﻿1
00:01:13,469 --> 00:01:18,532
« برتر موويز – مرجع دانلود فيلم و سريال » 
[ bartarmoviz ]

2
00:01:30,932 --> 00:01:35,328
‫[ نفسِ آخر ]

3
00:02:20,283 --> 00:02:24,854
‫ترجمه و زیرنویس:
‫علی کلان

4
00:02:25,670 --> 00:02:27,457
‫ سلام آقا.
‫بفرمایید.

5
00:02:31,687 --> 00:02:33,127
‫پیشم بمون.

6
00:02:39,250 --> 00:02:41,030
‫دراز بکشید.

7
00:02:42,869 --> 00:02:44,936
‫سرتون رو بذارید روی بالش.

8
00:02:45,802 --> 00:02:46,731
‫خوبی؟

9
00:02:46,755 --> 00:02:49,207
‫دست‌ها پشت سر.

10
00:02:49,367 --> 00:02:50,781
‫ممنون.

11
00:02:53,107 --> 00:02:54,409
‫خوبی؟

12
00:02:54,433 --> 00:02:55,807
‫بس کن.

13
00:02:58,740 --> 00:03:00,754
‫سرتون رو بیارید بالا.

14
00:03:04,790 --> 00:03:06,028
‫درست میشه.

15
00:03:06,052 --> 00:03:07,356
‫این پمپ رو بگیرید.

16
00:03:07,380 --> 00:03:09,440
‫چشماتو ببند، زود تموم میشه.

17
00:03:10,800 --> 00:03:12,216
‫دیگه نمی‌شنوم.

18
00:03:12,240 --> 00:03:13,740
‫خوبه.

19
00:03:21,720 --> 00:03:23,220
‫طاقت بیار.

20
00:03:37,286 --> 00:03:38,495
‫چند دقیقه.

21
00:03:38,519 --> 00:03:40,106
‫چیز جدی‌ای نیست؟

22
00:03:40,130 --> 00:03:42,116
‫امیدوارم که نه.

23
00:04:06,110 --> 00:04:07,704
‫آزادش کنیم.

24
00:04:13,835 --> 00:04:15,556
‫استرس‌زاست، نه؟

25
00:04:17,280 --> 00:04:19,040
‫اذیت میکنه، ولی خوبم.

26
00:04:20,440 --> 00:04:21,940
‫همه چی خوبه؟

27
00:04:22,180 --> 00:04:23,256
‫بله.

28
00:04:23,280 --> 00:04:25,300
‫نتایج رو براتون میارم.

29
00:04:25,980 --> 00:04:28,000
‫بفرمایید، یه لیوان کوچیک بخورید بهتر میشید.

30
00:04:30,680 --> 00:04:32,180
‫قلب.

31
00:04:32,380 --> 00:04:33,836
‫ریه.

32
00:04:33,860 --> 00:04:35,360
‫کلیه.

33
00:04:35,520 --> 00:04:37,436
‫کیسه بیضه محتویاتش طبیعیه، و عالیه.

34
00:04:37,460 --> 00:04:40,036
‫چکاپ، با وجود زیاده‌روی‌هات تو نوشته‌های فلسفی.

35
00:04:40,060 --> 00:04:41,442
‫خفه شو.

36
00:04:41,466 --> 00:04:42,966
‫بفرمایید داخل.

37
00:04:43,500 --> 00:04:44,996
‫خسته نباشید همگی.

38
00:04:45,020 --> 00:04:47,380
‫ممنون بابت نتایج خوب.

39
00:04:47,540 --> 00:04:50,700
‫اجازه بدید شما رو به فابریس معرفی کنم.

40
00:04:50,700 --> 00:04:55,400
‫شما از نظر پزشکی می‌شناسیدش،
‫ولی از نظر بیولوژیکی، برادرمه.

41
00:04:55,440 --> 00:04:56,756
‫اوه، عجب!

42
00:04:56,780 --> 00:05:00,576
‫وقتی به ما معرفیش کردید،
‫خیلی بی‌تفاوت به نظر می‌رسیدید.

43
00:05:00,600 --> 00:05:02,336
‫ولی خب، الان می‌فهمم.

44
00:05:02,360 --> 00:05:04,180
‫من این متن رو چند سال پیش
‫تو مجله نیویورکر خوندم

45
00:05:04,180 --> 00:05:06,796
‫و کتاب‌هاتون رو درباره غرب‌گرایی خریدم.

46
00:05:06,820 --> 00:05:09,016
‫اونا رو برای دانشجو‌هام بردم که خیلی دوستشون دارن.

47
00:05:09,040 --> 00:05:11,020
‫حتی اونایی که نمی‌فهمیدنش.

48
00:05:11,680 --> 00:05:14,720
‫تو کشور ما همه دوستت ندارن،
‫ولی باید بگم که من واقعاً

49
00:05:14,720 --> 00:05:17,316
‫از مقاله‌ات درباره جامعه مذهبی لذت بردم.

50
00:05:17,340 --> 00:05:18,656
‫همین برای ما کافیه.

51
00:05:18,680 --> 00:05:19,480
‫خیلی ممنون.

52
00:05:19,480 --> 00:05:20,576
‫ممنون.

53
00:05:20,600 --> 00:05:21,780
‫می‌تونیم نتایج رو ببینیم؟

54
00:05:21,800 --> 00:05:22,896
‫همه چی خوبه.

55
00:05:22,920 --> 00:05:26,760
‫همونطور که میگن، شیطان در جزئیاته،
‫و هیچ جزئیات شیطانی‌ای وجود نداره.

56
00:05:26,840 --> 00:05:27,896
‫درسته، تد؟

57
00:05:27,920 --> 00:05:29,500
‫هیچ جزئیات شیطانی‌ای نیست؟

58
00:05:29,640 --> 00:05:31,616
‫فابریس خیلی طرفدار حقیقته.

59
00:05:31,640 --> 00:05:34,620
‫و من هم خیلی طرفدار رازداری پزشکم.

60
00:05:36,900 --> 00:05:38,676
‫خب، من شامپاین رو باز کردم.

61
00:05:38,700 --> 00:05:40,420
‫فرانسوی، بفرمایید.

62
00:05:40,740 --> 00:05:42,240
‫ما هم بهتون ملحق میشیم.

63
00:05:44,780 --> 00:05:50,860
‫یه نقطه تیره خیلی کوچیک بین
‫شکم و پاها هست.

64
00:05:51,080 --> 00:05:54,296
‫غیرفعاله.

65
00:05:54,320 --> 00:05:55,980
‫فکر کنین خوابیده.

66
00:05:56,740 --> 00:05:58,216
‫باید حواستون بهش باشه.

67
00:05:58,240 --> 00:05:59,796
‫هر شش ماه یه ام‌آر‌آی.

68
00:05:59,820 --> 00:06:01,176
‫هر سال، تد.

69
00:06:01,200 --> 00:06:02,216
‫بهش فشار نیار.

70
00:06:02,240 --> 00:06:03,596
‫هر هشت ماه.

71
00:06:03,620 --> 00:06:06,400
‫اگه بیدار بشه، باید فوراً ریشه‌کنِش
‫کنیم.

72
00:06:06,560 --> 00:06:09,060
‫ریسک "رشد برق‌آسا" رو داریم.

73
00:06:09,580 --> 00:06:10,756
‫پیشرفت؟

74
00:06:10,780 --> 00:06:12,596
‫وقتی میگید پیشرفت، یعنی چی؟

75
00:06:12,620 --> 00:06:14,120
‫مطمئناً نه.

76
00:06:15,160 --> 00:06:16,156
‫بیاین نمونه‌برداری کنیم.

77
00:06:16,180 --> 00:06:16,996
‫نمونه‌برداری؟

78
00:06:17,020 --> 00:06:18,716
‫کمتر از 24 ساعت طول می‌کشه.

79
00:06:18,740 --> 00:06:20,020
‫من امشب برمی‌گردم پاریس.

80
00:06:20,040 --> 00:06:21,196
‫همه چی خوبه.

81
00:06:21,220 --> 00:06:22,356
‫چکاپ‌های سالانه.

82
00:06:22,380 --> 00:06:23,880
‫هر هشت ماه.

83
00:06:23,980 --> 00:06:25,520
‫حالا، شامپاین.

84
00:06:25,620 --> 00:06:28,176
‫اون از نمونه‌برداری حرف زد.

85
00:06:28,200 --> 00:06:30,520
‫کله‌گنده‌ها همیشه دنبال پول درآوردنن.

86
00:06:30,660 --> 00:06:32,160
‫ما سهامدار داریم.

87
00:06:34,180 --> 00:06:37,240
‫برای اینکه خیالت راحت بشه، شش ماه دیگه یه ام‌آر‌آی.

88
00:06:40,920 --> 00:06:46,340
‫تد تو ایجاد هیجان خوبه،
‫ولی پایان‌بندی‌هاش گاهی چنگی به دل نمی‌زنه.

89
00:06:47,640 --> 00:06:49,140
‫ممنون.

90
00:06:49,700 --> 00:06:50,916
‫به سلامتی برادرم.

91
00:06:50,940 --> 00:06:52,440
‫به سلامتی.

92
00:06:53,061 --> 00:06:58,016
‫[ پاریس - 15 روز بعد ]

93
00:07:28,840 --> 00:07:30,340
‫ممنون.

94
00:07:34,694 --> 00:07:36,460
‫بقرمایید.

95
00:07:37,740 --> 00:07:39,236
‫سردت نیست؟

96
00:07:39,260 --> 00:07:40,476
‫همه چی خوبه.

97
00:07:40,500 --> 00:07:41,096
‫بازم؟

98
00:07:41,120 --> 00:07:43,036
‫اون لکه کوچیک جای نگرانی نداره.

99
00:07:43,060 --> 00:07:45,220
‫تو بوستون بهش گفتن نمونه‌برداری کنه.

100
00:07:45,460 --> 00:07:46,816
‫تصمیم با خودتونه.

101
00:07:46,840 --> 00:07:50,196
‫همه اینا رو با اصطلاحات علمی
‫یکم زمخت براتون ایمیل می‌کنم.

102
00:07:50,220 --> 00:07:51,436
‫بله، من حقیقت رو دوست دارم.

103
00:07:51,460 --> 00:07:52,960
‫حتی اگه یکم زمخت باشه.

104
00:07:55,720 --> 00:07:58,060
‫دکتر " آگوستین ماسه " رو معرفی می‌کنم.

105
00:07:58,160 --> 00:07:59,376
‫سلام.

106
00:07:59,400 --> 00:08:00,416
‫همکار و دوست.

107
00:08:00,440 --> 00:08:00,940
‫سلام خانم.

108
00:08:00,940 --> 00:08:03,420
‫خیلی اصرار داشت که با شما آشنا بشه.

109
00:08:04,480 --> 00:08:07,556
‫سه ماه دیگه منتظرتونم تا وضعیت
‫لکه کوچیکتون رو بررسی کنیم.

110
00:08:07,580 --> 00:08:10,480
‫و برای اینکه باهاتون مخالفت کنم،
‫شیطان تو جزئیات نیست.

111
00:08:10,660 --> 00:08:12,056
‫اونجایی که ما قرارش می‌دیم.

112
00:08:12,080 --> 00:08:13,536
‫سه ماه دیگه می‌بینمتون دکتر، ممنون.

113
00:08:13,560 --> 00:08:15,060
‫خداحافظ.

114
00:08:15,760 --> 00:08:17,640
‫بهترین متخصص ام‌آر‌آی ما.

115
00:08:18,440 --> 00:08:20,420
‫می‌دونم که تو بیمارستان ما بودید.

116
00:08:20,760 --> 00:08:22,645
‫می‌خواستم شما رو بشناسم.

117
00:08:23,240 --> 00:08:24,740
‫کتاباتونو خوندم.

118
00:08:24,780 --> 00:08:26,760
‫کتاب "آفت اربابان" منو به خنده انداخت.

119
00:08:27,940 --> 00:08:29,336
‫کتابا شما رو به خنده میندازن؟

120
00:08:29,360 --> 00:08:31,720
‫نه، فقط "آفت اربابان".

121
00:08:31,820 --> 00:08:33,320
‫چیزی خنده‌دار نیست.

122
00:08:33,380 --> 00:08:34,696
‫به تخصص من ربط داره.

123
00:08:34,720 --> 00:08:36,220
‫تخصص شما؟

124
00:08:36,860 --> 00:08:40,176
‫پایان عمر، مراقبت‌های تسکینی حمایتی،
‫همونطور که امروزه میگن.

125
00:08:40,200 --> 00:08:40,896
‫اینجا هم دارین؟

126
00:08:40,920 --> 00:08:42,596
‫من واحدی رو که خودم ساختم، مدیریت می‌کنم.

127
00:08:42,620 --> 00:08:45,200
‫ما یه تیم 16 نفره با مدرن‌ترین تجهیزات هستیم.

128
00:08:45,260 --> 00:08:47,060
‫ببخشید، اینجا کافه‌تریا داره

129
00:08:47,070 --> 00:08:48,696
‫چون باید غذا بخوره و هنوز ناشتاست.

130
00:08:48,720 --> 00:08:49,876
‫بله، حتماً، حتماً.

131
00:08:49,900 --> 00:08:51,096
‫بفرمایید، مهمون من هستید.

132
00:08:51,120 --> 00:08:52,620
‫ممنون.

133
00:08:56,300 --> 00:09:02,455
‫خب، بعد از اون "آفت اربابان" معروف،
‫مراقبت‌های تسکینی براتون جالبه؟

134
00:09:03,460 --> 00:09:04,676
‫فلورانس، میای اینجا؟

135
00:09:04,700 --> 00:09:06,200
‫نه.

136
00:09:07,860 --> 00:09:12,900
‫بله، "آفت اربابان"، می‌دونید،
‫یه زیرعنوان داره، زندگی و پایان زندگی.

137
00:09:13,620 --> 00:09:20,140
‫خب، بله، مراقبت‌های تسکینی
‫بیشتر و بیشتر برام جالب میشن.

138
00:09:20,560 --> 00:09:22,060
‫ممنون.

139
00:09:32,820 --> 00:09:37,720
‫اجازه می‌دید یه سوال خصوصی بپرسم؟

140
00:09:38,720 --> 00:09:41,900
‫به بیماراتون همیشه حقیقت رو میگید؟

141
00:09:42,180 --> 00:09:43,676
‫حرف لاکان رو می‌دونید.

142
00:09:43,700 --> 00:09:46,676
‫حقیقت رو همیشه میگم، ولی گفتن تمام حقیقت غیرممکنه.

143
00:09:46,700 --> 00:09:48,116
‫ولی اگه ازتون بخوان چی؟

144
00:09:48,140 --> 00:09:50,736
‫بستگی داره کی بخواد و شرایط چی باشه.

145
00:09:50,760 --> 00:09:53,180
‫بیمار یا در غیابش خانواده.

146
00:09:53,460 --> 00:09:55,100
‫اینو باید یاد گرفت.

147
00:09:56,020 --> 00:10:00,296
‫اوایل کارم، تو یه بازدید از یه خونه تو حاشیه یه جنگل،

148
00:10:00,320 --> 00:10:01,820
‫همسرش منتظرم بود.

149
00:10:02,600 --> 00:10:04,553
‫ همسرم حالش خیلی بده.

150
00:10:05,420 --> 00:10:07,176
‫بیمارستان جوابش کرده.

151
00:10:07,200 --> 00:10:08,456
‫من فکر می‌کنم حالش بهتره.

152
00:10:08,480 --> 00:10:09,980
‫منم هیچی بهش نگفتم.

153
00:10:10,113 --> 00:10:11,337
‫واقعا؟

154
00:10:11,960 --> 00:10:14,800
‫و تو، به من حقیقت رو میگی؟

155
00:10:15,940 --> 00:10:16,956
‫بله.

156
00:10:16,980 --> 00:10:18,480
‫اینو بیشتر دوست دارم.

157
00:10:19,180 --> 00:10:21,960
‫تو راهرو، همسرش بهم تکرار کرد، چرت و پرت نگو.

158
00:10:21,960 --> 00:10:24,856
‫من آزمایش‌های شوهرش رو نگاه کردم.

159
00:10:24,880 --> 00:10:26,216
‫فاجعه.

160
00:10:26,240 --> 00:10:27,740
‫دستشو گرفتم.

161
00:10:28,920 --> 00:10:30,860
‫نگاهش مثل یه دعا بود.

162
00:10:32,980 --> 00:10:37,336
‫و وقتی معاینه‌اش می‌کردم، یه صدای گرفته شنیدم.

163
00:10:37,360 --> 00:10:39,280
‫بهم بگید چی شده.

164
00:10:39,900 --> 00:10:42,179
‫دکتر، بهم بگید چی شده.

165
00:10:42,460 --> 00:10:44,520
‫چشماش بیشتر از حرفاش حرف می‌زد.

166
00:10:44,620 --> 00:10:47,520
‫یه نسخه نوشتم، همون کار همیشگی.

167
00:10:49,026 --> 00:10:50,788
‫و بهش گفتم، خوبه.

168
00:10:51,860 --> 00:10:54,380
‫وضعیتتون ثابته.

169
00:10:54,880 --> 00:10:56,380
‫کمبود شجاعت.

170
00:10:57,080 --> 00:10:59,900
‫دستور همسرش، نگاهش.

171
00:11:00,380 --> 00:11:03,040
‫اونو با شک و رنج روحی تنها گذاشتم.

172
00:11:03,080 --> 00:11:04,576
‫بدتر از درد جسمی.

173
00:11:04,600 --> 00:11:06,380
‫و شما همچنان بهشون دروغ میگید؟

174
00:11:06,440 --> 00:11:09,700
‫ما معمولاً با ادامه درمان‌ها
‫بهشون اطمینان میدیم،

175
00:11:09,700 --> 00:11:11,696
‫ولی این زود تبدیل میشه به
‫درمان بی‌فایده و آزاردهنده.

176
00:11:11,720 --> 00:11:13,580
‫و شما، با وقت گذاشتن برای صحبت با

177
00:11:13,580 --> 00:11:15,736
‫بیمار، می‌تونید حقیقت رو بهش بگید؟

178
00:11:15,760 --> 00:11:17,780
‫بله، ولی محدودیت‌هایی هم هست.

179
00:11:18,020 --> 00:11:20,000
‫و خانواده‌ها یکی از جدی‌ترینشون هستن.

180
00:11:22,160 --> 00:11:25,240
‫این یه سوال شخصیه.

181
00:11:25,880 --> 00:11:29,320
‫چطور آدم متخصص مراقبت‌های تسکینی میشه؟

182
00:11:30,660 --> 00:11:32,156
‫یه یادگیری طولانیه.

183
00:11:32,180 --> 00:11:33,680
‫بله، تصور می‌کنم.

184
00:11:33,820 --> 00:11:36,036
‫من مخالف هر چیزی بودم که درمان نباشه.

185
00:11:36,060 --> 00:11:41,316
‫این با تجربه آفریقاییم شروع شد،
‫جایی که جشن گرفتن رو کشف کردم.

186
00:11:41,340 --> 00:11:42,216
‫آها، آره.

187
00:11:42,240 --> 00:11:45,340
‫و احترام به فرد در پایان زندگی.

188
00:11:45,420 --> 00:11:47,396
‫ببخشید، ولی من باید برم خونه.

189
00:11:47,420 --> 00:11:49,820
‫نوه‌هام دارن میان تا کاراشونو آماده کنن.

190
00:11:49,840 --> 00:11:50,960
‫شاید شما باید برید؟

191
00:11:50,980 --> 00:11:51,856
‫نه، نه، نه.

192
00:11:51,880 --> 00:11:53,276
‫عجله نکنید.

193
00:11:53,300 --> 00:11:54,616
‫کروسانتو تموم می‌کنی؟

194
00:11:54,640 --> 00:11:56,700
‫آره بابا، کروسانمو تموم می‌کنم.

195
00:11:59,550 --> 00:12:03,466
‫می‌گفتید، تو آفریقا، برای مرده‌ها جشن میگرفتن.

196
00:12:03,490 --> 00:12:05,290
‫مرده‌ها و پایان زندگی.

197
00:12:05,830 --> 00:12:10,670
‫و بعد از 15 سال پزشکی عمومی، یه شوک کاری بهم وارد شد،

198
00:12:10,830 --> 00:12:12,286
‫و همین انتخاب منو مشخص کرد.

199
00:12:12,310 --> 00:12:15,046
‫آگوستین، اون یه پروتکل جدید براش تجویز شده.

200
00:12:15,070 --> 00:12:16,690
‫اصلاً در موردش نظر نده.

201
00:12:21,550 --> 00:12:22,610
‫شما دکتر جدید هستید؟

202
00:12:22,610 --> 00:12:25,090
‫نه، من دوستشم.

203
00:12:25,370 --> 00:12:26,106
‫و تو؟

204
00:12:26,130 --> 00:12:27,486
‫نوه‌اش، انگلیسیه.

205
00:12:27,510 --> 00:12:28,766
‫اون ازم خواست بیام.

206
00:12:28,790 --> 00:12:30,706
‫آها، تو تنها کسی هستی که می‌تونی بخندونیش.

207
00:12:30,730 --> 00:12:32,510
‫من فقط دوست دارم ببینم خوب میشه.

208
00:12:36,170 --> 00:12:37,530
‫سیدونی ازم خواسته بود برم ببینمش،

209
00:12:37,530 --> 00:12:40,710
‫در حالی که من پزشک معالجش نبودم.

210
00:12:42,290 --> 00:12:44,126
‫شما رو سرحال می‌بینم.

211
00:12:44,150 --> 00:12:46,710
‫و در حال تلاش برای فرار.

212
00:12:49,128 --> 00:12:50,406
‫آگوستین...

213
00:12:50,430 --> 00:12:52,530
‫شما می‌دونید من چی دارم.

214
00:12:53,590 --> 00:12:55,416
‫من می‌دونم چی دارم.

215
00:12:55,730 --> 00:12:58,990
‫و هر دومون می‌دونیم که اصلاً خوب نیست.

216
00:13:00,090 --> 00:13:02,450
‫شما به طرز تحسین‌برانگیزی توسط برجسته‌ترین‌های

217
00:13:02,450 --> 00:13:05,110
‫پاریس پیگیری میشید، و خیلی خوب حمایت میشید.

