقاتی نمی‌بینید.

415
00:50:08,974 --> 00:50:14,879
‫نظر منو بخوای، مشکل از گیرۀ پایه‌هاست.
‫اگه درستش کنین دیگه حله!

416
00:50:21,318 --> 00:50:26,667
‫- یه بار دیگه بگو پنجرۀ بی‌صاحابش چقدر بود.
‫- پنجرۀ بی‌صاحاب انگار دروازه بود!

417
00:50:27,094 --> 00:50:31,922
‫می‌دونی، مجبوریم تا ابد توی این کشتی،
‫زغال بیل بزنیم!

418
00:50:31,927 --> 00:50:33,771
‫نه بابا!

419
00:50:49,890 --> 00:50:53,397
‫حداقل چشم‌اندازِ کاری آدم از همین الان مشخصه!

420
00:50:57,356 --> 00:51:00,001
‫- میگم ترومپتزن...
‫- چیه؟

421
00:51:00,635 --> 00:51:04,751
‫- اهل نیواورلینزی، مگه نه؟
‫- از کجا فهمیدی؟

422
00:51:05,373 --> 00:51:10,602
‫- عاشق اون شهرم.
‫- جدی؟ خیلی وقته که اونجا نرفتم.

423
00:51:11,647 --> 00:51:14,771
‫وسط زمستون خیلی قشنگه.

424
00:51:16,610 --> 00:51:18,694
‫اوایل بهار هم...

425
00:51:20,543 --> 00:51:23,941
‫بعد از ظهرهاش با دل آدم بازی می‌کنه.

426
00:51:23,946 --> 00:51:26,703
‫وقتی که اصلاً انتظارشو نداری...

427
00:51:26,708 --> 00:51:29,397
‫سر و کلۀ مه پیدا میشه؛

428
00:51:29,402 --> 00:51:36,215
‫مثل یه پردۀ شیری که دقیقاً
‫تا زیر حباب چراغ‌های خیابون آویزون می‌مونه.

429
00:51:36,220 --> 00:51:40,729
‫همه چیزو از دم تیغۀ سفیدش می‌گذرونه.

430
00:51:40,734 --> 00:51:43,273
‫شگفت‌انگیزه!

431
00:51:44,658 --> 00:51:50,194
‫خونه‌ها سقفشون رو از دست میدن،
‫درخت‌ها شاخه‌هاشون رو از دست میدن،

432
00:51:50,199 --> 00:51:56,423
‫کلیسای جامع شهر مناره‌هاش رو از دست میده،
‫آدم‌هایی که پای پیاده‌ن سرشون رو از دست میدن.

433
00:51:56,428 --> 00:52:00,742
‫از گردن به بالا، همه چیز ناپدید میشه.

434
00:52:00,747 --> 00:52:04,475
‫تنها چیزی که توی میدون جکسون به چشم می‌خوره،
‫یه مشت بدن سربریده‌ست...

435
00:52:04,480 --> 00:52:08,262
‫که حیرون و سردرگم به همدیگه می‌خورن و میگن:

436
00:52:08,267 --> 00:52:10,499
‫«ننجون‌اینا چطورن؟»

437
00:52:11,541 --> 00:52:15,856
‫دقیقاً همینه. حیف که زیاد دووم نداره.

438
00:52:15,861 --> 00:52:18,226
‫ولی تو این‌ها رو از کجا می‌دونی؟

439
00:52:23,720 --> 00:52:28,265
‫می‌دونی چیه... از وقتی که سوار کشتی شدم،

440
00:52:29,271 --> 00:52:33,792
‫همه‌ش داستان یه یارویی رو می‌شنیدم که اسمش...

441
00:52:33,797 --> 00:52:36,607
‫اندازۀ راه ابریشمه.

442
00:52:37,021 --> 00:52:42,854
‫اینطور که میگن روی همین کشتی به دنیا اومده
‫و هیچوقت ازش پیاده نشده.

443
00:52:43,318 --> 00:52:48,437
‫از اون داستان‌هاست!
‫مگه میشه ۲۰ سال کسی پاشو روی خشکی نذاره؟

444
00:52:48,442 --> 00:52:49,666
‫۲۷ سال.

445
00:52:49,671 --> 00:52:54,157
‫میگن این یارو آهنگ‌هایی می‌زنه که
‫تا حالا هیچکس نشنیده!

446
00:52:54,162 --> 00:52:56,169
‫منم در مورد این یارو شنیدم.

447
00:52:56,174 --> 00:53:00,482
‫اولش گفتم... تو همون یارویی؛

448
00:53:00,487 --> 00:53:03,568
‫- ولی بعد دیدم جور در نمیاد.
‫- که اینطور...

449
00:53:03,573 --> 00:53:10,303
‫پیش خودم گفتم: «اگه این یارو هزار و نهصده،
‫پس چطوره که اینقدر از نیواورلینز اطلاعات داره؟!»

450
00:53:10,308 --> 00:53:14,505
‫آخه تو که نیواورلینز رفتی دیگه.

451
00:53:14,510 --> 00:53:20,537
‫اگه بگم یه بارم پامو توی اون شهر نذاشتم،
‫حرفمو باور می‌کنی؟

452
00:53:24,174 --> 00:53:28,629
‫حالا هر کی که هستی...
‫من مکس تونی‌ام.

453
00:53:29,551 --> 00:53:31,638
‫از دیدنت خوشحالم.

454
00:53:45,960 --> 00:53:47,928
‫کار به کجا رسید؟

455
00:53:47,933 --> 00:53:54,498
‫بهمون گفتن منفجرش کنیم،
‫نه که صبر کنیم تا ماهی‌ها بخورنش!

456
00:53:54,503 --> 00:53:59,891
‫دیگه چیزی نمونده.
‫آخر کارِ سیم‌کشیه.

457
00:54:01,806 --> 00:54:03,984
‫اینقدر سریع نرین، آروم‌تر.

458
00:54:03,989 --> 00:54:09,113
‫- کجا راه افتادی میری؟ جلوشو بگیرین.
‫- باید دنبال یه کسی بگردم. توی کشتی...

459
00:54:09,118 --> 00:54:12,531
‫- برو پایین.
‫- می‌خوایم منفجرش کنیم. یالا برو پایین.

460
00:54:12,536 --> 00:54:14,925
‫یالا. ببرینش پایین.

461
00:54:15,727 --> 00:54:19,261
‫ولم کنین حرومزاده‌ها. بذارین برم تو کشتی.

462
00:54:22,235 --> 00:54:27,159
‫- میشه یه بار دیگه بگی؟ فکر کنم درست نشنیدم.
‫- هر چقدر دلت بخواد واسه‌ت میگم!

463
00:54:27,164 --> 00:54:32,545
‫این کشتی لامصبو منفجر نمی‌کنین،
‫چون بهترین دوستم سوارشه.

464
00:54:32,550 --> 00:54:36,094
‫- مسئولیت مرگش به گردن همه‌تون می‌افته.
‫- ببرش بیرون.

465
00:54:36,099 --> 00:54:41,525
‫- هر کاری می‌خوای باهاش بکن، ولی از دفترم ببرش بیرون.
‫- این‌ها رو از خودم در نمیارم، دیوونه هم نیستم!

466
00:54:41,530 --> 00:54:47,405
‫وقتی میگم یه کسی سوار کشتی ویرجینینه،
‫یعنی واقعاً یه کسی سوار این کشتی نکبتیه.

467
00:54:47,410 --> 00:54:50,216
‫هر چی تو کشتی بود رو خالی کردیم.

468
00:54:50,221 --> 00:54:54,171
‫از دستگیرۀ در هم نگذشتیم.
‫فقط دینامیت توی کشتی هست؛ یه عالمه دینامیت.

469
00:54:54,176 --> 00:55:00,549
‫از کجا اینقدر مطمئنی که کسی سوار کشتیه؟
‫اگه مدرکی داری نشون بده، چون منم که باید دستور انفجار رو بدم.

470
00:55:00,554 --> 00:55:02,912
‫مطمئنم که تو کشتیه.

471
00:55:03,167 --> 00:55:07,074
‫بهترین سال‌های زندگیمو توی کشتی ویرجینین گذروندم.

472
00:55:10,867 --> 00:55:14,797
‫توی قسمت درجه سه، یه پیانوی ایستاده پیدا نکردین؟

473
00:55:16,816 --> 00:55:21,694
‫کشتی ویرجینین تنها کشتی دنیاست که
‫توی قسمت درجه سه هم پیانو داره.

474
00:55:21,699 --> 00:55:25,762
‫بگو دیگه. بود یا نبود؟
‫یه پیانوی ایستاده توی قسمت درجه سه.

475
00:55:25,767 --> 00:55:29,896
‫خب آره، یه پیانو اونجا بود.
‫ولی بیشتر خوابیده بود تا ایستاده.

476
00:55:29,901 --> 00:55:31,536
‫اصلاً بگو کله‌ملق!

477
00:55:31,541 --> 00:55:35,201
‫آخه چه ربطی به این خدابیامرزی که توی کشتیه داره؟!

478
00:55:35,206 --> 00:55:38,937
‫توی بیمارستان همۀ کشتی‌ها،
‫هزارتا از این خدابیامرزها پیدا میشه!

479
00:55:38,942 --> 00:55:41,815
‫گورتو گم کن، وگرنه زنگ می‌زنم به پلیس.

480
00:55:41,820 --> 00:55:43,705
‫دستتو بکش!

481
00:55:45,440 --> 00:55:50,907
‫وسط این هزارتا خدابیامرزی که میگی،
‫بهترین پیانیست جهان داره زندگی می‌کنه!

482
00:55:50,912 --> 00:55:53,688
‫نه بابا! پیانیسته؟!

483
00:55:53,693 --> 00:55:58,143
‫خودت اون همه سال توی کشتی چی کار می‌کردی؟
‫ساز کوک می‌کردی؟

484
00:55:58,148 --> 00:56:01,708
‫- من توی کشتی ویرجینین چی کار می‌کردم؟!
‫- آره.

485
00:56:03,001 --> 00:56:05,317
‫چی کار می‌کردی؟

486
00:56:11,839 --> 00:56:13,405
‫ساز می‌زدم!

487
00:56:14,627 --> 00:56:16,464
‫خانم‌ها و آقایون!

488
00:56:16,469 --> 00:56:18,333
‫ماین دامِن اوند هِغِن!

489
00:56:18,338 --> 00:56:20,199
‫سینیور اِ سینیوری!

490
00:56:20,204 --> 00:56:21,871
‫مادامز موسیو!

491
00:56:21,876 --> 00:56:31,565
‫بنده، بیل داگلاس، به شما مسافرین ویرجینین خوشامد میگم
‫و امیدوارم شب دل‌انگیزی رو با همراهی گروه جَزِ «آتلانتیک» سپری کنین!

492
00:56:39,964 --> 00:56:43,985
‫خواهش می‌کنم هزار و نهصد،
‫به نت‌های معمولی بچسب، باشه؟

493
00:56:56,449 --> 00:56:59,620
<i>‫ما ساز می‌زدیم چون اقیانوس عظیم و ترسناکه.</i>

494
00:56:59,625 --> 00:57:05,486
<i>‫ما ساز می‌زدیم تا مردم گذر زمان رو احساس نکن
‫و فراموش کنن که کی هستن و کجائن.</i>

495
00:57:05,491 --> 00:57:08,001
<i>‫ما ساز می‌زدیم تا برقصونیمشون؛</i>

496
00:57:08,006 --> 00:57:12,775
<i>‫چون وقتی آدم می‌رقصه،
‫دست دنیا ازش کوتاهه و احساس می‌کنه خداست!</i>

497
00:57:12,780 --> 00:57:18,426
<i>‫ما رگتایم می‌زدیم، چون وقتی کسی نگاه نمی‌کنه،
‫خدا با این سبک موسیقی می‌رقصه.</i>

498
00:57:18,431 --> 00:57:21,210
<i>‫البته با فرض این که خدا سیاهه.</i>

499
00:57:25,492 --> 00:57:27,480
‫رسیدیم ته خط، بچه‌ها!

500
00:57:27,941 --> 00:57:29,851
‫ای خدا...

501
00:57:29,856 --> 00:57:34,263
‫حتماً یه گناه بزرگی ازم سر زده.
‫دلیل عذابم همینه خدا؟!

502
00:57:49,875 --> 00:57:52,607
‫ایول! جیغشو در بیار!

503
00:57:52,612 --> 00:57:54,389
‫عالی!

504
00:58:21,546 --> 00:58:27,679
<i>‫ولی توی قسمت درجه سه بود که هزار و نهصد،
‫آهنگ‌هایی که واقعاً از خودش بود رو می‌زد.</i>

505
00:58:27,684 --> 00:58:33,810
<i>‫بعد از ظهرها یا آخر شب‌ها، وقتی که مجبور نبود
‫نت‌های معمولی رو بزنه به اونجا می‌رفت...</i>

506
00:58:33,815 --> 00:58:38,610
<i>‫و نت‌های موسیقیش هر چیزی بود به جز معمولی.</i>

507
01:00:04,196 --> 01:00:07,015
‫وقتی پیانو می‌زنی به چی فکر می‌کنی؟

508
01:00:07,020 --> 01:00:10,825
‫وقتی کلیدها رو می‌زنی، ذهنت به کجاها میره؟

509
01:00:11,456 --> 01:00:14,687
‫دیشب توی یه کشور زیبا بودم.

510
01:00:15,562 --> 01:00:19,141
‫موی زن‌ها معطر بود و همه چیز برق می‌زد.

511
01:00:19,146 --> 01:00:21,640
‫اونجا پر از ببر بود.

512
01:00:21,645 --> 01:00:26,194
<i>‫اون سفر می‌کرد و
‫هر بار سر از جای تازه‌ای در می‌اورد:</i>

513
01:00:26,199 --> 01:00:30,235
<i>‫می‌رفت توی قلب لندن.
‫توی قطاری وسط دشت و دمن.</i>

514
01:00:30,240 --> 01:00:32,972
<i>‫لبۀ یه آتشفشان غول‌پیکر.</i>

515
01:00:32,977 --> 01:00:35,856
<i>‫توی بزرگترین کلیسای دنیا،</i>

516
01:00:35,861 --> 01:00:40,682
<i>‫ستون‌ها رو می‌شمرد و
‫به شمایل مسیح مصلوب زل می‌زد.</i>

517
01:00:40,687 --> 01:00:42,843
<i>‫به هیچ جا بند نبود.</i>

518
01:00:43,212 --> 01:00:46,955
‫داداش، یه تارانتلای قشنگ واسه‌مون بزن.
‫(به گویش ناپلی)

519
01:00:46,960 --> 01:00:51,836
‫باشه داداش! بگو بینَم این تارانتلا که میگی چجوریه؟
‫(به گویش ناپلی)

520
01:01:11,868 --> 01:01:16,305
<i>‫کس‌هایی که از کشتی پیاده می‌شدن،
‫دربارۀ یه موسیقی متفاوت حرف می‌زدن...</i>

521
01:01:16,310 --> 01:01:22,181
<i>‫و از پیانیستی می‌گفتن که از بس تند می‌زد،
‫انگار چهارتا دست داشت.</i>

522
01:01:30,332 --> 01:01:34,142
<i>‫داستان‌های عجیبی بین مردم می‌چرخید؛
‫که بعضی‌هاشون حقیقت داشت.</i>

523
01:01:34,147 --> 01:01:39,854
<i>‫مثلاً داستان سناتوری آمریکایی به اسم ویلسون
‫که همیشه توی قسمت درجه سه سفر می‌کرد؛</i>

524
01:01:39,859 --> 01:01:47,171
<i>‫فقط محض خاطر این که بتونه موسیقی
‫دنی بودمن تی. دی. لمون هزار و نهصد رو بشنوه.</i>

525
01:01:57,711 --> 01:01:59,572
‫آمریکا!

526
01:02:20,112 --> 01:02:23,312
‫چرا دست نگه داشتی؟
‫لطفاً ادامه بده.

527
01:02:24,490 --> 01:02:26,704
‫شرمنده سناتور.

528
01:02:26,957 --> 01:02:31,068
‫- به لنگرگاه رسیدیم. من فقط وسط دریا می‌زنم.
‫- چه حرف بی‌منطقی!

529
01:02:31,073 --> 01:02:36,262
‫- لنگرگاه واسه من خشکیه. من روی خشکی پیانو نمی‌زنم.
‫- یعنی تا حالا اصلاً تور نذاشتی؟

530
01:02:36,267 --> 01:02:38,228
‫یعنی چی تور؟

531
01:02:40,405 --> 01:02:45,371
‫سفرهایی به دورتادور دنیا که هنرمندها درونش
‫توانایی‌هاشون رو به نمایش می‌گذارن.

532
01:02:45,376 --> 01:02:48,366
‫اگه اینجوریه پس من کل زندگیم همین کارو کردم؛

533
01:02:48,371 --> 01:02:52,280
‫به روش دلخواهم.
‫ببخشید باید برم.

534
01:02:54,562 --> 01:02:57,214
‫موافقید با هم مصاحبه کنیم؟

535
01:03:00,210 --> 01:03:03,051
‫مص‍... چی کار کنیم؟

536
01:03:03,393 --> 01:03:05,383
‫مصاحبه.

537
01:03:05,598 --> 01:03:06,692
‫یعنی چی؟

538
01:03:08,171 --> 01:03:15,158
‫سناتور می‌پرسد: «وقتی به شهر تولدت برمی‌گردی،
‫از چه کاری بیشتر از همه لذت می‌بری؟»

539
01:03:15,163 --> 01:03:22,526
‫هزار و نهصد پاسخ می‌دهد: «کاری که بیشتر از همه
‫در پاریس برایم لذتبخش است، اینست که دم غروب زیر برج ایفل...

540
01:03:22,531 --> 01:03:33,320
‫در انتظار کسانی که خود را به پایین می‌اندازند بایستم و
‫بر اساس فریادی که قبل از آبگوشت شدن می‌زنند، ملیتشان را حدس بزنم.»

541
01:03:35,532 --> 01:03:36,987
‫ننداز!

542
01:03:41,733 --> 01:03:46,596
‫چرا پیاده نمیشی؟
‫فقط واسه یه بار، یه دفعه!

543
01:03:47,540 --> 01:03:50,200
‫تا با چشم‌های خودت...

544
01:03:50,205 --> 01:03:52,446
‫دنیا رو ببینی.

545
01:03:54,332 --> 01:03:58,425
‫تا حالا بهش فکر کردی؟
‫چون هر کاری دلت بخواد می‌تونی بکنی.

546
01:03:58,430 --> 01:04:01,081
‫مردم عاشقت میشن.

547
01:04:02,450 --> 01:04:05,681
‫می‌تونی یه عالمه پول در بیاری،

548
01:04:05,686 --> 01:04:08,471
‫بهترین خونه رو بخری،

549
01:04:08,476 --> 01:04:11,004
‫ازدواج کنی.

550
01:04:11,564 --> 01:04:13,783
‫چرا نمیری؟

551
01:04:19,893 --> 01:04:25,674
‫مثل روز روشنه که نمیشه تا آخر عمرت اینجوری
‫مثل بومرنگ، این مسیر آبی رو بری و برگردی.

552
01:04:25,679 --> 01:04:28,298
‫دنیا روی خشکیه.

553
01:04:28,303 --> 01:04:33,396
‫چیزی به جز یه پلکان بینتون نیست.
‫پلکان هم که می‌دونی چیه؛

554
01:04:33,401 --> 01:04:35,715
‫یه مشت پلۀ مسخره‌ست.

555
01:04:35,720 --> 01:04:39,954
‫دنیا پایین اون پله‌ها منتظرته!

556
01:04:40,167 --> 01:04:42,651
‫چرا این کارو نمی‌کنی؟

557
01:04:43,275 --> 01:04:44,880
‫فقط یه بار.

558
01:04:45,240 --> 01:04:48,819
‫چرا نمیری پیاده شی؟

559
01:04:54,082 --> 01:04:58,271
‫چرا؟ چرا؟ چرا؟
‫چرا؟ چرا؟ چرا؟ چرا؟

560
01:04:58,276 --> 01:05:00,361
‫چرا؟ چرا؟ چرا؟

561
01:05:04,233 --> 01:05:07,288
‫به نظرم آدم‌های روی خشکی...

562
01:05:07,483 --> 01:05:10,966
‫خیلی وقتشونو سرِ این چراها تلف می‌کنن.

563
01:05:12,835 --> 01:05:18,677
‫زمستون که میاد، دلشون لک می‌زنه برا تابستون.
‫تابستون که میاد، دلهره دارن که چیزی نمونده به زمستون.

564
01:05:18,682 --> 01:05:24,857
‫واسه همینه که آدم هیچوقت از سفر خسته نمیشه؛
‫از جستجوی یه جای خیلی دور که همیشه تابستونه...

565
01:05:25,129 --> 01:05:27,339
‫دست نمی‌کشه.

566
01:05:30,387 --> 01:05:34,395
‫به نظر من اما اعتباری بهش نیست.

567
01:05:45,456 --> 01:05:48,933
‫وایسین! دست نگه دارین!

568
01:05:48,938 --> 01:05:53,072
‫- بگو که چاشنی‌ها رو از کار بندازن.
‫- از جا درشون بیارین بچه‌ها!

569
01:06:34,068 --> 01:06:41,394
‫اگه جای تو بودم، خدا خدا می‌کردم که یه کسی تویِ
‫سوراخ‌سنبه‌های این عتیقه پیدا بشه؛ حتی شده یه مادرمردۀ پیانوندیده!

570
01:06:41,399 --> 01:06:44,983
‫انگار داریم توی انبار کاه دنبال سوزن می‌گردیم.

571
01:06:46,747 --> 01:06:49,617
‫پیداش کردم آقا.

572
01:06:50,774 --> 01:06:53,555
‫اینجا اتاقشه.

573
01:07:33,237 --> 01:07:35,641
‫[«خانواده!»]

574
01:07:35,646 --> 01:07:37,969
‫[ناخدا اسمیت - من! - بابا]

575
01:07:37,974 --> 01:07:40,766
‫(زیگموند فروید)

576
01:07:40,771 --> 01:07:43,213
‫(آرتور توسکانینی و توماس مان)

577
01:07:43,218 --> 01:07:45,621
‫(آلبرت انیشتین)

578
01:09:18,602 --> 01:09:21,514
‫ببخشید که جسارت کردم.

579
01:09:21,519 --> 01:09:24,090
‫موسیقی‌ای که می‌زدی خیلی قوی بود.

580
01:09:29,623 --> 01:09:31,351
‫اهل شمال ایتالیایی.

581
01:09:31,356 --> 01:09:32,556
‫مطمئنم!

582
01:09:32,561 --> 01:09:36,338
‫براوو! دقیق‌تر بگیم، منطقۀ فریولی.

583
01:09:36,343 --> 01:09:38,630
‫لطفاً ادامه بده، بزن...

584
01:09:46,920 --> 01:09:48,850
‫می‌کِشی؟

585
01:09:53,045 --> 01:09:55,959
‫انگار از سفر به آمریکا خوشحال نیستی.

586
01:09:55,964 --> 01:09:58,047
‫مشکل از آمریکا نیست.

587
01:10:04,655 --> 01:10:07,432
‫به چیزهایی که از سر گذروندم مربوطه.

588
01:10:07,437 --> 01:10:11,999
‫تا چند سال پیش،
‫تنها جایی که بلد بودم، مزرعه‌م بود.

589
01:10:12,004 --> 01:10:16,685
‫دنیا برای من توی همون یه تیکه زمین خلاصه می‌شد.

590
01:10:16,690 --> 01:10:20,253
‫تا اون موقع به خیابونِ هیچ شهری پا نذاشته بودم.

591
01:10:21,312 --> 01:10:24,294
‫احتمالاً حرف‌هامو درک نمی‌کنی.

592
01:10:24,747 --> 01:10:27,666
‫کاملاً درک می‌کنم.

593
01:10:29,447 --> 01:10:33,248
‫یه کسی رو می‌شناسم که تجربۀ خیلی خیلی مشابهی داشته.

594
01:10:33,253 --> 01:10:36,488
‫مزرعۀ اونم یه روز گرفتار خشکسالی شد؟

595
01:10:36,493 --> 01:10:40,126
‫همسر اونم با یه کشیش فرار کرد و رفت؟

596
01:10:42,118 --> 01:10:45,184
‫تب و لرز جونِ...

597
01:10:45,189 --> 01:10:47,873
‫پنج‌تا بچه‌های اونم گرفت؟

598
01:10:48,005 --> 01:10:51,096
‫نه، ولی اونم آخرش تنها شد.

599
01:10:52,518 --> 01:10:55,762
‫پس اون از من خوش‌شانس‌تره.

600
01:10:55,767 --> 01:11:00,981
‫هنوز یه دختر واسه‌م مونده؛ ته‌تغاریم.
‫تب و لرز حریفش نشد.

601
01:11:00,986 --> 01:11:07,145
‫فقط به خاطر اون بود که یه روز
‫تصمیم گرفتم با بخت سیاهم بجنگم...

602
01:11:07,150 --> 01:11:10,268
‫و کوله بارمو برای رفتن ببندم.

603
01:11:11,778 --> 01:11:14,501
‫یه روز حین سفرم،

604
01:11:14,506 --> 01:11:19,785
‫همینطور که داشتم از یکی از دهکده‌هایی
‫که تا به حال ندیده بودم می‌گذشتم،

605
01:11:19,790 --> 01:11:22,449
‫به یه تپه رسیدم...

606
01:11:22,454 --> 01:11:28,558
‫و بعدش چشم‌هام به زیباترین
‫چیزی که به عمرم دیده بودم، افتاد.

607
01:11:28,723 --> 01:11:30,265
‫دریا!

608
01:11:30,408 --> 01:11:32,084
‫دریا؟

609
01:11:32,397 --> 01:11:34,713
‫تا حالا ندیده بودمش.

610
01:11:35,221 --> 01:11:37,106
‫انگار...

611
01:11:37,111 --> 01:11:39,286
‫صاعقه بهم خورده بود؛

612
01:11:39,291 --> 01:11:42,283
‫چون صداش رو شنیدم.

613
01:11:42,959 --> 01:11:45,587
‫- صدای دریا؟
‫- آره.

614
01:11:45,592 --> 01:11:48,283
‫صدای دریا.

615
01:11:49,203 --> 01:11:51,798
‫من تا حالا صداشو نشنیدم.

616
01:11:52,178 --> 01:11:55,415
‫صدای دریا مثل یه فریاده،

617
01:11:55,420 --> 01:11:58,328
‫یه فریاد بلند و کشیده...

618
01:11:58,333 --> 01:12:02,864
‫که به هوا می‌ره و می‌ره.
‫و فریادی که به گوش می‌رسه اینه:

619
01:12:02,869 --> 01:12:06,742
‫«تووو!

620
01:12:07,179 --> 01:12:10,453
‫که سرت پر از کاهه،

621
01:12:10,869 --> 01:12:13,201
‫زندگی بی‌حد و حصره!