218
00:13:05,130 --> 00:13:06,913
‫به من گوش کنید، آگوستین.

219
00:13:07,750 --> 00:13:10,348
‫وقتی هوشیاریم رو از دست دادم،

220
00:13:11,568 --> 00:13:14,938
‫می‌خوام مثل یه
‫دوست ازم مراقبت کنید.

221
00:13:16,950 --> 00:13:19,145
‫نذارید برگردم.

222
00:13:20,570 --> 00:13:22,526
‫شما رو متخصصای برجسته پیگیری می‌کنن.

223
00:13:22,550 --> 00:13:24,866
‫-من فقط یه...
‫-آره.

224
00:13:24,890 --> 00:13:28,730
‫توسط همه استادای دانشگاه، از بالا تا پایین.

225
00:13:29,710 --> 00:13:31,583
‫همکارهایی مثل من.

226
00:13:36,869 --> 00:13:38,636
‫منو سرگردون می‌کنن.

227
00:13:40,050 --> 00:13:44,283
‫از یه طرف، بهم غذا میدن در حالی که گرسنه نیستم.

228
00:13:46,900 --> 00:13:51,648
‫از طرف دیگه، منو گیج و منگ می‌کنن و من از پا در میام.

229
00:13:53,966 --> 00:13:55,766
‫ناامیدم.

230
00:13:57,620 --> 00:14:00,175
‫این عوضی‌ها مذهبی‌ان.

231
00:14:00,199 --> 00:14:01,879
‫به زندگی دست نمی‌زنن.

232
00:14:03,000 --> 00:14:04,706
‫حتی اگه داغون باشه.

233
00:14:08,550 --> 00:14:10,670
‫چی بهتون میده؟

234
00:14:13,390 --> 00:14:16,690
‫از یه طرف بهش غذا می‌دادن، و از طرف دیگه،

235
00:14:16,690 --> 00:14:19,986
‫بهش یه کوکتل آرام‌بخش می‌دادن
‫که مرگ رو جلو می‌انداخت.

236
00:14:20,010 --> 00:14:21,510
‫آگوستین.

237
00:14:23,076 --> 00:14:25,115
‫وقتی هوشیاریم رو از دست دادم،

238
00:14:25,139 --> 00:14:28,356
‫می‌خوام تو ازم مراقبت
‫کنی و زود تمومش کنی.

239
00:14:35,990 --> 00:14:37,910
‫فقط به تو اعتماد دارم.

240
00:14:39,070 --> 00:14:40,790
‫نذار برگردم.

241
00:14:41,650 --> 00:14:43,310
‫چیکار کنم؟

242
00:14:43,310 --> 00:14:46,741
‫احساس می‌کردم به حرفای این خانم بزرگ پایبندم.

243
00:14:47,210 --> 00:14:51,990
‫آیا من با بی‌اطلاعی و بی‌کفایتی‌ام به مرگش کمک کردم؟

244
00:14:52,030 --> 00:14:53,890
‫هنوزم از خودم می‌پرسم.

245
00:14:54,710 --> 00:14:58,442
‫ولی دوست من، سیدونی، همونطور که می‌خواست رفت.

246
00:15:04,810 --> 00:15:08,110
‫فهمیده بودم که برای اینکه بدونی چطور حرف بزنی، به آموزش نیاز داری.

247
00:15:08,250 --> 00:15:10,030
‫تو این جور مواقع چیکار کنیم؟

248
00:15:10,270 --> 00:15:12,206
‫- و حالا چی؟
‫- بهتره.

249
00:15:12,230 --> 00:15:16,046
‫ما هنوز بیماری‌های لاعلاج داریم،
‫و خانواده‌هایی که گاهی اوقات سرسختن.

250
00:15:16,070 --> 00:15:17,906
‫خانواده‌ها فکر می‌کنن همه چی قابل درمانه.

251
00:15:17,930 --> 00:15:20,350
‫همه فکر می‌کنن فقط یه نوع پزشکی وجود داره،
‫در حالی که سه تاست.

252
00:15:20,370 --> 00:15:22,850
‫چهار تاست، آگوستین، با توانبخشی.

253
00:15:23,290 --> 00:15:26,850
‫- درسته، ولی اینجا از اون نداریم.
‫- متاسفانه، آره.

254
00:15:27,047 --> 00:15:29,886
‫- و اول از همه پیشگیری.
‫- که هیچ‌وقت بهش فکر نمی‌کنیم.

255
00:15:29,910 --> 00:15:34,213
‫بعدش پزشکی درمانی میاد،
‫پزشکی پیروزمندانه، و...

256
00:15:34,237 --> 00:15:37,646
‫در آخر پزشکی تسکینی،
‫همون که کسی دوستش نداره.

257
00:15:37,670 --> 00:15:40,510
‫درمانی، برای آزمایشگاه‌ها یه معدن طلاست.

258
00:15:40,910 --> 00:15:43,930
‫یک سوم داروهایی که تجویز میشن هیچ اثری ندارن.

259
00:15:44,750 --> 00:15:48,350
‫ترک کردن بیمار بدون نسخه، تصویر بدی به جا میذاره.

260
00:15:49,470 --> 00:15:51,890
‫جلوی یه بیمار، آدم می‌ترسه.

261
00:15:52,410 --> 00:15:53,846
‫آدم هیچ‌وقت نمی‌دونه.

262
00:15:53,870 --> 00:15:57,426
‫مثلاً مورد سرطان متاستاتیک آقای راویه.

263
00:15:57,450 --> 00:15:58,330
‫متاستاتیک؟

264
00:15:58,330 --> 00:15:58,766
‫بله.

265
00:15:58,790 --> 00:16:04,110
‫یه کانون اولیه کوچیک و چندین کانون ثانویه وجود داره.

266
00:16:04,710 --> 00:16:06,246
‫هیچ راه درمانی نداره.

267
00:16:06,270 --> 00:16:08,170
‫هیچ راه درمانی نداره.

268
00:16:08,210 --> 00:16:11,430
‫پزشکایی که، از ترس سرزنش یا به امید «خدا کنه خوب بشه»،

269
00:16:11,430 --> 00:16:12,580
‫درمان‌های مضر رو ادامه میدن تا

270
00:16:12,580 --> 00:16:15,630
‫بیماران و خانواده‌هاشون رو راضی کنن.

271
00:16:16,290 --> 00:16:18,590
‫ببینید، من هیچ...

272
00:16:18,770 --> 00:16:20,390
‫دیگه تزریق خون نیست؟

273
00:16:20,390 --> 00:16:22,627
‫از دیروز، من پرسیدم، ولی...

274
00:16:24,532 --> 00:16:25,970
‫اون کم‌خونی داره، باید بهش خون تزریق کنن.

275
00:16:25,990 --> 00:16:27,870
‫نه ولی دکتر، می‌دونید که
‫از دیروز دیگه فایده‌ای نداره.

276
00:16:27,870 --> 00:16:28,706
‫دقیقاً، باید بهش خون تزریق کنن.

277
00:16:28,730 --> 00:16:29,610
‫دیگه فایده‌ای نداره.

278
00:16:29,610 --> 00:16:31,110
‫تزریق خون.

279
00:16:35,060 --> 00:16:36,560
‫درست میشه.

280
00:16:48,800 --> 00:16:51,036
‫دیروز صبح، دکتر کشیک برگشت.

281
00:16:51,060 --> 00:16:52,116
‫سلام آقای راویه.

282
00:16:52,140 --> 00:16:53,740
‫آه، دکتر.

283
00:16:55,653 --> 00:16:57,953
‫گفته بودیم تزریق خون رو قطع می‌کنیم.

284
00:16:58,260 --> 00:16:59,960
‫ولی نه، دکتر.

285
00:17:00,100 --> 00:17:04,016
‫-دکتر ما، اون گفت که...
‫-وضعیت شما دیگه اینو نمی‌خواد، آقای راویه.

286
00:17:04,040 --> 00:17:07,100
‫ولی یه تزریق خون آخر...

287
00:17:07,100 --> 00:17:10,560
‫نه، امروز، این بیشتر از اینکه
‫براتون فایده داشته باشه، ضرر داره.

288
00:17:11,720 --> 00:17:12,936
‫سلام.

289
00:17:12,960 --> 00:17:14,460
‫سلام.

290
00:17:14,960 --> 00:17:16,500
‫عزیزم.

291
00:17:18,240 --> 00:17:19,820
‫حالت چطوره؟

292
00:17:19,820 --> 00:17:20,956
‫آرومم.

293
00:17:20,980 --> 00:17:23,740
‫ولی چرا برش می‌دارید؟

294
00:17:23,740 --> 00:17:26,280
‫باید بهش سرم وصل کنن.

295
00:17:26,520 --> 00:17:28,920
‫شوهرتون دیگه تحملش رو نداره، خانم.

296
00:17:29,360 --> 00:17:31,756
‫امروز، تزریق خون دیگه فایده‌ای نداره.

297
00:17:31,780 --> 00:17:34,250
‫وضعیتش ایجاب می‌کنه که آزمایش خون بگیرن،

298
00:17:34,260 --> 00:17:37,536
‫کم‌خونیش رو زیر نظر داشته باشن و درمانش رو ادامه بدن.

299
00:17:37,560 --> 00:17:39,180
‫شما، تکون نخورید.

300
00:17:39,360 --> 00:17:40,716
‫اینو بذارید سر جاش.

301
00:17:40,740 --> 00:17:44,496
‫باید بهش سرم وصل کنن و بهش غذا بدن
‫حتی اگه گرسنه نباشه.

302
00:17:44,520 --> 00:17:45,836
‫خانم، هیچی از گلوش پایین نمیره.

303
00:17:45,860 --> 00:17:46,600
‫فوری، میریم...

304
00:17:46,600 --> 00:17:48,680
‫آره، ولی چون به غذاهای مایع نیاز داره.

305
00:17:48,700 --> 00:17:51,316
‫و این فقط به شما و پرسنلتون بستگی داره.

306
00:17:51,340 --> 00:17:54,440
‫پرسنل ما، پرستارای ما هر کاری از دستشون
‫برمیاد برای راحتی شوهرتون انجام میدن

307
00:17:54,440 --> 00:17:58,420
‫و سعی می‌کنن دردهای
‫جسمی و روحی رو تسکین بدن.

308
00:17:58,600 --> 00:18:01,336
‫ولی ادامه دادن یه همچین درمانی، کاملاً غیرمنطقیه.

309
00:18:01,360 --> 00:18:02,980
‫من منطقی‌ام.

310
00:18:03,520 --> 00:18:09,000
‫من فقط می‌خوام شوهرم به حالت قبلش برگرده.

311
00:18:09,100 --> 00:18:10,660
‫بیاید همه‌مون منطقی باشیم.

312
00:18:10,840 --> 00:18:13,200
‫این درمان بی‌فایده بیشتر از اینکه بهش کمک کنه،
‫بهش آسیب می‌زنه.

313
00:18:13,600 --> 00:18:15,100
‫بس کنید.

314
00:18:16,180 --> 00:18:17,656
‫بس کنید.

315
00:18:17,680 --> 00:18:19,900
‫می‌خوام تزریق خون رو قطع کنن.

316
00:18:20,400 --> 00:18:21,876
‫دیگه نمی‌تونم تحمل کنم.

317
00:18:21,900 --> 00:18:25,140
‫اگه دکتر نتونه موضعش رو واضح مشخص کنه،
‫خانواده‌ها تمایل دارن که...

318
00:18:25,140 --> 00:18:28,300
‫تزریق خون‌های بی‌فایده ولی اطمینان‌بخش رو ادامه بدن.

319
00:18:28,600 --> 00:18:32,480
‫بیمار با یه قلب پر و سنگین میره.

320
00:18:32,600 --> 00:18:34,100
‫ببخشید.

321
00:18:34,300 --> 00:18:36,776
‫اگه وقت دارید، می‌تونم بخش رو بهتون نشون بدم.

322
00:18:36,800 --> 00:18:38,300
‫با کمال میل.

323
00:18:44,020 --> 00:18:45,520
‫بفرمایید داخل.

324
00:18:46,760 --> 00:18:48,660
‫لطفاً بشینید.

325
00:18:56,370 --> 00:18:59,010
‫اجازه گرفتم فابریس توسن رو دعوت کنم.

326
00:18:59,066 --> 00:18:59,886
‫سلام.

327
00:18:59,910 --> 00:19:01,226
‫اون تو جلسه ما شرکت می‌کنه.

328
00:19:01,250 --> 00:19:05,790
‫اسمشو می‌شناسید.
‫حتماً، لیلون هست.

329
00:19:06,030 --> 00:19:07,906
‫به کارای ما علاقه داره.

330
00:19:07,930 --> 00:19:10,586
‫قول میدم تا جای ممکن ساکت باشم.

331
00:19:10,610 --> 00:19:12,190
‫یه کلمه هم نمیگم.

332
00:19:12,630 --> 00:19:14,086
‫شروع می‌کنیم. دیلن.

333
00:19:14,110 --> 00:19:17,586
‫خب، جلسه رو با پرونده آقای سایون شروع می‌کنیم.

334
00:19:17,610 --> 00:19:20,070
‫اون می‌خواد خانواده‌اش برن
‫قبل از اینکه ما بهش رسیدگی کنیم.

335
00:19:20,090 --> 00:19:22,550
‫راستش، با بعضی از درمان‌ها خیلی مشکل داره.

336
00:19:22,950 --> 00:19:26,030
‫ما غیرقابل تحمل رو قابل تحمل می‌کنیم.

337
00:19:26,550 --> 00:19:30,506
‫با کمک بیمار، میشه گفت مراقبت تسکینی یه جور ضدقدرته.

338
00:19:30,530 --> 00:19:32,150
‫این بیماره که تصمیم می‌گیره.

339
00:19:32,330 --> 00:19:33,830
‫درسته؟

340
00:19:34,410 --> 00:19:35,826
‫بعدش.

341
00:19:35,850 --> 00:19:39,770
‫خب، خانم وبر، که در نتیجه دوز مورفینش
‫بالا رفته بود، استفراغ زیادی داشت.

342
00:19:39,847 --> 00:19:44,468
‫و از اونجایی که بیشتر به خاطر رنج روانی اینجا
‫بود، مورفین رو کم کردیم و داروهای آرام‌بخش

343
00:19:44,625 --> 00:19:50,137
‫و کورتیکواستروئید رو زیاد کردیم.
‫- در نتیجه، آروم شد. ارتباط به خوبی برقرار شده.

344
00:19:50,161 --> 00:19:56,538
‫نگرانی‌ها و ترس‌هاشو به زبون میاره. برای حمام کردن هم
‫واقعاً بهتر شده. معمولاً خیلی سخت بود.

345
00:19:56,699 --> 00:20:01,792
‫حرکت دادن برای حمام، می‌بینیم که با بدنش مشکل
‫داره. و اینجا، کاملاً خودشو رها کرد. خوب بود.

346
00:20:01,990 --> 00:20:05,030
‫ولی من، مشکل آب‌رسانی به بدنش رو دارم.
‫با خودم میگم، اون آب نمی‌خوره.

347
00:20:05,050 --> 00:20:08,350
‫دهنش خیلی خشکه. پس، نمی‌دونم،
‫شاید بتونیم بهش چیزی پیشنهاد بدیم،.

348
00:20:08,370 --> 00:20:11,870
‫یخ، آها، ولی این یه
‫کمپرس مرطوبه. یا مثلاً لیمو.

349
00:20:12,370 --> 00:20:14,710
‫آها خب، اگه عاشق لیموئه،
‫براش لیمو می‌خریم.

350
00:20:14,730 --> 00:20:16,626
‫این ممکنه، آره.
‫ممکنه.

351
00:20:16,650 --> 00:20:18,270
‫لیمو سفارش میدم.

352
00:20:18,450 --> 00:20:20,306
‫خانم توتن ازمون سوال می‌پرسه.

353
00:20:20,330 --> 00:20:23,066
‫ولی دخترش بهمون اجازه نمیده از وضعیتش باخبرش کنیم.

354
00:20:23,090 --> 00:20:24,586
‫خب من فردا صبح بهش زنگ می‌زنم.

355
00:20:24,610 --> 00:20:27,750
‫اجازه بدید برای خانم توتن اضافه کنم،
‫از صبح درد داره.

356
00:20:27,750 --> 00:20:30,146
‫همه جاش خیلی آلرژیک شده.
‫پس، باید دوباره ارزیابیش کنیم.

357
00:20:30,170 --> 00:20:33,750
‫آره، و دخترش، واقعاً تو یه وضعیت پریشونیه.
‫فکر کنم یه کم انکار می‌کنه.

358
00:20:33,770 --> 00:20:36,750
‫- واقعاً خوب میشه اگه... اگه نگران بشیم.
‫- بله، بله، ولی من میرم ببینمش.

359
00:20:36,770 --> 00:20:41,168
‫آقای نِوو اومده تو بخش، توسط یه سرطان‌شناس
‫معرفی شده، بعد از یه پیشرفت سریع و ناگهانی.

360
00:20:41,301 --> 00:20:42,190
‫سریع و ناگهانی؟

361
00:20:42,190 --> 00:20:44,606
‫-خب، اون تو وضعیت زیر-فیزیکی نیست، ولی...
‫-صبر کن، لوئیز.

362
00:20:44,630 --> 00:20:48,146
‫"سریع و ناگهانی" پیشرفتیه که نیاز به
‫مراقبت تو بخش مراقبت‌های تسکینی داره.

363
00:20:48,170 --> 00:20:49,806
‫ببخشید که حرفتون رو قطع کردم.

364
00:20:49,830 --> 00:20:53,056
‫"سریع و ناگهانی"، یعنی...
‫تو انگلیسی میشه "لایتنینگ".

365
00:20:53,191 --> 00:20:58,756
‫تو یه بیماری چطور معنی
‫میشه؟ در روز، در هفته، در ماه؟.

366
00:21:00,496 --> 00:21:01,880
‫ اتفاق افتاده....

367
00:21:02,150 --> 00:21:04,650
‫ما بیمارانی داشتیم که خوب شدن و برگشتن خونه.

368
00:21:06,950 --> 00:21:08,606
‫آره، ولی به نظر میاد وجود داره.

369
00:21:08,630 --> 00:21:11,406
‫آره، ولی نمی‌تونی... اینجوری تعریفش نمی‌کنیم.

370
00:21:11,430 --> 00:21:15,630
‫بله، بله، لطفاً، لطفاً.

371
00:21:15,850 --> 00:21:18,250
‫فقط ببخشید،
‫ولی این خیلی به بیماری‌ها هم بستگی داره.

372
00:21:18,270 --> 00:21:20,930
‫بالاخره سرطان‌هایی هم هستن
‫که پیشرفتشون غیرقابل توقفه، نه؟

373
00:21:20,930 --> 00:21:23,030
‫این خیلی به بیمارا هم بستگی داره.

374
00:21:23,050 --> 00:21:26,850
‫مثلاً، خانم دورانژر، 75 ساله، برای مراقبت

375
00:21:26,850 --> 00:21:30,088
‫نهایی سرطان روده بزرگ که از
‫ابتدا چند متاستاز داشته،

376
00:21:30,173 --> 00:21:34,992
‫ و با یه پیشرفت خیلی سریع،
‫که متاسفانه نتونسته نه شیمی‌درمانی بگیره نه جراحی.

377
00:21:35,210 --> 00:21:39,150
‫تو این موارد، تا قلب هم پخش میشه، پس امیدی نیست.

378
00:21:39,590 --> 00:21:42,170
‫تو مراقبت‌های تسکینی، فقط سرطان رو درمان نمی‌کنیم.

379
00:21:42,210 --> 00:21:44,480
‫و بعد مثلاً، خانم لئونی هم هست، که...

380
00:21:44,480 --> 00:21:47,210
‫اینجا با وضعیت "پایانی" بستری شده بود.

381
00:21:47,730 --> 00:21:49,150
‫در نهایت، سه هفته بعد، هنوز اینجاست.

382
00:21:49,150 --> 00:21:53,510
‫آره، ولی غر می‌زنه.

383
00:21:53,650 --> 00:21:55,770
‫امروز نرفتی ببینیش؟

384
00:21:55,770 --> 00:21:57,426
‫آها، آره، یادم رفت.

385
00:21:57,450 --> 00:21:59,290
‫میرم.
‫توماس، می‌تونی ادامه بدی؟

386
00:21:59,290 --> 00:22:01,561
‫حتماً، با من میاید؟

387
00:22:03,670 --> 00:22:05,170
‫بفرمایید،

388
00:22:19,930 --> 00:22:22,370
‫همه، خیلی دیر کردید.

389
00:22:25,380 --> 00:22:27,280
‫یه کم منو بالا برید.

390
00:22:30,300 --> 00:22:32,516
‫- من اینجام
‫- بله.

391
00:22:32,540 --> 00:22:34,300
‫این برای مهم‌ترین قرار ملاقاته؟

392
00:22:34,300 --> 00:22:36,036
‫بس کن، نه، نه، نه.

393
00:22:36,060 --> 00:22:37,236
‫ولی من ضعیف نبودم.

394
00:22:37,260 --> 00:22:39,500
‫اینجوری با من بازی نکن.

395
00:22:40,860 --> 00:22:43,400
‫خب پس، این چه مدل موی قشنگیه؟

396
00:22:43,400 --> 00:22:45,060
‫این مریلینه.

397
00:22:45,360 --> 00:22:46,740
‫ازش خواستم واسه منم همین کارو بکنه.

398
00:22:46,740 --> 00:22:49,300
‫واقعاً مدل موی بدیه.

399
00:22:50,620 --> 00:22:53,420
‫با نفستون قلقلکم میدید.

400
00:22:53,560 --> 00:22:55,060
‫ببخشید.

401
00:22:56,360 --> 00:22:58,740
‫و شما، در مورد همه اینا چی فکر می‌کنید؟

402
00:22:59,767 --> 00:23:03,880
‫نه، من از رئیس در مورد اون دنیا سوال می‌کردم.

403
00:23:04,360 --> 00:23:06,020
‫من به زودی میرم.

404
00:23:06,840 --> 00:23:08,900
‫و خوب نمی‌بینم چی در انتظارمه.

405
00:23:11,360 --> 00:23:13,920
‫بالاخره باید یه چیزی باشه، نه؟

406
00:23:14,420 --> 00:23:17,080
‫وگرنه، ناامیدکننده میشد.