622
01:12:13,206 --> 01:12:16,197
‫توی کله‌ت فرو میره؟

623
01:12:16,518 --> 01:12:18,742
‫بی‌حد و حصره.»

624
01:12:18,747 --> 01:12:24,202
‫اصلاً اینطوری بهش فکر نکرده بودم.
‫یه انقلابی توی ذهنم به پا شده بود.

625
01:12:24,512 --> 01:12:28,790
‫اینجوری بود که یهو تصمیم گرفتم
‫زندگیم رو عوض کنم؛

626
01:12:30,616 --> 01:12:33,385
‫که از اول شروع کنم.

627
01:12:34,947 --> 01:12:38,712
‫«زندگیت رو عوض کن. از اول شروع کن.»

628
01:12:38,945 --> 01:12:41,597
‫اینو حتماً به دوستت بگو.

629
01:12:42,219 --> 01:12:44,784
‫هزار و نهصد!

630
01:12:45,714 --> 01:12:49,543
‫هـزار و نـهـصـد!

631
01:12:50,736 --> 01:12:54,469
‫مکس تونی‌ام، دوستت!

632
01:12:54,474 --> 01:12:58,948
‫بیا بیرون هزار و نهصد.
‫من هم دوستتم!

633
01:12:58,953 --> 01:13:04,483
‫با این که همدیگه رو ندیدیم!
‫خیالت راحت باشه، از پلیس خبری نیست.

634
01:13:21,207 --> 01:13:24,492
‫یه چیزی در مورد پیانو گفتی. دقیقاً کجا بود؟

635
01:13:24,497 --> 01:13:26,989
‫اونجا پیداش کردیم.

636
01:13:31,490 --> 01:13:34,675
‫هزار و نهصد!

637
01:13:36,192 --> 01:13:39,957
‫هزار و نهصد!

638
01:13:52,371 --> 01:13:54,582
‫خانم‌ها و آقایون!

639
01:13:54,838 --> 01:13:57,153
‫ماین دامِن اوند هِغِن!

640
01:13:57,158 --> 01:13:59,405
‫سینیور اِ سینیوری!

641
01:13:59,410 --> 01:14:02,010
‫مادامز موسیو!

642
01:14:02,015 --> 01:14:09,672
‫بنده، رهبر ارکستر، بیل داگلاس،
‫به شما مسافرین ویرجینین خوشامد میگم...

643
01:14:09,677 --> 01:14:17,320
‫و امیدوارم شب دل‌انگیزی رو
‫با همراهی گروه جَزِ «آتلانتیک» سپری کنین!

644
01:14:17,325 --> 01:14:21,659
‫نوازندۀ ویولون، بندۀ حقیر، بیل داگلاس!

645
01:14:22,281 --> 01:14:26,459
‫نوازندۀ توبا و بِیس، فردی لویاکانو!

646
01:14:27,186 --> 01:14:30,285
‫نوازندۀ ترومپت، مکس تونی!

647
01:14:31,635 --> 01:14:36,319
‫نوازندۀ ترومبون، جیم‌جیم گالوپِ خوش‌نفس!

648
01:14:36,324 --> 01:14:39,801
‫نوازندۀ درامز، سم اسکالیزی!

649
01:14:41,143 --> 01:14:46,213
‫نوازندۀ ساکسیفون، سم واشینگتونِ چُرتی!

650
01:14:46,646 --> 01:14:50,000
‫نوازندۀ بانجو، اسکار دلاگِرا!

651
01:14:50,005 --> 01:14:57,193
‫و در نهایت نوازندۀ پیانو،
‫دنی بودمن تی. دی. لمون هزار و نهصد!

652
01:14:57,198 --> 01:15:00,376
‫بزرگترین پیانیست دنیا!

653
01:15:15,441 --> 01:15:20,038
‫- دیگه تکرار نمی‌کنم هزار و نهصد، بچسب به...
‫- بچسبم به نت‌های معمولی.

654
01:15:20,043 --> 01:15:22,364
‫برین سر جاتون، سریع سریع.

655
01:15:57,047 --> 01:15:59,289
‫رسیدیم ته خط!

656
01:16:06,154 --> 01:16:10,852
‫دیگه اون روی سگمو بالا اوردی،
‫مرتیکۀ فلان‌فلان‌شده!

657
01:16:11,892 --> 01:16:15,965
‫یه روزی از همین روزها،
‫مردم دیگه از مسخره‌بازی‌هات خوششون نمیاد.

658
01:16:15,970 --> 01:16:21,700
‫به خدا قسم وقتی اون روز برسه،
‫با دست‌های خودم از توی کشتی پرتت می‌کنم بیرون!

659
01:16:45,133 --> 01:16:47,762
‫از کجا میاریش؟

660
01:16:47,767 --> 01:16:50,184
‫- چی رو؟
‫- موسیقی رو.

661
01:16:50,189 --> 01:16:53,916
‫نمی‌دونم. مثلاً اون زنه‌ای که اونجا نشسته رو ببین.

662
01:16:58,372 --> 01:17:02,778
‫قیافه‌ش به کسی می‌خوره که همین تازگی‌ها
‫شوهرشو با کمک معشوق جوونش کشته.

663
01:17:02,783 --> 01:17:05,871
‫حالا هم داره با جواهرات خانوادگی فرار می‌کنه.

664
01:17:05,876 --> 01:17:11,447
‫- بهش می‌خوره که این آهنگش باشه؟
‫- راست میگی، قالب خودشه!

665
01:17:13,428 --> 01:17:16,492
‫اون یارویی که اونجاست رو می‌بینی؟

666
01:17:16,497 --> 01:17:22,985
‫هیچ چیزیو نمی‌تونه فراموش کنه.
‫سرش داره از حجم خاطرات می‌ترکه، کاری هم از دستش بر نمیاد.

667
01:17:25,469 --> 01:17:27,390
‫به آهنگش گوش کن.

668
01:17:40,602 --> 01:17:43,135
‫اون یکی رو نگاه کن.

669
01:17:43,270 --> 01:17:47,166
‫شبیه‌ روسپی‌ایه که توی فکر راهبه شدنه.

670
01:17:50,758 --> 01:17:52,595
‫فوق‌العاده‌ست!

671
01:18:00,467 --> 01:18:02,599
‫این یکی رو نگاه کن.

672
01:18:02,836 --> 01:18:05,281
‫راه رفتنشو می‌بینی؟

673
01:18:14,960 --> 01:18:18,510
‫به نظر من کت‌وشلوار کس دیگه‌ای رو پوشیده.

674
01:18:18,762 --> 01:18:22,924
‫چون اینجور که پیداست داره به تنش زار می‌زنه.

675
01:18:27,078 --> 01:18:31,628
‫به نظر من یه مسافر قاچاقیه که
‫یواشکی اومده قسمت درجه یک و...

676
01:18:31,633 --> 01:18:36,944
‫دنبال یه کم ماجراجوییه.
‫آمریکا توی چشم‌های این یکی نقش بسته.

677
01:18:36,949 --> 01:18:41,708
‫اول از همه می‌بینتش.
‫همین الانم فریاد آمریکاش توی گوشمه.

678
01:18:42,388 --> 01:18:45,673
<i>‫هزار و نهصد خوب بلد بود بخونه!</i>

679
01:18:46,137 --> 01:18:49,177
<i>‫خوندن کتاب رو نمیگم.
‫اونو هر کسی بلده.</i>

680
01:18:49,182 --> 01:18:53,715
<i>‫هزار و نهصد می‌دونست چجوری آدم‌ها رو بخونه؛
‫نشونه‌هایی که آدم‌ها با خودشون دارن رو:</i>

681
01:18:53,720 --> 01:18:56,559
<i>‫خونه‌شون، صداشون، عطرشون،</i>

682
01:18:56,564 --> 01:19:00,483
<i>‫سرزمینشون، داستانشون،
‫هر چیزی که روشون نوشته شده.</i>

683
01:19:00,488 --> 01:19:07,417
<i>‫می‌خوند و با نهایت دقت، تک‌تکشون رو داخلِ
‫نقشۀ عظیمی که داشت توی سرش می‌کشید،</i>

684
01:19:07,422 --> 01:19:11,261
<i>‫فهرست‌بندی و سیاهه‌برداری و رده‌بندی می‌کرد.</i>

685
01:19:11,266 --> 01:19:18,421
<i>‫شاید هزار و نهصد هیچوقت دنیا رو ندیده باشه،
‫ولی تقریباً ۳۰ سال دنیا از روی اون کشتی گذر کرده بود...</i>

686
01:19:18,426 --> 01:19:23,499
<i>‫و تقریباً ۳۰ سال روی اون کشتی،
‫هزار و نهصد چشم به گذر دنیا دوخته بود...</i>

687
01:19:23,504 --> 01:19:27,331
<i>‫و روح دنیا رو به درون خودش دمیده بود.</i>

688
01:19:33,556 --> 01:19:36,339
‫آمریکا!

689
01:19:49,752 --> 01:19:53,244
‫- این دفعه رو می‌خوام دلی از عزا در بیارم.
‫- به امید خدا!

690
01:19:53,249 --> 01:19:56,919
‫مکس می‌خواد دلی از عزا در بیاره!

691
01:20:55,433 --> 01:20:59,208
‫سینگلتون لی کِلِر.

692
01:21:15,038 --> 01:21:16,092
<i>‫الو؟</i>

693
01:21:16,097 --> 01:21:17,801
‫سلام. آم...

694
01:21:17,806 --> 01:21:22,371
‫شما منو نمی‌شناسین،
‫ولی می‌خواستم بدونم اگه میشه با هم گپی بزنیم.

695
01:21:22,376 --> 01:21:24,528
<i>‫- گپ بزنیم؟</i>
‫- آره.

696
01:21:24,533 --> 01:21:25,881
<i>‫در مورد چی؟</i>

697
01:21:25,886 --> 01:21:31,104
‫در مورد هر چیزی. آب‌وهوا...
‫فرقی نداره. موضوعش با خودت.

698
01:21:31,109 --> 01:21:34,284
<i>‫زنگ زدی مزاحم شی؟</i>

699
01:21:43,014 --> 01:21:44,429
<i>‫الو. بله؟</i>

700
01:21:44,434 --> 01:21:49,083
‫- سلام. شما تلفنچی مسابقۀ اسب‌سواری‌اید؟
<i>‫- آره. چیزی نمونده شروع بشه. می‌خوای شرط ببندی؟</i>

701
01:21:49,088 --> 01:21:53,305
‫- میشه بگی مامان توی مسابقه‌ست یا نه؟
<i>‫- مامانت نیست، خواهرته.</i>

702
01:21:53,310 --> 01:21:58,658
‫- به نظرم سوءتفاهم پیش اومده.
<i>‫- سوءتفاهمت رو بردار و بچپون تو کونت.</i>

703
01:21:58,663 --> 01:22:04,727
‫- آقای محترم، می‌دونم تلفن بهترین راه ارتباطی نیست...
<i>‫- همینجوری رو اعصابم راه بری، میام اونجا دهنتو سرویس می‌کنم.</i>

704
01:22:04,732 --> 01:22:07,108
<i>‫فکر کردی نمی‌شناسمت؟!</i>

705
01:22:09,494 --> 01:22:12,107
‫یا خدا، به همین زودی رسید.

706
01:22:15,240 --> 01:22:16,243
‫هی!

707
01:22:20,598 --> 01:22:24,209
‫تو همونی هستی که اسم دهن‌پرکنی داره؟

708
01:22:38,228 --> 01:22:39,705
‫یالا!

709
01:22:39,924 --> 01:22:41,905
‫گندش بزنه!

710
01:22:42,478 --> 01:22:45,800
‫وایسا! فقط می‌خوایم باهات حرف بزنیم!

711
01:22:51,010 --> 01:22:54,136
‫یا خدا! از کجا سر در اوردیم؟

712
01:22:54,141 --> 01:22:57,369
‫وایسا دیگه مرتیکۀ حرومزاده!

713
01:23:00,099 --> 01:23:03,454
‫وایسا دیگه! باهات کاری نداریم!

714
01:23:03,459 --> 01:23:07,097
‫ما هم مثل خودت نوازنده‌ایم! جَز می‌زنیم!

715
01:23:27,892 --> 01:23:33,286
‫- کاش نصیب ما هم بشه!
‫- خدا از دهنت بشنوه برادر! خدا از دهنت بشنوه!

716
01:23:52,749 --> 01:23:57,397
‫تو همونی هستی که
‫ده جور آهنگ جَز رو توی یه آهنگ می‌زنه؟

717
01:23:57,402 --> 01:24:01,039
‫راستشو بخوای تا حالا نشمردم.
‫من یه پیانیست بی‌آزارم!

718
01:24:01,044 --> 01:24:04,492
‫- خودشه.
‫- خب، بهتره شروع کنی به شمردن رفیق،

719
01:24:04,497 --> 01:24:08,914
‫- چون ما رو مخترع جَز اینجا فرستاده.
‫- جدی؟!

720
01:24:08,919 --> 01:24:14,037
‫- باهام چی کار داره؟
‫- به یه دوئل پیانویی دعوتت کرده!

721
01:24:14,701 --> 01:24:16,736
‫دوئل پیانویی؟!

722
01:24:16,741 --> 01:24:19,587
‫دوئل پیانویی دیگه چه صیغه‌ایه؟

723
01:24:19,592 --> 01:24:23,322
‫همون دوئله، ولی به جای تیراندازی، پیانو می‌زنن.

724
01:24:23,327 --> 01:24:27,804
‫مخصوص نوازنده‌هاست.
‫کسی نمی‌میره، فقط با هم دشمنی دارن.

725
01:24:27,809 --> 01:24:31,967
‫دشمنیِ واقعی. از ته دل!
‫یه ترجیع‌بندهایی می‌زنن که تا حالا نشنیدی!

726
01:24:31,972 --> 01:24:37,490
‫بعضی وقت‌ها دوئلشون تا صبح طول می‌کشه.
‫آخر سر، یکیشون برنده میشه.

727
01:24:37,495 --> 01:24:42,981
‫هــزار و نــهــصــد!

728
01:24:55,133 --> 01:24:59,720
‫اگه جای تو بودم،
‫شک می‌کردم که هنوزم اینجاست.

729
01:25:00,480 --> 01:25:03,741
‫می‌شناسمش. می‌دونم جای دیگه‌ای نمیره.

730
01:25:03,746 --> 01:25:05,636
‫مطمئنم.

731
01:25:05,641 --> 01:25:10,220
‫رفته. آخه چرا باید بدون پیانو اینجا بمونه؟
‫تا حالا بهش فکر کردی؟

732
01:25:10,225 --> 01:25:17,301
‫تازه با این جنگی که در گرفته، خدا می‌دونه چی به سرش اومده.
‫شاید رختشو از این دنیای سیاه بسته.

733
01:25:17,538 --> 01:25:23,115
‫حساب اون با آدم‌های دیگه فرق داره.
‫همچین سرنوشتی بهش نمی‌خوره.

734
01:25:23,120 --> 01:25:29,872
‫هر چی می‌خوای بگو، ولی من نمی‌تونم از مالکین بخوام که
‫لاشۀ کشتی رو به خاطر کسی که وجود خارجی نداره، روی آب نگه دارن.

735
01:25:29,877 --> 01:25:32,710
‫نمی‌تونم دیگه بیشتر از این کارو عقب بندازم.

736
01:25:32,715 --> 01:25:36,065
‫هزار و نهصد! گوش کن.

737
01:25:36,070 --> 01:25:39,056
‫باید باهات حرف بزنم.

738
01:25:41,362 --> 01:25:44,159
‫دوئل چی شد؟ بقیه‌شو بگو.

739
01:25:44,164 --> 01:25:51,211
‫تابستون سال ۱۹۳۱ بود که جلی رول مورتون،
‫از لنگرگاه شهر بوستون سوار ویرجینین شد.

740
01:25:51,216 --> 01:25:57,271
‫سرتاپا سفید پوشیده بود و
‫الماس روی انگشترشم اندازۀ کوفته‌قلقلی بود.

741
01:25:57,276 --> 01:26:01,064
‫حتی روی ساق جورابش الماس‌کاری شده بود!

742
01:26:08,298 --> 01:26:14,783
‫جلی رول، دلیل سفرت به اروپا با این کشتی بخار چیه؟
‫تو که تا حالا پاتو روی جای بزرگتری از رودخونۀ می‌سی‌سی‌پی نذاشتی.

743
01:26:14,788 --> 01:26:17,008
‫اروپا اصلاً برام مهم نیست!

744
01:26:17,013 --> 01:26:22,040
‫تنها دلیل سفرم با این تشتِ آهنی،
‫اینه که می‌خوام با یه مرد محترم ملاقات کنم.

745
01:26:22,045 --> 01:26:25,818
‫میگن سیم‌های پیانو رو آتیشی می‌کنه!

746
01:26:28,320 --> 01:26:32,228
‫شنیدم که یه مشکلی
‫با راه رفتن روی خشکی داره.

747
01:26:33,018 --> 01:26:36,839
‫- داره دربارۀ من حرف می‌زنه؟
‫- مطمئن باش در مورد خودته.

748
01:26:37,262 --> 01:26:45,214
‫یارو بهم گفت: «میگم جلی!
‫یه کسی هست که بهتر از تو پیانو می‌زنه!»

749
01:26:45,655 --> 01:26:54,782
‫پیش خودم گفتم: «خودم جون! چطور ممکنه این یارو که
‫حتی جرئت نداره روی خشکی پا بذاره، از تو بهتر پیانو بزنه؟

750
01:26:54,787 --> 01:27:00,651
‫به خودت بیا جلی جون! تو مخترع جَزی!»

751
01:27:02,113 --> 01:27:06,775
‫گفتم: «برو سروقتِ یارو!
‫تو که پولت می‌رسه بلیت درجه یک اروپا رو بخری!

752
01:27:06,780 --> 01:27:10,538
‫یه اشارت کافیه که مسافر کشتی بشی!»

753
01:27:10,543 --> 01:27:13,088
‫تاریخو ثبت کنین بچه‌ها! ثبتش کنین!

754
01:27:13,093 --> 01:27:16,500
‫راستشو بگو. ترسیدی؟

755
01:27:16,505 --> 01:27:18,503
‫نمی‌دونم.

756
01:27:18,902 --> 01:27:23,711
‫آخه چرا دوئل؟
‫آدم وقتی دوئل می‌کنه، چی میشه؟

757
01:27:30,516 --> 01:27:33,134
<i>‫انگار که اصلاً براش مهم نبود،</i>

758
01:27:33,139 --> 01:27:36,975
<i>‫انگار که نمی‌فهمید چی به چیه.
‫ولی کنجکاو شده بود.</i>

759
01:27:36,980 --> 01:27:40,892
<i>‫می‌خواست ببینه مخترع جَز چطور پیانو می‌زنه.</i>

760
01:27:40,897 --> 01:27:46,361
<i>‫اصلاً شوخی نمی‌کرد.
‫واقعاً باورش شده بود که یارو مخترع جَزه.</i>

761
01:27:46,366 --> 01:27:52,142
<i>‫به نظرم خیال می‌کرد که می‌تونه یه چیز جدید یاد بگیره.
‫کلاً همینجوری بود؛ مثل دنیِ خدابیامرز.</i>

762
01:27:52,147 --> 01:27:55,915
<i>‫اصلاً حس رقابت نداشت.
‫براش مهم نبود که کی برنده میشه.</i>

763
01:27:55,920 --> 01:27:59,966
<i>‫جوانب کار بود که جلبش می‌کرد؛ جوانب کار!</i>

764
01:28:28,730 --> 01:28:31,060
‫یارو سیاه‌سوخته‌ست!

765
01:29:51,360 --> 01:29:55,660
‫فکر کنم سر جای من نشستی.

766
01:30:07,193 --> 01:30:12,006
‫- تو همونی هستی که جَز رو اختراع کرده، درسته؟
‫- اینجور میگن.

767
01:30:12,907 --> 01:30:20,237
‫تو هم همونی هستی که فقط وقتی اقیانوس
‫زیر نشیمنشه، می‌تونه پیانو بزنه، درسته؟

768
01:30:20,242 --> 01:30:22,218
‫خودم اینجور میگم!

769
01:30:31,342 --> 01:30:34,701
‫لطفاً منو ببخشید.
‫(به فرانسوی)

770
01:31:22,602 --> 01:31:27,540
<i>‫جلی رول مورتون پیانو نمی‌زد،
‫نت‌ها رو نوازش می‌کرد.</i>

771
01:31:27,545 --> 01:31:31,765
<i>‫مثل لغزش لباس شب ابریشمینی
‫از بالاتنۀ یه زن به زیر پاهاش بود.</i>

772
01:31:31,770 --> 01:31:35,561
<i>‫دست‌هاش مثل پروانه بودن؛
‫سبک و بی‌وزن.</i>

773
01:31:35,566 --> 01:31:39,560
<i>‫کارشو از نجیب‌خونه‌های معروفِ
‫منطقۀ نیواورلینز شروع کرده بود...</i>

774
01:31:39,565 --> 01:31:43,543
<i>‫و توی همون روسپی‌خونه‌ها بود که
‫یاد گرفت چجوری کلیدهای پیانو رو جادو کنه.</i>

775
01:31:43,548 --> 01:31:46,972
<i>‫آدم‌هایی که اونجا به هم مشغول بودن،
‫آهنگ پرسر و صدا نمی‌خواستن.</i>

776
01:31:46,977 --> 01:31:53,737
<i>‫موسیقی‌ای می‌خواستن که حس و حالشون رو نخوابونه،
‫و پاورچین پاورچین از پشت پرده و زیر تخت‌خواب خودشو به گوش برسونه.</i>

777
01:31:53,742 --> 01:31:56,483
<i>‫جلی همچین آهنگ‌هایی می‌زد...</i>

778
01:31:56,488 --> 01:32:01,313
<i>‫و توی زدن همچین آهنگ‌هایی حقیقتاً بهترین بود.</i>

779
01:33:01,671 --> 01:33:05,020
‫براوو! براوو!

780
01:33:33,453 --> 01:33:35,310
‫نوبت توئه،

781
01:33:35,315 --> 01:33:37,282
‫ملوون!

782
01:33:50,872 --> 01:33:52,568
‫حالشو بگیر!

783
01:34:16,434 --> 01:34:18,869
‫چرا نمی‌زنه، ها؟

784
01:34:28,718 --> 01:34:30,497
‫داره چی کار می‌کنه؟!

785
01:34:35,777 --> 01:34:40,090
‫- «شب خاموش»؟
‫- این همون آهنگِ مخصوص کریسمس نیست؟

786
01:34:40,095 --> 01:34:42,673
‫نمی‌دونه داره مسابقه میده؟

787
01:34:42,678 --> 01:34:45,016
‫آهنگ «شب خاموش» هم جَز حساب میشه؟

788
01:34:45,021 --> 01:34:47,601
‫مگه کریسمس شده؟

789
01:35:11,413 --> 01:35:15,023
‫- برنده شد آقا؟
‫- نه، تازه دارن دستشونو گرم می‌کنن.

790
01:35:18,088 --> 01:35:21,774
‫یالا جلی! نشون بده جَز یعنی چی!

791
01:36:16,207 --> 01:36:20,036
‫- چه مرگته؟
‫- دست خودم نیست.

792
01:36:20,041 --> 01:36:22,314
‫ موسیقی اشکمو در میاره.

793
01:36:22,319 --> 01:36:26,598
‫کل خدمه روت شرط بستن.
‫من دستمزد یه سالمو رو تو گذاشتم.

794
01:36:26,603 --> 01:36:31,032
‫آبغوره گرفتی! مرد باش و
‫یه فکری به حال آهنگ بعدیت کن.

795
01:36:31,037 --> 01:36:34,015
‫- میشه منم شرط ببندم؟
‫- نه!

796
01:36:34,207 --> 01:36:40,732
‫- شرط بستن رو خودت بدشانسی میاره.
‫- می‌خوام رو اون شرط ببندم نه خودم! کارش حرف نداره.

797
01:36:41,295 --> 01:36:47,031
‫- مخت تاب داره. می‌دونستی؟
‫- ولی اینجوری اگه ببازی، پولت برمی‌گرده!

798
01:37:46,132 --> 01:37:49,964
‫دقیقاً همون قطعۀ قبلیه عزیزم!

799
01:37:49,969 --> 01:37:54,569
‫خوبه. ولی اومدن که با هم رقابت کنن!

800
01:37:55,867 --> 01:37:58,438
‫دیگه شورشو در اورده!

801
01:38:01,602 --> 01:38:05,069
‫- نوبرشه!
‫- هووو!

802
01:39:05,692 --> 01:39:08,769
‫- باخت آقا؟
‫- هنوز نه.

803
01:39:09,989 --> 01:39:12,781
‫- آفرین! براوو!
‫- براوو!

804
01:39:20,646 --> 01:39:23,688
‫این یکی رو بچپون تو ماتحتت!

805
01:40:20,078 --> 01:40:21,495
‫مکس.

806
01:40:22,730 --> 01:40:26,607
‫- میشه یه سیگار بدی؟
‫- داری می‌بازی هزار و نهصد!

807
01:40:26,612 --> 01:40:30,256
‫- فقط یه سیگار بده.
‫- تو که سیگاری نیستی!

808
01:40:30,261 --> 01:40:34,975
‫آخه چه مرگته تو؟
‫یه‌دستی هم می‌تونی نسخۀ این یارو رو بپیچی!

809
01:40:34,980 --> 01:40:37,331
‫تکونی بده به خودت!

810
01:40:59,922 --> 01:41:04,439
‫- ببخشید، نشنیدم چی گفتین!
‫- چیزی نگفتم آقا.

811
01:41:04,444 --> 01:41:07,376
‫براوو! براوو!

812
01:41:09,781 --> 01:41:15,020
‫- بهم سیگار میدی یا نه؟
‫- عاقبت هر دوتامون بیل زدن توی کورۀ کشتی میشه، ولی تو به فکرِ سیگ‍...

813
01:41:15,025 --> 01:41:18,079
‫این سیگارِ لامصبو بهم میدی یا نه؟!

814
01:41:49,607 --> 01:41:52,615
‫خودت خواستی، عوضی!

815
01:45:03,297 --> 01:45:05,119
‫تو بکش.

816
01:45:05,124 --> 01:45:06,982
‫من بلد نیستم.

817
01:45:33,352 --> 01:45:37,891
‫- برنده شد آقا؟!
‫- بله، برنده شد.

818
01:45:37,896 --> 01:45:40,826
‫می‌دونستم می‌بره آقا!

819
01:45:40,831 --> 01:45:42,854
‫بــراوو!

820
01:45:45,851 --> 01:45:47,736
‫براوو!