407
00:23:19,060 --> 00:23:20,560
‫جون دادن.

408
00:23:21,020 --> 00:23:22,840
‫آره، جون بدم، قبول دارم.

409
00:23:23,040 --> 00:23:25,280
‫ولی بهم بگید، به کی؟

410
00:23:26,500 --> 00:23:29,210
‫چرا می‌خواید چیزی رو که مال شماست،

411
00:23:29,210 --> 00:23:32,980
‫به کسی که نمی‌شناسید پس بدید؟

412
00:23:33,448 --> 00:23:35,160
‫اون اهل اینجا نیست.

413
00:23:35,320 --> 00:23:37,320
‫آره، نیست، اون فیلسوفه.

414
00:23:38,480 --> 00:23:40,436
‫منم همین فکرو می‌کنم.

415
00:23:40,460 --> 00:23:41,960
‫پس پسش نده.

416
00:23:43,620 --> 00:23:45,280
‫همین کارو می‌کنم.

417
00:23:46,440 --> 00:23:49,120
‫هر روز، یه روز دیگه برنده میشم.

418
00:23:50,140 --> 00:23:55,040
‫به لطف اون، دیگه دردی ندارم،
‫جز اضطراب‌ها.

419
00:23:55,240 --> 00:23:57,280
‫ولی اونجا هم...

420
00:23:59,080 --> 00:24:00,960
‫نه، دیگه هیچی کار نمی‌کنه.

421
00:24:05,400 --> 00:24:05,940
‫جز اینکه...

422
00:24:05,940 --> 00:24:09,613
‫با این حال، لذت‌بخشه که یه صبح...

423
00:24:10,138 --> 00:24:12,386
اینجا بیدار بشی ‫و بتونی صحبت کنی.

424
00:24:13,980 --> 00:24:15,916
‫ما هیچ کاره‌ایم، لئونی.

425
00:24:15,940 --> 00:24:17,780
‫این اراده شماست.

426
00:24:19,320 --> 00:24:22,240
‫من قبلاً یه یکشنبه رو برنده شدم.

427
00:24:23,040 --> 00:24:25,260
‫و قصد دارم تا یکشنبه بعدی هم برسم.

428
00:24:26,340 --> 00:24:29,020
‫شما مذهبی هستید؟

429
00:24:29,190 --> 00:24:33,240
‫بله، کتاب تعلیمات دینی همه چیزو توضیح داده بود.

430
00:24:34,100 --> 00:24:37,300
‫مرگ فقط یه لحظه بد بود که باید می‌گذشت.

431
00:24:38,060 --> 00:24:40,580
‫و بعدش، بهشت بود.

432
00:24:42,240 --> 00:24:46,480
‫از این به بعد، کمبود اعتقاد هست.

433
00:24:46,860 --> 00:24:48,860
‫برای شما، بهشت رو خوب حس می‌کنم.

434
00:24:49,440 --> 00:24:52,460
‫یکم یکنواخته، نه؟

435
00:24:52,460 --> 00:24:53,960
‫ولی آرامش‌بخشه.

436
00:24:54,580 --> 00:24:56,080
‫گیج‌کننده هم هست.

437
00:24:57,746 --> 00:25:00,120
‫بهشت، برزخ، جهنم.

438
00:25:00,160 --> 00:25:02,340
‫برزخ رو، کلیسا حذف کرده.

439
00:25:02,840 --> 00:25:04,580
‫پس، گزینه‌های دیگه هم هست.

440
00:25:05,160 --> 00:25:07,540
‫بودیسم، مثلاً.

441
00:25:07,840 --> 00:25:11,020
‫آره، نیروانا، قدرت معمولی، آره.

442
00:25:11,468 --> 00:25:18,500
‫نه، نه، روح بدن رو برای یه وجود جدید انسانی، حیوانی،

443
00:25:19,015 --> 00:25:20,142
‫گیاهی.

444
00:25:20,700 --> 00:25:22,200
‫خیلی ریسکیه.

445
00:25:22,620 --> 00:25:25,180
‫شما بودیسم رو می‌شناسید؟

446
00:25:25,180 --> 00:25:30,056
‫من سه سال تو انستیتو فرانسه دهلی تدریس کردم.

447
00:25:30,080 --> 00:25:31,860
‫آه، درسته.

448
00:25:32,940 --> 00:25:36,160
‫ولی اونجا، روان بودن، اونقدر هم بد نیست، نه؟

449
00:25:36,160 --> 00:25:37,956
‫نه، از بدن خودم به یه بدن دیگه رفتن.

450
00:25:37,980 --> 00:25:39,276
‫بله.

451
00:25:39,300 --> 00:25:41,000
‫و کی انتخاب می‌کنه؟

452
00:25:41,000 --> 00:25:43,240
‫آه، اینو نمی‌دونم، مشخص نشده.

453
00:25:43,320 --> 00:25:44,820
‫پس، سوالی نیست.

454
00:25:49,320 --> 00:25:50,980
‫پیشنهاد دیگه؟

455
00:25:52,940 --> 00:25:57,160
‫امم... تبدیل شدن به ستاره، همچین چیزی هست؟

456
00:25:57,160 --> 00:25:59,100
‫کاتاستریزاسیون.
‫( تبدیل شدن به ستاره یا صورت فلکی )

457
00:25:59,460 --> 00:26:00,736
‫آه، بله.

458
00:26:00,760 --> 00:26:02,660
‫این یه اسطوره یونانیه.

459
00:26:02,700 --> 00:26:04,200
‫بله.

460
00:26:05,680 --> 00:26:09,220
‫شعر، برای رویاپردازی.

461
00:26:11,145 --> 00:26:13,240
‫و بعدش، بازگشت ابدی هست.

462
00:26:13,740 --> 00:26:15,036
‫نه فیلمه.

463
00:26:15,060 --> 00:26:18,200
‫این یه اعتقادیه که دوباره داره قوی میشه.

464
00:26:18,640 --> 00:26:19,720
‫پالاژنِزی.
‫( تجدید حیات )

465
00:26:19,720 --> 00:26:21,220
‫همین.

466
00:26:21,420 --> 00:26:22,960
‫بازم یونانی‌ها.

467
00:26:24,440 --> 00:26:25,940
‫بازگشت به زندگی.

468
00:26:27,660 --> 00:26:29,280
‫باشه، ولی...

469
00:26:29,420 --> 00:26:31,620
‫ولی تو یه بدن دیگه.

470
00:26:33,180 --> 00:26:36,580
‫هراکلیتوس این رو نمیگه، ولی من بهش اعتماد دارم.

471
00:26:38,140 --> 00:26:40,240
‫هیچی تکرار نمیشه.

472
00:26:44,520 --> 00:26:46,140
‫ما شما رو تنها میذاریم، لئونی.

473
00:26:48,640 --> 00:26:50,216
‫ولی شما برمی‌گردید.

474
00:26:50,240 --> 00:26:51,740
‫البته، فردا.

475
00:26:53,580 --> 00:26:55,496
‫شما هم برگردید.

476
00:26:55,520 --> 00:26:57,860
‫با کمال میل، ممنون.

477
00:27:03,000 --> 00:27:04,840
‫حالا، میخوابم.

478
00:27:06,160 --> 00:27:08,540
‫با رویاهای زندگی.

479
00:27:09,940 --> 00:27:14,440
‫و نه بهشت مورفینیِ شما.

480
00:27:15,504 --> 00:27:17,170
‫-تا فردا
‫-تا فردا.

481
00:27:32,040 --> 00:27:38,116
‫و ما باهاشون واقعاً نزدیک کار می‌کنیم برای یه پروژه بزرگ.

482
00:27:38,140 --> 00:27:41,370
‫چون اونا می‌خوان یه برنامه کامل رو

483
00:27:41,370 --> 00:27:44,696
‫به مناسبت تجدید چاپ "آفت اربابان" اختصاص بدن.

484
00:27:44,720 --> 00:27:48,040
‫و چیزی که عالیه اینه که اونا قصد دارن یه مناظره برگزار کنن.

485
00:27:48,095 --> 00:27:48,796
‫باشه.

486
00:27:48,820 --> 00:27:51,880
‫داریم روی بخش بصری کار می‌کنیم.

487
00:27:52,040 --> 00:27:53,860
‫اینجا، اسم.

488
00:27:54,440 --> 00:27:56,720
‫و من این عنوان رو برای برنامه پیشنهاد می‌کنم.

489
00:27:57,200 --> 00:28:00,775
‫غرق شدن‌هایی که در کمین ماست و آرمان‌شهرهایی که محقق میشن.

490
00:28:01,126 --> 00:28:01,960
‫یا...

491
00:28:03,600 --> 00:28:05,340
‫زندگی و پایان زندگی.

492
00:28:05,880 --> 00:28:07,540
‫عکس انتخاب خوبیه.

493
00:28:07,740 --> 00:28:10,320
‫ولی برای بقیه، اون تصمیم می‌گیره.

494
00:28:10,800 --> 00:28:12,500
‫بهش زنگ زدم، جواب نمیده.

495
00:28:12,760 --> 00:28:14,516
‫- داره می‌نویسه؟
‫- نه.

496
00:28:14,540 --> 00:28:17,560
‫از وقتی ام‌آر‌آی بوستون رو گرفت، انگار جلوی یه مانعه، نمیدونم.

497
00:28:17,580 --> 00:28:20,460
‫یه مانع رو میشه با نوشتن از بین برد.

498
00:28:21,480 --> 00:28:23,620
‫اون امروز صبح یه ام‌آر‌آی جدید گرفته.

499
00:28:23,820 --> 00:28:25,116
‫یکی دیگه؟

500
00:28:25,140 --> 00:28:26,860
‫پونزده روز بعد از بوستون؟

501
00:28:26,870 --> 00:28:29,530
‫- خب که چی؟
‫- خب هیچی، هیچی، همه چی خوبه.

502
00:28:30,040 --> 00:28:32,820
‫اون مونده بود با رئیس بخش
‫مراقبت‌های تسکینی صحبت کنه.

503
00:28:32,920 --> 00:28:34,840
‫مراقبت‌های تسکینی؟

504
00:28:35,480 --> 00:28:37,060
‫میام شام، دعوتم می‌کنی؟

505
00:28:37,070 --> 00:28:39,250
‫نوه‌هام دارن جشن می‌گیرن.

506
00:28:40,420 --> 00:28:41,816
‫نه، نه، ولی بیا.

507
00:28:41,840 --> 00:28:44,340
‫بیا چون از دیدنت خوشحال میشه.

508
00:28:44,580 --> 00:28:45,876
‫آها، ببین، ایناهاش.

509
00:28:45,900 --> 00:28:47,316
‫کلیدا رو داد.

510
00:28:47,340 --> 00:28:48,720
‫خب، برای شام منتظرتم؟

511
00:28:48,730 --> 00:28:50,280
‫آره، چیزی برات بیارم؟

512
00:28:50,290 --> 00:28:51,790
‫تو حال و هوای خوبی هستی.

513
00:28:54,940 --> 00:28:56,260
‫خوبی؟

514
00:28:56,270 --> 00:28:57,770
‫خیلی طول کشید.

515
00:29:01,200 --> 00:29:04,320
‫دوش می‌گیرم و برمی‌گردم.

516
00:29:09,870 --> 00:29:11,670
‫راستی، برادرت زنگ زد.

517
00:29:11,750 --> 00:29:13,010
‫آره؟

518
00:29:13,020 --> 00:29:14,600
‫من از اون بالا بهش زنگ زدم.

519
00:29:15,350 --> 00:29:17,070
‫خب، این ام‌آر‌آی چی شد؟

520
00:29:17,810 --> 00:29:22,517
‫خب، تقریباً همون چیزیه که شما داشتید،
‫جز اینکه متخصص ما حرفی از بیوپسی نمی‌زنه.

521
00:29:23,190 --> 00:29:24,690
‫با این حال انجامش بده.

522
00:29:25,350 --> 00:29:28,104
‫خب گوش کن، بهم گفت واقعاً دردناکه.

523
00:29:28,424 --> 00:29:29,577
‫می‌بینم.

524
00:29:29,850 --> 00:29:34,686
‫می‌تونی یه کتاب در مورد اضطراب‌هات بنویسی،
‫مثل ژرار دُنِروال.

525
00:29:34,710 --> 00:29:36,210
‫آزادت می‌کنه.

526
00:29:38,650 --> 00:29:40,190
‫هنوز اونجایی؟

527
00:29:40,200 --> 00:29:42,326
‫خب گوش کن، برو با اون نروالت.

528
00:29:42,350 --> 00:29:43,850
‫می‌بوسمت، به زودی می‌بینمت.

529
00:29:47,420 --> 00:29:49,760
‫تو که قرار نیست با این قضیه وسواس پیدا کنی.

530
00:29:50,180 --> 00:29:51,896
‫هر لحظه ممکنه بیدار بشه.

531
00:29:51,920 --> 00:29:55,240
‫در مورد همین با دکتر صحبت کردید؟

532
00:29:55,250 --> 00:29:57,236
‫الان به چی فکر می‌کنی؟

533
00:29:57,260 --> 00:29:58,940
‫به یه کتاب یا چیز دیگه؟

534
00:29:58,950 --> 00:30:00,216
‫شاید به هر دو.

535
00:30:00,240 --> 00:30:01,740
‫فقط به کتاب فکر کن.

536
00:30:09,160 --> 00:30:10,276
‫اریک میاد شام.

537
00:30:10,300 --> 00:30:11,356
‫فکر خوبیه.

538
00:30:11,380 --> 00:30:13,356
‫- و بچه‌ها؟
‫- بچه‌ها، پایین هستن.

539
00:30:13,380 --> 00:30:14,880
‫میرم ببینمشون.

540
00:30:42,250 --> 00:30:44,310
‫بچه‌ها، منتظرتونیم!

541
00:30:49,250 --> 00:30:51,990
‫در رو باز کردم و داشتن فیلم پورن می‌دیدن.

542
00:30:52,168 --> 00:30:53,790
‫تو باهاشون حرف می‌زنی یا من حرف بزنم؟

543
00:30:53,800 --> 00:30:57,246
‫خب آره، ولی الان دوستاشون،
‫اون نسل بومرها.

544
00:30:57,270 --> 00:30:58,910
‫آها نه، اریکه.

545
00:30:59,470 --> 00:31:00,246
‫سلام.

546
00:31:00,270 --> 00:31:00,966
‫سلام.

547
00:31:00,990 --> 00:31:02,490
‫خوبی؟

548
00:31:03,250 --> 00:31:04,670
‫جشن شروع نشده؟

549
00:31:04,680 --> 00:31:06,166
‫چرا، پایینه، ولی ما راحتیم.

550
00:31:06,720 --> 00:31:08,426
‫داشتیم تو تلویزیون پورن می‌دیدیم.

551
00:31:08,450 --> 00:31:10,626
‫ما تاناتوس رو ممنوع می‌کنیم، یعنی نشون دادن مرده‌ها.

552
00:31:10,650 --> 00:31:12,946
‫اروس رو تو بدترین حالت‌هاش به نمایش می‌ذاریم.
‫[ اروس (غریزه زندگی) و تاناتوس (غریزه مرگ) ]

553
00:31:12,970 --> 00:31:14,926
‫هزار تماشاگر برای تاناتوس و مرده‌هاش.

554
00:31:14,950 --> 00:31:17,766
‫و میلیون‌ها نفر برای پورن.
‫این یه واقعیت تمدنه.

555
00:31:17,790 --> 00:31:19,026
‫بابابزرگ!

556
00:31:19,050 --> 00:31:20,006
‫دقیقاً، بابابزرگ.

557
00:31:20,030 --> 00:31:22,446
‫ببینید تو زیرزمین چی آماده کردیم.

558
00:31:22,470 --> 00:31:23,686
‫به این بی‌گناه‌ها نگاه کنید.

559
00:31:23,710 --> 00:31:24,826
‫باید با بچه‌ها حرف زد.

560
00:31:24,850 --> 00:31:26,670
‫باید با بچه‌ها حرف زد.

561
00:31:26,680 --> 00:31:28,510
‫با ما حرف بزنید، آره، با ما حرف بزنید.

562
00:31:28,690 --> 00:31:29,626
‫تو سالن.

563
00:31:29,650 --> 00:31:30,686
‫دقیقاً.

564
00:31:30,710 --> 00:31:31,966
‫دقیقاً.

565
00:31:31,990 --> 00:31:33,930
‫حالا که جشن قراره شروع بشه.

566
00:31:35,270 --> 00:31:36,226
‫نه، نه، نه.

567
00:31:36,250 --> 00:31:37,750
‫بیاید اینجا.

568
00:31:46,560 --> 00:31:49,100
‫چی تو تلویزیون می‌دیدید؟

569
00:31:50,560 --> 00:31:52,600
‫یه چیز چندش‌آور بود.

570
00:31:53,620 --> 00:31:55,500
‫دنبال راک اند رول بودیم.

571
00:31:55,849 --> 00:31:56,935
‫سون سانز.

572
00:31:56,992 --> 00:31:58,572
‫و به این خوردیم.

573
00:32:00,220 --> 00:32:01,716
‫دوستان.

574
00:32:01,740 --> 00:32:03,016
‫خب، بعداً در موردش حرف می‌زنیم.

575
00:32:03,040 --> 00:32:04,660
‫برید در رو برای دوستاتون باز کنید.

576
00:32:05,018 --> 00:32:06,518
‫از در باغ.

577
00:32:07,060 --> 00:32:09,256
‫خب، اومدم باهات در مورد برنامه حرف بزنم.

578
00:32:09,280 --> 00:32:10,496
‫تو آشپزخونه.

579
00:32:10,520 --> 00:32:12,900
‫گوش می‌کنم در حالی که تو شام رو آماده می‌کنی.

580
00:32:23,560 --> 00:32:26,316
‫نگرانی اون اینه که تو نظرت رو برای برنامه عوض کنی.

581
00:32:26,340 --> 00:32:27,576
‫اون قبلاً اعلامش کرده.

582
00:32:27,600 --> 00:32:29,300
‫در موردش با اطرافیانش حرف زده.

583
00:32:29,620 --> 00:32:33,240
‫اون تکرار می‌کنه که "آفت اربابان" به‌روز شده یه بمبه.

584
00:32:33,440 --> 00:32:36,770
‫اگه شراب می‌خوای... نه ممنون، من سفید می‌خورم.

585
00:32:37,260 --> 00:32:39,640
‫و کی مخاطب رو انتخاب می‌کنه؟

586
00:32:39,650 --> 00:32:40,896
‫اون.

587
00:32:40,920 --> 00:32:42,236
‫خب، تو که اونو می‌شناسی.

588
00:32:42,260 --> 00:32:44,176
‫سوالاتی هست که می‌تونی تصورشون کنی.

589
00:32:44,200 --> 00:32:46,580
‫آره، بعدشم سوالای خودش همیشه به جا هستن.

590
00:32:46,760 --> 00:32:48,652
‫می‌تونی در مورد همه چی حرف بزنی.

591
00:32:48,800 --> 00:32:50,136
‫در مورد پورنو، اگه بخوای.

592
00:32:50,160 --> 00:32:51,686
‫یا مراقبت‌های تسکینی.

593
00:32:52,268 --> 00:32:56,189
‫همه چیز آدمو به شک میندازه.
‫ولی مهم‌تر از همه، در مورد کتابت حرف بزن.

594
00:32:56,310 --> 00:32:59,511
‫به‌روز شده.
‫و خیلی تاثیرگذارتر از بیست سال پیش.

595
00:32:59,650 --> 00:33:02,795
‫- حتماً بهت حمله میشه.
‫- مثل همیشه.

596
00:33:02,917 --> 00:33:04,177
‫مناظره رو منتشر می‌کنی؟

597
00:33:04,239 --> 00:33:05,574
‫می‌تونیم یه جزوه درست کنیم.

598
00:33:06,839 --> 00:33:09,801
‫خب، باید خودتو برای جنجال آماده کنی.
‫برنامه یه ماه دیگه است.

599
00:33:10,943 --> 00:33:12,093
‫وای وای.

600
00:33:12,930 --> 00:33:14,586
‫یه جو فوق‌العاده.

601
00:33:14,610 --> 00:33:16,350
‫بریم؟

602
00:33:16,610 --> 00:33:17,766
‫بریم ببینیم.

603
00:33:17,790 --> 00:33:19,290
‫بزن بریم.

604
00:33:19,530 --> 00:33:20,550
‫چه اهمیتی برام داره؟

605
00:33:20,550 --> 00:33:22,330
‫ولی تو میری، همین.

606
00:33:50,140 --> 00:33:52,736
‫جوونی همیشه پیروزه.

607
00:33:52,760 --> 00:33:53,814
‫دیگه قاطی کردی.

608
00:33:54,006 --> 00:33:55,506
‫خوش میگذرونه.

609
00:33:56,580 --> 00:33:58,596
‫ولی اون می‌پره، باید پرید.

610
00:33:58,620 --> 00:33:59,920
‫آره، خوبه، خوبه.

611
00:33:59,920 --> 00:34:01,420
‫بریم.

612
00:34:18,589 --> 00:34:20,669
‫دکتر ماسه است.

613
00:34:20,724 --> 00:34:22,844
‫آره، برای صبحونه دعوتش کردم.

614
00:34:22,890 --> 00:34:24,966
‫می‌تونستی بهم خبر بدی، می‌تونستی یه چیزی بگی.

615
00:34:24,990 --> 00:34:27,126
‫تنها روز تعطیلشه، کروسان‌ها رو میاره.

616
00:34:27,150 --> 00:34:28,650
‫باز کن، الان میام.

617
00:34:31,270 --> 00:34:31,946
‫سلام.

618
00:34:31,970 --> 00:34:33,470
‫سلام.

619
00:34:35,110 --> 00:34:37,006
‫اینا رو امروز صبح از باغچه‌مون برات چیدم.

620
00:34:37,030 --> 00:34:38,466
‫قشنگن، خیلی ممنون.

621
00:34:38,490 --> 00:34:39,126
‫بفرمایید.

622
00:34:39,150 --> 00:34:40,650
‫لطف دارید.

623
00:34:40,730 --> 00:34:41,406
‫بفرمایید داخل.

624
00:34:41,430 --> 00:34:42,686
‫اینجا فوق‌العاده است.