821
01:46:23,697 --> 01:46:28,472
<i>‫جلی رول مورتون باقی سفر رو
‫پشت درهای بستۀ اتاقش گذروند.</i>

822
01:46:28,477 --> 01:46:33,613
<i>‫وقتی به ساوت‌همپتون رسیدیم،
‫از ویرجینین پیاده شد و به آمریکا برگشت.</i>

823
01:46:34,167 --> 01:46:39,251
<i>‫یادمه همینجور که جلی از رویِ سکوی بی‌مسافر
‫پیاده می‌شد، هزار و نهصد نگاهش می‌کرد...</i>

824
01:46:39,256 --> 01:46:41,498
<i>‫و تنها چیزی که گفت این بود:</i>

825
01:46:41,503 --> 01:46:43,612
‫جَز هم به یه ورم!

826
01:46:46,932 --> 01:46:50,615
‫دقیقاً همینو گفت: «جَز هم به یه ورم!»

827
01:46:50,620 --> 01:46:54,699
‫- این داستان عالیه! فوق‌العاده‌ست!
‫- قسمت خوبش رو از دست دادم؟

828
01:46:54,704 --> 01:46:57,099
‫- آره، جای خوبش بود.
‫- ای بابا!

829
01:46:57,104 --> 01:47:01,420
‫- اشکال نداره. رفیقمون بعداً برات تعریف می‌کنه. مگه نه؟
‫- خیالت تخت!

830
01:47:01,425 --> 01:47:02,608
‫ممنون.

831
01:47:02,613 --> 01:47:05,939
‫خیلی خوب داستان تعریف می‌کنه.

832
01:47:05,944 --> 01:47:09,111
‫چیزهایی که گفتم، داستان نیست!

833
01:47:10,735 --> 01:47:14,828
‫می‌دونم، تا دلتون بخواد توی زندگیم خریت کردم.

834
01:47:15,488 --> 01:47:19,602
‫اگه کله‌پام کنی، هیچی از جیب‌هام نمی‌افته.

835
01:47:19,607 --> 01:47:23,418
‫حتی ترومپتی که داشتمو هم فروختم.
‫همه چیزمو دادم!

836
01:47:23,423 --> 01:47:26,862
‫به جز این داستان.
‫هنوز این یکی رو نباختم!

837
01:47:26,867 --> 01:47:30,940
‫اگه الان تصمیم گرفتم تعریفش کنم،
‫فقط به خاطر اینه که می‌خوام هزار و نهصد رو نجات بدم.

838
01:47:30,945 --> 01:47:34,651
‫ولی هیچکی اینجا نیست.
‫هیچکی نیست! فهمیدی؟

839
01:47:34,656 --> 01:47:39,147
‫- چون تعدادمون زیاده، می‌ترسه بیاد بیرون.
‫- متأسفم، ولی باید از این کشتی بری؛

840
01:47:39,152 --> 01:47:41,328
‫وگرنه میگم بازداشتت کنن!

841
01:47:41,640 --> 01:47:44,077
‫برگرد سر کارت. سریع!

842
01:47:44,843 --> 01:47:50,198
‫- یه فرصت دیگه بهم بده.
‫- راهتو بکش رفیق. فردا ظهر کار این کشتی ساخته‌ست!

843
01:48:08,495 --> 01:48:10,621
‫جُم بخوری، می‌زنم!

844
01:48:11,354 --> 01:48:15,572
‫- سر مچتو گرفتم!
‫- پدر جون، آروم باش. منم.

845
01:48:19,703 --> 01:48:23,500
‫- باز تو اومدی!
‫- آره. میشه سر تفنگو بیاری پایین؟

846
01:48:23,505 --> 01:48:28,320
‫سازتو می‌فروشی، بعد بر‌می‌گردی که بدزدیش.
‫از اون کلک‌های قدیمیه!

847
01:48:28,325 --> 01:48:32,115
‫- از همون اول باید می‌فهمیدم که دزدی.
‫- نه، نه. داشتم دنبال این می‌گشتم.

848
01:48:32,120 --> 01:48:37,649
‫- اینو واسه چی می‌خوای؟
‫- مسئلۀ مرگ و زندگیه. یه گرامافون هم می‌خوام.

849
01:48:37,654 --> 01:48:41,090
‫- هم دزدی می‌کنی، هم دروغ میگی؟!
‫- گوش کن پدر جون، اصلاً وقت ندارم!

850
01:48:41,095 --> 01:48:43,917
‫چون تفنگ دست منه، باید داشته باشی!

851
01:48:44,271 --> 01:48:49,826
‫میشه بگی از کی تا حالا دیگه میان
‫توی کشتی صفحۀ گرامافون ضبط می‌کنن؟!

852
01:48:50,127 --> 01:48:51,940
‫تو دغلبازی!

853
01:48:51,945 --> 01:48:57,563
‫اگه این آهنگ رو واقعاً دوستت زده،
‫معنیش اینه که بالاخره یه روزی از اون کشتی پیاده شده!

854
01:48:57,568 --> 01:49:00,587
‫- درسته؟
‫- تیرت به سنگ خورد پدر جون!

855
01:49:00,592 --> 01:49:05,461
‫این صفحۀ پراحساس رو اختصاصی ضبط کرده.
‫به نظر من بهترین کارشه.

856
01:49:05,466 --> 01:49:09,855
‫ولی حتی شده واسه یه لحظه هم
‫برای ضبط این کار از کشتی پیاده نشد!

857
01:49:09,860 --> 01:49:15,345
<i>‫رخدادی خارق‌العاده، یا حتی تکرارنشدنی
‫در تاریخ ضبط موسیقی بود.</i>

858
01:49:15,350 --> 01:49:18,379
‫هیچی جلودارمون نیست آقای هزار و نهصد.

859
01:49:18,384 --> 01:49:24,763
‫اگه این صفحه طبق انتظارمون فروش بالایی داشته باشه،
‫به موفیقت زیادی دست پیدا می‌کنید آقای نهصد.

860
01:49:24,768 --> 01:49:27,770
‫اشکال نداره «نهصد» صداتون کنم؟

861
01:49:27,775 --> 01:49:31,191
‫- درد داره، مگه نه؟
‫- آماده باشید آقایون.

862
01:49:31,196 --> 01:49:32,946
‫با شمارش من.

863
01:49:32,951 --> 01:49:36,117
‫یک، دو، سه.

864
01:52:32,203 --> 01:52:35,655
‫به‌به نهصد!

865
01:52:35,660 --> 01:52:39,235
‫عجب قطعۀ فوق‌العاده‌ای بود.

866
01:52:39,240 --> 01:52:40,869
‫اسمش چیه؟

867
01:52:40,874 --> 01:52:45,086
‫مطمئن باش اشک آدم‌ها رو شُرشُر سرازیر می‌کنه.

868
01:52:45,091 --> 01:52:51,342
‫ولی باید اسم مناسبی داشته باشه.
‫یه اسم جذاب و گیرا مثل «سوار بر باد صبا» یا...

869
01:52:51,347 --> 01:52:54,584
‫مثل همیشه عالی بود.

870
01:52:55,288 --> 01:52:57,796
‫قراره مشهور بشی.

871
01:52:57,801 --> 01:53:01,559
‫تنها کاری که باید بکنی،
‫برداشتن اون قدم بزرگه.

872
01:53:04,882 --> 01:53:08,276
‫- کدوم قدم بزرگ؟!
‫- پیاده بشی!

873
01:53:08,281 --> 01:53:12,572
‫از روی این تخته‌پارۀ زوار در رفته پیاده بشی و دنبالِ...

874
01:53:12,577 --> 01:53:16,588
‫دنبال شهرت و ثروتت بری.

875
01:53:16,593 --> 01:53:21,939
‫نمی‌خوام وسط حرفتون بپرم آقایون،
‫ولی با این صفحه‌ای که ضبط کردیم،

876
01:53:21,944 --> 01:53:28,319
‫می‌تونی هر چیزی که می‌خوای داشته باشی
‫و یه بارم دیگه روی این کشتی پا نذاری.

877
01:53:44,428 --> 01:53:48,265
‫چندین میلیون نسخه ازش منتشر می‌کنیم،

878
01:53:48,310 --> 01:53:54,290
‫تا که مردم سراسر دنیا بتونن
‫این آهنگ گوشنوازت رو بشنون، نهصد.

879
01:53:55,549 --> 01:53:57,614
‫جناب نهصد؟

880
01:53:57,619 --> 01:54:01,777
‫نمی‌ذارم آهنگم بدون من جایی بره.

881
01:54:03,171 --> 01:54:06,939
‫- نه! دست نزن!
‫- چی کار می‌کنی؟ نمیشه همچین کاری بکنی!

882
01:54:06,944 --> 01:54:10,207
‫ما با هم قرارداد بستیم،
‫نمی‌تونی الان پا پس بکشی!

883
01:54:10,483 --> 01:54:12,917
‫هر وقت بخوام پا پس می‌کشم.

884
01:55:15,687 --> 01:55:17,569
‫خانوم،

885
01:55:20,084 --> 01:55:22,342
‫خوشحال...

886
01:55:22,356 --> 01:55:24,917
‫میشم اگه...

887
01:55:36,227 --> 01:55:38,348
‫خانوم،

888
01:55:39,721 --> 01:55:41,520
‫باعثِ...

889
01:55:42,352 --> 01:55:45,275
‫باعث خرسندیمه...

890
01:55:47,440 --> 01:55:50,521
‫اگه این هدیۀ...

891
01:55:51,569 --> 01:55:55,904
‫ ناقابل رو ازم بپذیرین.

892
01:57:11,336 --> 01:57:15,808
‫سلام خانوم پَدُوان. تنهایی اینجا چی کار می‌کنین؟
‫امواج رو می‌شمرین؟

893
01:57:15,813 --> 01:57:21,706
‫- ناخدا گفت که چیزی نمونده از مدار رأس‌السرطان بگذریم.
‫- چه خوب! حداقل یه منظره‌ای واسه تماشا داریم.

894
01:57:21,711 --> 01:57:25,166
‫متوجه شدین که دریا روزی ۱۰ بار رنگ عوض می‌کنه؟

895
01:57:25,171 --> 01:57:26,892
‫شایدم بیشتر.

896
01:57:27,001 --> 01:57:32,535
‫- من هیچوقت از تماشای دریا خسته نمیشم.
‫- می‌دونستین کشاورزها اصلاً به دریا نگاه نمی‌کنن؟ می‌ترسونتشون.

897
01:57:32,540 --> 01:57:34,305
‫من که اینجوری شنیدم.

898
01:57:34,310 --> 01:57:36,419
‫اصلاً اینطور نیست.

899
01:57:36,424 --> 01:57:41,258
‫یه روز پدرم بهم گفت که صدای دریا رو شنیده.

900
01:57:41,263 --> 01:57:44,164
‫جدی؟ چی بهش گفته بود؟

901
01:57:44,996 --> 01:57:48,459
‫نمی‌تونم بهتون بگم. رازه...

902
01:57:48,464 --> 01:57:54,003
‫- و جای راز هم فقط توی دله.
‫- خدایا! بارون سرعت گرفته. بیاین بریم تو.

903
01:58:56,448 --> 01:58:59,462
‫[خوابگاه بانوان - قسمت درجه ۳]

904
02:03:01,182 --> 02:03:03,081
‫آمریکا!

905
02:03:03,853 --> 02:03:08,983
‫به خدا می‌خواستم بگم! ولی زبونم بند اومد.
‫(به ایتالیایی)

906
02:03:37,213 --> 02:03:38,663
‫ببخشید.

907
02:03:39,838 --> 02:03:41,418
‫ببخشید.

908
02:03:43,202 --> 02:03:45,168
‫راهو باز کنین.

909
02:03:46,658 --> 02:03:49,006
‫ببخشید خانوم.

910
02:03:51,224 --> 02:03:53,417
‫باید باهاتون حرف بزنم.

911
02:03:59,723 --> 02:04:04,122
‫- دارین به دیدن پدرتون میرین، مگه نه؟
‫- بله.

912
02:04:04,387 --> 02:04:08,257
‫- از کجا فهمیدین؟
‫- فکر کنم یه بار دیدمش.

913
02:04:11,425 --> 02:04:15,619
‫چند سال پیش... توی همین کشتی.

914
02:04:16,207 --> 02:04:19,613
‫مطمئن نیستم که اونم با این کشتی اومده باشه.

915
02:04:19,618 --> 02:04:23,180
‫من... من مطمئنم.

916
02:04:23,796 --> 02:04:27,276
‫یه آکاردئون داره. درسته؟

917
02:04:28,294 --> 02:04:31,551
‫فکر کنم یه بار با هم ساز زدیم.

918
02:04:32,021 --> 02:04:37,154
‫نمی‌دونم منو یادش میاد یا نه،
‫ولی سلاممو بهش برسون.

919
02:04:37,970 --> 02:04:40,999
‫باشه، می‌رسونم.

920
02:04:41,004 --> 02:04:45,373
‫از کجا ولی فهمیدی که من کی‌ام؟
‫خیلی عجیبه، نه؟

921
02:04:45,378 --> 02:04:47,463
‫اینش دیگه رازه...

922
02:04:48,856 --> 02:04:52,033
‫و جای راز هم فقط توی دله.

923
02:04:52,038 --> 02:04:56,060
‫هر چند به نظرم پدرت اون موقع
‫احساس متفاوتی در این باره داشت.

924
02:04:56,065 --> 02:05:00,437
‫یالا، واینسین!
‫وگرنه یه هفته اینجا علاف میشیم.

925
02:05:04,035 --> 02:05:05,299
‫بعدی.

926
02:05:10,183 --> 02:05:11,449
‫بعدی.

927
02:05:19,628 --> 02:05:23,451
‫لطفاً این... صفحۀ ناقابل رو ازم قبول کنین.

928
02:05:23,456 --> 02:05:26,658
‫ببخشید، صداتون رو نمی‌شنوم.