625
00:34:42,710 --> 00:34:43,906
‫خونه خانوادگیمه.

626
00:34:43,930 --> 00:34:45,830
‫شوهرم همه چیزو عوض کرد، البته.

627
00:34:46,390 --> 00:34:47,086
‫سلام.

628
00:34:47,110 --> 00:34:47,446
‫سلام.

629
00:34:47,470 --> 00:34:48,130
‫حال شما چطوره؟

630
00:34:48,130 --> 00:34:49,870
‫خیلی خوب، خیلی خوب.

631
00:34:49,930 --> 00:34:53,590
‫می‌دونید، فابریس بعد از دیدارتون
‫ خیلی تحت تاثیر قرار گرفته بود.

632
00:34:53,730 --> 00:34:55,466
‫و به خصوص از خانم لئونی.

633
00:34:55,490 --> 00:34:57,130
‫اتفاقاً، من ادامه داستان خانم لئونی رو دارم.

634
00:34:57,150 --> 00:34:58,706
‫نه، نه، نه، اینجا نه.

635
00:34:58,730 --> 00:35:00,270
‫موقع صبحونه.

636
00:35:00,670 --> 00:35:03,650
‫بیا، میشه اینا رو بذاری تو گلدون، لطفاً، و قهوه درست کنی؟

637
00:35:03,650 --> 00:35:04,146
‫بله، بله.

638
00:35:04,170 --> 00:35:05,786
‫قهوه خیلی خوبی درست می‌کنه.

639
00:35:05,810 --> 00:35:06,866
‫خیلی خوب.

640
00:35:06,890 --> 00:35:07,946
‫آره، خوبه.

641
00:35:07,970 --> 00:35:09,470
‫این دوستیه.

642
00:35:16,110 --> 00:35:16,806
‫صبر کنید.

643
00:35:16,830 --> 00:35:18,166
‫سروقته.

644
00:35:18,190 --> 00:35:21,790
‫می‌گفتید، خانم لئونی... ساعت پنج صبح بیدار شد.

645
00:35:21,970 --> 00:35:24,346
‫از پرستار خواست به خانواده‌اش خبر بده که

646
00:35:24,370 --> 00:35:27,090
‫ساعت هفت بیان، نه دیرتر، چون می‌خواست بره.

647
00:35:28,150 --> 00:35:29,770
‫اونا اینجان، خانم لئونی.

648
00:35:30,190 --> 00:35:31,566
‫بفرمایید، راحت باشید.

649
00:35:31,590 --> 00:35:32,046
‫ممنون.

650
00:35:32,070 --> 00:35:33,570
‫خواهش می‌کنم.

651
00:35:34,770 --> 00:35:36,206
‫خب، اونا طولش دادن.

652
00:35:36,230 --> 00:35:37,386
‫ساعت 8:10 اینجا خواهند بود.

653
00:35:37,410 --> 00:35:38,446
‫خیلی خب.

654
00:35:38,470 --> 00:35:39,970
‫سلام.

655
00:35:55,890 --> 00:35:58,130
‫خانم لئونی ساعت 8:28 رفت.

656
00:36:06,710 --> 00:36:10,450
‫بیمارایی که بر ترسشون از مرگ غلبه کردن،
‫اغلب رسیدن پایانشون رو حس می‌کنن.

657
00:36:11,470 --> 00:36:13,750
‫و شما به مرگ فکر می‌کنید؟

658
00:36:13,750 --> 00:36:15,490
‫بیشتر به چیزی که قبلشه.

659
00:36:16,250 --> 00:36:18,950
‫من متقاعدم که بیمارها از رفتار ما
‫بیشتر در مورد وضعیتشون می‌فهمن

660
00:36:18,960 --> 00:36:23,030
‫تا از حرفای ما، که اغلب سرپوش گذاشته شده.

661
00:36:23,310 --> 00:36:24,810
‫ممنون.

662
00:36:25,030 --> 00:36:30,486
‫هیچ‌کس واقعاً نمی‌خواد مرگ خودشو باور کنه
‫و همه یه ترس عمیق ازش دارن.

663
00:36:30,510 --> 00:36:32,110
‫یه وضعیت هیستریک.

664
00:36:32,330 --> 00:36:37,170
‫برای ما هنر این می‌مونه که چطور باهاش روبرو بشیم
‫و چطور یاد بگیریم ازش نترسیم.

665
00:36:38,070 --> 00:36:41,210
‫به شما گوش میدم و با خودم فکر می‌کنم
‫آیا کتابی برای نوشتن وجود نداره.

666
00:36:42,870 --> 00:36:45,750
‫نه، یه کتاب در مورد آدمای در حال مرگ، چشم‌چرونیه.

667
00:36:46,790 --> 00:36:50,526
‫ایده‌ایه، ولی... نه، بعدش مردم رو فراری میده.

668
00:36:50,550 --> 00:36:52,290
‫یه کتاب در مورد پایان زندگی.

669
00:36:53,130 --> 00:36:58,150
‫با تجربه یه پزشک و تامل یه فیلسوف.

670
00:36:59,410 --> 00:37:03,230
‫شما به دروغ‌هایی که دور و بر بیمارهاست
‫و کلیشه‌های سیاسی در این مورد

671
00:37:03,230 --> 00:37:07,770
‫و در مورد تعداد رقت‌انگیز
‫بخش‌های مراقبت تسکینی علاقه داشتید؟

672
00:37:07,770 --> 00:37:11,046
‫بله، بله، حتماً، ولی نمی‌دونم.

673
00:37:11,070 --> 00:37:13,700
‫چطور با مرگ به عنوان یه واقعیت روزمره و عادی برخورد کنیم

674
00:37:13,700 --> 00:37:17,030
‫وقتی کلمه «عادی» کنار کلمه «مرگ» ترسناکه؟

675
00:37:17,030 --> 00:37:18,326
‫ایده‌ایه.

676
00:37:18,350 --> 00:37:20,686
‫تضاد، دروغ و عادی بودن.

677
00:37:20,710 --> 00:37:21,946
‫بله.

678
00:37:21,970 --> 00:37:25,990
‫باید بهش پرداخت، برای اینکه از حالت
‫خاطره‌گویی خارج بشه،

679
00:37:25,990 --> 00:37:30,890
‫باید به رابطه پزشک با بیمار در حال مرگش و
‫بیمار در حال مرگ با بیماریش پرداخت.

680
00:37:30,970 --> 00:37:35,630
‫یه کتاب، می‌تونه راهی برای فهموندن و آزاد شدن باشه.

681
00:37:38,010 --> 00:37:41,270
‫می‌خوام داستان یه زن جوون و پزشکاش رو براتون تعریف کنم.

682
00:37:43,350 --> 00:37:44,390
‫اجازه میدید؟

683
00:37:44,390 --> 00:37:45,310
‫چیکار می‌کنی؟

684
00:37:45,310 --> 00:37:46,186
‫دارم ضبط می‌کنم.

685
00:37:46,210 --> 00:37:46,890
‫الان؟

686
00:37:46,890 --> 00:37:47,885
‫آره.

687
00:37:49,534 --> 00:37:52,717
‫بهت میگم این یه مرحله مثبته.
‫فقط باید یه آب و هوایی عوض کنم.

688
00:37:52,870 --> 00:37:55,450
‫پس اون قایق رو آماده کن و  این سفر رو میریم.

689
00:37:56,050 --> 00:37:58,550
‫ولی نه تو آب‌های آزاد، فقط نزدیک ساحل.

690
00:37:58,690 --> 00:38:00,470
‫حتی با دوست دخترت، اگه بخوای.

691
00:38:01,110 --> 00:38:03,170
‫صبر کن، باید برم، دکترم تازه رسیده.

692
00:38:03,190 --> 00:38:05,306
‫آره، بهت زنگ می‌زنم.

693
00:38:05,330 --> 00:38:06,266
‫آره.

694
00:38:06,290 --> 00:38:07,790
‫برادرمه.

695
00:38:08,550 --> 00:38:12,650
‫سال‌هاست بهم قول یه سفر بزرگ با
‫قایق بادبانی از مارسی به ناپل رو داده.

696
00:38:12,930 --> 00:38:14,430
‫ولی ببخشید.

697
00:38:15,670 --> 00:38:18,330
‫فکر کنم باید برای این سفر صبر کنیم.

698
00:38:18,670 --> 00:38:20,290
‫باز چی شده؟

699
00:38:21,630 --> 00:38:23,250
‫جواب آزمایش خون رو گرفتم و

700
00:38:23,250 --> 00:38:25,910
‫گلبول‌های قرمزت افت شدیدی داشته.

701
00:38:26,770 --> 00:38:28,270
‫باید استراحت کنید.

702
00:38:30,970 --> 00:38:32,306
‫شیمی‌درمانی رو لغو می‌کنیم.

703
00:38:32,330 --> 00:38:32,650
‫چی؟

704
00:38:32,650 --> 00:38:34,750
‫ولی امکان نداره، چرا؟

705
00:38:38,860 --> 00:38:41,440
‫فعلاً لغوش می‌کنیم.

706
00:38:42,700 --> 00:38:44,200
‫باید استراحت کنید.

707
00:38:45,060 --> 00:38:48,640
‫نزدیک پاریس بستریت می‌کنیم تا سر حال بیای.

708
00:38:49,900 --> 00:38:53,480
‫به محض اینکه قوی شدی،
‫در مورد شیمی‌درمانی حرف می‌زنیم.

709
00:39:03,980 --> 00:39:06,020
‫چیز دیگه‌ای نداری؟

710
00:39:08,760 --> 00:39:10,100
‫و این یکی، دوست دارید؟

711
00:39:10,100 --> 00:39:11,600
‫نه ولی بلندتر.

712
00:39:36,540 --> 00:39:38,040
‫یواش‌تر، یواش‌تر.

713
00:40:13,676 --> 00:40:16,495
‫[ ‏واحد مراقبت‌های تسکینی ]

714
00:40:16,700 --> 00:40:19,920
‫نه ولی یه اشتباهی شده، قرار نبود منو اینجا پیاده کنید.

715
00:40:20,260 --> 00:40:22,600
‫همکارم این اطلاعات رو بهم داده.

716
00:40:24,720 --> 00:40:26,340
‫اشتباهی نشده.

717
00:40:33,790 --> 00:40:35,490
‫سلام، خانم کلاره.

718
00:40:35,970 --> 00:40:37,406
‫خوش اومدید، منتظرتون بودیم.

719
00:40:37,430 --> 00:40:40,230
‫من که نبودم، رئیس اینجا کیه؟

720
00:40:40,230 --> 00:40:44,150
‫-نگران نباشید، دکتر...
‫-فوراً میخوام ببینمش، یه اشتباهی شده.

721
00:40:44,310 --> 00:40:45,870
‫یه اشتباه خیلی بزرگ.

722
00:40:46,310 --> 00:40:47,810
‫باشه.

723
00:40:48,070 --> 00:40:49,570
‫به رئیس خبر میدی؟

724
00:40:49,570 --> 00:40:50,886
‫بیاید، من همراهیتون می‌کنم.

725
00:40:50,910 --> 00:40:52,410
‫با من بیاید.

726
00:40:53,030 --> 00:40:54,930
‫با آسانسور سمت راست میریم.

727
00:40:58,730 --> 00:41:01,610
‫نگران نباشید، درست میشه.
‫میریم دکتر رو ببینیم.

728
00:41:04,430 --> 00:41:05,930
‫بله، خیلی خب.

729
00:41:06,150 --> 00:41:07,650
‫ممنون.

730
00:41:08,010 --> 00:41:09,550
‫شما رئیس هستید؟

731
00:41:09,830 --> 00:41:11,906
‫بهم گفتن شما راضی نیستید.

732
00:41:11,930 --> 00:41:16,110
‫می‌دونید، اینجا یه بخشیه که برای وضعیت شما مناسبه.

733
00:41:21,060 --> 00:41:23,220
‫نه، من اینجا کاری ندارم.

734
00:41:25,460 --> 00:41:26,980
‫در موردش حرف بزنیم؟

735
00:41:28,760 --> 00:41:30,260
‫بشین، لئا.

736
00:41:31,760 --> 00:41:34,340
‫نه، من اینجا کاری ندارم، این یه اشتباهه.

737
00:41:36,020 --> 00:41:37,900
‫من به یه جای آروم برای استراحت نیاز دارم.

738
00:41:39,660 --> 00:41:42,540
‫باید برای شیمی‌درمانی قوی بشم.

739
00:41:43,040 --> 00:41:49,840
‫چون دوباره عقب افتاده... به خاطر افت گلبول‌های قرمزم.

740
00:41:51,340 --> 00:41:53,040
‫باید خودمو بازیابی کنم.

741
00:41:54,320 --> 00:41:56,740
‫من با برادرم برنامه‌های مهمی دارم.

742
00:41:58,640 --> 00:42:01,940
‫اون قبول کرده بعد از سال‌ها سختی منو دوباره ببینه.

743
00:42:02,020 --> 00:42:04,596
‫و قراره یه سفر دریایی بریم.

744
00:42:04,620 --> 00:42:07,340
‫بالاخره، همون سفری که برای 20 سالگیم بهم قول داده بود.

745
00:42:09,980 --> 00:42:12,296
‫من 31 سالمه، اصلاً نمی‌خوام اینو متوقف کنم.

746
00:42:12,320 --> 00:42:13,820
‫مواظب باش.

747
00:42:14,900 --> 00:42:16,400
‫بیاید.

748
00:42:22,840 --> 00:42:24,860
‫شما رو روی تخت میذاریم.

749
00:42:27,460 --> 00:42:31,640
‫به دَرَک با این مراقبت‌های تسکینی و بخش ویژه‌تون.

750
00:42:33,160 --> 00:42:35,080
‫نمی‌دونم اینجا چه غلطی می‌کنم.

751
00:42:36,020 --> 00:42:37,560
‫کی اشتباه می‌کنه؟

752
00:42:37,560 --> 00:42:40,840
‫شما یا دکتری که خیلی وقته منو دنبال می‌کنه؟

753
00:42:42,220 --> 00:42:46,800
‫می‌دونید، من این ایمیل رو از سرطان‌شناس شما دارم.

754
00:42:47,800 --> 00:42:50,200
‫چیکار کنیم؟

755
00:42:50,200 --> 00:42:52,720
‫می‌خواید شما رو از واقعیت باخبر کنم؟

756
00:42:52,720 --> 00:42:54,220
‫که ساده نیست.

757
00:42:55,480 --> 00:42:58,080
‫سرطان سینه شما...

758
00:42:58,200 --> 00:43:01,016
‫وارد یه مرحله خیلی تهاجمی شده.

759
00:43:01,040 --> 00:43:02,840
‫بی‌وقفه داره پیشرفت می‌کنه...

760
00:43:03,440 --> 00:43:06,700
‫با متاستاز، با وجود همه شیمی‌درمانی‌ها.

761
00:43:07,600 --> 00:43:08,676
‫من ازتون مراقبت می‌کنم.

762
00:43:08,700 --> 00:43:10,200
‫ما ازتون مراقبت می‌کنیم.

763
00:43:11,360 --> 00:43:13,220
‫دکترا عوضین.

764
00:43:13,980 --> 00:43:15,680
‫اونا مرگ منو دزدیدن.

765
00:43:17,200 --> 00:43:19,180
‫من کلی کار داشتم که انجام بدم.

766
00:43:26,490 --> 00:43:28,470
‫سرطان‌شناس لئا به برادرش خبر داده بود که،

767
00:43:28,470 --> 00:43:31,370
‫اون هم به نوبه خودش جرئت
‫نکرده بود حقیقت رو بهش بگه.

768
00:43:31,770 --> 00:43:33,610
‫اون قول یه سفر دریایی رو داده بود.

769
00:43:34,010 --> 00:43:37,530
‫و داستان لئا تو بخش مراقبت‌های
‫تسکینی چطور تموم میشه؟

770
00:43:37,530 --> 00:43:41,170
‫لئا تو آغوش برادرش در حالی که به
‫آهنگ مورد علاقه‌شون گوش می‌داد، مرد.

771
00:43:41,410 --> 00:43:42,586
‫آها.

772
00:43:42,610 --> 00:43:45,430
‫ولی ما فقط تراژدی‌هایی مثل لئا نداریم.

773
00:43:46,430 --> 00:43:47,930
‫اینو دریافت کردم.

774
00:43:48,490 --> 00:43:49,806
‫صدف.

775
00:43:49,830 --> 00:43:51,330
‫یه نشونه امید.

776
00:43:53,150 --> 00:43:54,650
‫هنوز نه.

777
00:44:01,420 --> 00:44:03,060
‫لعنتی، بازم؟

778
00:44:04,360 --> 00:44:05,840
‫چیکار کنیم؟

779
00:44:05,840 --> 00:44:07,296
‫نمی‌دونم.

780
00:44:07,320 --> 00:44:08,360
‫منتظر چی هستید؟

781
00:44:08,360 --> 00:44:09,860
‫بغلش کنید.

782
00:44:11,720 --> 00:44:15,140
‫بلند میشید، بعد دستتون رو میذارید روی شونه من.

783
00:44:16,480 --> 00:44:19,560
‫یه زن اهل برتانی که اومده بود پسرش رو ببینه.

784
00:44:19,900 --> 00:44:21,496
‫دچار حمله قلبی شد.

785
00:44:21,520 --> 00:44:24,286
‫موقع معاینه، یه سرطان مری خیلی پیشرفته کشف کردیم.

786
00:44:24,310 --> 00:44:26,210
‫و اورژانس اونو به ما معرفی کرد.

787
00:44:26,510 --> 00:44:28,046
‫مادرمو دوباره برگردوندن بیمارستان.

788
00:44:28,070 --> 00:44:31,370
‫پسرش که شیرینی‌پز بود، کارشو ول کرد و با عجله اومد بیمارستان.

789
00:44:39,890 --> 00:44:44,110
‫اون زن برتانی با خوشحالی پسرشو دید
‫و به خاطر این بیماری بدش عذرخواهی کرد.

790
00:44:50,890 --> 00:44:52,390
‫خوبی؟

791
00:44:52,770 --> 00:44:54,110
‫تو چطوری؟

792
00:44:54,110 --> 00:44:55,610
‫خوبم.

793
00:44:57,289 --> 00:44:59,189
‫می‌خوام برگردم بیمارستان.

794
00:44:59,250 --> 00:45:03,810
‫صدف‌های تازه بخورم و یه لیوان
‫کوچیک شراب سفید خوب بنوشم.

795
00:45:04,383 --> 00:45:06,403
‫دکتر میگه نمی‌تونی تکون بخوری.

796
00:45:07,256 --> 00:45:10,116
‫من برات اینجا صدف میارم، با شراب سفید.

797
00:45:10,470 --> 00:45:12,950
‫صدف‌های پاریس هیچ طعمی ندارن.

798
00:45:14,190 --> 00:45:15,690
‫می‌خوام برگردم خونه.

799
00:45:18,850 --> 00:45:21,970
‫بعدش برای پسر یه مسابقه طولانی پر از مانع شروع میشه.

800
00:45:22,610 --> 00:45:25,510
‫در هر صورت، مادر شما، داره می‌میره.

801
00:45:26,370 --> 00:45:28,070
‫دیگه قابل انتقال نیست.

802
00:45:28,490 --> 00:45:30,310
‫اجازه دادن به این کار یه قتل محسوب میشه.

803
00:45:30,490 --> 00:45:32,590
‫نه ولی گوش کنید، این امکان نداره.

804
00:45:32,910 --> 00:45:34,466
‫من قبلاً بهتون گفتم، اون نمی‌خواد اینجا بمونه.

805
00:45:34,490 --> 00:45:37,086
‫حتماً یه کار کوچیک میشه کرد، یه راه حلی، نمی‌دونم.

806
00:45:37,110 --> 00:45:40,230
‫پسر برمی‌گرده به اتاق مادرش، جایی که من بودم.

807
00:45:40,790 --> 00:45:42,590
‫و از پریشانیش برام میگه.

808
00:45:42,990 --> 00:45:44,730
‫اون بهم اجازه نمیده.

809
00:45:45,170 --> 00:45:48,806
‫اون میگه حال مادرم... یعنی مادرم اینجا خیلی خوب خواهد بود.

810
00:45:48,830 --> 00:45:53,830
‫حقوقدان بیمارستان رو بفرستید و ازش بپرسید
‫برای ترخیص برخلاف نظر پزشک باید چیکار کرد.

811
00:45:53,970 --> 00:45:58,466
‫دکتر، بهتون قول میدم قبل از رسیدن به اوکتودیس نمی‌میرم.

812
00:45:58,490 --> 00:46:00,070
‫البته، خانم.

813
00:46:00,790 --> 00:46:04,270
‫شما این درخواست رو امضا می‌کنید، و مادرتون هم همینطور.

814
00:46:04,930 --> 00:46:06,406
‫ممنون.

815
00:46:06,430 --> 00:46:07,610
‫اون تواناییشو داره؟

816
00:46:07,610 --> 00:46:09,510
‫آه بله، بله، بله، کاملاً، بله.

817
00:46:10,930 --> 00:46:16,390
‫یه نامه به پزشک بخش برای
‫ترخیص برخلاف نظر پزشک بنویسید.

818
00:46:17,190 --> 00:46:21,190
‫بدون ادبیات، نه صدف، نه شراب سفید.

819
00:46:23,210 --> 00:46:27,910
‫نیومدید که در مورد صدف‌های
‫تازه و شراب سفید باهام حرف بزنید؟

820
00:46:27,910 --> 00:46:28,886
‫نه، نه.

821
00:46:28,910 --> 00:46:30,530
‫من یه آمبولانس سفارش دادم.

822
00:46:31,630 --> 00:46:35,050
‫اگه اتفاقی برای مادرتون بیفته، مسئولیتش با شماست.

823
00:46:40,860 --> 00:46:43,320
‫- ممنون.
‫- به سلامت، خانم لبدک.

824
00:46:43,500 --> 00:46:45,096
‫خدانگهدار، خانم لبدک.

825
00:46:45,120 --> 00:46:46,620
‫دلتنگتون میشیم.

826
00:46:56,870 --> 00:46:59,330
‫ممنون.
‫برای همه چیز ممنونم.

827
00:46:59,430 --> 00:47:00,930
‫ممنون از همگی.

828
00:47:07,360 --> 00:47:10,440
‫ده روز بعد، این کارت پستال رو دریافت کردیم.

829
00:47:10,760 --> 00:47:11,620
‫می‌خواید نشونش بدید؟

830
00:47:11,620 --> 00:47:13,120
‫می‌خواید بخونیدش؟

831
00:47:14,600 --> 00:47:17,600
‫صبر کنید، عینکم...

832
00:47:17,600 --> 00:47:21,588
‫دکتر ماسای عزیز، اون تونست
‫صدف‌های تازه شماره 3 رو با

833
00:47:21,612 --> 00:47:25,973
‫یه لیوان برِس-کاده بخوره
‫قبل از اینکه ما رو ترک کنه.

834
00:47:26,340 --> 00:47:28,480
‫ممنون برای همه چیز و از همگی.

835
00:47:28,860 --> 00:47:31,080
‫پسرش.

836
00:47:33,268 --> 00:47:34,740
‫پایانی که هر کسی آرزوشو داره.

837
00:47:34,940 --> 00:47:36,440
‫واقعاً.

838
00:47:38,600 --> 00:47:40,100
‫همینه.

839
00:47:40,600 --> 00:47:42,680
‫رفتن بدون دلال امید.

840
00:47:43,932 --> 00:47:45,932
‫بدون صعود به آسمون.

841
00:47:46,320 --> 00:47:49,360
‫با پرستارانی که هنر گوش دادن رو بلدن.

842
00:47:50,100 --> 00:47:52,580
‫و مرگ رو بدون درد به دنیا آوردن.

843
00:47:53,833 --> 00:48:00,831
‫بذارید بگیم، برای بهترین درمان
‫چیزی که نه درمانی داره و نه بهبودی.

844
00:48:02,240 --> 00:48:03,576
‫متاسفم.

845
00:48:03,600 --> 00:48:04,736
‫فوریه.

846
00:48:04,760 --> 00:48:06,300
‫ولی این نوع استراحت شما نیست؟

847
00:48:06,300 --> 00:48:09,160
‫در تئوری، ولی یه بیمار هست که با اصرار منو می‌خواد.

848
00:48:11,060 --> 00:48:13,000
‫خب، بیاید، شاید براتون جالب باشه.

849
00:48:13,460 --> 00:48:14,816
‫هر چقدر بخوام، آره.

850
00:48:14,840 --> 00:48:16,259
‫و برای دیدن همه چیز؟

851
00:48:16,315 --> 00:48:18,175
‫آره، روپوش سفیدشو نگه داشتم.

852
00:48:18,200 --> 00:48:19,700
‫برو.

853
00:48:29,900 --> 00:48:30,983
‫اون منتظرتونه.

854
00:48:31,030 --> 00:48:33,276
‫اون داره پرخاشگر میشه، حاضر نیست با توماس حرف بزنه.

855
00:48:33,300 --> 00:48:36,376
‫بله، مرحله پایانی اغلب تغییرات اخلاقی رو به دنبال داره.

856
00:48:36,400 --> 00:48:38,960
‫اون با این حال دوره‌هایی از عدم حضور داره، مدام تکرار می‌کنه...

857
00:48:38,960 --> 00:48:40,416
‫من از یه بیابان یخی عبور می‌کنم.

858
00:48:40,440 --> 00:48:42,780
‫این فرانسوا مویا بود که قبل از مرگش اینو می‌گفت.

859
00:48:43,400 --> 00:48:47,180
‫توماس کنارشه، ولی در واقع، انگار وجود نداره، به خانواده خبر دادیم.

860
00:48:50,360 --> 00:48:52,040
‫سلام، آقای بروکه.

861
00:48:53,980 --> 00:48:56,540
‫هر وقت دلتون خواست میاید؟

862
00:48:56,540 --> 00:49:01,160
‫مهربون، سورئال، حیله‌گر، مثل دستیاراتون.

863
00:49:03,760 --> 00:49:06,976
‫ریاکار، همون لبخند، خائن.

864
00:49:07,000 --> 00:49:08,816
‫آروم باشید، آقای بروکه، آروم باشید.

865
00:49:08,840 --> 00:49:15,536
‫کی منو گیج می‌کنه، کی منو با قیر پر
‫می‌کنه تا خوابم ببره و شما رو راحت بذاره.

866
00:49:15,560 --> 00:49:17,100
‫آروم باشید، درست میشه.

867
00:49:17,920 --> 00:49:19,420
‫حیله‌گر.

868
00:49:20,000 --> 00:49:21,880
‫و شما؟

869
00:49:22,500 --> 00:49:24,000
‫و شما؟

870
00:49:26,360 --> 00:49:27,956
‫دیگه کافیه، آقای بروکه.

871
00:49:27,980 --> 00:49:30,176
‫به خودتون آسیب می‌زنید، دوباره می‌خوابونیمتون.

872
00:49:30,200 --> 00:49:32,040
‫بفرمایید، بیاید، آروم.

873
00:49:32,840 --> 00:49:34,940
‫بفرمایید، تقریباً رسیدیم.

874
00:49:35,060 --> 00:49:35,916
‫همه چی خوبه.

875
00:49:35,940 --> 00:49:37,440
‫بفرمایید، بشینید.

876
00:49:38,300 --> 00:49:40,600
‫راحت نشستید؟

877
00:49:40,700 --> 00:49:43,056
‫درد ندارید؟

878
00:49:43,080 --> 00:49:44,256
‫یه کم آروم باشید.

879
00:49:44,280 --> 00:49:45,780
‫همه چی خوبه.

880
00:49:48,506 --> 00:49:50,206
‫خودمو مجبور می‌کنم مؤدب باشم.

881
00:49:50,776 --> 00:49:52,780
‫میشه یه کم بیشتر بهمون بگید؟

882
00:49:53,160 --> 00:49:55,200
‫منو از سگم جدا کردن.

883
00:49:56,646 --> 00:49:58,146
‫واسه همین عصبانیم.

884
00:49:59,200 --> 00:50:01,280
‫برای هر کاری به بقیه محتاجم.

885
00:50:01,780 --> 00:50:03,280
‫این تحقیرآمیزه.

886
00:50:04,040 --> 00:50:06,060
‫اینجوری زندگیت تموم بشه...

887
00:50:07,640 --> 00:50:09,420
‫ناراحتم می‌کنه.

888
00:50:10,760 --> 00:50:12,720
‫می‌فهمم که عصبانی هستید.

889
00:50:13,220 --> 00:50:16,300
‫میتونم ازتون چندتا سوال بپرسم، آقای بروکه؟

890
00:50:18,720 --> 00:50:20,220
‫شروع کنید.

891
00:50:20,760 --> 00:50:22,960
‫در مورد بیماریتون چی می‌دونید؟

892
00:50:22,960 --> 00:50:25,400
‫که یه سرطان پیشرفته دارم.

893
00:50:25,840 --> 00:50:27,680
‫و اینکه بهم شیمی‌درمانی نمیدن.

894
00:50:27,760 --> 00:50:29,560
‫تنها راه نجاتم.

895
00:50:30,020 --> 00:50:32,860
‫می‌خواید واقعیت رو بهتون بگم؟

896
00:50:32,860 --> 00:50:36,140
‫آره، ولی فقط... از جوابش هم می‌ترسم.

897
00:50:36,300 --> 00:50:38,160
‫می‌خواید که من...

898
00:50:38,160 --> 00:50:41,960
‫پیشرفت بیماریتون رو براتون توضیح بدم
‫یا همسرتون رو باخبر کنم؟

899
00:50:41,960 --> 00:50:44,080
‫نه، شما اونو می‌کشید.

900
00:50:45,280 --> 00:50:46,662
‫و من ازتون شکایت می‌کنم.

901
00:50:47,053 --> 00:50:48,553
‫به جرم قتل.

902
00:50:51,180 --> 00:50:53,220
‫این به من مربوطه.

903
00:50:54,580 --> 00:50:56,080
‫ولی می‌ترسم.

904
00:50:56,320 --> 00:50:59,200
‫می‌خواید این بحث رو به بعد موکول کنیم؟

905
00:50:59,200 --> 00:51:00,576
‫بگید، دکتر.

906
00:51:00,600 --> 00:51:05,140
‫در هر صورت، این...

907
00:51:05,420 --> 00:51:06,920
‫بگید.

908
00:51:10,060 --> 00:51:12,920
‫بیماری شما با وجود همه درمان‌ها پیشرفت کرده.

909
00:51:13,160 --> 00:51:16,280
‫متخصص ریه‌تون درمان‌های
‫دیگه‌ای بهتون پیشنهاد داده بود، مگه نه؟

910
00:51:16,280 --> 00:51:17,780
‫شاید.
‫دیگه یادم نیست.

911
00:51:18,594 --> 00:51:20,260
‫اون باهام حرف می‌زد.

912
00:51:20,540 --> 00:51:22,280
‫به پاهاش نگاه می‌کرد.

913
00:51:26,500 --> 00:51:28,656
‫بهم یه ماه دیگه وقت داده بود.

914
00:51:28,680 --> 00:51:30,340
‫بعد منو فرستاد پیش شما.

915
00:51:33,560 --> 00:51:36,340
‫شما هم متخصص هستید؟

916
00:51:36,340 --> 00:51:38,900
‫نه، من اینجام برای...

917
00:51:39,080 --> 00:51:41,820
‫برای یاد گرفتن و فهمیدن.

918
00:51:45,140 --> 00:51:47,800
‫بیماریتون، فکر می‌کنید میشه درمانش کرد؟

919
00:51:47,800 --> 00:51:49,136
‫فکر نمی‌کنم.

920
00:51:49,160 --> 00:51:50,156
‫شیمی‌درمانی.

921
00:51:50,180 --> 00:51:53,676
‫ولی می‌دونید، اینا درمان‌های سنگینی با عوارض جانبی هستن.

922
00:51:53,700 --> 00:51:56,380
‫می‌خوام الان بخوابم، دکتر.

923
00:52:08,480 --> 00:52:09,373
‫سلام.

924
00:52:09,473 --> 00:52:11,493
‫هوگو رو برام آوردی.

925
00:52:11,820 --> 00:52:14,076
‫داشتم از گشتن دنبالش دیوونه می‌شدم.

926
00:52:14,100 --> 00:52:15,416
‫اون سگشه.

927
00:52:15,440 --> 00:52:17,140
‫می‌تونید بیاریدش پیشش، خوشحالش می‌کنه.

928
00:52:17,160 --> 00:52:18,660
‫ممنون.

929
00:52:19,680 --> 00:52:20,996
‫خوبی.

930
00:52:21,020 --> 00:52:23,100
‫برات میارمش، نگران نباش.

931
00:52:23,156 --> 00:52:25,703
‫نگاه کن، خواهرت هم اینجاست.

932
00:52:26,340 --> 00:52:27,358
‫آها، شمایید.

933
00:52:27,438 --> 00:52:28,552
‫سلام.

934
00:52:28,800 --> 00:52:30,300
‫ممنون.

935
00:52:30,550 --> 00:52:31,416
‫سلام.

936
00:52:32,600 --> 00:52:35,720
‫دکتر، به شوهرم به اندازه کافی غذا میدن؟

937
00:52:35,720 --> 00:52:38,440
‫چون پونزده روز دیگه،
‫یه شیمی‌درمانی دیگه رو شروع می‌کنه.

938
00:52:38,560 --> 00:52:42,096
‫تو اینترنت یه درمان جدید آمریکایی پیدا کردم،
‫خیلی امیدوارکننده است.

939
00:52:42,120 --> 00:52:44,296
‫و با مخترعینش در تماسم.

940
00:52:44,320 --> 00:52:46,936
‫درمان‌های دیگه‌ای هم بهم پیشنهاد شده.

941
00:52:46,960 --> 00:52:50,776
‫طب سوزنی، طالع‌بینی، رایحه‌درمانی، همه‌شون تایید شده.

942
00:52:50,800 --> 00:52:52,660
‫با خودم فکر می‌کنم، اون اینجا چیکار می‌کنه؟

943
00:52:52,660 --> 00:52:54,616
‫می‌تونه مکمل باشه؟

944
00:52:54,640 --> 00:52:56,916
‫می‌خوام سر ساعت‌های مشخص بهش غذا بدن.

945
00:52:56,940 --> 00:53:00,696
‫و باید تا زمان شیمی‌درمانی دوباره
‫تو بخش سرطان‌شناسی بستریش کنیم.

946
00:53:00,720 --> 00:53:02,176
‫اون اینجا کاری نداره.

947
00:53:02,200 --> 00:53:03,960
‫بحث نکنید.

948
00:53:04,740 --> 00:53:07,440
‫دکتر، لطفاً، باید برام توضیح بدید.

949
00:53:07,780 --> 00:53:09,256
‫دکتر، من واقعاً می‌خوام...

950
00:53:09,280 --> 00:53:13,180
‫ولی من باید بدونم، دقیقاً چه اتفاقی برای شوهرم افتاده؟

951
00:53:13,900 --> 00:53:15,400
‫ سمت راست، خانم.

952
00:53:21,780 --> 00:53:23,480
‫بشینید، خواهش می‌کنم.

953
00:53:23,940 --> 00:53:25,440
‫بشینید.

954
00:53:29,190 --> 00:53:32,030
‫خانم، شوهر شما خیلی خیلی ضعیف شده.

955
00:53:32,670 --> 00:53:35,790
‫و پیشرفت بیماریش داره از پا درش میاره.

956
00:53:36,730 --> 00:53:38,230
‫اون اشتها نداره.

957
00:53:38,610 --> 00:53:40,106
‫دروغه.

958
00:53:40,130 --> 00:53:42,946
‫اگه غذا نخوره، نمی‌تونه دووم بیاره.

959
00:53:42,970 --> 00:53:46,246
‫پرستارها بهم گفتن، اون فقط برای
‫خوشحال کردن شما غذا می‌خوره.

960
00:53:46,270 --> 00:53:47,770
‫هیچی تو بدنش نمی‌مونه.

961
00:53:52,300 --> 00:53:55,120
‫باید دوباره تو بخش سرطان‌شناسی بستریش کرد.

962
00:53:55,520 --> 00:54:00,200
‫و اگه نتونه دووم بیاره، شما مسئول خواهید بود.

963
00:54:02,220 --> 00:54:04,280
‫خانم، باید شجاع باشید.

964
00:54:04,480 --> 00:54:06,980
‫زمان شوهرتون فقط به خودش تعلق داره.

965
00:54:07,940 --> 00:54:10,220
‫اون اینو بهتون نمیگه، چون ازتون محافظت می‌کنه.

966
00:54:12,240 --> 00:54:14,580
‫ولی شما باید خودتونو برای رفتنش آماده کنید.

967
00:54:15,540 --> 00:54:17,040
‫نه.

968
00:54:17,820 --> 00:54:19,380
‫اون نمی‌تونه بره.

969
00:54:20,820 --> 00:54:22,520
‫اون نمی‌تونه منو تنها بذاره.

970
00:54:24,080 --> 00:54:25,960
‫شما می‌خواید که اون بره.

971
00:54:26,280 --> 00:54:29,340
‫وضعیت سلامتیش ما رو به
‫این فکر میندازه که رفتنش نزدیکه.

972
00:54:30,260 --> 00:54:35,240
‫شاید بتونید وضعیت رو بپذیرید و بهش اجازه بدید که بره.

973
00:54:36,560 --> 00:54:39,860
‫ولی چطور می‌تونید همچین حرفی بزنید؟

974
00:54:39,860 --> 00:54:43,780
‫ولی این وحشتناکه!

975
00:54:43,980 --> 00:54:46,160
‫ازتون متنفرم.

976
00:54:51,620 --> 00:54:55,560
‫متاسفم که شما رو درگیر داستان‌های غیرممکن کردم.

977
00:54:56,420 --> 00:54:58,220
‫و حالا چی؟

978
00:54:58,220 --> 00:55:01,120
‫میرم پیشش، به عصبانیتش گوش میدم.

979
00:55:02,100 --> 00:55:06,236
‫سعی می‌کنم وضعیت رو براش
‫توضیح بدم بدون اینکه بهش امید واهی بدم.

980
00:55:06,260 --> 00:55:07,696
‫به نظر نمیاد امیدی داشته باشه.

981
00:55:07,720 --> 00:55:09,280
‫این همون دوگانگیه.

982
00:55:10,220 --> 00:55:12,066
‫امیدوارم یه کم آرامش پیدا کرده باشه.

983
00:55:12,090 --> 00:55:14,010
‫فکر می‌کنید موفق میشید؟

984
00:55:14,930 --> 00:55:16,166
‫این یه وضعیته...

985
00:55:16,190 --> 00:55:17,850
‫غیرانسانی برای هر دوشون.

986
00:55:18,090 --> 00:55:19,590
‫جای تأمل داره.

987
00:55:20,417 --> 00:55:22,410
‫بیا، میریم شوهرش رو ببینیم.

988
00:55:22,510 --> 00:55:24,690
‫فکر کنم باید برم، آگوستین.

989
00:55:33,190 --> 00:55:34,810
‫دارن میان.

990
00:55:35,850 --> 00:55:39,270
‫منظورم اینه که ما پاره می‌کنیم
‫تا به چهره‌هاش آسیبی نرسونیم.

991
00:55:39,350 --> 00:55:41,686
‫این بهتر از یه برنامه
‫تلویزیونی و یه بازی ویدئویه.

992
00:55:41,710 --> 00:55:43,070
‫کی میاد باهاش، الیزابت؟

993
00:55:43,070 --> 00:55:44,570
‫دو، سه ثانیه.

994
00:55:44,970 --> 00:55:46,470
‫بیاید داخل، بیاید داخل.

995
00:55:46,850 --> 00:55:48,066
‫اون حسابی خیس شده.

996
00:55:48,090 --> 00:55:49,486
‫سلام.
‫فلورانس.

997
00:55:49,510 --> 00:55:51,946
‫- سلام.
‫- سلام، فلورانس.

998
00:55:51,970 --> 00:55:53,166
‫خوش اومدید.
‫بیاید داخل، بیاید داخل.

999
00:55:53,190 --> 00:55:53,946
‫سلام.

1000
00:55:53,970 --> 00:55:55,470
‫همه چی خوبه؟

1001
00:55:55,470 --> 00:55:56,586
‫آره، خوبم.

1002
00:55:56,610 --> 00:55:57,786
‫سلام.

1003
00:55:57,810 --> 00:55:59,406
‫امیلی کوردیه، دستیارم.

1004
00:55:59,430 --> 00:56:00,726
‫ژان گاروال، تهیه‌کننده.

1005
00:56:00,750 --> 00:56:02,250
‫آدم بد داستان.

1006
00:56:05,790 --> 00:56:07,290
‫بله،

1007
00:56:09,510 --> 00:56:11,226
‫داشتیم در مورد شما حرف می‌زدیم.

1008
00:56:11,250 --> 00:56:13,426
‫سعی می‌کنیم حدس بزنیم
‫مهموناتون کی خواهند بود.

1009
00:56:13,450 --> 00:56:17,666
‫بر اساس وابستگی، دین و نوشته‌هاشون
‫در مورد تو، فابریس، انتخاب شدن.

1010
00:56:17,690 --> 00:56:18,650
‫چند نفر خواهند بود؟

1011
00:56:18,650 --> 00:56:20,450
‫مثل همیشه، پنج، شش نفر.

1012
00:56:20,890 --> 00:56:24,210
‫و یه تلویزیون، خنده‌دار، کینه‌توز.

1013
00:56:24,410 --> 00:56:28,870
‫اونایی که موقع انتشار کتابت در موردش
‫نوشتن، بازنشسته شدن یا تو قبرستونن.

1014
00:56:28,870 --> 00:56:32,770
‫فقط آدمایی خواهند بود که بهت احترام
‫می‌ذارن، حتی اگه همه دوستت نداشته باشن.

1015
00:56:34,890 --> 00:56:36,106
‫بیا.

1016
00:56:36,130 --> 00:56:38,870
‫و عنوان برنامه؟

1017
00:56:38,870 --> 00:56:41,506
‫آفت اربابان.

1018
00:56:41,530 --> 00:56:44,015
‫آفت پیرمردان، انتزاعیه، مبتذله.

1019
00:56:44,070 --> 00:56:45,870
‫هر دوتاش یه بمبه.

1020
00:56:46,230 --> 00:56:49,846
‫آفت اربابان با واقعیت مطابقت داره،
‫بدتر از بیست سال پیش.

1021
00:56:49,870 --> 00:56:51,986
‫محتوا مهمه، نه بسته‌بندی.

1022
00:56:52,010 --> 00:56:54,450
‫اسمشو بذارید پیری و پایان زندگی.

1023
00:56:54,690 --> 00:56:55,926
‫یه شب خیلی سکسی.

1024
00:56:55,950 --> 00:56:58,430
‫در مورد محتوا حرف بزنیم،
‫بعداً برای عنوانش تصمیم می‌گیریم.

1025
00:56:59,550 --> 00:57:01,130
‫این تابلو جدیده.

1026
00:57:01,170 --> 00:57:02,986
‫خوب دیدی. بیا بشین.

1027
00:57:03,010 --> 00:57:07,810
‫افزایش جمعیت سالمندان، پایان زندگی،
‫موضوعات کتاب اولت شدیدتر شدن.

1028
00:57:08,430 --> 00:57:10,846
‫در مورد انفجار تعداد پیرها حرف بزنیم.

1029
00:57:10,870 --> 00:57:12,446
‫و پیامدهاش.

1030
00:57:12,470 --> 00:57:18,750
‫تو کتاب، با واقع‌گرایی‌ای که امیلی، همینجا حضور داره،
‫اون رو بی‌رحمانه توصیف کرده، بهش اشاره شده.

1031
00:57:19,250 --> 00:57:20,910
‫امیلی خیلی حساسه.

1032
00:57:20,990 --> 00:57:24,450
‫بیرحمانه نیست، ولی خشن از حقیقته، مثل خود واقعیته.

1033
00:57:24,650 --> 00:57:31,166
‫پس، فابریس، باید کلمات مناسب رو پیدا کنی تا به بیننده‌ها
‫این افزایش گسترده جمعیت سالمند و پیامدهاش رو بفهمونی.

1034
00:57:31,190 --> 00:57:35,210
‫بازم، تو به سه تا از اونا با بی‌رحمی یا خشونت اشاره می‌کنی.