929
02:05:27,464 --> 02:05:30,129
‫ازتون می‌خوام که...

930
02:05:30,134 --> 02:05:34,373
‫این هدیۀ ناقابل رو ازم قبول کنین.

931
02:05:34,378 --> 02:05:36,772
‫صدات رو نمی‌شنوم.

932
02:05:41,534 --> 02:05:45,830
‫- موفق باشی.
‫- ممنون. شما هم موفق باشین.

933
02:05:47,083 --> 02:05:52,943
‫می‌تونی یه روز بیای به دیدنمون.
‫خونه‌مون توی خیابون مات، شمارۀ ۲۷ـه.

934
02:05:52,948 --> 02:05:55,948
‫پدرم همونجا ماهی‌فروشی داره.

935
02:05:56,375 --> 02:05:58,850
‫شاید اومدم.

936
02:06:04,994 --> 02:06:07,529
‫پَدُوان، می‌تونی بری.

937
02:06:07,534 --> 02:06:09,860
‫- بعدی.
‫- بعدی.

938
02:06:52,387 --> 02:06:56,603
<i>‫هیچوقت حرفی از اون دختره نزد،
‫منم هیچوقت چیزی نپرسیدم؛</i>

939
02:06:56,608 --> 02:06:59,861
<i>‫اقلاً تا ۱۲ سفر بعدیمون.</i>

940
02:07:00,255 --> 02:07:03,733
<i>‫گذشته از این، مثل همیشه خوشحال بود.</i>

941
02:07:03,738 --> 02:07:06,836
<i>‫شهرتش بیشتر از هر وقت دیگه‌ای بود.</i>

942
02:07:06,841 --> 02:07:14,052
<i>‫توی مخیلۀ هیچکدوممون نمی‌گنجید که
‫زیر ظاهر خندونش، چه سوز و گدازی نهفته‌ست.</i>

943
02:07:14,057 --> 02:07:21,049
<i>‫تا این که یه شب بهاری،
‫نیمه‌های راهِ جنوا تا نیویورک، درست وسط اقیانوس،</i>

944
02:07:21,054 --> 02:07:25,569
‫- تابلو افتاد!
‫- یعنی چی تابلو افتاد؟

945
02:07:25,574 --> 02:07:30,385
‫- پدر جون، تا حالا شده از خودت بپرسی چرا تابلوها می‌افتن؟
‫- راستشو بخوای نه.

946
02:07:30,390 --> 02:07:35,152
‫- من همیشه درگیر این قضیۀ افتادن تابلوها بودم.
‫- آخه این‌ها چه ربطی به هم دارن؟

947
02:07:35,157 --> 02:07:40,424
‫خیلی ربط دارن! چون کاری که هزار و نهصد
‫اون شب کرد، مثل همین قضیۀ تابلوهاست.

948
02:07:40,753 --> 02:07:47,869
‫این تابلوها چندین و چند سال روی دیوار آویزون می‌مونن،
‫و بعد، بدون این که اتفاقی بیفته، بدون هیچ دلیلی...

949
02:07:48,070 --> 02:07:51,090
‫شپلق! می‌افتن رو زمین.

950
02:07:51,597 --> 02:07:57,039
‫روی دیوار به میخشون آویزونن،
‫کسی کاری به کارشون نداره، ولی توی یه لحظۀ خاص...

951
02:07:57,044 --> 02:08:00,504
‫شپلق! خودبه‌خود می‌افتن.

952
02:08:00,947 --> 02:08:04,745
‫توی قعر یه سکوت مطلق،

953
02:08:04,915 --> 02:08:09,472
‫هیچ چیزی دور و برشون تکون نمی‌خوره،

954
02:08:10,407 --> 02:08:14,193
‫حتی یه مگس هم بال نمی‌زنه؛

955
02:08:14,741 --> 02:08:16,851
‫که بی‌خبر...

956
02:08:17,564 --> 02:08:19,313
‫شپلق!

957
02:08:19,842 --> 02:08:24,632
‫هیچ دلیلی نداره!
‫چرا توی اون لحظۀ خاص؟

958
02:08:25,144 --> 02:08:27,235
‫خدا می‌دونه چرا.

959
02:08:28,100 --> 02:08:29,601
‫شپلق!

960
02:08:31,158 --> 02:08:34,621
‫چی میشه که یه میخ...

961
02:08:34,848 --> 02:08:38,310
‫تصمیم می‌گیره دیگه...

962
02:08:38,518 --> 02:08:41,672
‫تابلو رو نگه نداره؟

963
02:08:43,066 --> 02:08:46,729
‫یعنی این میخِ طفلی هم مثل ما زنده‌ست؟

964
02:08:46,734 --> 02:08:51,158
‫- اونم قوۀ اراده داره؟
‫- بگیر بشین. بشین.

965
02:08:51,163 --> 02:08:54,505
‫یعنی دو نفری با تابلو سر این مسئله بحث کردن؟

966
02:08:54,510 --> 02:08:58,664
‫شک داشتن که این کارو بکنن،
‫به خاطر همین هر شب حرف زدن...

967
02:08:58,669 --> 02:09:05,203
‫و بعد سر یه تاریخ و ساعت،
‫یه دقیقه، یه لحظۀ مشخص به توافق رسیدن؟

968
02:09:05,619 --> 02:09:10,949
‫یا که هر دوتاشون از همون اول می‌دونستن؟
‫از قبل نقشه‌ش رو ریخته بودن؟

969
02:09:11,196 --> 02:09:15,909
‫«گوش کن، هفت سال دیگه ول می‌کنم!»
‫«مشکلی نیست.»

970
02:09:15,917 --> 02:09:19,036
‫«پس می‌افته همون سیزدهمِ مِی...»
‫«حله!»

971
02:09:19,052 --> 02:09:22,035
‫«سر ساعت ۱۲.»
‫«۱۲ و ربع باشه بهتر نیست؟»

972
02:09:22,043 --> 02:09:25,344
‫«باشه.»
‫«خب، شبت بخیر.»

973
02:09:25,613 --> 02:09:31,387
‫هفت سال بعد، سیزدهم مِی،
‫سر ساعت ۱۲ و ربع...

974
02:09:31,419 --> 02:09:32,976
‫شپلق!

975
02:09:35,081 --> 02:09:41,542
‫اصلاً آدم سر در نمیاره. از اون لحظه‌هاییه که
‫بهتره زیاد بهش فکر نکنی، وگرنه دیوونه میشی.

976
02:09:41,547 --> 02:09:43,457
‫لحظه‌ای که تابلو می‌افته.

977
02:09:43,462 --> 02:09:47,380
‫وقتی توی تخت، کنارش پا میشی و
‫می‌بینی که دیگه دوسِت نداره.

978
02:09:47,385 --> 02:09:51,028
‫وقتی لای روزنامه رو باز می‌کنی و
‫می‌خونی که جنگ شروع شده.

979
02:09:51,033 --> 02:09:53,992
‫وقتی یه قطار می‌بینی و
‫میگی باید از اینجا برم.

980
02:09:53,997 --> 02:09:57,088
‫وقتی تو آیینه نگاه می‌کنی و
‫می‌فهمی که پیر شدی.

981
02:09:57,093 --> 02:10:01,555
‫وقتی یه شب، وسط اقیانوس،
‫هزار و نهصد...

982
02:10:01,560 --> 02:10:07,646
‫سرشو از روی بشقاب بلند کرد و
‫چشم تو چشمِ من گفت:

983
02:10:07,651 --> 02:10:10,216
‫سه روز دیگه که به نیویورک رسیدیم،
‫از کشتی پیاده میشم.

984
02:10:10,418 --> 02:10:10,991
‫شپلق!

985
02:10:13,495 --> 02:10:17,819
<i>‫هاج و واج مونده بودم.</i>

986
02:10:19,645 --> 02:10:21,729
‫موش زبونتو خورده؟!

987
02:10:23,169 --> 02:10:24,719
‫نه.

988
02:10:25,438 --> 02:10:27,770
‫خیلی خوشحالم.

989
02:10:27,775 --> 02:10:30,134
‫ولی یهو بی‌خبر؟!

990
02:10:30,424 --> 02:10:33,162
‫آره، یهو بی‌خبر!

991
02:10:35,064 --> 02:10:38,819
‫ایول! بهتر از این نمیشه!

992
02:10:38,824 --> 02:10:42,395
‫- باید برم روی خشکی یه چیزی رو ببینم.
‫- چی رو؟

993
02:10:42,400 --> 02:10:44,598
‫دریا رو.

994
02:10:46,285 --> 02:10:49,330
‫- دریا رو؟
‫- دریا رو.

995
02:10:54,356 --> 02:10:59,475
‫داری سربه‌سرم می‌ذاری دیگه.
‫تو که از وقتی به دنیا اومدی فقط دریا رو دیدی.

996
02:10:59,480 --> 02:11:02,012
‫آره، ولی از روی کشتی دیدم.

997
02:11:02,760 --> 02:11:05,953
‫می‌خوام از اونجا ببینمش، زمین تا آسمون فرق داره.

998
02:11:05,958 --> 02:11:10,917
‫صبر کن پهلو بگیریم، بعد خم شو پایین،
‫خوب نگاه بنداز، فرقی نداره، دریا دریاست!

999
02:11:10,922 --> 02:11:13,372
‫نه، فرق داره.

1000
02:11:13,377 --> 02:11:17,785
‫از روی خشکی میشه صداش رو شنید،
‫ولی از روی کشتی نمیشه.

1001
02:11:18,538 --> 02:11:21,083
‫منظورت از صداش چیه؟

1002
02:11:21,088 --> 02:11:23,543
‫صداش دیگه.

1003
02:11:26,920 --> 02:11:29,442
‫صداش مثل...

1004
02:11:30,557 --> 02:11:33,564
‫یه فریاد خیلی بلنده...

1005
02:11:34,299 --> 02:11:38,672
‫که بهت میگه زندگی بی‌حد و حصره.

1006
02:11:38,677 --> 02:11:43,825
‫به محض این که صداشو شنیدی،
‫دیگه می‌فهمی که باید با زندگیت چی کار کنی.

1007
02:11:44,359 --> 02:11:47,208
‫می‌تونم تا آخر عمرم اینجا بمونم،

1008
02:11:48,110 --> 02:11:52,173
‫ولی اینجوری دریا هیچی بهم نمیگه.

1009
02:11:53,470 --> 02:11:55,622
‫اما اگه پیاده بشم و...

1010
02:11:55,627 --> 02:11:59,606
‫چند سالی روی خشکی زندگی کنم،
‫اون وقت یه آدم عادی میشم.

1011
02:11:59,828 --> 02:12:02,095
‫درست مثل بقیه؛

1012
02:12:02,214 --> 02:12:06,156
‫و بعدش شاید یه روزی رفتم لب ساحل،

1013
02:12:06,161 --> 02:12:11,263
‫چشمم به دریا افتاد و فریادش رو شنیدم.

1014
02:12:13,658 --> 02:12:18,680
‫نمی‌دونم کی این چرت و پرت‌ها رو به خوردت داده،
‫شایدم داری از خودت در میاری؛

1015
02:12:18,685 --> 02:12:21,606
‫ولی می‌خوای بدونی نظر من چیه؟

1016
02:12:21,611 --> 02:12:24,012
‫به نظر من...

1017
02:12:24,017 --> 02:12:27,442
‫دلیل اصلی این که می‌خوای پیاده بشی،

1018
02:12:27,447 --> 02:12:29,130
‫اون دختره‌ست.

1019
02:12:29,135 --> 02:12:31,893
‫همه چیز برمی‌گرده به دختره.

1020
02:12:31,898 --> 02:12:36,567
‫ولی حتی اگه دلیلش دختره نباشه،
‫بازم من راضی‌ام.

1021
02:12:36,572 --> 02:12:41,911
‫چون همیشه می‌خواستم که تو از این کشتی
‫پیاده بشی و واسه مردمِ روی خشکی پیانو بزنی.

1022
02:12:41,916 --> 02:12:46,264
‫یه زن خوب بگیری و بچه‌دار بشی و...

1023
02:12:46,269 --> 02:12:48,542
‫از این دست کارها.

1024
02:12:48,547 --> 02:12:51,481
‫کارهایی که بی‌حد و حصر نیستن،

1025
02:12:51,486 --> 02:12:53,979
‫ولی ارزش انجام دادنو دارن.

1026
02:12:55,676 --> 02:13:00,496
‫تو که روی خشکی به دیدنم میای مکس، مگه نه؟

1027
02:13:03,925 --> 02:13:06,279
‫آره که میام.

1028
02:13:07,311 --> 02:13:11,975
‫وقتی اومدم می‌تونی منو
‫به مادر بچه‌هات معرفی کنی...

1029
02:13:12,398 --> 02:13:15,323
‫و واسه شام آخرِ هفته دعوتم کنی.

1030
02:13:15,328 --> 02:13:18,706
‫با خودم یه بطری شراب و یه ظرف دسر میارم.

1031
02:13:18,711 --> 02:13:22,161
‫تو هم میگی که راضی به زحمت نبودی.

1032
02:13:22,166 --> 02:13:28,170
‫همون موقعی هم که داری خو‌نه‌ت رو
‫با دکوراسیون شبیه کشتیش بهم نشون میدی،

1033
02:13:28,315 --> 02:13:33,956
‫همسرت بوقلمون رو از اجاق در میاره و
‫همه‌مون میریم سر میز ناهارخوری می‌شینیم.

1034
02:13:33,961 --> 02:13:37,807
‫من به همسرت میگم که دستپختش عالیه،

1035
02:13:37,812 --> 02:13:43,030
‫اونم میگه که تو همیشه
‫توی خونه در مورد من حرف می‌زنی.