1035
00:57:35,410 --> 00:57:38,266
‫در زمان عیسی مسیح، امید به زندگی 35 سال بود.

1036
00:57:38,290 --> 00:57:39,846
‫در قرون وسطی، 45 سال.

1037
00:57:39,870 --> 00:57:42,866
‫امروزه، برای مردان 80 سال و برای زنان 85 ساله.

1038
00:57:42,890 --> 00:57:44,646
‫تا 25 سال دیگه، 90 سال خواهد شد.

1039
00:57:44,670 --> 00:57:48,366
‫پیامدها اقتصادی، اجتماعی و مهم‌تر از همه، عاطفی هستن.

1040
00:57:48,390 --> 00:57:51,339
‫و باید تو برنامه بگی،
‫همونطور که تو کتابت نوشتی، که این پیرها...

1041
00:57:51,399 --> 00:57:53,890
‫نه، نه، من نمیگم پیرها، میگم این سالمندان.

1042
00:57:54,150 --> 00:57:57,886
‫بگی که این سالمندان هیچی تولید نمی‌کنن،
‫کم مصرف می‌کنن و گرون تموم میشن.

1043
00:57:57,910 --> 00:57:59,486
‫این واقعیت اجتماعیه.

1044
00:57:59,510 --> 00:58:01,146
‫تعدادشون بیشتر از افراد زیر 20 سال خواهد شد.

1045
00:58:01,170 --> 00:58:03,906
‫و به زودی، ما بیش از 250 هزار
‫صد ساله در فرانسه خواهیم داشت.

1046
00:58:03,930 --> 00:58:09,250
‫از شما می‌پرسن که با این سونامی
‫پیرها که اعلام می‌کنید، چیکار کنیم.

1047
00:58:09,310 --> 00:58:12,126
‫توصیف شما از سونامی نادرست و مبتذله.

1048
00:58:12,150 --> 00:58:15,226
‫این تحلیلم رو با انتقاد و تمسخر یکی می‌کنه.

1049
00:58:15,250 --> 00:58:19,630
‫بیش از 14 میلیون سالمند در فرانسه هستن،
‫که اکثریت برای جامعه ضروری هستن.

1050
00:58:19,630 --> 00:58:22,030
‫بیا، یه کتاب بهت میدم.

1051
00:58:23,510 --> 00:58:29,266
‫تو اون نقش غیرمنتظره این سالمندان رو
‫برای تعادل کشور کشف می‌کنی.

1052
00:58:29,290 --> 00:58:31,170
‫جان گاهی اوقات زیاده‌روی رو دوست داره.

1053
00:58:32,010 --> 00:58:39,546
‫زیاده‌روی بیننده‌ها رو هیجان‌زده می‌کنه و
‫باعث افزایش بیننده و برنامه‌های خوب میشه.

1054
00:58:39,570 --> 00:58:45,810
‫تا 20 تا 25 سال آینده، بیش از 4 میلیون نفر وجود خواهند داشت
‫که دیگر مستقل نیستند و سزاوار پایانی با کرامت هستند.

1055
00:58:45,970 --> 00:58:51,726
‫هدف ویژه ما "آفت اربابان" اینه که به سیاستمداران یادآوری کنیم
‫که باید پایانی با کرامت برای همه وجود داشته باشه.

1056
00:58:51,750 --> 00:58:52,566
‫این وظیفه من نیست که اینو بگم.

1057
00:58:52,590 --> 00:58:57,019
‫یه پایان با کرامت در حالی که میلیون‌ها
‫نفر در فرانسه قبل از رسیدن به این...

1058
00:58:57,043 --> 00:58:59,986
‫پایان با کرامت که همیشه به ما وعده
‫میدن، زندگی شرافتمندانه‌ای نخواهند داشت.

1059
00:59:00,010 --> 00:59:03,330
‫آره ولی سوال باقی میمونه، شما چی پیشنهاد میدید؟

1060
00:59:03,330 --> 00:59:06,630
‫راه حل‌ها، این نه نقش منه و نه مسئولیتم.

1061
00:59:06,730 --> 00:59:10,130
‫من ناظرم، مشاهده می‌کنم و گزارش میدم.

1062
00:59:10,550 --> 00:59:14,530
‫روح برنامه، بحثه ولی جنجال هم هست.

1063
00:59:14,530 --> 00:59:16,346
‫البته.

1064
00:59:16,370 --> 00:59:18,386
‫فرض کنید یه مهمون به شما حمله می‌کنه.

1065
00:59:18,410 --> 00:59:24,190
‫200 هزار بیمار لاعلاج در فرانسه و فقط
‫2000 نفر به مراقبت‌های تسکینی دسترسی دارن.

1066
00:59:24,330 --> 00:59:28,550
‫و شما به کمبودهای این دولت‌های
‫متوالی اعتراض نمی‌کنید؟

1067
00:59:28,550 --> 00:59:34,590
‫یکی دیگه هم میگه، برای پیرهای 100% وابسته چی پیشنهاد میدید؟

1068
00:59:34,590 --> 00:59:37,690
‫و این می‌تونه ادامه پیدا کنه،
‫شما روشنفکر محترم رو هم خواهید داشت.

1069
00:59:37,690 --> 00:59:46,799
‫نویسنده بزرگ، آقای ولبک، میشل،
‫فکر می‌کنه که قطع کردن احتضار یه جنایت تمدنیه.

1070
00:59:46,824 --> 00:59:48,944
‫بهش چی جواب میدین؟

1071
00:59:49,952 --> 00:59:54,788
‫من ازتون جواب نمی‌خوام،
‫ولی بهتون هشدار میدم که چی در انتظارتونه.

1072
00:59:54,812 --> 00:59:56,632
‫باشه جان، اون عادت داره.

1073
00:59:56,812 --> 00:59:58,332
‫ببخشید، معذرت می‌خوام.

1074
00:59:58,852 --> 01:00:01,262
‫آگوستین هست، میتونی ببینی چی میخواد؟

1075
01:00:03,632 --> 01:00:05,252
‫بله، فلورانسم.

1076
01:00:05,253 --> 01:00:09,968
‫احساسات انسانی و نیروهای عشقی
‫هست که همه این آدما انگار نادیده میگیرن.

1077
01:00:09,992 --> 01:00:12,052
‫آره، بهم گفت، گوشی رو میدم بهش.

1078
01:00:13,052 --> 01:00:14,552
‫ببخشید.

1079
01:00:15,312 --> 01:00:16,812
‫بله، آگوستین.

1080
01:00:20,682 --> 01:00:22,202
‫انقدر سریع؟

1081
01:00:23,802 --> 01:00:24,762
‫چطور؟

1082
01:00:24,763 --> 01:00:27,562
‫و خانم بروکه؟

1083
01:00:29,752 --> 01:00:31,312
‫صبر کنید، آگوستین.

1084
01:00:32,152 --> 01:00:33,268
‫صبر کنید.

1085
01:00:33,292 --> 01:00:39,152
‫من تو جلسه هستم، ولی فکر می‌کنم داستان آقا
‫و خانم بروکه برای همه این آدما جالب باشه.

1086
01:00:39,153 --> 01:00:42,712
‫پس دوربین رو به لپ‌تاپ وصل می‌کنم.

1087
01:00:43,252 --> 01:00:44,912
‫با ما بمونید.

1088
01:00:45,152 --> 01:00:50,012
‫بفرمایید، خواهید دید، این داستان همسر یک فرد در حال مرگه.

1089
01:00:50,932 --> 01:00:55,092
‫پزشکی که روی صفحه می‌بینید اسمش آگوستین ماسه هست.

1090
01:00:55,612 --> 01:00:57,802
‫اون یه بخش مراقبت‌های تسکینی رو اداره می‌کنه.

1091
01:00:58,532 --> 01:01:01,240
‫خب این خانم، خانم بروکه،

1092
01:01:01,241 --> 01:01:04,252
‫علیه گزارش پزشکی شورش
‫کرده بود و من شاهد این ماجرا بودم.

1093
01:01:04,552 --> 01:01:06,708
‫بفرمایید، آگوستینم، شما با ما هستید.

1094
01:01:06,841 --> 01:01:10,412
‫می‌تونید گوشی رو افقی کنید.

1095
01:01:10,732 --> 01:01:12,232
‫بروکه.

1096
01:01:12,992 --> 01:01:14,072
‫اینجوری بهتره؟

1097
01:01:14,073 --> 01:01:15,613
‫خوبه، عالیه.

1098
01:01:15,792 --> 01:01:17,048
‫سلام، سلام به همه.

1099
01:01:17,072 --> 01:01:18,048
‫سلام، دکتر.

1100
01:01:18,072 --> 01:01:26,452
‫خب، خانم بروکه با گو، سگش،
‫برگشت و از من عذرخواهی کرد.

1101
01:01:26,532 --> 01:01:28,472
‫و البته از تو هم، فابریس.

1102
01:01:29,012 --> 01:01:35,092
‫کنار تخت نشست و با صدایی آرام.

1103
01:01:36,312 --> 01:01:38,112
‫خیلی شجاع بودی.

1104
01:01:39,512 --> 01:01:41,432
‫حالا می‌تونی بری.

1105
01:01:41,472 --> 01:01:42,972
‫هر وقت خواستی.

1106
01:01:43,732 --> 01:01:45,232
‫من قوی خواهم بود.

1107
01:01:46,432 --> 01:01:48,692
‫من ماکت‌هاتو ادامه میدم.

1108
01:01:49,752 --> 01:01:53,652
‫و نوه‌مون همونطور که تو
‫می‌خوای اسمش گذاشته میشه.

1109
01:01:54,252 --> 01:01:55,992
‫دیوید کامبوئه.

1110
01:01:58,292 --> 01:01:59,988
‫لازم نیست نگران باشی.

1111
01:02:00,012 --> 01:02:02,208
‫آقای بروکه می‌خواست تمام خانواده‌شو ببینه.

1112
01:02:02,232 --> 01:02:04,912
‫نگاه کن، همه اینجا هستن.

1113
01:02:05,112 --> 01:02:08,112
‫ساعت 8 شب، تمام خانواده اونجا جمع شده بودن.

1114
01:02:16,792 --> 01:02:21,252
‫ساعت 9 شب، می‌خواست با بچه‌ها و نوه‌هاش تنها بمونه.

1115
01:02:28,092 --> 01:02:30,380
‫از همه خواست که با....

1116
01:02:30,381 --> 01:02:34,073
‫گو، سگش، برن تا با همسرش تنها بمونه.

1117
01:02:50,632 --> 01:02:53,172
‫مراسم عقد رو یادت میاد؟

1118
01:02:56,522 --> 01:02:59,422
‫یادت میاد که دلم نمی‌خواست برم؟

1119
01:03:01,142 --> 01:03:04,222
‫اون اصرار کرد و من انقدر خوشحال بودم.

1120
01:03:13,052 --> 01:03:15,012
‫منو همه جا بردی.

1121
01:03:16,212 --> 01:03:20,192
‫تو باغ‌ها، به کلیسا.

1122
01:03:21,612 --> 01:03:25,012
‫نقاشی‌های فوق‌العاده‌ای بهم نشون دادی.

1123
01:03:25,732 --> 01:03:27,852
‫طلا، پول، همه جا.

1124
01:03:30,552 --> 01:03:32,232
‫همه چیز رو برام توضیح دادی.

1125
01:03:32,792 --> 01:03:33,948
‫با جزئیات.

1126
01:03:33,972 --> 01:03:35,472
‫هر چیزی رو.

1127
01:03:36,212 --> 01:03:37,712
‫انقدر خوشحال بودم.

1128
01:03:38,179 --> 01:03:40,578
‫یه صبح زود، اون رفت.

1129
01:03:41,112 --> 01:03:42,652
‫کنار همسرش.

1130
01:03:43,632 --> 01:03:45,408
‫کاش منم با شما بودم، آگوستین.

1131
01:03:45,432 --> 01:03:47,572
‫فکر می‌کنید اون تصمیم گرفت که بره؟

1132
01:03:47,573 --> 01:03:48,628
‫بدون شک.

1133
01:03:48,652 --> 01:03:50,152
‫خودش رو رها کرد.

1134
01:03:51,232 --> 01:03:54,672
‫اون یه لحظه استثنایی رو
‫تجربه کرد که دیگه تکرار نمی‌شد.

1135
01:03:57,602 --> 01:03:59,102
‫بفرمایید.

1136
01:03:59,622 --> 01:04:01,122
‫خداحافظ، همگی.

1137
01:04:01,642 --> 01:04:02,558
‫ممنون، آگوستین.

1138
01:04:02,582 --> 01:04:05,103
‫- در تماسیم فابریس.
‫- باشه.

1139
01:04:06,793 --> 01:04:08,326
‫خداحافظ.

1140
01:04:10,882 --> 01:04:12,562
‫فابریس، این مرد تکان‌دهنده‌ست.

1141
01:04:12,563 --> 01:04:14,358
‫یه فعالیت عجیب.

1142
01:04:14,382 --> 01:04:15,938
‫یه فعالیت فوق‌العاده.

1143
01:04:15,962 --> 01:04:21,098
‫نه اینکه زنده‌ها رو ترمیم کنه، بلکه همراهی
‫کنه اونایی رو که قراره دیگه نباشن، تا آخر.

1144
01:04:21,122 --> 01:04:22,698
‫باید اونو تو برنامه بذاریم.

1145
01:04:22,722 --> 01:04:25,418
‫فیلسوف، متخصص در قلب پایان زندگیه.

1146
01:04:25,442 --> 01:04:27,382
‫پایان زندگی، یه کم غم‌انگیز به نظر میاد، نه؟

1147
01:04:27,383 --> 01:04:28,418
‫نه، غم‌انگیز نیست.

1148
01:04:28,442 --> 01:04:29,178
‫این زندگیه.

1149
01:04:29,202 --> 01:04:31,102
‫پایان زندگی، هنوز هم زندگیه.

1150
01:04:31,522 --> 01:04:34,338
‫برای دوست شما، مرگ چیه؟
‫نه اون حرفای پزشکی.

1151
01:04:34,362 --> 01:04:37,902
‫اون فکر می‌کنه بدن مرگ رو حمل
‫می‌کنه مثل میوه که هسته‌ش رو حمل می‌کنه.

1152
01:04:38,002 --> 01:04:40,482
‫موفق شدن در مرگ، برای اون یعنی چی؟

1153
01:04:40,483 --> 01:04:42,927
‫با عزت تموم کردن، نذاشتن رنج بکشه، رها نکردن،

1154
01:04:42,928 --> 01:04:46,283
‫کاری رو انجام دادن که برای بیمار معنی داره.

1155
01:04:47,302 --> 01:04:50,462
‫واقعاً دوست دارم دکتر ماسه رو به برنامه دعوت کنیم.

1156
01:04:50,822 --> 01:04:56,318
‫من اتفاقاً یه پروژه کتاب با دکتر ماسه در مورد مرگ،

1157
01:04:56,618 --> 01:05:01,062
‫بیماری لاعلاج، چطور باهاش زندگی
‫کنیم و خوب مردن یعنی چی، دارم.

1158
01:05:01,102 --> 01:05:02,178
‫خب بفرمایید.

1159
01:05:02,202 --> 01:05:05,685
‫مرگ و ما، همه درگیرشیم، یه رکورد بیننده.

1160
01:05:05,686 --> 01:05:08,682
‫استاد مرگ و فیلسوف.

1161
01:05:08,683 --> 01:05:12,878
‫نمی‌دونن از کجا شروع کنن.
‫فلسفه‌ورزی، یعنی یاد گرفتن مردن.

1162
01:05:12,902 --> 01:05:14,042
‫چرندیات!

1163
01:05:14,043 --> 01:05:17,242
‫چیزی که یاد گرفته میشه اینه که
‫چطور به زنده کمک کنیم که بمیره.

1164
01:05:18,602 --> 01:05:21,526
‫تو از مرگ به عنوان قاره‌ای برای فتح کردن حرف زدی.

1165
01:05:21,550 --> 01:05:22,950
‫منظورت چی بود؟

1166
01:05:22,951 --> 01:05:25,686
‫قاره‌ی سکس وجود داشت.

1167
01:05:25,710 --> 01:05:29,130
‫تو قرن بیستم، فروید و امثالش
‫کارشون رو کردن و از ماجراهای

1168
01:05:29,131 --> 01:05:32,826
‫عاشقانه به غرایز جنسی رسیدن، اگه بخوایم اینطور بگیم.

1169
01:05:32,850 --> 01:05:35,030
‫خلاصه، از احساسات به میل جنسی رسیدن.

1170
01:05:35,031 --> 01:05:39,766
‫ولی تو قرن بیست و یکم، این مرگه که کشف و کاوش شده.

1171
01:05:39,790 --> 01:05:43,166
‫ما از کشتارها و قتل‌عام‌های جنگ‌ها دل‌زده شدیم.

1172
01:05:43,190 --> 01:05:46,590
‫این در برابر یک مرگ واحده که ما وحشت‌زده میشیم.

1173
01:05:47,410 --> 01:05:50,630
‫آگوستین، از اضطرابت بهم گفتی؟

1174
01:05:50,631 --> 01:05:55,070
‫یا فقط در مورد کتاب و برنامه حرف میزنی؟

1175
01:05:58,465 --> 01:05:59,254
‫این دیگه چیه؟

1176
01:05:59,390 --> 01:06:02,110
‫این فوق‌العاده‌ست.

1177
01:06:06,299 --> 01:06:07,876
‫خب، گوش بده.

1178
01:06:08,510 --> 01:06:12,070
‫بهت زنگ می‌زنم و پیاده ادامه میدم.

1179
01:06:15,474 --> 01:06:16,930
‫از اینجا باید برید.

1180
01:06:17,050 --> 01:06:18,670
‫فقط دو دقیقه می‌مونم.

1181
01:06:25,410 --> 01:06:27,030
‫امروز یه روز خاصه.

1182
01:06:27,070 --> 01:06:28,206
‫آه بله، می‌بینم.

1183
01:06:28,230 --> 01:06:30,226
‫یکی از بیماران ما طرفدار موتور هارلی دیویدسونه.

1184
01:06:30,250 --> 01:06:32,230
‫رفقا اومدن بهش سلام کنن.

1185
01:06:32,430 --> 01:06:33,930
‫دکتر منتظر شماست.

1186
01:06:34,323 --> 01:06:35,323
‫سلام.

1187
01:06:40,660 --> 01:06:41,660
‫سلام.

1188
01:06:41,720 --> 01:06:43,563
‫ژان-پیر، با کل تیمش اومده.

1189
01:06:43,603 --> 01:06:45,030
‫با کل تیمش اومده.

1190
01:06:45,571 --> 01:06:47,040
‫خوشبختم.

1191
01:06:47,339 --> 01:06:48,796
‫-چه یادبود قشنگی.
‫-آره.

1192
01:06:49,077 --> 01:06:50,650
‫فوق العاده‌ست.

1193
01:07:17,865 --> 01:07:18,990
‫اینو امتحان کن.

1194
01:07:19,170 --> 01:07:20,410
‫قاعدتاً باید اندازه‌ت باشه.

1195
01:07:21,343 --> 01:07:23,303
‫فکر کنم سایزش خودشه.

1196
01:07:24,783 --> 01:07:25,803
‫عالیه.

1197
01:07:26,030 --> 01:07:26,450
‫خیلی خوبه.

1198
01:07:26,816 --> 01:07:28,028
‫می‌خوام یه دنیای یکم...

1199
01:07:28,692 --> 01:07:30,045
‫متفاوت بهت نشون بدم.

1200
01:07:30,436 --> 01:07:32,076
‫معمولاً از اینا اینجا نمی‌بینیم.

1201
01:07:32,170 --> 01:07:34,210
‫حتی همه چی دارن که برن یه جای دیگه.

1202
01:07:34,410 --> 01:07:35,410
‫اوکیه.

1203
01:07:36,370 --> 01:07:38,890
‫این مریضیه که بیمارستان پیش ما فرستاده.

1204
01:07:38,977 --> 01:07:41,412
‫با تومورهای پیشرفته غیرقابل جراحی.

1205
01:07:42,050 --> 01:07:44,970
‫خانواده‌ش نمی‌تونن ولش کنن،
‫با وجود آرامشی که اینجا پیدا کرده.

1206
01:07:49,488 --> 01:07:51,540
‫پزشک خانوادگیمون کارا رو دست می‌گیره.

1207
01:07:51,620 --> 01:07:53,496
‫فقط کافیه نسخه‌ها رو بهش بدین.

1208
01:07:53,521 --> 01:07:55,521
‫شما و ماری همیشه پیشش هستین؟

1209
01:07:55,606 --> 01:07:56,606
‫معلومه.

1210
01:07:57,600 --> 01:07:59,080
‫شوهرم تو خونه خوشحال‌تر هستش.

1211
01:07:59,761 --> 01:08:01,808
‫پیش خونواده‌ش و کسایی که دوستش دارن.

1212
01:08:03,780 --> 01:08:05,208
‫خانواده لطفاً می‌تونن برن بیرون؟

1213
01:08:05,247 --> 01:08:06,247
‫نه، ما همینجا می‌مونیم.

1214
01:08:13,500 --> 01:08:15,560
‫شما فابریس توسن هستین؟ نویسنده؟

1215
01:08:16,600 --> 01:08:18,760
‫خب، بلندش کنیم؟
‫یک، دو، سه.

1216
01:08:21,200 --> 01:08:23,560
‫دارین کتاب می‌نویسین یا گزارش تهیه می‌کنین؟

1217
01:08:27,620 --> 01:08:28,680
‫شما هم با ما میاین؟

1218
01:08:28,681 --> 01:08:31,480
‫می‌بینین، آپارتمان رو تبدیل کردیم
‫به بیمارستان. خیلی بهتر از اینجاست.

1219
01:08:33,140 --> 01:08:34,280
‫میای، مگه نه؟

1220
01:08:40,200 --> 01:08:42,200
‫اگه بخواین، کلی حرف دارم که بهتون بگم.

1221
01:08:47,530 --> 01:08:48,703
‫- خداحافظ.
‫- خداحافظ.

1222
01:08:55,380 --> 01:08:57,060
‫می‌بینی، تو خونه حالت بهتر می‌شه.

1223
01:08:57,140 --> 01:08:58,140
‫همه چی آماده‌ست.