1036
02:13:45,547 --> 02:13:50,555
‫می‌دونی چیه...
‫می‌خوام پالتوی پشم شترمو بهت بدم.

1037
02:13:50,560 --> 02:13:55,808
‫با اون پالتو وقتی از پله‌ها میری پایین،
‫نگاه همه رو می‌دزدی.

1038
02:13:57,586 --> 02:14:01,493
‫من توی خیالاتت با یه اسب تشکیل خونواده دادم؟!

1039
02:14:13,164 --> 02:14:19,212
<i>‫تا دلتون بخواد روی این کشتی، آدم‌هایی رو دیدم که
‫خونسرد و بی‌تفاوت با همدیگه خدافظی کردن؛</i>

1040
02:14:19,217 --> 02:14:24,558
<i>‫ولی وقتی خودم با هزار و نهصد خدافظی کردم،
‫اصلاً برام قابل هضم نبود.</i>

1041
02:14:56,441 --> 02:14:58,775
‫مراقب باش، باشه؟

1042
02:15:09,637 --> 02:15:12,377
‫مواظب خودت باش.
‫(به ایتالیایی)

1043
02:15:18,301 --> 02:15:21,742
<i>‫می‌خندیدیم و هِی به هم می‌گفتیم «می‌بینمت»،</i>

1044
02:15:21,747 --> 02:15:26,135
<i>‫ولی ته دلمون، من و هزار و نهصد
‫می‌دونستیم که دیگه همدیگه رو نمی‌بینیم.</i>

1045
02:15:26,140 --> 02:15:30,854
<i>‫هیچ کاری هم از دستمون بر نمی‌اومد؛
‫مقدّر بود که اینطور بشه...</i>

1046
02:15:30,859 --> 02:15:33,770
<i>‫و داشت همینطور می‌شد.</i>

1047
02:15:54,249 --> 02:15:56,592
‫چجوری پیاده میشن؟

1048
02:16:01,931 --> 02:16:04,478
‫خداحافظ هزار و نهصد، مواظب خودت باش.

1049
02:16:04,483 --> 02:16:06,822
‫موفق باشی!

1050
02:16:06,827 --> 02:16:09,619
‫زمستون‌ها خوب خودتو بپوشون!

1051
02:16:09,624 --> 02:16:11,703
‫خدا به همراهت هزار و نهصد، خدا به همراه!

1052
02:16:11,708 --> 02:16:14,278
‫یادت نره برامون نامه بنویسی!

1053
02:16:14,283 --> 02:16:17,756
‫- مواظب خودت باش!
‫- جای ما رو تو برادوِی خالی کن!

1054
02:16:54,521 --> 02:16:57,767
‫چی شد؟ پاش رو پِهِن رفت؟

1055
02:16:57,772 --> 02:17:02,601
‫- شاید یه چیزی رو فراموش کرده.
‫- شاید فراموش کرده واسه چی داره پیاده میشه!

1056
02:18:40,540 --> 02:18:44,438
<i>‫هر چیزی که از اون پلکان کذایی دید،</i>

1057
02:18:44,443 --> 02:18:48,894
<i>‫هر فکری که وقتی اونجا وایساده بود از سرش گذشت،</i>

1058
02:18:48,899 --> 02:18:52,326
<i>‫هر چی که بود، هیچوقت به من نگفت.</i>

1059
02:18:52,490 --> 02:18:54,592
‫کجا میری، وایسا!

1060
02:19:02,238 --> 02:19:06,235
<i>‫بعد از اون روز تا مدت‌ها توی خودش بود.</i>

1061
02:19:06,240 --> 02:19:08,380
<i>‫با هیچکس حرف نمی‌زد.</i>

1062
02:19:08,385 --> 02:19:12,629
<i>‫ترجیح می‌داد که همه چی رو توی خودش بریزه.</i>

1063
02:19:13,438 --> 02:19:17,036
<i>‫به نظر با مسائلی خیلی شخصی کلنجار می‌رفت.</i>

1064
02:19:17,223 --> 02:19:22,102
<i>‫تا این که یه روز، وقتی داشتم
‫توی کافه لبی تر می‌کردم...</i>

1065
02:19:30,828 --> 02:19:33,932
‫ممنون بابت پالتو. چسپ تنم بود.

1066
02:19:34,589 --> 02:19:36,589
‫واقعاً حیف شد.

1067
02:19:38,681 --> 02:19:43,798
‫الان دیگه حالم خیلی بهتره.
‫هر چی بود پشت سر گذاشتم.

1068
02:19:52,186 --> 02:19:55,718
<i>‫مثل کسی شده بود که رو باد هوا حرف نمی‌زنه،</i>

1069
02:19:55,723 --> 02:19:59,002
<i>‫کسی که دقیقاً می‌دونه مقصدش کجاست.</i>

1070
02:19:59,007 --> 02:20:03,332
<i>‫مثل وقتی که پشت پیانو می‌شِست
‫و شروع می‌کرد به زدن.</i>

1071
02:20:03,337 --> 02:20:06,341
<i>‫هیچ تردیدی توی دست‌هاش نمی‌دیدی.</i>

1072
02:20:06,346 --> 02:20:10,750
<i>‫انگار کلیدهای پیانو، یه عمر
‫چشم‌به‌راه این نت‌ها بودن.</i>

1073
02:20:10,755 --> 02:20:14,091
<i>‫فکر می‌کردی همون لحظه نت‌ها رو کنار هم می‌ذاره.</i>

1074
02:20:14,096 --> 02:20:20,284
<i>‫ولی نت‌ها از خیلی وقت پیش،
‫یه جایی توی سرش نوشته شده بودن.</i>

1075
02:20:20,827 --> 02:20:27,375
<i>‫حالا می‌فهمم که اون روز هزار و نهصد،
‫تصمیمشو گرفته بود که جلوی شَستی‌های زندگیش بشینه...</i>

1076
02:20:27,380 --> 02:20:31,095
<i>‫و خفه‌ترین آهنگش رو به صدا در بیاره.</i>

1077
02:20:31,100 --> 02:20:35,606
<i>‫آهنگ پوچی که سرنوشتِ
‫باقی عمرش رو رقم می‌زد.</i>

1078
02:21:31,524 --> 02:21:36,422
‫اونی که ترومپت می‌زنه رو ببین!
‫یا مسته یا دیوونه‌ست. نگاش کن!

1079
02:21:36,427 --> 02:21:40,871
‫همینجور که داره ساز می‌زنه، اشکشم سرازیره.

1080
02:22:03,664 --> 02:22:08,346
<i>‫۲۱ آگوست سال ۱۹۳۳،
‫از کشتی ویرجینین پیاده شدم؛</i>

1081
02:22:08,674 --> 02:22:13,345
<i>‫با مدارک خروج و حقوق عقب‌افتاده‌م.
‫همه چیز طبق روال.</i>

1082
02:22:13,350 --> 02:22:18,777
<i>‫می‌دونستم دیر یا زود باید راهمو از اقیانوس جدا کنم؛
‫همین کارم کردم.</i>

1083
02:22:19,428 --> 02:22:23,640
<i>‫دیگه چیزی از هزار و نهصد یا ویرجینین نشنیدم.</i>

1084
02:22:23,645 --> 02:22:28,092
<i>‫نه این که فراموششون کرده باشم؛ کاملاً برعکس.</i>

1085
02:22:28,097 --> 02:22:31,264
<i>‫دوران جنگ همیشه از خودم می‌پرسیدم:</i>

1086
02:22:31,269 --> 02:22:37,500
<i>‫«اگه الان هزار و نهصد اینجا بود، چی کار می‌کرد؟
‫اگه وسط این اوضاع بود، چی می‌گفت؟»</i>

1087
02:22:37,505 --> 02:22:40,265
<i>‫حتماً می‌گفت: «جنگم به یه ورم!»</i>

1088
02:22:40,270 --> 02:22:45,177
<i>‫از زبون خودش ولی،
‫یه مزۀ دیگه‌ای داشت.</i>

1089
02:22:48,171 --> 02:22:49,923
‫سلاممو بهش برسون.

1090
02:22:49,928 --> 02:22:51,418
‫خدافظ.

1091
02:23:05,819 --> 02:23:10,187
‫سال پشت سال اومده و رفته.
‫از کجا می‌دونی که پیاده نشده؟

1092
02:23:10,192 --> 02:23:15,140
‫شاید اگه از اون دختره بپرسی،
‫بهت بگه که هزار و نهصد به دیدنش رفته.

1093
02:23:15,145 --> 02:23:16,807
‫شاید.

1094
02:27:25,711 --> 02:27:31,423
‫سلام ترومپتزن. چی شده؟
‫می‌خوای پاهاتو به دریا عادت بدی؟

1095
02:27:33,206 --> 02:27:36,389
‫اون صفحه رو از کدوم گوری پیدا کردی؟!

1096
02:27:43,991 --> 02:27:47,826
‫این چند ساله چی کار می‌کردی؟

1097
02:27:53,302 --> 02:27:55,726
‫آهنگ می‌ساختم.

1098
02:27:55,731 --> 02:27:58,250
‫حتی موقع جنگ؟

1099
02:28:00,955 --> 02:28:05,566
‫حتی وقتی که دیگه کسی نمی‌رقصید.

1100
02:28:08,204 --> 02:28:12,117
‫حتی وقتی که از آسمون بمب می‌بارید.

1101
02:28:14,424 --> 02:28:19,004
‫موسیقی کمک می‌کرد که حالشون بهتر بشه؛

1102
02:28:19,126 --> 02:28:22,619
‫منظورم حال مجروحینه.

1103
02:28:25,321 --> 02:28:27,396
‫یا که حداقل...

1104
02:28:27,729 --> 02:28:30,658
‫سرشون رو...

1105
02:28:30,663 --> 02:28:34,347
‫حین رفتن به اون دنیا گرم می‌کرد.

1106
02:28:36,699 --> 02:28:41,227
‫بعضی وقت‌ها همین که موسیقی به گوششون می‌رسید،

1107
02:28:41,329 --> 02:28:44,554
‫فراموش می‌کردن که مسافرن.

1108
02:28:47,164 --> 02:28:50,727
‫آخرین چهره‌ای که می‌دیدن، مال من بود.

1109
02:28:52,029 --> 02:28:55,079
‫منم تا آخرین نفسشون می‌زدم...

1110
02:28:55,483 --> 02:28:59,344
‫تا این که کشتی سر از اینجا در اورد.

1111
02:29:02,057 --> 02:29:04,551
‫به این میگی کشتی؟!

1112
02:29:05,237 --> 02:29:10,063
‫بیشتر شبیه یه تپۀ دینامیته
‫که چیزی به انفجارش نمونده.

1113
02:29:10,433 --> 02:29:13,673
‫یه کم خطرناکه؛ نیست؟

1114
02:29:18,697 --> 02:29:21,212
‫تو چی مکس؟

1115
02:29:22,750 --> 02:29:25,356
‫ترومپتت کجاست؟

1116
02:29:26,749 --> 02:29:30,033
‫چند وقت دادمش بره.

1117
02:29:30,398 --> 02:29:34,568
‫ولی می‌دونی چیه...
‫الان دلم می‌خواد از اول شروع کنم.

1118
02:29:35,891 --> 02:29:38,671
‫سرم پر از فکرهای تازه‌ست.

1119
02:29:39,347 --> 02:29:43,091
‫بیا یه زوج هنری بشیم؛ من و تو.

1120
02:29:43,538 --> 02:29:46,281
‫گروه خودمونو تشکیل بدیم!

1121
02:29:46,516 --> 02:29:52,518
‫گروه جَزِ دنی بودمن تی. دی. لمون هزار و نهصد!

1122
02:29:52,523 --> 02:29:57,314
‫چطوره؟ آدمو سر شوق میاره.
‫معروف میشیم!

1123
02:30:00,155 --> 02:30:03,991
‫بلند شو هزار و نهصد.
‫بیا بریم از کشتی پیاده شیم.

1124
02:30:03,996 --> 02:30:09,179
‫از اسکله آتیش‌بازی رو تماشا می‌کنیم،
‫بعدشم همه چیزو از اول شروع می‌کنیم.

1125
02:30:10,597 --> 02:30:13,811
‫بعضی وقت‌ها تنها راهش همینه.

1126
02:30:13,816 --> 02:30:17,099
‫مجبوری برگردی به خونۀ اول.

1127
02:30:27,935 --> 02:30:33,894
‫«تا وقتی که یه داستان شنیدنی
‫و چندتا گوشِ شنوا داشته باشی،

1128
02:30:33,899 --> 02:30:36,748
‫ هنوز کارت ساخته نشده.»

1129
02:30:37,207 --> 02:30:38,997
‫یادته؟

1130
02:30:39,211 --> 02:30:40,267
‫ها؟

1131
02:30:40,689 --> 02:30:42,982
‫خودت اینو بهم گفتی.

1132
02:30:45,911 --> 02:30:49,862
‫خب، حالا که تا دلت بخواد داستان داری!

1133
02:30:50,457 --> 02:30:54,594
‫همۀ دنیا واسه شنیدن داستانت صف می‌کشن...

1134
02:30:54,599 --> 02:30:58,402
‫و عاشق آهنگ‌هات میشن.

1135
02:31:00,592 --> 02:31:02,858
‫شک نکن.

1136
02:31:07,892 --> 02:31:10,829
‫شهری به اون بزرگی...

1137
02:31:15,512 --> 02:31:19,108
‫اصلاً نمی‌شد آخرش رو دید.