1224
01:09:07,980 --> 01:09:08,980
‫اسم من اوژنیه.

1225
01:09:10,278 --> 01:09:12,000
‫هوس بابام بوده این اسمو بذاره.
‫خوشم میاد.

1226
01:09:12,390 --> 01:09:13,600
‫مثل اوژنی گرانده.

1227
01:09:14,780 --> 01:09:15,426
‫اثرِ؟

1228
01:09:15,492 --> 01:09:16,901
‫- بالزاک.
‫- بالزاک.

1229
01:09:22,210 --> 01:09:23,395
‫مادرتون صداتون می‌کنه.

1230
01:09:23,510 --> 01:09:25,070
‫مادرم نیست، نامادریمه.

1231
01:09:25,620 --> 01:09:28,926
‫وقتی بابا بمیره، قراره قیامت بشه.
‫ده میلیون و بدون وصیت‌نامه.

1232
01:09:34,420 --> 01:09:35,260
‫چی می‌خواست؟

1233
01:09:35,261 --> 01:09:36,300
‫نمی‌خواست پز بده؟

1234
01:09:36,802 --> 01:09:38,460
‫با این حال، تو داستان قشنگی تعریف کردی.

1235
01:09:42,360 --> 01:09:43,440
‫خب، کار من تموم شد.

1236
01:09:44,147 --> 01:09:45,030
‫فابریس؟

1237
01:09:45,031 --> 01:09:46,031
‫بله؟

1238
01:09:47,790 --> 01:09:48,790
‫این مال توئه.

1239
01:09:52,860 --> 01:09:54,680
‫به نظرم خاطره‌ای که اوژنی تعریف کرد جالب بود.

1240
01:09:54,868 --> 01:09:55,694
‫آره خب.

1241
01:09:55,811 --> 01:09:57,811
‫کمدی تراژیک، انسانی‌ترین چیز ممکن.

1242
01:09:58,180 --> 01:10:00,340
‫آره، ولی سطل آشغال ناشرا پر از این داستاناست.

1243
01:10:00,560 --> 01:10:02,080
‫دیگه با شماست که ازش یه چیز خوب دربیارین.

1244
01:10:02,600 --> 01:10:04,560
‫می‌شه ازش یه قصه فلسفی برای تلویزیون ساخت.

1245
01:10:04,812 --> 01:10:05,812
‫ها ها.

1246
01:10:06,699 --> 01:10:07,440
‫خیلی خب.

1247
01:10:07,698 --> 01:10:09,020
‫این یکی...

1248
01:10:09,420 --> 01:10:10,680
‫برای آگوستینه.

1249
01:10:12,734 --> 01:10:13,366
‫بله؟

1250
01:10:15,360 --> 01:10:16,360
‫آه.

1251
01:10:17,040 --> 01:10:18,380
‫یه چیزی برات دارم.

1252
01:10:19,500 --> 01:10:21,667
‫میریم پسرای یه مریض رو ببینیم.

1253
01:10:22,784 --> 01:10:24,600
‫البته، اونا با مادرشون فرار کرده بودن.

1254
01:10:25,060 --> 01:10:26,180
‫بگیر، این نوِ نوئه.

1255
01:10:27,500 --> 01:10:30,600
‫این مریض می‌خواد آخر عمرش رو
‫تو خونه خودش، کنار خانواده‌ش باشه.

1256
01:10:31,080 --> 01:10:33,460
‫آدم همیشه تو خونه خودش راحت‌تره، حتی برای مردن.

1257
01:10:33,820 --> 01:10:36,440
‫بیا، فلورانس هم فایل‌های ضبط شده‌مون رو کپی کرده.

1258
01:10:37,781 --> 01:10:38,781
‫بفرما بشین.

1259
01:10:49,310 --> 01:10:51,888
‫برای من این چیزا تازگی داره، برای همین هیجان‌انگیزه.

1260
01:10:52,170 --> 01:10:53,250
‫و برای تو چی؟

1261
01:10:53,251 --> 01:10:57,705
‫لاروشفوکو گفته،
‫نه به خورشید میشه مستقیم نگاه کرد نه به مرگ.

1262
01:10:57,870 --> 01:11:01,690
‫و تو، چشم تو چشم،
‫آدمای در حال مرگ رو همراهی می‌کنی.

1263
01:11:02,610 --> 01:11:04,632
‫که این یه شاهکار دائمیه.

1264
01:11:05,990 --> 01:11:07,590
‫برای کتاب، باید یه روشی داشته باشیم.

1265
01:11:07,970 --> 01:11:11,070
‫من کلی چیز باید یاد بگیرم و کلی سؤال دارم که بپرسم، می‌فهمی؟

1266
01:11:11,166 --> 01:11:13,009
‫دیدن و گوش دادن.

1267
01:11:13,692 --> 01:11:14,910
‫اولین سؤال.

1268
01:11:15,790 --> 01:11:17,550
‫بهترین نوع مردن کدومه؟

1269
01:11:18,350 --> 01:11:19,990
‫از همین حالا فکرتو مشغول کرده؟

1270
01:11:22,388 --> 01:11:24,710
‫سؤال پرسیدن، خودش شروع یه روشه.

1271
01:11:24,750 --> 01:11:26,504
‫این سؤالیه که خودت باید بهش جواب بدی.

1272
01:11:28,390 --> 01:11:30,790
‫پیش میاد به مرگ خودت فکر کنی؟

1273
01:11:31,855 --> 01:11:32,630
‫گاهی وقتها.

1274
01:11:33,186 --> 01:11:34,622
‫ولی زیاد روش زوم نمی‌کنم.

1275
01:11:35,490 --> 01:11:36,490
‫بله.

1276
01:11:37,079 --> 01:11:38,799
‫- اونا اینجان.
‫- آره.

1277
01:11:40,070 --> 01:11:41,290
‫باید اصرار کنی.

1278
01:11:46,950 --> 01:11:48,799
‫این تویی که باید بهش جواب بدی.

1279
01:11:50,710 --> 01:11:51,775
‫- سلام.
‫- سلام.

1280
01:11:51,892 --> 01:11:52,790
‫- سلام.
‫- سلام.

1281
01:11:53,590 --> 01:11:54,184
‫بفرما بشین.

1282
01:11:55,634 --> 01:11:56,648
‫- سلام.
‫- سلام.

1283
01:11:56,930 --> 01:11:58,410
‫خواهرمون یه کم دیر می‌رسه.

1284
01:11:58,490 --> 01:12:00,570
‫- ازتون خواست از طرفش عذرخواهی کنیم.
‫- خیلی خب.

1285
01:12:01,148 --> 01:12:01,839
‫خواهش می‌کنم.

1286
01:12:01,908 --> 01:12:02,908
‫بفرمایید بنشینید.

1287
01:12:03,756 --> 01:12:05,256
@FRANCOFILMS

1288
01:12:06,778 --> 01:12:07,511
‫خب.

1289
01:12:07,544 --> 01:12:10,848
‫پدرتون همیشه حرفاش منسجم
‫نیست، ولی سر یه چیز خیلی مصره.

1290
01:12:10,890 --> 01:12:13,948
‫می‌خواد آخر عمرش رو تو خونه
‫خودش، کنار همسر و بچه‌هاش باشه.

1291
01:12:15,909 --> 01:12:17,790
‫گفت کنار همسر و بچه‌هاش؟

1292
01:12:21,510 --> 01:12:23,710
‫به لطف خانم، ما به محض رسیدن پدر رو دیدیم.

1293
01:12:24,690 --> 01:12:25,810
‫عمیق خواب بود.

1294
01:12:26,690 --> 01:12:29,790
‫پدرتون خیلی رنج می‌کشه، هم جسمی، هم روحی.

1295
01:12:30,040 --> 01:12:31,040
‫توماس.

1296
01:12:31,572 --> 01:12:34,386
‫خب، در مورد دردش، با تنظیم دوز مورفین،

1297
01:12:34,411 --> 01:12:36,910
‫تونستیم با تزریق زیرپوستی
‫روزی 120 میلی‌گرم آرومش کنیم.

1298
01:12:37,401 --> 01:12:41,591
‫ولی راستش الان بیشتر رنج روحیشه که غالبه.

1299
01:12:41,710 --> 01:12:43,070
‫خواسته‌هاش عجیبه.

1300
01:12:45,614 --> 01:12:46,970
‫مادرمون ترکش کرد.

1301
01:12:47,910 --> 01:12:49,630
‫بهتره بگم فرار کرد.
‫با ما.

1302
01:12:49,770 --> 01:12:50,770
‫چندین سال پیش.

1303
01:12:51,710 --> 01:12:52,950
‫ما هم دنبالش نگشتیم.

1304
01:12:53,368 --> 01:12:54,790
‫ببخشید دیر کردم.

1305
01:12:55,170 --> 01:12:56,235
‫- سلام.
‫- سلام.

1306
01:12:56,410 --> 01:12:57,610
‫- سلام.
‫- سلام.

1307
01:12:57,970 --> 01:12:58,970
‫خوبی؟

1308
01:13:03,150 --> 01:13:05,261
‫داشتیم در مورد پدر حرف
‫می‌زدیم که خواسته ما رو ببینه.

1309
01:13:06,418 --> 01:13:07,418
‫رو من حساب نکنین.

1310
01:13:08,469 --> 01:13:10,070
‫تو ازم خواستی بیام، منم اومدم.

1311
01:13:10,675 --> 01:13:13,930
‫ولی اگه قراره دوباره ببینمش
‫یا هرچی، رو من حساب نکنین.

1312
01:13:15,481 --> 01:13:18,170
‫دکتر، حرفی که می‌خوایم بزنیم
‫اینه که مادرمون پدر رو ترک کرده.

1313
01:13:18,910 --> 01:13:21,870
‫و فقط می‌خوایم بدونیم شما از ما چی می‌خواین.

1314
01:13:22,724 --> 01:13:25,290
‫ما سعی می‌کنیم به خواسته بیمارامون احترام بذاریم.

1315
01:13:27,190 --> 01:13:29,670
‫خونه بهترین جا برای گذروندن آخر عمره.

1316
01:13:29,970 --> 01:13:31,130
‫ولی پیچیده‌ترین جا هم هست.

1317
01:13:33,170 --> 01:13:34,170
‫این انتخاب خودشه.

1318
01:13:35,450 --> 01:13:36,450
‫مشکل ما نیست.

1319
01:13:37,070 --> 01:13:39,070
‫وضعیتش طوریه که باید یکی دائم پیشش باشه.

1320
01:13:41,510 --> 01:13:42,510
‫رو من حساب نکن.

1321
01:13:43,090 --> 01:13:44,570
‫کارم یه دقیقه هم بهم وقت نمیده.

1322
01:13:45,622 --> 01:13:48,780
‫پدرتون می‌تونه از خدمات بیمارستان در منزل استفاده کنه.

1323
01:13:48,830 --> 01:13:50,750
‫پرستار روزی دو بار سر می‌زنه.

1324
01:13:50,830 --> 01:13:52,230
‫غذا هم براش میارن.

1325
01:13:52,390 --> 01:13:54,637
‫ولی اینا حضور دائمی رو تضمین نمی‌کنه.

1326
01:13:54,930 --> 01:13:55,930
‫باشه.

1327
01:13:56,550 --> 01:13:58,510
‫و چقدر دیگه وقت داره؟

1328
01:13:58,836 --> 01:13:59,836
‫یه روز.

1329
01:14:00,220 --> 01:14:01,460
‫یه هفته.

1330
01:14:02,014 --> 01:14:03,014
‫کمتر از یه ماه.

1331
01:14:03,310 --> 01:14:08,050
‫بیماریش ضعیفش کرده و باعث می‌شه تعادلش
‫رو از دست بده که عواقب بدی داره.

1332
01:14:10,070 --> 01:14:12,030
‫می‌تونیم آخر هفته‌ها نوبتی پیشش باشیم؟

1333
01:14:14,730 --> 01:14:17,490
‫میشه پرستارای حرفه‌ای بقیه هفته رو پیشش باشن؟

1334
01:14:18,070 --> 01:14:19,090
‫ما پولش رو میدیم.

1335
01:14:19,570 --> 01:14:25,070
‫- امکانش هست.
‫- بله، راه‌اندازی 'بیمارستان در منزل' شامل نصب

1336
01:14:25,071 --> 01:14:29,450
‫تجهیزات پزشکی تو خونه بیمار و بعد سر زدن پرستار

1337
01:14:29,475 --> 01:14:32,455
‫برای مراقبت‌های پزشکی به دفعات لازم می‌شه...

1338
01:14:37,410 --> 01:14:40,590
‫می‌شد حس کرد یه گذشته‌ای پر از رازهای نابخشودنی وجود داره.

1339
01:14:40,837 --> 01:14:42,399
‫حتی شب قبل از مرگش.

1340
01:14:42,530 --> 01:14:44,030
‫حتی دخترش هم بهش می‌گفت «پدر».

1341
01:14:44,410 --> 01:14:46,626
‫همه بهش می‌گفتن «پدر».

1342
01:14:46,970 --> 01:14:48,680
‫هیچوقت نمی‌گفتن «پدرمون» یا «بابا».

1343
01:14:48,750 --> 01:14:53,411
‫آره، انگار فقط به جایگاهش اشاره می‌کردن،
‫برای اینکه هر نوع محبتی رو انکار کنن.

1344
01:14:53,930 --> 01:14:56,390
‫و دلیل فرار زن و بچه‌هاش چی بود؟

1345
01:14:56,391 --> 01:14:58,231
‫ما اینجا هیچوقت این سؤالا رو نمی‌پرسیم.

1346
01:14:58,630 --> 01:14:59,630
‫من میرم.

1347
01:15:00,110 --> 01:15:02,310
‫حتماً یه اتفاقی بوده که هیچ جایی برای بخشش نذاشته.

1348
01:15:02,750 --> 01:15:04,204
‫این دوست ماست.

1349
01:15:14,480 --> 01:15:15,480
‫آداما.

1350
01:15:16,120 --> 01:15:17,680
‫دوستم آداما که منتظرش بودیم.

1351
01:15:17,740 --> 01:15:18,740
‫سلام.

1352
01:15:20,160 --> 01:15:21,160
‫خوش اومدی.

1353
01:15:22,640 --> 01:15:23,640
‫آداما.

1354
01:15:24,060 --> 01:15:25,060
‫فلورانس هستم، خوشبختم.

1355
01:15:25,100 --> 01:15:26,380
‫دوست آگوستین و مارتین.

1356
01:15:26,700 --> 01:15:27,820
‫سلام، امیلی.

1357
01:15:27,940 --> 01:15:28,560
‫سلام.

1358
01:15:28,600 --> 01:15:30,740
‫من عضو یه هیئت از سنگال هستم.

1359
01:15:30,875 --> 01:15:31,875
‫خوشبختم.

1360
01:15:32,015 --> 01:15:34,420
‫اتفاقاً داشتم از دستشون فرار می‌کردم تا....

1361
01:15:34,580 --> 01:15:36,540
‫... با دوستای بیست و چند ساله‌م ناهار بخورم.

1362
01:15:37,200 --> 01:15:39,440
‫و البته برای اینکه با دوستای شما هم ناهار بخورم.

1363
01:15:39,520 --> 01:15:41,287
‫باعث افتخارمه.

1364
01:15:43,080 --> 01:15:45,460
‫می‌خواستم از فرصت استفاده کنم
‫و از یه سرای سالمندان بازدید کنم.

1365
01:15:45,560 --> 01:15:47,491
‫آگوستین اینجا رو پیشنهاد کرد.

1366
01:15:47,516 --> 01:15:48,814
‫خیلی خوب ازم استقبال شد.

1367
01:15:48,914 --> 01:15:50,835
‫اونجا خیلی بهت احترام می‌ذارن.

1368
01:15:51,596 --> 01:15:52,658
‫- این آبه؟
‫- آره.

1369
01:15:52,723 --> 01:15:53,723
‫ممنون.

1370
01:15:55,015 --> 01:15:56,015
‫آگوستین ماسه.

1371
01:15:56,990 --> 01:15:58,681
‫شما با پیرهاتون چیکار می‌کنین؟

1372
01:15:59,435 --> 01:16:01,992
‫اونا رو تو جعبه‌هایی حبس می‌کنین با یه مشت پیر دیگه

1373
01:16:01,993 --> 01:16:04,935
‫که اصلاً همدیگه رو نمی‌شناسن
‫و منتظر مرگ میمونن.

1374
01:16:05,975 --> 01:16:08,250
‫تو روستای من، بایلا، پیری هنوزم

1375
01:16:08,251 --> 01:16:11,370
‫راهی به سوی دانایی و انتقال تجربه است.

1376
01:16:12,173 --> 01:16:15,868
‫اینجا شما اونا رو تو جعبه‌هایی منزوی می‌کنین که سود و منفعت

1377
01:16:15,968 --> 01:16:19,320
‫توش رخنه کرده و سهامدارا انگار حق الهی دارن.

1378
01:16:19,530 --> 01:16:23,377
‫آدامای عزیز، حقیقت داره. ما با پیرهامون
‫که دیگه هیچکس نمی‌خوادشون چیکار می‌کنیم؟

1379
01:16:23,515 --> 01:16:26,635
‫دوستم فابریس بیست سال
‫پیش یه کتاب در این مورد نوشته.

1380
01:16:26,995 --> 01:16:29,155
‫و دوباره به روز شده.
‫خیلی نگران‌کننده‌س.

1381
01:16:29,215 --> 01:16:32,461
‫پیشنهاد می‌کنم ادامه این بحث رو سر میز غذا داشته باشیم.

1382
01:16:32,575 --> 01:16:33,575
‫ناهار آماده‌س.

1383
01:16:36,835 --> 01:16:38,495
‫و شما تو آفریقا هم کار کردین، آگوستین؟

1384
01:16:38,635 --> 01:16:41,769
‫یه کم با پزشکان جهان و همچنین با آداما تو روستاش.

1385
01:16:43,677 --> 01:16:45,477
‫و این پزشکی سطح بالا رو کجا یاد گرفتین؟

1386
01:16:46,155 --> 01:16:47,777
‫والری، من یه پزشک بالینی‌ام.

1387
01:16:47,855 --> 01:16:50,088
‫من یه دکتر ساده روستایی‌ام.

1388
01:16:50,515 --> 01:16:52,271
‫من پای تخت مریض‌ها چیز یاد گرفتم.

1389
01:16:52,295 --> 01:16:53,295
‫بفرمایید.

1390
01:16:53,495 --> 01:16:57,708
‫تو دانشگاه به ما پزشکیِ درمانی یاد می‌دادن.
‫من مرگ رو یه شکست می‌دیدم.

1391
01:16:58,215 --> 01:16:59,875
‫سال‌ها ازش فرار کردم.

1392
01:17:00,555 --> 01:17:03,760
‫پرستارا ازم می‌خواستن برم تو اتاق یه بیمار در حال مرگ.

1393
01:17:03,962 --> 01:17:05,493
‫من پا به فرار می‌ذاشتم.

1394
01:17:05,615 --> 01:17:07,755
‫دکتر، مریضتون شما رو می‌خواد.

1395
01:17:07,756 --> 01:17:09,775
‫جواب می‌دادم، نه، نمی‌تونم.

1396
01:17:09,895 --> 01:17:11,455
‫عجله دارم، باید یه مریض دیگه رو ببینم.

1397
01:17:11,515 --> 01:17:14,626
‫بهم می‌گفتن، ولی دکتر، فقط یه دقیقه، یه کلمه حرف.

1398
01:17:14,675 --> 01:17:15,894
‫اون به شما احتیاج داره.

1399
01:17:15,975 --> 01:17:19,155
‫تو روستای ما هم، ازش خواسته بودم
‫بره یه آدم در حال مرگ رو تو کلبه‌ش ببینه.

1400
01:17:19,975 --> 01:17:21,602
‫ترسیده بود، بهم جواب داد.

1401
01:17:22,715 --> 01:17:24,780
‫چرا ببینمش وقتی داره می‌میره؟

1402
01:17:25,575 --> 01:17:27,412
‫فقط مریضای واقعی رو ویزیت می‌کرد.

1403
01:17:27,455 --> 01:17:30,416
‫تو دانشگاه، کلمه «مرگ» رو به زبون نمی‌آوردن.

1404
01:17:30,575 --> 01:17:31,575
‫فقط «درمان کردن».

1405
01:17:31,615 --> 01:17:33,935
‫و وقتی دیگه نمی‌شد درمان کرد، دکتر می‌رفت.

1406
01:17:34,295 --> 01:17:37,636
‫تا اینکه یه روز، دلم خواست یاد بگیرم که حضور داشته باشم.

1407
01:17:38,174 --> 01:17:39,494
‫که با صداقت حرف بزنم.

1408
01:17:39,935 --> 01:17:42,455
‫و حالا شدم مسئول بخش مراقبت‌های تسکینی.

1409
01:17:43,035 --> 01:17:44,627
‫هر وقت بخواین در خدمتم.

1410
01:17:45,435 --> 01:17:46,038
‫ممنون.

1411
01:17:46,095 --> 01:17:48,315
‫خیلی وقتا بهم می‌گن، اوه، بیچاره.

1412
01:17:48,755 --> 01:17:50,395
‫حتماً هر روزش خوش نمی‌گذره.

1413
01:17:50,835 --> 01:17:52,757
‫ما لحظات عمیقی رو تجربه می‌کنیم.

1414
01:17:54,435 --> 01:17:56,224
‫ولی فوق‌العاده‌ست

1415
01:17:57,155 --> 01:17:59,835
‫اینجا یه مکان زندگیه که توش بیشتر می‌خندیم تا گریه کنیم.

1416
01:18:00,515 --> 01:18:01,880
‫شغل قشنگی داری.

1417
01:18:02,035 --> 01:18:04,825
‫تو به چیزی که شاید انسانی نیست، وجهه انسانی بهش میدی.

1418
01:18:05,435 --> 01:18:07,258
‫ما به آدمایی مثل تو احتیاج داریم.

1419
01:18:08,681 --> 01:18:10,358
‫خب، بفرمایید.

1420
01:18:37,331 --> 01:18:39,711
‫این یه وضعیت نسبتاً غیرعادیه.

1421
01:19:06,387 --> 01:19:07,509
‫دکتر.

1422
01:19:10,565 --> 01:19:13,185
‫خدایا، با وجود مورفین دردهای وحشتناکی دارم.

1423
01:19:13,285 --> 01:19:14,785
‫و یه سری کوفت و زهرمار دیگه.

1424
01:19:14,885 --> 01:19:17,291
‫بهم گفتن تو می‌تونی این دردا رو تموم کنی.

1425
01:19:18,334 --> 01:19:20,069
‫من حسابی مراقبتون خواهم بود.

1426
01:19:22,805 --> 01:19:24,765
‫- سلام آقا.
‫- شوهرم.

1427
01:19:25,005 --> 01:19:26,005
‫دکتر.

1428
01:19:26,605 --> 01:19:28,585
‫- فابریس توسن.
‫- سلام.

1429
01:19:29,729 --> 01:19:30,825
‫بریم.

1430
01:19:30,945 --> 01:19:32,063
‫بریم.

1431
01:19:39,845 --> 01:19:42,865
‫اینجا بهتون خوش می‌گذره. می‌بینین.
‫همه خیلی مهربونن.

1432
01:19:42,866 --> 01:19:44,803
‫حسابی ازتون مراقبت می‌کنیم.

1433
01:19:45,965 --> 01:19:47,459
‫اتاق قشنگیه.

1434
01:19:48,876 --> 01:19:49,876
‫منظره‌ش خوبه.

1435
01:19:51,225 --> 01:19:52,225
‫مواظب باشین.

1436
01:19:53,687 --> 01:19:55,700
‫- سلام.
‫- سلام.

1437
01:19:56,945 --> 01:19:59,245
‫ما حسابی مراقبش خواهیم بود.

1438
01:20:10,631 --> 01:20:11,691
‫مورفین نه.

1439
01:20:12,505 --> 01:20:14,316
‫بهم نمیسازه.

1440
01:20:14,805 --> 01:20:16,165
‫حرفمو باور کن، خیلی سخته.

1441
01:20:16,765 --> 01:20:18,520
‫این مورفین نیست.

1442
01:20:43,541 --> 01:20:45,835
‫شوهرم همه چیز رو نمیدونه.

1443
01:20:48,365 --> 01:20:50,841
‫میری حمام درمانی و ماساژ.

1444
01:20:51,289 --> 01:20:53,719
‫و بعدش با روانشناسمون گپ می‌زنی.

1445
01:20:56,105 --> 01:20:58,086
‫روانشناس من اون بالاست.

1446
01:20:59,765 --> 01:21:01,686
‫ما همه چی رو به هم گفتیم.

1447
01:21:02,845 --> 01:21:04,945
‫در مورد مریضیت بهت چی گفته؟

1448
01:21:07,874 --> 01:21:09,754
‫که اصلاً اوضاع خوب نیست.

1449
01:21:09,945 --> 01:21:11,948
‫نه برای من، و نه شوهرم.

1450
01:21:13,405 --> 01:21:16,484
‫قبول می‌کنی با روانشناس ما حرف بزنی؟

1451
01:21:17,518 --> 01:21:18,617
‫اونه؟

1452
01:21:21,065 --> 01:21:23,406
‫نه، یه خانمه.

1453
01:21:25,574 --> 01:21:27,231
‫این‌جوری بهتره.

1454
01:21:33,874 --> 01:21:34,931
‫ازش خواستم...

1455
01:21:35,817 --> 01:21:37,330
‫بذاره برم.

1456
01:21:38,634 --> 01:21:39,634
‫زود.

1457
01:21:42,424 --> 01:21:44,333
‫و تو، کمکم می‌کنی؟

1458
01:21:48,185 --> 01:21:49,732
‫فردا صحبت میکنیم.

1459
01:21:52,806 --> 01:21:53,512
‫باشه.

1460
01:22:02,327 --> 01:22:03,327
‫منیت.

1461
01:22:03,514 --> 01:22:04,234
‫ریچارد گرین.

1462
01:22:04,394 --> 01:22:05,434
‫- آه، بله.
‫- ممنون.

1463
01:22:05,554 --> 01:22:06,554
‫دکتر...

1464
01:22:08,074 --> 01:22:12,174
‫هفته‌ها و هفته‌ها بود که همچین
‫شب خوبی رو نگذرونده بود.

1465
01:22:12,434 --> 01:22:13,834
‫میخواد هر چه زودتر شما رو ببینه.

1466
01:22:13,954 --> 01:22:14,954
‫ممنون.

1467
01:22:18,620 --> 01:22:19,332
‫دکتر...

1468
01:22:22,634 --> 01:22:23,914
‫دکترا به ما دروغ میگن.

1469
01:22:24,314 --> 01:22:25,034
‫چرا؟

1470
01:22:25,654 --> 01:22:26,694
‫می‌دونم که جدیه.

1471
01:22:27,454 --> 01:22:28,974
‫و اگه ما دروغ نگیم؟

1472
01:22:29,614 --> 01:22:31,594
‫و اگه بتونیم کل حقیقت رو نگیم؟

1473
01:22:31,595 --> 01:22:33,050
‫ولی من از شما کل حقیقت رو می‌خوام.

1474
01:22:33,074 --> 01:22:34,474
‫این خودِ بیماره که باید حقیقت رو بخواد.

1475
01:22:36,234 --> 01:22:37,627
‫حقیقت فقط مال خودشه.

1476
01:22:39,455 --> 01:22:42,255
‫استریا همیشه مردهاش رو بدون خداحافظی ول کرده.

1477
01:22:42,934 --> 01:22:43,934
‫من شوهرشم.

1478
01:22:44,114 --> 01:22:46,374
‫میخوام بدونم، این آخر خطه؟

1479
01:22:47,194 --> 01:22:48,459
‫حستون درسته.

1480
01:22:50,534 --> 01:22:51,814
‫ما ازش مراقبت می‌کنیم.

1481
01:22:52,114 --> 01:22:53,300
‫به بهترین شکل ممکن.

1482
01:22:54,074 --> 01:22:55,682
‫برای مدتی که نمی‌دونیم چقدره.

1483
01:23:02,130 --> 01:23:03,290
‫پس اونا نمیدونن؟

1484
01:23:03,315 --> 01:23:04,755
‫نه، فقط پرستارش اینِس.

1485
01:23:07,794 --> 01:23:09,934
‫- سلام.
‫- سلام.

1486
01:23:10,394 --> 01:23:11,394
‫سلام.

1487
01:23:15,314 --> 01:23:16,314
‫سلام.

1488
01:23:17,014 --> 01:23:18,014
‫دکتر.

1489
01:23:22,094 --> 01:23:23,094
‫بفرمایید بشینید.

1490
01:23:26,517 --> 01:23:27,557
‫خوشمزه‌س.

1491
01:23:28,764 --> 01:23:30,691
‫خیلی خوبه.
‫کرپ بادام با خامه.

1492
01:23:35,190 --> 01:23:36,123
‫برید بیرون.

1493
01:23:41,417 --> 01:23:42,417
‫بفرمایید.

1494
01:23:42,964 --> 01:23:43,964
‫برو.

1495
01:23:44,441 --> 01:23:45,135
‫لطفاً.

1496
01:23:47,924 --> 01:23:50,144
‫خب، امروز صبح چطوری؟

1497
01:23:56,834 --> 01:23:58,074
‫من زود میرم.

1498
01:24:01,434 --> 01:24:03,494
‫درد داره برمیگرده، ولی اینجا نیست.

1499
01:24:03,694 --> 01:24:05,753
‫اینجاست که داره اذیت می‌کنه.

1500
01:24:06,753 --> 01:24:08,354
‫غیرقابل تحمله.

1501
01:24:09,834 --> 01:24:12,934
‫تو نگاهت به دکترها نمی‌خوره، نه؟
‫تو دکتر نیستی؟

1502
01:24:15,414 --> 01:24:16,654
‫من نویسنده‌ام.

1503
01:24:16,774 --> 01:24:18,514
‫ببخشید، باید بهتون می‌گفتم.

1504
01:24:20,814 --> 01:24:24,514
‫می‌خوای یه کتاب در مورد رفتن من
‫به بهشت کولی‌ها بنویسی.

1505
01:24:24,994 --> 01:24:26,794
‫جایی که هیچ رنجی نیست.

1506
01:24:29,268 --> 01:24:30,974
‫یه مرگ قشنگ چیه؟

1507
01:24:36,580 --> 01:24:37,820
‫تو خواب...

1508
01:24:38,254 --> 01:24:39,254
‫مثل مادرم.

1509
01:24:40,634 --> 01:24:41,974
‫ولی آدم باید مرگش رو زندگی کنه.

1510
01:24:44,874 --> 01:24:46,913
‫تو بهم گفتی اگه نخوام عذاب بکشم،

1511
01:24:47,687 --> 01:24:49,654
‫می‌تونم تو خواب برم.

1512
01:24:52,387 --> 01:24:53,387
‫کِی؟

1513
01:24:53,774 --> 01:24:55,094
‫این تویی که تصمیم می‌گیری، استریا.

1514
01:24:56,514 --> 01:24:57,894
‫به شوهرم هیچی نمیگی.

1515
01:24:59,114 --> 01:25:00,897
‫نمی‌خوام از قبل عذاب بکشه.

1516
01:25:04,034 --> 01:25:05,770
‫بعدش، وقت برای عذاب کشیدن داره.

1517
01:25:09,527 --> 01:25:11,247
‫خب، پس چیکار می‌کنیم؟

1518
01:25:11,455 --> 01:25:12,455
‫ولی اینجا نه.

1519
01:25:12,594 --> 01:25:14,554
‫می‌خوام تو خونه‌م، تو کاروان باشم.

1520
01:25:23,304 --> 01:25:26,478
‫این دو تا سرنگ رو به این دو تا ورودی وصل می‌کنیم.

1521
01:25:30,234 --> 01:25:31,414
‫یکی برای درد.

1522
01:25:37,164 --> 01:25:39,344
‫اون یکی برای آروم کردنت، اگه خودت تصمیم بگیری.

1523
01:25:40,124 --> 01:25:42,591
‫نمی‌خوام اینجا خوابم ببره.

1524
01:25:43,437 --> 01:25:44,623
‫اصلاً نمی‌خوام.

1525
01:25:45,064 --> 01:25:48,136
‫نگران نباش، دوزهای اولیه تو رو نمی‌خوابونه.

1526
01:25:48,904 --> 01:25:51,347
‫اگه دردت بگیره، اینس دوز رو زیاد می‌کنه.

1527
01:25:58,894 --> 01:26:00,987
‫وقتی تو کاروانت باشی،

1528
01:26:01,667 --> 01:26:03,534
‫وقتی تصمیمت رو گرفته باشی،

1529
01:26:06,134 --> 01:26:10,663
‫اینس جریان سرنگی که برچسب قرمز داره رو زیاد می‌کنه

1530
01:26:10,737 --> 01:26:14,633
‫ تا تو رو به یه خواب عمیق ببره،
‫طبق پروتکلی که من تجویز کردم.

1531
01:26:15,593 --> 01:26:16,707
‫همین؟

1532
01:26:16,913 --> 01:26:19,082
‫تو به خواب میری، بدون درد،

1533
01:26:19,416 --> 01:26:21,531
‫آروم، کنار عزیزانت.

1534
01:26:29,469 --> 01:26:30,922
‫به استفان زنگ بزن.

1535
01:26:31,700 --> 01:26:32,840
‫گریه نکن.

1536
01:26:34,050 --> 01:26:35,237
‫داریم میریم.

1537
01:26:35,277 --> 01:26:35,750
‫باشه.

1538
01:26:45,034 --> 01:26:46,831
‫آماده شین، داریم می‌ریم.

1539
01:26:48,054 --> 01:26:49,510
‫داریم می‌ریم.

1540
01:26:49,594 --> 01:26:50,770
‫آماده شین.

1541
01:26:51,884 --> 01:26:53,614
‫عشقم، آماده شو، داریم می‌ریم.

1542
01:27:37,355 --> 01:27:38,402
‫بگو بیان.

1543
01:27:54,456 --> 01:27:56,439
‫...زیاد همدیگه رو ندیدیم.

1544
01:28:00,554 --> 01:28:04,064
‫بیا اون آهنگه رو بخونیم،
‫عشقم، آهنگ حلزون‌ها رو.

1545
01:28:04,591 --> 01:28:05,871
‫برای رفتن.

1546
01:28:06,734 --> 01:28:08,854
‫حلزون‌هایی که میرن...

1547
01:28:09,042 --> 01:28:11,054
‫به مراسم خاکسپاری یه برگ خشکیده.

1548
01:28:11,934 --> 01:28:13,067
‫بخون.

1549
01:28:14,944 --> 01:28:15,918
‫خیلی خب، بریم.

1550
01:28:16,034 --> 01:28:25,414
‫♪ به مراسم خاکسپاری یه برگ خشکیده، ♪
‫♪ میرن دو تا حلزون ♪

1551
01:28:26,901 --> 01:28:37,396
‫♪ لاک سیاهشون مثل لباس عزا دور بدنشون پیچیده. ♪

1552
01:28:37,712 --> 01:28:48,114
‫♪ اونا تو یه غروب راه میوفتن، ♪
‫♪ یه غروب خیلی قشنگ پاییزی. ♪

1553
01:28:48,154 --> 01:28:53,352
‫♪ و وقتی میرسن، ♪

1554
01:28:53,376 --> 01:28:58,573
‫♪ دیگه بهار شده. ♪

1555
01:28:58,694 --> 01:29:07,494
‫♪ برگ‌هایی که مرده بودن،  ♪
‫♪ همشون دوباره زنده شدن. ♪

1556
01:29:07,495 --> 01:29:15,494
‫♪ و اون دو تا حلزون خیلی ناامید میشن. ♪

1557
01:29:16,876 --> 01:29:22,173
‫♪ ولی خورشید از راه میرسه،  ♪
‫♪ خورشیدی که بهشون میگه، ♪

1558
01:29:22,174 --> 01:29:27,057
‫♪ زحمت بکشین، زحمت بکشین و بشینین. ♪

1559
01:29:27,236 --> 01:29:31,196
‫♪ یه لیوان آبجو بنوشین، اگه دلتون میخواد. ♪

1560
01:29:31,536 --> 01:29:35,576
‫♪ اگه دوست دارین، اتوبوس پاریس رو سوار شین. ♪

1561
01:29:35,796 --> 01:29:39,776
‫♪ امشب راه میوفته و دنیا رو می‌بینین. ♪

1562
01:29:40,296 --> 01:29:44,301
‫♪ ولی عزاداری نکنین، اینو من بهتون میگم. ♪

1563
01:29:44,495 --> 01:29:48,836
‫♪ که سفیدی چشم چقدر قدرتمنده، اینو یادتون باشه. ♪

1564
01:29:49,536 --> 01:29:56,376
‫♪ داستان‌های تابوت، غم‌انگیز و نازیباست. ♪

1565
01:29:57,011 --> 01:30:00,415
‫♪ رنگ‌هاتون رو پس بگیرین، ♪

1566
01:30:00,449 --> 01:30:03,316
‫♪ رنگ‌های زندگی رو. ♪

1567
01:30:05,096 --> 01:30:12,496
‫♪ اونوقته که همه حیوونا، درختها و گیاها شروع میکنن به خوندن، ♪

1568
01:30:12,616 --> 01:30:14,796
‫♪ با تمام وجود آواز می‌خونن. ♪

1569
01:30:14,899 --> 01:30:18,876
‫♪ آواز واقعی زندگی رو، آواز تابستون رو. ♪

1570
01:30:19,236 --> 01:30:23,336
‫♪ و همه مینوشن، همه به سلامتی هم میزنن. ♪

1571
01:30:23,556 --> 01:30:27,476
‫♪ چه شب قشنگی، یه شب قشنگ تابستونی. ♪

1572
01:30:28,556 --> 01:30:35,876
‫♪ و اون دو تا حلزون برمیگردن به خونه‌شون. ♪

1573
01:30:35,976 --> 01:30:40,201
‫♪ خیلی تحت تأثیر قرار گرفتن، ♪

1574
01:30:40,274 --> 01:30:43,496
‫♪ خیلی خوشحالن. ♪

1575
01:30:43,497 --> 01:30:51,396
‫♪ چون زیاد نوشیدن، یه کم تلوتلو میخورن. ♪

1576
01:30:51,816 --> 01:31:01,416
‫♪ ولی اون بالا تو آسمون، ماه مراقبشونه. ♪

1577
01:32:25,794 --> 01:32:27,508
‫پیشرفت ضایعه.

1578
01:32:32,218 --> 01:32:33,945
‫یه کپی از این برام بگیر.

1579
01:32:35,346 --> 01:32:37,566
‫ببخشید، " پیشرفت ضایعه " یعنی چی؟

1580
01:32:37,567 --> 01:32:38,822
‫تو دفترم می‌بینمتون.

1581
01:32:38,846 --> 01:32:40,298
‫باید تنها ببینمش.

1582
01:32:40,446 --> 01:32:41,446
‫اون بالا در موردش حرف می‌زنیم.

1583
01:32:41,506 --> 01:32:42,488
‫الان میام.

1584
01:32:49,896 --> 01:32:51,691
‫خب، تموم شد.

1585
01:32:52,576 --> 01:32:54,256
‫خوبی؟
‫خیلی سخت نبود؟

1586
01:32:54,369 --> 01:32:55,369
‫خوبم.

1587
01:32:56,476 --> 01:33:00,070
‫این حبس شدن، منو یاد " رؤیاپردازی و خو گرفتن به فاجعه " میندازه.
‫[ جمله ایی از خاطرات " کاترین پوتزی ]

1588
01:33:00,436 --> 01:33:01,986
‫خوندنش منقلبم کرد.

1589
01:33:02,108 --> 01:33:03,108
‫شگفت‌انگیزه.

1590
01:33:04,776 --> 01:33:06,696
‫آگوستین رفت؟
‫زنم چی؟

1591
01:33:06,697 --> 01:33:08,097
‫تو دفتر من منتظرمونن.

1592
01:33:10,616 --> 01:33:14,456
‫بهم بگین، این همه ام‌آر‌آی رو
‫به خاطر اضطرابتون می‌گیرین یا برای نوشتن؟

1593
01:33:14,457 --> 01:33:17,616
‫برای اینکه با جزئیات بنویسین، مثل اثر «کاربرد رویاپردازی»؟

1594
01:33:17,617 --> 01:33:21,487
‫زندگی همش جزئیاته، و شیطان هم تو جزئیات پنهونه.
‫اضطراب منم همین‌طور.

1595
01:33:23,287 --> 01:33:24,762
‫تو دفترم منتظرتونم.

1596
01:33:38,596 --> 01:33:39,996
‫خب، انقدر جدیه؟

1597
01:33:42,136 --> 01:33:43,650
‫همه‌شو خودش تنهایی کاشته.

1598
01:33:43,736 --> 01:33:45,456
‫به جز چمنه، که پلاستیکیه.

1599
01:33:46,876 --> 01:33:48,056
‫انقدر جدیه؟

1600
01:33:50,556 --> 01:33:52,734
‫هیچوقت در مورد این
‫لکه‌های کوچیک بهم نگفته بودی.

1601
01:33:55,257 --> 01:33:58,297
‫فکر می‌کردم دغدغه‌ات یه چیزی غیر از نویسندگیه.

1602
01:33:59,309 --> 01:34:00,809
‫انقدر جدیه؟

1603
01:34:02,776 --> 01:34:03,636
‫تو براش توضیح بده.

1604
01:34:03,736 --> 01:34:04,941
‫این تخصص توئه، اِلِنور.

1605
01:34:09,106 --> 01:34:10,740
‫آگوستین میگه همیشه باید حقیقت رو....

1606
01:34:11,523 --> 01:34:12,607
‫به کسی که میخوادش گفت.

1607
01:34:12,686 --> 01:34:13,746
‫من نمیخوام، من طلب میکنم.

1608
01:34:13,747 --> 01:34:15,794
‫بدون مقدمه‌چینی‌های آرامش‌بخش،
‫خواهش میکنم

1609
01:34:28,416 --> 01:34:31,876
‫شما می‌گفتین شیطان تو جزئیات پنهونه، درسته؟

1610
01:34:31,877 --> 01:34:34,026
‫و تو اضطراب‌های منم همین‌طور، بله.

1611
01:34:37,049 --> 01:34:38,289
‫خب، خودتونو آماده کنین.

1612
01:34:39,456 --> 01:34:40,856
‫اون لکه کوچیکه بیدار شده.

1613
01:34:41,256 --> 01:34:42,576
‫باید فوراً درمانش کرد.

1614
01:35:03,223 --> 01:35:04,723
‫وقت جنگه، فابریس.

1615
01:35:06,340 --> 01:35:10,460
‫با النور، و همین‌طور با فلورانس،
‫یه نقشه پیشنهاد دادیم.

1616
01:35:18,217 --> 01:35:19,132
‫فابریس،

1617
01:35:21,424 --> 01:35:23,742
‫شیطان تو جزئیات خواهد بود.

1618
01:35:25,028 --> 01:35:28,578
‫ولی لذت زندگی و جنگیدن
‫برای زنده موندن هم همین‌طور.

1619
01:35:29,556 --> 01:35:30,556
‫نگاه کن.

1620
01:35:36,418 --> 01:35:38,698
‫من یازده ساله که با این زندگی میکنم.

1621
01:35:43,809 --> 01:35:45,943
‫و بدون هیچ نگرانی خاصی.

1622
01:35:57,637 --> 01:35:59,182
‫بیاین تو باغ من.

1623
01:36:00,060 --> 01:36:01,818
‫تا در مورد آینده حرف بزنیم.

1624
01:36:05,402 --> 01:36:10,174
‫ترجمه و زیرنویس:
‫علی کلان

1625
01:36:11,807 --> 01:36:18,637
‫[ نفسِ آخر ]

1626
01:36:21,432 --> 01:36:25,551
‫فیلمی از:
‫[ کوستا گاوراس ]

1627
01:36:26,092 --> 01:36:30,336
‫اقتباسی از کتاب:
‫" نفس آخر " از: کلود گرانژ و رژیس دُبرِه

1628
01:36:30,957 --> 01:36:34,879
‫سناریو:
‫[ کوستا گاوراس ]

1629
01:36:35,368 --> 01:36:40,395
‫[ ارائه‌ای از گروه ترجمه فرانکوفیلم ]
‫FRANCOFILMS@