1138
02:31:20,738 --> 02:31:23,312
‫جنابِ «آخر»؟

1139
02:31:23,581 --> 02:31:25,381
‫میشه لطفاً...

1140
02:31:25,532 --> 02:31:30,004
‫میشه لطفاً بهم نشون بدی کجا تموم میشه؟

1141
02:31:31,972 --> 02:31:35,215
‫روی اون پلکان همه چیز خوب بود.

1142
02:31:35,385 --> 02:31:39,899
‫توی اون پالتو هم خیلی خوشتیپ شده بودم.

1143
02:31:40,174 --> 02:31:43,464
‫نگاه همه رو دزدیده بودم.

1144
02:31:43,469 --> 02:31:46,564
‫واقعاً هم می‌خواستم پیاده بشم؛

1145
02:31:46,569 --> 02:31:48,899
‫شکی نداشتم.

1146
02:31:49,646 --> 02:31:52,611
‫هیچ مشکلی نبود.

1147
02:31:56,271 --> 02:32:00,406
‫دلیل نرفتنم، چیزی که دیدم نبود مکس.

1148
02:32:01,121 --> 02:32:04,303
‫چیزی که ندیدم بود.

1149
02:32:04,570 --> 02:32:07,355
‫می‌فهمی چی میگم؟

1150
02:32:07,940 --> 02:32:11,138
‫چیزی که ندیدم بود.

1151
02:32:11,669 --> 02:32:16,881
‫توی اون شهرِ پخش و پلا،
‫همه چیز دیده می‌شد به جز یه پایان.

1152
02:32:18,087 --> 02:32:20,465
‫هیچ پایانی در کار نبود.

1153
02:32:22,388 --> 02:32:28,383
‫چیزی که ندیدم، نقطۀ پایان اون آشفته‌بازار بود.

1154
02:32:30,013 --> 02:32:32,714
‫نقطۀ پایان دنیا.

1155
02:32:39,822 --> 02:32:42,780
‫یه پیانو رو در نظر بگیر.

1156
02:32:43,880 --> 02:32:48,074
‫کلیدهاش شروع میشن، کلیدهاش تموم میشن.

1157
02:32:49,285 --> 02:32:53,849
‫می‌دونی که ۸۸تا کلید هست.
‫هیچکی نمی‌تونه خلافشو بهت بگه.

1158
02:32:53,854 --> 02:32:58,363
‫کلیدها بی‌پایان نیستن،
‫تویی که بی‌پایانی...

1159
02:32:59,726 --> 02:33:04,848
‫و موسیقی‌ای که با اون کلیدها می‌تونی بسازی، بی‌پایانه.

1160
02:33:05,667 --> 02:33:07,930
‫از اینش خوشم میاد.

1161
02:33:08,488 --> 02:33:10,662
‫می‌تونم باهاش کنار بیام.

1162
02:33:11,026 --> 02:33:15,662
‫ولی تو منو روی اون پلکان گذاشتی و
‫شَستی‌ای با چند میلیون کلید جلوم پهن کردی،

1163
02:33:15,667 --> 02:33:21,608
‫میلیون‌ها میلیون‌ها کلید که تمومی ندارن.
‫دارم حقیقتو میگم مکس؛ اصلاً تمومی ندارن.

1164
02:33:21,793 --> 02:33:24,373
‫اون شستی بی‌پایانه...

1165
02:33:25,403 --> 02:33:30,793
‫و اگه شستی بی‌پایان باشه،
‫دیگه با اون شستی هیچ آهنگی نمیشه زد.

1166
02:33:31,243 --> 02:33:34,298
‫روی صندلی اشتباهی نشستی!

1167
02:33:34,617 --> 02:33:37,366
‫این پیانوی خداست.

1168
02:33:40,142 --> 02:33:45,609
‫خیابون‌های شهر رو دیدی؟
‫فقط خیابون‌هاش روی هم هزارتا می‌شد!

1169
02:33:45,859 --> 02:33:50,643
‫روال کارتون اونجا چجوریه؟
‫چجوری فقط یه دونه از هر چیزو انتخاب می‌کنید؟

1170
02:33:50,947 --> 02:33:53,079
‫یه زن،

1171
02:33:53,546 --> 02:33:55,966
‫یه خونه،

1172
02:33:56,442 --> 02:34:01,087
‫یه تیکه زمین به اسم خودتون،
‫یه منظره که تماشا کنید،

1173
02:34:01,940 --> 02:34:05,459
‫یه راه که باهاش بمیرید.

1174
02:34:07,484 --> 02:34:12,703
‫یه عالمه بار دائماً روی دوشتون سنگینی می‌کنه؛
‫روحتونم خبر نداره کی تموم میشه.

1175
02:34:12,708 --> 02:34:19,818
‫تا حالا نترسیدی که همین فکرِ خشک و خالیش
‫از هم بپاشونَتِت؟ از عظمت این بار نترسیدی؟

1176
02:34:23,740 --> 02:34:26,776
‫من توی همین کشتی به دنیا اومدم...

1177
02:34:29,673 --> 02:34:33,495
‫و دنیا از جلوی چشم‌هام رد می‌شد،

1178
02:34:33,500 --> 02:34:38,084
‫ولی هر دفعه فقط با دو هزار نفر، نه بیشتر.

1179
02:34:38,901 --> 02:34:41,819
‫چه آرزوهایی که با خودشون نمی‌اوردن،

1180
02:34:42,944 --> 02:34:48,057
‫ولی هیچوقت این آرزوها بیشتر از
‫دماغه تا پاشنۀ کشتی نمی‌شد.

1181
02:34:48,874 --> 02:34:53,622
‫پیانیستِ کشتی آدم‌ها رو می‌رقصوند،
‫ولی نه با پیانویی که کلیدهاش بی‌پایانن!

1182
02:34:54,560 --> 02:34:57,854
‫من یاد گرفتم که اینجوری زندگی کنم.

1183
02:35:01,204 --> 02:35:03,531
‫خشکی...

1184
02:35:05,355 --> 02:35:09,927
‫خشکی برای من یه کشتی بیش از حد بزرگه.

1185
02:35:11,230 --> 02:35:14,601
‫یه زن بیش از حد زیباست.

1186
02:35:15,847 --> 02:35:21,272
‫یه سفر بیش از حد درازه.
‫یه عطر بیش از حد تنده.

1187
02:35:21,936 --> 02:35:25,721
‫موسیقی‌ایه که بلد نیستم بسازم.

1188
02:35:29,063 --> 02:35:33,437
‫من هیچوقت نمی‌تونم از این کشتی پیاده بشم.

1189
02:35:34,668 --> 02:35:37,139
‫ولی حداقل،

1190
02:35:37,144 --> 02:35:40,363
‫از زندگیم که می‌تونم.

1191
02:35:41,901 --> 02:35:44,319
‫گذشته از این‌ها،

1192
02:35:44,324 --> 02:35:47,521
‫کسی که نمی‌دونه من وجود دارم.

1193
02:35:50,576 --> 02:35:53,948
‫تو یه استثنایی مکس.

1194
02:35:55,305 --> 02:35:59,038
‫تو تنها کسی هستی که می‌دونه من اینجام.

1195
02:36:00,596 --> 02:36:03,418
‫تو تک‌افتاده‌ای...

1196
02:36:03,905 --> 02:36:07,480
‫و به نفعته که بهش عادت کنی.

1197
02:36:11,022 --> 02:36:14,079
‫منو ببخش دوستم،

1198
02:36:15,007 --> 02:36:17,773
‫ولی من پیاده‌بشو نیستم.

1199
02:37:47,686 --> 02:37:50,057
‫مکس!

1200
02:37:51,607 --> 02:37:54,785
‫صحنۀ ورودم به اون دنیا رو تصور کن.

1201
02:37:54,790 --> 02:37:59,673
‫یه یارویی توی دفتر اسامی دنبال
‫اسمم می‌گرده ولی چیزی پیدا نمیشه.

1202
02:37:59,818 --> 02:38:03,854
‫«گفتی اسمت چیه؟»
‫هزار و نهصد.

1203
02:38:04,904 --> 02:38:10,014
‫«هدبرگ، هرلاکر، هرینگتون، هزینگبر.»

1204
02:38:10,019 --> 02:38:13,582
‫مسئله اینه که من توی کشتی متولد شدم آقا.

1205
02:38:13,587 --> 02:38:15,524
‫«می‌بخشید؟!»

1206
02:38:15,529 --> 02:38:19,523
‫از موقع تولد تا مرگم روی کشتی بودم.
‫شاید اسمم توی دفتر ثبت نشده.

1207
02:38:19,528 --> 02:38:21,334
‫«که اینطور.»

1208
02:38:21,339 --> 02:38:25,558
‫«کوه یخ؟!»
‫نه، شیش‌ونیم تن دینامیت.

1209
02:38:28,411 --> 02:38:32,569
‫«الان حالت بهتره؟»
‫آره، خوبم.

1210
02:38:32,574 --> 02:38:34,917
‫فقط یه دونه از دست‌هام نیست.

1211
02:38:34,922 --> 02:38:39,102
‫«دستت؟»
‫آره، توی انفجار کَنده شد.

1212
02:38:40,789 --> 02:38:44,759
‫«احتمالاً یه دونه اونجا پیدا می‌کنی. آم...»

1213
02:38:44,764 --> 02:38:48,906
‫«گفتی کدوم دستت کنده شده؟»
‫دست چپم آقا.

1214
02:38:48,911 --> 02:38:52,835
‫«اوه! عمیقاً متأسفم!»

1215
02:38:52,840 --> 02:38:57,218
‫«اینطور که معلومه فقط دو تا راست داریم.»

1216
02:38:57,630 --> 02:39:00,709
‫دو تا دست راست؟
‫«بله.»

1217
02:39:00,714 --> 02:39:02,976
‫«متأسفانه همینطوره.»

1218
02:39:02,981 --> 02:39:07,525
‫«اشکالی نداره اگه میشه...»

1219
02:39:08,072 --> 02:39:14,014
‫اگه میشه چی؟
‫«اگه میشه به جای چپ، یه دونه راستشو بردارین؟»

1220
02:39:16,842 --> 02:39:23,025
‫خب... با توجه به شرایط،
‫به نظرم یه دست راست بهتر از هیچی باشه.

1221
02:39:23,030 --> 02:39:25,355
‫«کاملاً موافقم.»

1222
02:39:25,360 --> 02:39:30,907
‫«اینطور که معلومه یه دونه سیاه و یه دونه سفید داریم.»

1223
02:39:30,912 --> 02:39:37,366
‫نه، نه، نه. لطفاً همرنگ باشه.
‫مشکلی با نژادهای دیگه ندارم ولی...

1224
02:39:37,371 --> 02:39:41,306
اینجا ‫فقط بحث زیبایی‌شناسیش مطرحه.

1225
02:39:42,894 --> 02:39:46,092
‫شوخی‌بردار نیست مکس!

1226
02:39:47,087 --> 02:39:49,155
‫چه شلم‌شوربایی!

1227
02:39:49,160 --> 02:39:53,349
‫مجبوری تا ابد با دو تا دست راست سر کنی.

1228
02:39:53,595 --> 02:39:57,397
‫آخه با کدومش باید صلیب کشید؟

1229
02:40:11,426 --> 02:40:13,764
‫مکس!

1230
02:40:15,123 --> 02:40:19,442
‫فکر کن با دو تا دست راست،
‫دیگه چه آهنگ‌هایی می‌تونم بزنم!

1231
02:40:19,447 --> 02:40:23,185
‫خدا کنه اون بالا پیانو پیدا بشه!

1232
02:40:29,785 --> 02:40:32,306
‫همگی با هم بکشین!

1233
02:40:41,657 --> 02:40:44,804
‫آروم، آروم، آروم.

1234
02:42:18,244 --> 02:42:21,739
‫اگه جای من بودی، چی کار می‌کردی؟

1235
02:42:23,100 --> 02:42:24,884
‫نمی‌دونم.

1236
02:42:27,425 --> 02:42:32,422
‫احتمالاً احساس می‌کردم خیلی بی‌مصرفم.

1237
02:42:38,250 --> 02:42:44,623
‫همۀ داستان‌ها بالاخره تموم میشن و
‫چیزی نمی‌مونه که بهشون اضافه کرد.

1238
02:42:49,112 --> 02:42:53,166
‫در هر صورت ممنونم پدر جون.

1239
02:43:13,088 --> 02:43:15,180
‫ترومپتزن!

1240
02:43:16,129 --> 02:43:19,106
‫یه چیزی هنوز برام مشخص نیست.

1241
02:43:19,773 --> 02:43:24,026
‫کی بود که صفحۀ شکسته رو توی دل پیانو گذاشت؟

1242
02:43:26,467 --> 02:43:28,280
‫جلوت وایساده!

1243
02:43:29,982 --> 02:43:33,559
‫پس اونقدرها هم بی‌مصرف نبودی.

1244
02:43:42,531 --> 02:43:45,080
‫وایسا ترومپتزن!

1245
02:43:48,206 --> 02:43:49,917
‫بیا.

1246
02:43:53,361 --> 02:43:55,954
‫ترومپتتو بگیر.

1247
02:43:55,959 --> 02:43:58,276
‫لازمت میشه.

1248
02:44:01,730 --> 02:44:04,085
‫پولش مهم نیست.

1249
02:44:04,090 --> 02:44:08,632
‫ارزش یه داستان خوب بیشتر از یه ترومپت قدیمیه.

1250
02:44:14,961 --> 02:44:17,355
‫باشه پدر جون.

1251
02:44:17,379 --> 02:44:39,379
« برتر موويز – مرجع دانلود فيلم و سريال » 
[ bartarmoviz ]